شهید آوینی

 

يادداشتي از«رضازاده محمدي»:مواضع آويني غيرقابل مصادره است

خبرگزاري فارس: جبهه‌اي كه او به تنهايي ايجاد كرد جبهه‌اي خلل ناپذير و غيرقابل ناديده گرفتن بود و مواضعي كه اتخاذ مي‌كرد غيرقابل مصادره و گاه حتي براي آشنايان با افكارش غيرقابل پيش بيني بود.


 

چرا بايد به آويني و افكارش رجوع كنيم؟ جوابش ساده است. چون (هنوز هم) نياز فضاي فرهنگي كشور به ابتداييات مورد اعتقاد او از نان شب واجب تر است. از بعد از شهادت سعي شده دو تصوير از ايشان ارائه شود:
- در تصوير اول ‌آويني عارفي است ملتزم به نماز اول وقت معصوم/ مظلوم/ دوست داشتني/ بي‌آزار/ با ذكر به دوام و جيب مراقبت و درونگرايي خاص خود و سيماي جذاب و صداي دلنشين روايت فتح و همين.
- تصوير دوم تصويري است كه بعضي از علاقه‌مندان به جنبه‌اي از تفكر اين شهيد بزرگ در باب تمدن غرب و تكنولوژي ارائه مي‌دهند و نفي سينما/ نفي رسانه/ نفي امكان هرگونه اصلاح باتوجه به حوالت تاريخي و بسياري شاخ و برگ‌هاي ديگر را بي‌كم و كاست از اعتقادات ايشان مي‌دانند. اتفاقا به عقيده اين دسته هم افكار آويني به عمد مهجور مانده و مطرح نمي‌شود.
تصوير اول راه عروج و كندن از دنيا و مردن قبل از مرگ و شهيد شدن را نشان مي‌دهد بي‌آنكه حرف زيادي از روش جنگيدن قبل از شهيد شدن به ميان آورد. اين تصوير كتمان كننده بعد منتقد/ مبارز/ فريادكش و رك گوي او و به خصوص مجاهده او بامعنويت‌هاي رياكارانه و ادا و اطوار و تحجر و مقدس نمايي در عرصه فرهنگ و آبرويي است كه در طبق اخلاص و در معرض فحش و تهمتها نهاد. جبهه‌اي كه او به تنهايي ايجاد كرد جبهه‌اي خلل ناپذير و غيرقابل ناديده گرفتن بود و مواضعي كه اتخاذ مي‌كرد غيرقابل مصادره و گاه حتي براي آشنايان با افكارش غيرقابل پيش بيني بود.
تصوير دوم به ما ياد مي‌دهد كه عميق فكر كنيم و قبل از هر چيز عمق بعضي مقوله‌ها همچون تمدن غرب و تكنولوژي و حوالت تاريخي و سنت و نسبت آن با مدرنيسم را به خوبي بشناسيم.
عمق اين شناخت معمولا يا به آنجا مي رسد كه هيچ كاري جز انتظار نمي توان كرد چنانكه هم اكنون بعضي به اين عمق از تفكر رسيده‌اند يا به جايي نمي رساند كه چه بايد كرد. در نهايت اگر وظيفه‌اي معين كند عبارت است از تلاش براي تبيين همين مقوله‌ها براي ديگران. البته در اينكه داعيان اين فكر همه از اقتضائات دنياي مدرن و تكنولوژي و محصولات تمدن غرب استفاده مي‌كنند و مجبورند كه استفاده كنند شكي نيست. اما بحث بر سر آن است كه اگر آويني دوربين به دست مي گرفت و مستند مي ساخت يا هيچكاك را تشريح مي‌كرد يا فيلم نقد مي‌كرد تنها به خاطر جبر گرفتاري در حوالت تاريخي نبود بلكه مي خواست كار كند و با اين ابزارها كار كند و باري اسلام و انقلاب هم كار كند و سينما هم اصلاح شود و رشد كند و مردمي باشد و مخاطب عام داشتهب اشد و ظاهرگرايي و تحجر نباشد و مي شد كه از فيلمي چنان تمجيد بزرگي ميكرد كه برق همه را مي گرفت.
در واقع در هر دو تصوير رايج با يك آقا مرتضاي عميق و غير روزمره مواجهيم كه يا در عوالم عميق عرفاني سير مي‌كند يا افكار عميقي دارد و به مقولات عميق فكر مي كند نه سطحي و روزمره. بنابراين يا سلوك عرفاني يا غور در اعماق مقولات ژرف و اگر سينماست بحث حكمت سينما و ماهيت سينما و تكنيك و در اين سطح/ نه نقد فلان فيلم يا فلان داستان و هر اتفاق كوچك روزمره در عرصه فرهنگ.
ما به افكار و خط مشي شجاعانه/ رك گو و نترس او در عرصه فرهنگ محتاجيم و نه آنكه چون شهيد شده. چه خوب كه عكس و صدا و جملاتي از او را حفظ كنيم. در جشنواره فيلم امسال قبل از شروع هر فيلم جمله‌اي از شهيد آويني بر پرده مي آمد كه هنر آن است كه موجب عروج روح انسان شود و به اين مضمون. اما آويني به طور خاص درباره سينما كتاب و مقاله و مصاحبه و هزاران جمله ناب و جهت دهنده حرف دارد كه اتفاقا بعضي از آنها بسيار مناسب جشنواره امسال بود. براي نمونه و به عنوان حسن ختام به چند جمله بسنده مي‌كنيم:
- سينما مي‌تواند سراغ عرفان برود به شرطها و شروطها: شرط اولش اين است كه فيلمساز خودش عارف باشد و شرط دومش اين است كه عرفان نهفته در فيلم از حد يك مشت ديالوگ و تصاوري رياكارانه از انار و حوض و مينياتور و بادگير و ئي چينگ و جانماز و غيره فراتر برود.
- مردم هم از لحاظ رشد فرهنگي و هم از لحاظ نزديكي به فطرت از روشنفكران بالاترند و بنابراين رشد آگاهي مردم توسط سينماي موجود ادعايي كاملا بي وجه است.
- سينماي ما يك سينماي محلي كوچك با ذائقه اروپايي است به مجرد آنكه فيلمسازي هم فيلمي پرفروش و يا نسبتا پرفروش مي سازد كه در قياس با سينماي كشورهاي ديگر هيچ است چماقي مي شود و از جانب مسئولان و منتقدان به سر او مي‌خورد.

- مروج اين صورت از ايرانيگري دربار پهلوي بوده است تا آنجا كه حتي تيمسار خسرواني خانه‌اي داشت كه معماري آن از معماري كويري يزد و نائين و اردكان تقليد شده و حتي نماي بيروني آن كاهگلي بود. ايراني ستودني است اما شما فيلمي به من نشان دهيد كه از ژرفنا و باطن ايراني باشد نه در سطح و در حيطه اشياء و فضاها و ديالوگها و عرض كردم كه اگر ايراني گري اين است كه رژيم گذشته براي حفظ محله عودلاجان و سقاخانه‌ها و قهوه‌خانه‌هاي سنتي از ما مصمم تر بودند.

شهيد آويني را با اين جملات و بسياري جملات كليدي ديگر بيشتر و بهتر مي‌توان شناخت و در اين صورت شايد آن خاطره زيبا و دلنشين براي بعضي مخدوش شود. اما براي بسياري و از جمله خود ما مي‌تواند الهام بخش/ هشدار دهنده و حركت آفرين باشد.

*منبع:جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي

Copyright © 2003-2020 - AVINY.COM - All Rights Reserved
logo