شهید آوینی

 

رفاه ‏اقتصادى و معيشتى


استاد محمد حكيمى

از برنامه‏ها و اقدامهاى امام مهدى (ع)، پديد آوردن رفاه در كل جامعه بشرى است. در آن دوران طبق ترسيم آيات و احاديث، جامعه بشرى واحدى تشكيل مى‏گردد كه مانند خانواده‏اى زندگى مى‏كنند، و مساله ناهنجار جوامع پيشرفته و ابرقدرت، و جامعه‏هاى در حال رشد، و جامعه‏هاى عقب‏مانده و محروم از ميان مى‏رود (1) و بشريت‏به طور كلى به رفاه اقتصادى و بى‏نيازى دست مى‏يابد، و همين چگونگى زمينه اساسى رشد و تعالى معنوى و فكرى انسان را مى‏سازد.

طبق تحقيقات كارشناسان و متخصصان، (2) بخش عظيم و مهمى از مسائل عقب‏ماندگى و وابستگى و كمبود مواد غذايى و معيشتى (اگر نگوييم تمام آن) به دو عامل بستگى دارد، و اين هر دو عامل با هم در ارتباط‏اند:

1- نظام اقتصادى حاكم بر جهان.

2- نظام سياسى حاكم بر جامعه.

1- «نظام اقتصادى حاكم بر جهان‏»، يعنى نظام و سيستمى كه قدرتهاى اقتصادى جهان در كشورهاى استعمارگر پديد آورده‏اند، و هدف و آرمان آنها دستيابى به قدرت اقتصادى روزافزون و سلطه بر منابع ثروت جهان است. اين قدرتهاى سلطه‏گر، با برنامه‏ريزيهاى دقيق خود، مانع هرگونه استقلال، خودكفايى و رشد توليد و پيشرفت اقتصادى در كشورهاى عقب نگهداشته شده‏اند. اين قدرتها از راههاى گوناگون و شيوه‏هاى تبليغى و برنامه‏ريزيهاى گسترده و عميق، در سايه سلطه نظامى و سياسى و فرهنگى، آزادى فكر و عمل را از آحاد مردم در جهان سوم مى‏گيرند، و روشها و شيوه‏هايى در همه مسائل زندگى از جمله در توليد و مصرف و تكنولوژى و فرهنگ و راههاى معيشت، بر آنان تحميل مى‏كنند كه به سود سرمايه‏داران بزرگ و سلطه بيشتر جهان پيشرفته است. در سايه اين سلب فكر و سلب شخصيت و سلب آزادى و آزادفكرى، پديده عقب‏ماندگى ويى و خوديابى و اعتماد به نفس مى‏ميرد، و وابستگى روز به روز در اعماق اجتماعات عقب‏مانده گسترش مى‏يابد. از اين رو، صاحب‏نظران مسائل اقتصادى - اجتماعى مى‏گويند: كمك به كشورهاى عقب‏مانده (3) تنها در اين است كه آنها را به خودشان واگذارند. (4)

2- «نظام سياسى حاكم بر كشورها» نيز نوعا عامل و دست‏نشانده قدرتهاى جهانى هستند، و همواره به زيان ملتهاى خود گام برمى‏دارند، و براى سلب هرگونه فكر و انديشه از مردم و نفى حس خودشناسى و خوديابى در مردم خويش مى‏كوشند، و جريانهاى فكرى و فنى فرمايشى را در ميان ملت‏خويش نشر مى‏دهند، و با رسانه‏ها و ابزارهاى تبليغاتى هرگونه استقلال فرهنگى و اقتصادى را از جامعه سلب مى‏كنند، و توده‏ها را برده‏وار به اسارت و پيروى كوركورانه اين دو جريان مسلط و حاكم - يكى بيگانه و ديگرى خودى - نخستين موضوعى كه صدمه مى‏بيند و يا بكلى نفى مى‏گردد، اصالت فكر و فرهنگ خودى و حس اعتماد به نفس و بازيابى و بازشناسايى نيروهاى نهفته در درون خود و جامعه خودى است.

در رستاخيز ظهور امام منجى (ع)، اين بندها و دامها از سر راه برداشته مى‏شود، و عوامل سلطه بر فكر و فرهنگ و اقتصاد و سياست جهان و كشورها نابود مى‏گردد، و انسانها آزاد مى‏شوند، و با هدايت آن امام به خود مى‏آيند و ديگر بار خويشتن خويش را بازمى‏يابند و بازمى‏شناسند و آزادانه فكر مى‏كنند، و راههاى تحميلى و تبليغى را از راه اصلى و درست جدا مى‏سازند. و اين است آزادى و آزادگى واقعى، آزاديى كه در سراسر دنياى كنونى تنها واژه آن وجود دارد و از محتوا و مفهوم آن خبرى نيست.

در دنيايى كه تقسيم‏بندى جهانى با معيارهاى ظالمانه صورت مى‏گيرد، و امتهاى ضعيف، به حال خود گذارده نمى‏شوند، و از راههاى مريى و نامريى در شبكه‏هاى پيچيده نظامهاى سلطه و سرمايه‏دارى جهان گرفتار مى‏آيند، سخن از آزادى واقعى و آزادفكرى، بازى با كلمات است. و گفتگو بر سر استقلال اقتصادى و انتخاب شيوه و راه زندگى و معيشت و دستيابى به رفاه بيهوده است. زيرا در چنين شرايطى، بخشهاى عظيمى از بشريت مواد لازم زندگى را در اختيار ندارند و دچار كمبود و فقرند، و بخشهاى ديگر نيز طبق الگوها و معيارهايى كه سرمايه‏داران و توليدكنندگان بزرگ بر جامعه تحميل مى‏كنند بايد زندگى كنند، و از مواد و كالاها بهره گيرند، و خود قدرت اختيار و انتخاب ندارند.

از اين رو در رستاخيز امام مهدى (ع)، انسان در آغوش آزادى به معناى واقعى كلمه مى‏آرامد، و در پرتو اين آزادى همه بندها و زنجيرهايى را كه بر پايش نهاده‏اند مى‏گسلد، ورا به دو بخش پيشرفته و عقب‏مانده تقسيم كرده‏اند از ميان مى‏رود، و پديده شوم فقر و نياز نيز نفى مى‏گردد، و رفاه اقتصادى در پرتو چنين معيارهايى به جامعه و افراد داده مى‏شود. ترديدى نيست كه بدترين و ناهنجارترين اسارت براى بشريت، فقر و نياز روزانه به غذا، لباس، مسكن، دارو و ديگر لوازم زندگى است. اين اسارت براى انسان لحظه‏اى آسايش و فراغت‏باقى نمى‏گذارد، و زمينه‏هاى رشد و تكامل معنوى و مادى او را نابود مى‏سازد، و همواره انسان را در انديشه سير كردن شكم و پوشاندن بدن و دست‏يابى به سايبان و بهبودى از درد و بيمارى و... فرو مى‏برد، و فرصتى باقى نمى‏گذارد تابه مفاهيم بالا و برتر زندگى بينديشد، و پايگاه انسانى خود را درك كند، و از عروج و تكامل نوع انسان سخن بگويد.

در دوران رفاه اقتصادى و رفع همه نيازها، آدمى از اين بردگى و اسارت هستى‏سوز رهايى مى‏يابد، و از بند مشكلات آن آزاد مى‏گردد، و به مسائل متعالى و برتر و تكامل و رشد و صعود مى‏انديشد و در آن راستا گام برمى‏دارد.

احاديث‏بسيارى درباره رفاه اقتصادى دوران ظهور وجود دارد و شايد از جمله مسائلى باشد كه بيشترين تاكيد بر آن شده است. و اين اهميت موضوع و نقش آن را در ساختن جامعه سالم قرآنى مى‏رساند، و شايد پس از اصل عدالت دومين موضوعى باشد كه در آن دوران در جامعه‏ها پديد مى‏آيد. و اين هر دو با يكديگر پيوندى ناگسستنى دارند، زيرا كه اجراى دقيق عدالت‏براى از ميان بردن روابط ظالمانه و غاصبانه آكل و ماكولى است تا اقويا حق ضعيفان را نخورند و آنان را محروم نسازند. بنابراين، رفاه اقتصادى براى همه، با اجراى اصل عدالت اجتماعى و برپايى قسط قرآنى امكان‏پذير است، بلكه رفاه و بى‏نيازى از ميوه‏هاى درخت تناور عدل است، و امام با تحقق بخشيدن به اصول دادگرى و عدالت اجتماعى، همگان را به زندگيى درست و سامان‏يافته مى‏رساند.

امام صادق (ع):

...ان‏الناس يستغنون اذا عدل بينهم... (5)

- ... مردمان بى‏نياز مى‏گردند آنگاه كه عدالت ميانشان حاكم باشد...

ن‏الله لم يترك شيئا من صنوف‏الاموال الا و قد قسمه، واعطى كل ذى حق حقه، الخاصه والعامه والفقراء والمساكين، و كل صنف من صنوف‏الناس... فقال: لو عدل فى‏الناس لاستتغنوا... (6)

- خداوند همه ثروتها را (از همه منابع درآمد) ميان مردم تقسيم كرده است، و به هر كس حقش را داده است: كارگزاران و توده مردم و بينوايان و تهيدستان و هر گروهى از گروههاى مردم. سپس امام گفت: اگر عدالت اجتماعى برقرار شده بود همه مردم بى‏نياز شده بودند...

بنابراين در سايه عدالت است كه به رفاه اقتصادى و بى‏نيازى مادى مى‏توان دست‏يافت.

همچنين از نظر تعاليم اسلامى، حاكميت اگر درست و اسلامى باشد و برنامه‏ها و مجريانى قرآنى و اسلامى به كار گمارده شوند، محروميت و نيازمندى در جامعه باقى نمى‏ماند، زيرا كه اصول عدل و حق اجرا مى‏گردد، و در پرتو آن اجراى اصول، همه مردم به رفاه و بى‏نيازى مى‏رسند.

امام على (ع):

اما والذى فلق‏الحبه، و برا النسمه، لو اقتبستم‏العلم من معدنه، و ادخرتم‏الخير من موضعه و اخذتم‏الطريق من وضحه، و سلكتم من‏الحق نهجه، لنهجت‏بكم‏السبل، وبدت لكم‏الاعلام، و اضاء لكم‏الاسلام، و اكلتم رغدا، و ما عال فيكم عائل، و لا ظلم منكم مسلم و لامعاهد... (7)

- سوگند به خدايى كه دانه را (در دل خاك) بشكافت، و آدميان را آفريد، اگر علم را از معدن آن اقتباس كرده بوديد، و خير را از جايگاه آن خواستار شده بوديد و از ميان راه به رفتن پرداخته بوديد، و راه حق را از طريق روشن آن پيموده بوديد، راههاى شما هموار مى‏گشت، و نشانه‏هاى هدايتگر پديد مى‏آمد، و فروغ اسلام شما را فرا مى‏گرفت، و به فراوانى غذا مى‏خورديد، و ديگر هيچ عائله‏مندى بى‏هزينه نمى‏ماند، و بر هيچ مسلمان و غير مسلمانى ستم نمى‏رفت.

در پرتو حاكميت قرآنى و محمدى (ص) و علوى (ع) امام مهدى (ع)، و با اجراى اصل عدالت اجتماعى كه سيره انكارناپذير آن امام‏سامان مى‏يابد، و نيازها برآورده مى‏گردد، و رفاه اقتصادى و آسايش معيشتى بر تمام بخشها و زواياى زنگى خانواده بشرى پرتو مى‏افكند.

با اينكه موضوع رفاه اقتصادى از شاخ و برگهاى عدالت اجتماعى است، در احاديث جداگانه مطرح گرديده است. و اين اهميت موضوع را آشكار مى‏سازد.

پيامبر اكرم (ص):

يكون فى امتى‏المهدى... يتعنم امتى فى زمانه نعيما لم يتنعموا مثله قط، البر والفاجر، يرسل‏السماء عليهم مدرارا، ولا تدخرالارض شيئا من نباتها. (8)

- در امت من مهدى قيام كند... و در زمان او مردم به نعمتهايى دست مى‏يابند كه در هيچ زمانى دست نيافته باشند. (همه) نيكوكار و بدكار. آسمان بر آنان ببارد و زمين چيزى از روييدنيهاى خود را پنهان ندارد.

پيامبر اكرم (ص):

يكون فى امتى‏المهدى ... والمال يومئذ كدوس، يقوم‏الرجل فيقول: يا مهدى اعطنى، فيقول: خذ (9)

- در زمان مهدى (ع)... مال همى خرمن شود. هر كس نزد مهدى آيد و گويد: «به من مالى ده! مهدى بيدرنگ بگويد: «بگير.»

امام على (ع):

... و اعملوا انكم ان اتبعتم طالع‏المشرق سلك بكم منهاج‏الرسول ... و كفيتم مؤونه‏الطلب والتعسف، و نبذتم‏الثقل الفادح عن‏الاعناق... (10)

- بدانيد اگر شما از قيامگر مشرق (امام مهدى «ع‏») پيروى كنيد، شما را به آيين پيامبر درآورد... تا از رنج طلب و ظلم (در راه دستيابى به امور زندگى) آسوده شويد، و بار سنگين (زندگى) را از شانه‏هايتان بر زمين نهيد...

رفاه تا اين پايه و تامين سطح زندگى تا اين سطح، آرمانى است الهى كه به دست مبشر راستين عدالت و انصاف و سعادت و آسايش، امام مهدى (ع) تحقق مى‏يابد.

امام على (ع):

ثم يقبل الى‏الكوفه فيكون منزله بها، فلا يترك عبدا مسلما الا اشتراه و اعتقه، ولا غارما الا قضى دينه، و لا مظلمه لاحد من‏الناس الا ردها، ولا يقتل منهم عبد الا ادى ثمنه، ديه مسلمه الى اهلها، و لا يقتل قتيل الا قضى عنه دينه والحق عياله فى‏العطاء، حتى يملاالارض قسطا و عدلا... (11)

- ... سپس (امام مهدى «ع‏») به كوفه، درآيد، و در آنجا مسكن گزيند، و هر برده مسلمانى را (در صورتى كه باقيمانده باشد) بخرد و آزاد كند و دين بدهكاران را بپردازد، و مظلمه‏ها و حقهايى كه بر گردن كسان است (به صاحبان حق) بازگرداند، كسى كشته نشود مگر اين كه بهاى آن را (كه ديه است) به صاحبانش تسليم كند، و آن كس كه كشته شد بدهيش را بپردازد، و (زندگى) خانواده او را تامين كند، تا سراسر زمين را از عدل و داد بيآكند...

تامين زندگى و رفاه تا اين پايه است كه اگر از مسلمانان كسى هنوز در بردگى مانده بود به دست امام خريده مى‏شود و آزاد مى‏گردد. اگر كسى بدهكارى داشت‏بدهى او پرداخت مى‏شود. هر كس حقى و حقوقى از ديگران برى قصاص شد ديه او به صاحبش پرداخت مى‏گردد. هر كس به دليل جرمى به اعدام محكوم شد بدهكاريهاى او پرداخت مى‏شود، و پس از اعدام وى زندگى خانواده‏اش همسان و هم‏سطح ديگر مردم تامين مى‏گردد. و اينها همه براى اجراى عدالت دقيق در سراسر آباديهاى زمين است. يعنى عدالت در آن دوران چنين مفهومى عميق و گسترده و انسانى دارد، كه هر مشكل و ناهنجارى و گرفتارى را برطرف مى‏سازد.

امام باقر (ع):

و يعطى‏الناس عطايا مرتين فى‏السنه و يرزقهم فى‏الشهر رزقين... حتى لاترى محتاجا الى الزكاه و يجيى‏ء اصحاب‏الزكاه بزكاتهم الى‏المحاويج من شيعته فلا يقبلونها، فيصرونها و يدورون فى دورهم، فيخرجون اليهم، فيقولون: لا حاجه لنا فى دراهمكم ... فيعطى عطاء لم يعطه احد قبله. (12)

- (امام مهدى «ع‏»)، در سال دو بار به مردم مال ببخشد و در ماه دو بار امور معيشت‏بدانان دهد... تا نيازمندى به زكات باقى نماند. و صاحبان زكات، زكاتشان را نزد محتاجان آورند، و ايشان نپذيرند. پس آنان زكات خويش در كيسه‏هايى نهند و در اطراف خانه‏ها بگردند (براى دستيابى به محتاجى)، و مردم بيرون آيند و گويند:

ما را نيازى به پول شما نيست... پس دست‏به بخشايش گشايد، چنانكه تا آن روز كسى آنچنان بخشش اموال نكرده باشد.

امام صادق (ع):

ان قائمنا اذا قام اشرقت‏الارض بنور ربها... و يطلب‏الرجل منكم من يصله بماله و ياخذ منه زكاته، فلا يجد احدا يقبل منه ذلك و استغنى‏الناس بما رزقهم‏الله من فضله. (13)

- هنگام رستاخيز قائم ما زمين با نور خدايى بدرخشد... و شما به جستجوى اشخاصى برمى‏آييد كه مال يا زكات بگيرند و كسى را نمى‏يابيد كه از شما قبول كند، و مردمان همه به فضل الهى بى‏نياز مى‏گردند.

سطح زندگى در اين حد بسيار متعالى و آرمانى و رفاه اقتصادى تا اين پايه، در دنياى سراسر ظلم و جامعه‏هاى طبقاتى و سرشار از تضاد بر سر منافع و با روابط ظالمانه استثمارى براى ما، قابل درك نيست، ليكن وعده خدا است و تحقق خواهد يافت. آيا چنين هدفى با اين بزرگى و عالم‏گسترى، با شيوه‏هاى اخلاقى و پند و موعظه پديد مى‏آيد، يا امام مهدى (ع) تنها با اعجاز و قدرت معنوى اين چگونگيها را در زمين پديد مى‏آورد؟ يا شيوه‏ها و روشهايى ويژه براى رشد ثروت و توليد كافى كالاها به كار مى‏برد كه تا كنون نبوده است؟

روشن است كه ايجاد رفاه اقتصادى در اين حد و براى يكايك افراد خانواده بشرى، كارى بزرگ و مشكلى بس عظيم است، و به دشوارى مى‏توان تصور كرد كه در آن روزگار چه مسائل و عواملى پديد مى‏آيد كه چنين زيستى نصيب انسانها مى‏گردد.

با مطالعه در وضعيت زندگى كنونى بشر و با بررسى دقيق منابع طبيعى و ذخاير موجود در زمين و محاسبه استعداد انسان و محاسبه مقدار مصرف زائد و مسرفانه و تجملى در همه اموال جهان در نزد مهدى (ع) گرد آيد، آنچه در دل زمين است و آنچه بر روى زمين، آنگاه مهدى به مردمان بگويد: بيائيد! و اين اموال را بگيريد.

اجتماعات مختلف بشرى به اصل دست مى‏يابيم:

1- منابع طبيعى و ذخاير زمين اين استعداد را دارد كه پاسخگوى مجموعه نيازهاى انسانها باشد (در هر مقوله از مقولاتى كه در زندگى بدانها نيازى هست)، و كمبودها را برطرف سازد و آدميان را به رفاه و آسايش و تامين معاش برساند.

2- محاسبه مقدار مصرف تجملى و مسرفانه اجتماعات بشرى، (14) روشن مى‏سازد كه اگر اين اسرافكاريها و شادخواريها به صورتى درست و اصولى مهار گردد، و با انضباط و قانونى سازش‏ناپذير جلو عياشى و ريخت‏وپاشهاى زايد گروه اشراف رفاه‏طلب و شادخوار گرفته شود، نيازهاى كل بشريت‏برآورده مى‏شود و زندگى همگان در روى زمين تامين مى‏شود.

3- با بررسى استعداد خلاق و هوش مبتكر انسانى، روشن مى‏شود كه انسانها مى‏توانند در پرتو پيشرفت دانشها، به فورمولها و اصول تازه‏اى دست‏يابند كه معاش آنان بهتر تامين شود، و نيازها و خواسته‏ها بيشتر برآورده گردد، و رفاه و آسايشى عمومى و همگانى پديد آيد. با توجه به اين سه محور، امكان پديد آمدن دوران رفاه مطلق و تامين زندگى در سطحى متعالى براى همه مردم روى زمين، روشن مى‏گردد. در اين بخش از اين رساله، به بررسى برخى از علل و عواملى مى‏پردازيم كه ممكن است در رستاخيز قيام و انقلاب امام مهدى (ع) به كار گرفته شود، و با تكيه بر آنها بودجه و مواد و منابع عظيم و كلان براى چنين اقدامى عظيم تامين گردد، و در فروغ آن زندگى بشريت‏سامانى درخور يابد:

1- برقرارى عدالت اجتماعى
عدالت اجتماعى به معناى تعادل و توازن در كليه جريانهاى اقتصادى جامعه است، و نظام توليد و توزيع مصرف را در بر مى‏گيرد. عدالت‏به اين معنا، اگر گستره‏اى جهانى يابد و دقيق و بى‏استثنا حدود آن مشخص شود و درست اجرا گردد. تعادل و توازنى در كل جامعه بشرى پديد مى‏آورد كه آرمان همه عدالتخواهان الهى و بشرى بوده است. در پرتو چنين عدالتى، فاصله‏هاى اقتصادى به معناى اسراف و تكاثر در بخشهايى و كمبود و محروميت در بخشهاى فراوان ديگر ريشه‏كن مى‏گردد. و چنانكه در بخش نخست (15) ديديم،مگان است.

2- اجراى اصل مساوات
رعايت قاطع اصل مساوات نيز موجب تعديل ثروتها و برابرى در توزيع كالاها و مواد مورد نياز همه مردم است، و از تراكم و ذخيره‏سازى كنز و اسرافكارى نزد طبقات و گروههايى مانع مى‏گردد، و زمينه‏هاى اصلى كمبود و نيازمندى را برطرف مى‏سازد.

در فصل بعد روشن خواهد شد كه با اجراى اصل مساوات نيازها برآورده مى‏گردد، و محتاج و تهيدستى باقى نمى‏ماند. در اين باره به چنين تعاليمى برمى‏خوريم: «و يسوى بين‏الناس حتى لاترى محتاجا الى‏الزكاه: (16) (امام مهدى‏«ع‏») ميان مردم (در تقسيم اموال) به مساوات رفتار مى‏كند به طورى كه ديگر نيازمند و محتاجى يافت نمى‏شود.» و اين همان سطح متعالى زندگى و رفاه عمومى است كه زكات مورد مصرف نداشته باشد، و همه چيز به همه مردم برسد. اين موضوع در اصل «مساوات‏» روشن خواهد گشت.

3- عمران و آبادى زمين
عمران و آبادى زمين، و بهره‏بردارى از امكانات آن تا سر حد امكان، از ديگر اقدامات امام است. اين كار، در دوران پيش از ظهور با همه پيشرفت علوم و تكنولوژى در همه زمينه‏ها بطور كامل انجام نشده است. طبق نظر متخصصان، بسيارى از زمينها قابل عمران و آبادى و كشاورزى و توليد است، بسيارى از آبها داراى استعداد ذخيره شدن و بهره‏بردارى است، و بسيارى از مناطق زمين متروك و رها شده مانده است، و بسيارى از مناطق به علت نفوذ سياستهاى استعمارى و ايجاد وابستگى و محروميت‏بطور كامل از آنها بهره‏بردارى نمى‏شود، و سيستمهاى توليد وكه به سود طبقات محروم نيست، بلكه براى كشورهاى سلطه‏طلب سودمند است.

اين موضوع نيز از نظر متخصصان و آمارگيران ثابت است كه زمين استعداد اداره و تامين چند برابر جمعيت كنونى را دارد به سه شرط:

الف - از همه امكانات بهره‏بردارى شود.

ب - از اسرافكارى و شادخوارى و كامروايى فزون از حد گروههايى اندك ممانعت‏به عمل مى‏آيد.

ج - تكنيكهاى دقيق علمى و فنى و متناسب با محيطها و سرزمين‏ها به كار رود.

4- پيشرفت فنون
چنانكه در فصل «تكامل علم و عقل‏» در دوران ظهور خواهيم گفت، علم و دانش بشر در رستاخيز امام مهدى (ع) به تكامل نهايى مى‏رسد، و امام با برنامه‏ريزيهاى دقيق كه از دانش بى‏كران الهى او برخاسته است، همه مناطق زمين را آباد مى‏كند، و براى تامين زندگى و ايجاد رفاه همگانى راه و روشهايى را عرضه مى‏كند كه تا آن روز براى بشر ناشناخته بوده است. با توجه به اينكه راه اصلى رشد توليد و خودكفايى، بهره‏بردارى از علوم و فنون و تخصصهاى ويژه و طرحها و برنامه‏هاى ماهرانه است. علوم و فنون بشرى در رستاخيز ظهور با علوم و فنون در دوران پيش از ظهور قابل مقايسه نيست، از اين رو، پيشرفتها و رشد توليد و سرمايه در آن دوران با هيچ دوره ديگر همانند نيست. امام مهدى (ع) در همه زمينه‏ها به دانش بشر تكامل مى‏بخشد. و چنانكه در علوم الهى و ماوراى طبيعى همه اشتباهات و جهلهاى بشرى را برطرف مى‏سازد و معيارهاى درست در شناخت مبدا و معاد را به انسان مى‏دهد، در علوم مادى و تكنيكهاى رشد اقتصادى و سامانيابى زيست‏ور به انسان عرضه مى‏كند، و با شيوه‏هاى بسيار دقيق، نظام توليد و بهره‏بردارى از منابع طبيعى را رشدى توصيف‏ناپذير مى‏بخشد و بدينگونه مشكل كمبودها و نارساييها را بكلى برطرف مى‏كند. فاصله پيشرفت علمى و عقلانى و وضع دانش انسان در آن دوره با وضع كنونى، بسى افزونتر است از فاصله دانش امروز بشرى با دورانهاى گذشته تاريخ.

5 - بارانهاى مفيد و پياپى
از علل و عوامل مهم و اساسى رشد توليد، بويژه در بخش كشاورزى - كه مادر توليد در بخشهاى ديگر است - نزولات آسمانى و بارانهاى مناسب و بموقع است. طبق تعاليم قرآن و احاديث پارسايى و نيكوكارى و احسان و بخصوص دادگرى موجب نزول رحمتهاى الهى و وفور نزولات آسمانى است (17) ، و گناه بويژه ظلم در روابط انسانى موجب خشكسالى و محروميت از رحمت الهى و قلت نزولات است. در دوران ظهور چون نيكى و احسان و عدل و انصاف بر سراسر گيتى پرتو مى‏افكند، و روابط انسانى بر اصل عدل و انصاف استوار مى‏گردد، و مردمان همه به نيكى و نيكوكارى و پارسايى مى‏گرايند، و ظلم و ستم را يك سو مى‏نهند، از اين رو، شايسته فضل و رحمت‏بيشتر مى‏گردند، و بارش بارانهاى مناسب و بموقع سبب رشدى وصف‏ناپذير در توليد خواهد گشت و بسيارى از مشكلات و كمبودها و نيازمنديها را برطرف خواهد ساخت.

پيامبر اكرم (ص):

يتنعم امتى فى زمن‏المهدى (ع) نعمه لم يتنعموا قبلها قط يرسل‏السماء عليهم مدرارا ولا تدع‏الارض شيئا من نباتها الا اخرجته... (18)

- ... امت من در زمان (رستاخيز) مهدى (ع) به نعمتهايى دست‏يابند كه پيش از آن و در هيچ دوره‏اى دست نيافته بودند. در آن روزگار، آسمان باران فراوان دهد، و زمين هيچ روييدنى را در دل خود نگاه ندارد...

چون مردمان به تقوا و پارسايى روى مى‏آورند، خداوند بركات و بارانها را فرو مى‏فرستد و خشكى و كم‏آبى در مناطق بسيارى برطرف مى‏شود؛ و اين وعده الهى كه درباره جامه تقواپيشگان مژده داده است آشكار مى‏گردد:

م انه كان غفارا. يرسل‏السماء عليكم مدرارا و يمددكم باموال و بنين و يجعل لكم جنات و يجعل لكم انهارا: (19) سپس گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او آمرزنده است. تا از آسمان برايتان پى‏درپى باران فرستد. و شما را به اموال و فرزندان مدد كند. و برايتان بستانها و نهرها بيافريند.»

امام على (ع):

... و لو قد قام قائمنا لانزلت‏السماء قطرها، و لاخرجت‏الارض نباتها... حتى تمشى‏المراه بين‏العراق الى‏الشام لاتضع قدميها الا على‏النبات... (20)

- ... چون قائم قيام كند، آسمان - چنانكه بايد - باران بارد و زمين گياه روياند ... به گونه‏اى كه زن، از عراق درآيد و تا شام برود و جز بر زمينهاى سرسبز گندم ننهد...

6 - برنامه‏ريزى درست و از يك نقطه
چنانكه در آغاز اين فصل يادآور شديم عامل محروميت و عقب‏ماندگى اكثريت كشورها و اجتماعات بشرى، كشورهاى قدرتمند و سلطه‏طلب است. اگر سلطه‏طلبان از ميان بروند و تقسيم جامعه بشرى به دو يا سه طبقه: پيشرفته و در حال رشد و عقب‏مانده، نفى شود و همه برنامه‏ريزيها و فكر و تخصصها و سرمايه‏ها و مديريتها تا سر حد امكان بطور يكسان در همه مناطق زمين، تقسيم گردد و تبعيض و تفاوتى در كار نباشد، و جهان داراى مركزيتى يگانه و واحد شود كه بر اساس عدل و مساوات به همه انسانها يكسان بنگرد، و تقسيم‏بنديهاى ظالمانه جامعه بشرى را محو سازد، و همه امكانات طبق نيازها به مناطق عالم گسيل گردد، و هيچ نقطه‏اى متروك و رها شده باقى نماند، بطور طبيعى مشكلات و نابسامانيهاى زندگى انسانها برطرف مى‏شود و رفاه و آسايش بر سراسر زمين سايه مى‏افكند.

امام باقر (ع):

... القائم منا... تطوى له‏الارض... فلا يبقى فى‏الارض خراب الا عمر... (21)

- ... زمين براى قائم ما در هم پيچيده مى‏شود (و به لحظه‏اى از هر نقطه به نقطه ديگر مى‏رسد)... و در زمين جاى ناآبادى باقى نمى‏ماند...

7 - بهره‏بردارى از معادن و منابع زيرزمينى
براى دستيابى به خودكفايى و رفاه درو منابع زيرزمينى و استخراج و بهره‏بردارى از آنها كارى ضرورى است، و چاره‏اى جز اين نيست كه از همه امكانات وطن انسان يعنى زمين بهره‏بردارى شود. بسيارى از ثروتها و مواد لازم براى زندگى، از معادن به دست مى‏آيد. اين معادن و مواد ديگرى كه براى بشر امروز شناخته شده نيست، در دوران ظهور مورد بهره‏بردارى قرار مى‏گيرد.

پيامبر اكرم (ص):

... و يظهرالله له كنوزالارض و معادنها... (22)

- ... خداوند براى قائم (ع) گنجها و معادن زمين را آشكار مى‏سازد...

امام على (ع):

و تخرج له‏الارض افاليذ كبدها و تلقى اليه سلما مقاليدها... (23)

- ... زمين آنچه را در اعماق خويش دارد براى وى بيرون دهد، و همه امكانات و بركات خويش را در اختيار او گذارد...

امام باقر (ع):

... و تظهر له (القائم «ع‏») الكنوز... (24)

- ... براى قائم ما گنجها آشكار مى‏گردد...

در دوران پيش از ظهور بسيارى از معادن شناخته شده است و بشر كنونى و آينده بسرعت آنها را استخراج مى‏كند و در زندگى به كار مى‏گيرد. بنابراين از تاكيد فراوان احاديث‏بر موضوع معادن و آشكار شدن آنها براى امام قائم (ع)، مى‏توان حدس زد كه آنچه شناخته شده و قابل اكتشاف براى بشر كنونى است (به علت محدوديت دانش بشرى نسبت‏به دوران ظهور و تكامل علم و عقل انسان با راهنمايى و تعليم معلم بزرگ الهى حضرت مهدى (ع) بسيار ناچيز است، و در دوران آن رستاخيز عظيم مواد و معادنى شناخته و اكتشاف مى‏شود كه چهره زندگيها را بكى دگرگون مى‏سازد. و بايد چنين باشد زيرا كه ايجاد رفاه براى كل جامعه بشرى كارى ساده نيست، و سرمايه‏هاى كلان و عظيمى لازم دارد. يكى از منابع تامين اين سرمايه‏ها معادن است و بايد از آنها كاملا استفاده شود. با توجه به بيكرانى و فراوانى منابع و معادن زيرزمينى - بويژه نسبت‏به بخشهاى ناشناخته آن براى بشر امروز - روشن مى‏گردد كه اين بخش از منابع درآمد دولت مهدى (ع)، سرمايه‏اى درخور و كارآمد دارد. و از اين راه اگر همه مشكلات بشرى حل نشود بخشهاى عمده‏اى از آن به در دنيايى كه تقسيم‏بندى جهانى با معيارهاى ظالمانه صورت مى‏گيرد و امتهاى ضعيف، به حال خود گذارده نمى‏شوند، و از راههاى مريى و نامريى در شبكه‏هاى پيچيده نظامهاى سلطه و سرمايه‏دارى جهان گرفتار مى‏آيند، سخن از آزادى واقعى و آزاد فكرى، بازى با كلمات است.سامانى درخور و شايسته مى‏رسد.

منابع عظيم اكثريت اجتماعات بشرى امروز نبود شناخت و دانش كافى است، يا برنامه‏ريزيهاى حساب نشده و نادرست است و دوران ظهور، دوران سراسر آگاهى و شناختهاى ناب و خالص است، كه همه زواياى زندگى انسان را روشن مى‏سازد و در برنامه‏ريزيهاى فرهنگى، تربيتى، هنرى، فنى، اجتماعى، اقتصادى و... نقطه ابهام و عقب‏ماندگى باقى نمى‏ماند، و شيوه‏ها و روشهاى اصولى و درست و مقرون به صرفه و به سود انسان ارائه مى‏شود، و زندگى در همه جاى زمين چهره‏اى زيبا و انسانى و سرشار از رفاه بخود مى‏گيرد.

8 - بازپس‏گيرى ثروتهاى غصب شده
امام مهدى (ع) از راه ديگرى كه از اهميت فراوانى برخوردار است نيز سرمايه‏هاى بزرگ و كلانى به دست مى‏آورد، و از آن راه بودجه هنگفت‏سامان بخشيدن به جامعه انسانى و ايجاد رفاه عمومى را تامين مى‏كند. امام با از ميان برداشتن جباران و طاغوتان و سرمايه‏داران مانع اجراى عدالت، پولها و سرمايه‏ها و همه امكانات آنها را كه از راههاى نامشروع، استثمار، غصب، احتكار، ظلم، تعدى و تجاوز، تصاحب به ناحق اموال عمومى و انفال، گرانفروشى، ارزان خريدن مواد خام و كار و كالاى مردمان محروم و... به دست آورده بودند، باز پس مى‏گيرد و در اختيار توده‏هاى محروم بشرى قرار مى‏دهد.

مام دوران پيش از ظهور، به ثروت‏اندوزيهاى كلان دست‏يازيده‏اند، و سرمايه‏هاى كلانى در همه كشورهاى جهان كنز و گنج كرده‏اند، كه بخش اعظم ثروتها و سرمايه‏هاى كشورها را تشكيل مى‏دهد. و اينها همه از راههاى نادرست و شيوه‏هاى استثمارى و ظالمانه، روانه جيب عده‏اى خاص از افراد انسان شده است. (25) امام مهدى (ع)، در رستاخيز ظهور، اين مالكيتهاى دروغين و صورى را ابطال مى‏كند «مهدى (ع) حق هر حقدارى را بگيرد و به او دهد، حتى اگر حق كسى زير دندان ديگرى باشد، از زير دندان انسان متجاوز و غاصب بيرون كشد، و به صاحب حق بازگرداند.» (26)

از جمله اموال عمومى كه غاصبانه به افرادى خاص داده شده است «قطايع‏» است‏يعنى زمينهايى از اراضى خراجى، كه از راه امتياز به نزديكان حكام داده مى‏شد. اين اموال بذل و بخششهايى است كه موجب تشكيل طبقه‏اى ممتاز در جامعه است. در دوران گذشته پادشاهان و حكومتها به درباريان و اطرافيان خود قطعه زمينهايى پيشكش مى‏كردند. و اين زمينها قطيعه و قطايع نام داشت، و آغاز كار تشكيل طبقه‏اى بود ثروتمند و وابسته به حكومتها و در كنار آنان، و زمينه نابرابرى و تبعيض طبقاتى. حكومتهاى فاسد و خودكامه با امتياز بخشى و جانبدارى عملى و قانونى موجب مى‏گردند كه طبقات ممتازى در سرمايه رشد يابند، و منافع و اموال عمومى را به سود خود به كارفزايند. اين مسائل و نظاير آن در دوران ظهور نابود مى‏شود، و اين زمينها چون ديگر اموال غصب شده به مردم بازمى‏گردد:

امام صادق (ع):

اذا قام اضمحلت‏القطائع... (27)

- چون رستاخيز قائم بيآغازد، قطايع از ميان مى‏رود ديگر اقطاعى در ميان نخواهد بود...

امروزه در كشورهاى دنيا، شيوه‏هاى درآمد - با اكثريت قاطع - نامشروع و ظالمانه است. بيشتر درآمدهاى پولى با شيوه‏هاى ربوى است، بسيارى از زمينها غصب شده است. بسيارى از مبادلات بازرگانى با سودهاى زياد و غيرمنصفانه انجام مى‏گيرد، و يا با انحصارگراييها و اعمال اجبارها و اضطرارهايى است كه همه مستلزم ظلم است، و سود حاصل از آن غصب و حق محرومان است. شركتهاى بزرگ با شيوه‏هاى انحصاراتى و براساس «بخس‏» و كم بها دادن به كار و كالاى مردم، پولهايى به دست مى‏آورند كه حق ديگران است. تبانيها و قراردادهايى پنهانى صورت مى‏گيرد و حقوق كارگر و كشاورز و مردم پايين‏دست‏بسيار كمتر از حقشان پرداخت مى‏شود. كالاهايى توليد مى‏شود و از آن درآمدهايى تحصيل مى‏گردد كه به زيان جامعه و مردم است. و اينها نيز درآمدهاى بزرگ و ظالمانه‏اى است كه رايج است. و بدينسان است ديگر اموالى كه هر كدام به نوعى ظلم و استثمار و غصب است. و در دوران ظهور، اينها همه به خزانه دولت‏حق و عدل بازمى‏گردد و به مصرف اصلى مى‏رسد.

9- استفاده از همه اموال (اموال عمومى، خصوصى)
امام مهدى (ع) براى پيشبرد اهداف انقلاب - طبق تعبير برخى از احاديث - از همه اموال خصوصى و عمومى بهره مى‏گيرد.

در احاديثى آمده است كه همه اموال دنيا نزد امام مهدى (ع) گرد مى‏آيد، و امام آنها را ميان مردمان طبق قانون عدل و بر اساس نياز و رسيدن به رفاه و بى‏نيازى تقسيم مى‏كند:

امام باقر (ع)

... و تجمع اليه (القائم) اموال‏الدنيا من بطن‏الارض و ظهرها، فيقول للناس: تعالوا الى ما قطعتم فيه‏الارحام و سفكتم فيه‏الدماءالح-رام، و ركبتم فيه ما حرم‏الله - عزوجل - ... (28)

د مهدى (ع) گرد آيد، آنچه در دل زمين است و آنچه بر روى زمين، آنگاه مهدى به مردمان بگويد: «بياييد! و اين اموال را بگيريد! اينها همان چيزهايى است كه براى به دست آوردن آنها قطع رحم كرديد و خويشان خود را رنجانديد، خونهاى بناحق ريختيد، و مرتكب گناهان شديد، بياييد و بگيريد!. (29)

در اين حديث كه نمونه‏هاى ديگرى نيز دارد، اموال به طور مطلق آمده است و اين اموال عمومى، چون انفال و ثروتهاى طبيعى و مالياتهاى اسلامى و بيت‏المال را شامل مى‏شود و با اطلاق و كليتى كه دارد ممكن است اموال شخصى و فردى بر اساس مالكيتهاى خصوصى را نيز در بر گيرد، يعنى همه اموال از هر كس و هر راه باشد نزد حضرت گرد مى‏آيد و از آن مركز، عادلانه و برادرانه ميان همه افراد انسانى توزيع مى‏شود. شايد اينگونه تعاليم به اصلى نظر دارد كه در تعاليم ما رسيده است كه امام مالك همه اموال است و مالكان خصوصى امانتدارانى بيش نيستند. «... مناسب است كه نظريه كوبنده‏اى را در اموال در اينجا بياوريم كه هر نوع مالكيتى را رد مى‏كند چه رسد به مالكيتهاى كلان. شيخ بزرگوار ثقه‏الاسلام محمد بن يعقوب كلينى، صاحب «كافى‏» مالكيت‏شخصى را از هر كسى نفى مى‏كند در هر چيز ... و اين راى در كافى جلد 1/407 و 538، آمده است...» (30) در مورد مالكيت زمين احاديث زيادى رسيده است كه زمين ملك امام است.

امام صادق (ع):

... كان اميرالمؤمنين (ع) يقول: من احيى ارضا من‏المؤمنين فهى له و عليه طسقها يؤديه الى الامام فى حال‏الهدنه فاذا ظهرالقائم فليوطن نفسه على ان توخذ منه. (31)

- ... امير مؤمنان چنين گفت: هر كس زمينى را آباد كند آن زمين مال اوست و بايد مالياتى را به امام بدهد در دوران صلح (و آرامش پيش از ظهور)، و آنگاه كه رستاخيز قائم بيآغازد مطمئن باشد كه زمين از او گرفته مى‏شود.

اينها نمونه‏اى از تعاليم ما درباره مالكيت زمين در دوران پيش از ظهور و پس از ظهور بود كه نظريه مالكيت امام (32) را تثبيت مى‏كند. در تعاليم ديگرى از مالكيت اموال - بويژه دريرى بيشترى سخن رفته است:

امام باقر (ع):

- فى قوله تعالى: فلما احسوا باسنا اذاهم منها يركضون لا تركضوا و ارجعوا الى ما اترفتم فيه...» (33) يعنى الكنوزالتى كنتم تكنزون. (34)

- درباره اين آيه قرآن: «چون عذاب ما را حس مى‏كردند به ناگاه از آنجا مى‏گريختند. مگريزيد. به ناز و كاموريهاى خود و .. . بازگرديد...»

منظور گنجهايى است كه ذخيره كردند.

اين آيه در حديث امام باقر «ع‏»، به ويژگيهاى دوران ظهور تفسير شده است.

امام صادق (ع):

موسع على شيعتنا ان ينفقوا مما فى ايديهم بالمعروف، فاذا قام قائمنا حرم على كل ذى كنز كنزه حتى ياتيه فيستعين به على عدوه و ذلك قول‏الله: «الذين يكنزون‏الذهب والفضه ولا ينفقونها فى سبيل‏الله فبشرهم بعذاب اليم (35) » (36)

- شيعيان ما اجازه دارند از اموالشان در راه كار نيك انفاق كنند، ليكن هر گاه قائم ما قيام كند هر كس مالى گنج و ذخيره كرده است‏بر او حرام مى‏گردد، تا اموالش را به امام قائم دهد، و امام آنها را در راه سركوب دشمنان (دين حق) بكار برد. و اين معناى قول خداست: «كسانى را كه زر و سيم مى‏اندوزند و در راه خدا انفاق نمى‏كنند، به عذابى دردآور بشارت ده.»

مساله «كنز» در قرآن مطرح گشته و با لحنى قاطع و كوبنده ممنوع اعلام شده است، (37) ليكن در اثر بدآموزى و نفوذ اشرافيگرى در حوزه اسلام، اين اصل مورد توجه و عملكرد قرار نگرفته است. در رستاخيز ظهور كه دوران عرضه اسلام ناب و خالص و بى‏پيرايه است اين اصل اجرا مى‏شود، و همه اموال كنز شده جامعه، خود از جمله بودجه و سرمايه انقلاب جهانى مهدوى مى‏گردد، و امام از آنها براى ساختن جامعه آرمانى اسلامى و ايجاد رفاه و بى‏نيازى عمومى و سركوب دشمنان دين خدا - طبق تعبير حديث - بهره مى‏گيرد. (38)

10- كنترل و نظارت دقيق مركزى
از جمله عوامل بسيار مهمى كه امام مهدى (ع) در پرتو آن نابسامانيهاى اقتصادى و ويرانى امور معاش را برطرف مى‏سازد،ى جهانى اسلامى است‏بر جريان اقتصادى و معيشتى تمام جماعات بشرى. امام با مركزيت واحد و ايدئولوژى واحد كه ترتيب مى‏دهد، كل منابع ثروت و درآمد را بدون حيف و ميل و تبعيض و امتياز، در اختيار كل جامعه بشرى مى‏گذارد، و همه امكانات را به تساوى تقسيم مى‏كند، همه سرمايه‏گذاريها به تساوى و عادلانه انجام مى‏گيرد. و از اين رهگذر حركت‏خودسرانه و آزمندانه گروهى مال‏پرست در بخشهاى خصوصى و اطرافيان حكومتها و مراكز قدرت، كه با چپاول ثروتها و تصاحب سرمايه‏ها به مكيدن خون محرومان مى‏پردازند، كنترل دقيق مى‏شود، و عوامل اصلى فقر و كمبود - كه سرمايه‏داران و زراندوزانند - از ميان مى‏رود. (39)

در پايان اين بخش، تذكر اين نكته نيز لازم است: آنچه درباره انقلاب حضرت مهدى (ع) گفته مى‏شود يا به قلم مى‏آيد، نسبت‏به آنچه خواهد شد و مسائل و طرحها و برنامه‏هايى كه در آن دوران سراسر عدل و داد و شناخت و آگاهى و نظم و حق و حقوق و علم و فن و دانش و ايمان عرضه خواهد گشت، قطره‏اى است از دريا، و البته «روشن است كه آگاهى كامل از تمام آن مسائل - كه پس از ظهور رخ مى‏دهد - در دوران پيش از ظهور دشوار است‏براى هر كس در هر درجه از آگاهى و انديشمندى. آرى (در اين راستا) مهم شناخت‏برخى از اين روشهاست كه قوانين عمومى اسلامى آن را روشن مى‏سازد و احاديث ويژه‏اى است كه در اين باره رسيده است.» (40)



پاورقيها:


1- طبق برآوردهاى دقيق آمارى و فنى، عامل اصلى عقب‏ماندگى بخشهاى عظيمى از جامعه بشرى، كشورهاى پيشرفته و ثروتمند است، زيرا كه اگر عقب‏ماندگى، عقب‏ماندگى فرهنگى است اين كشورهاى پيشرفته‏اند كه مانع پيشرفت فكر و فن و فرهنگ در اجتماعات عقب‏مانده‏اند، زيرا كه رشد فرهنگ و تكنولوژى را در ميان اجتماعات عقب‏افتاده مانع سلطه سياسى و نظامى و اقتصادى خود مى‏دانند. علت عقب‏افتادگى اقتصادى در كشورهاى عقب‏مانده نيز كشورهاى پيشرفته است، زيرا نياز به واردات صنعتى كشورهاى پيشرفته اگر از ميان برود، توليدات اين كشورها بدون مشترى و بازار مى‏ماند. عقب‏افتادگى نظامى نيز وضعش روشن است و چون پديده شوم عقب‏افتادگى در همه بخشها به هم مربوط است، بنابراين درمان درد بزرگ عقب‏ماندگى و حذف عنوان جهان‏ارد جز از ميان برداشتن عامل اصلى آن يعنى متلاشى كردن مراكز قدرت و سلطه، اين آرمان بزرگ و الهى در آن دورات سعادت‏آفرين تحقق مى‏يابد، و مراكز سلطه و قدرت و زور و سرمايه‏دارى در عالم متلاشى مى‏گردد، و توده‏هاى انسانى از يوغ فشار و سلطه‏جويى كامروايان تاريخ آسوده مى‏گردند.

2. به كتابهاى ديكتاتورى كارتلها، ترجمه و اقتباس دكتر همايون الهى،1363 اميركبير و «جهان مسلح، جهان گرسنه‏»، ويلبرانت، ترجمه همايون‏پور، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى چاپ اول 1365 و «چگونه نيمى ديگر مى‏ميرند»، سوزان جرج، ترجمه مهدى قراچه‏داغى، پژمان،1363. و «امپرياليسم و عقب‏ماندگى‏»، دكتر همايون الهى، شركت آموزش فرهنگى انديشه،1367. و «اقتصاد سياسى سرمايه‏دارى‏» و... مراجعه شود.

3. كمكهاى جهانى و مؤسسات بين‏المللى سازمانهاى خواربار و ديگر سازمانهاى جهانى تنها براى ايجاد وابستگى و بازار مصرف و سلطه اقتصادى بيشتر است. براى توضيح بيشتر به كتابهاى: «چگونه نيمى ديگر مى‏ميرند» و «امپرياليسم و عقب‏ماندگى‏» و «سيطره جهانى‏» و بخصوص «ديكتاتورى كارتلها» و ديگر كتابها در اين زمينه مراجعه شود.

4. «...پاسخ اين سؤال كه مسندنشينهاى غرب چه اقدامى براى از ميان بردن گرسنگى مى‏توانند انجام دهند؟ تنها يك چيز است و آن اينكه ... فقرا را به حال خودشان بگذارند...» «چگونه نيمى ديگر مى‏ميرند»،213. «وقتى امروزه از كميابى سخن مى‏گوييم بايد آن را در متن سياست مللى جستجو كنيم كه عرضه فعلى غذايى جهان را كنترل مى‏كنند و شركتهاى عظيمى كه بر تجارت غذا مسلط هستند... (و به اين نتيجه مى‏رسيم كه) تنها انسان خالق «كميابى‏» است، مدرك سابق، 175 -176.

«مصرف‏كنندگان بازيچه غولهاى كشاورزى تجارتى هستند»، مدرك سابق،213.

«در حقيقت صاحبان اين كارتلهاى چند مليتى هستند كه سرنوشت اقتصاد و در نتيجه سياست كشورهاى جهان را در دست دارند... تسلط كارتلها... بر جهان جز ازدياد فقر علمى و اقتصادى براى ملتها و حتى مردم كشورهاى صنعتى حاصلى به بار نمى‏آورد...»،
«ديكتاتورى كارتلها»،19 . 68.

5. «كافى‏»3/568.

6. «كافى‏» 1/542.

7. «كافى‏» 8/32؛ «مستدرك نهج‏البلاغه‏»/ 31؛ «الحياه‏» 2/493.

8 . «بحار» 51/78.

9. «بحار» 51/88.

10. «بحار» 51/123.

11.«تفسير عياشى‏» 1/66؛ «بحار» 52/224.

12.«بحار»52/390؛ «غيبت نعمانى‏»/237، با اندك اختلاف.

13. «بحار» 52/337.

14. مطالعه آمار و ارقام منتشره از طرف سازمانهاى خواروبار و توليد و مصرف جهانى و آمارهاى اقتصادى كشورها، اين موضوع را ثابت مى‏كند، كه تنها از اضافه غذايى كه در برخى كشورهاى سرمايه‏دارى در ظرفهاى زباله مى‏ريزند يا مصرفى افزون از حد دارند و مواهب طبيعى را اسراف مى‏كنند مى‏توان برخى كشورهاى پر جمعيت جهان را به خوبى تغذيه كرد. در اينجا به چند نمونه آمارى اشاره مى‏شود:

«... تفاوت مصرف غذايى در جهان قابل توجه است. در تئورى مى‏توان مطرح كرد كه مصرف عظيم غير ضرورى كشورهاى غنى ممكن است‏به كشورهاى فقير انتقال يابد، اما حتى اگر چنين انتقالى امكان‏پذير يا قابل قبول باشد فقط باعث‏بهبود سطح تغذيه كشورهاى فقير تا حد رضايت‏بخش‏اندگى‏»، 25. بى. پى. كول. ترجمه ذوالفقارپور و محمود رياضى اميركبير 1365»

«در جهان امروز تمام منابع عملى و مهارتهاى فنى لازم را براى تغذيه كره زمين و حتى جمعيتى بيشتر را در اختيار دارد. اما مشكل گرسنگى و فقر از اين ناشى مى‏شود كه در هر جامعه ابتدا اغنيا تغذيه مى‏كنند و مقدار نامتناسبى از غذاى موجود را مصرف مى‏كنند.»
«چگونه نيمى ديگر مى‏ميرند»،8 و 10.

«در سالهاى اخير دنيا، سالانه حدود 250 ميليون تن غله و دانه‏هاى غذايى توليد كرده و كشورهاى توسعه‏يافته با داشتن فقط ربع جمعيت جهان، نيمى از اين توليدات را مصرف مى‏كنند. حيوانات آنها يك چهارم تمامى غله دنيا را مى‏خورند كه معادل است‏با غذاى مصرفى‏3/1 ميليارد مردم چين و هند.»
«چگونه نيمى ديگر مى‏ميرند»،8 و 10.

« در ... آمريكا سالانه به تنهايى براى سرسبز نگاهداشتن زمينهاى گلف، چمنها و قبرستانها بيش از 2 ميليون تن كود شيميايى از بين مى‏رود و اين مقدار معادل است‏با كمبود كود مصرفى در كشورهاى عقب نگهداشته شده. اگر اين مقدار كود در كشورهاى جهان سوم مصرف مى‏شد مى‏توانست اضافه توليدى برابر 15 تا 20 ميليون تن غله داشته باشند.»
«ديكتاتورى كارتلها»، 224.

نمونه ديگر: مصرفهاى اضافى و اسرافى هزينه‏هاى سرسام‏آور نظامى است: «اكنون همه كارشناسان سرشناس، و حتى كارشناسان محافظه‏كار، به اين نتيجه رسيده‏اند كه تنها راه چيرگى بر بحران مالى جهان، جابه‏جا كردن اعتباراتى است كه به هزينه‏هاى نظامى اختصاص يافته است... بر باد دادن بى‏حساب اعتبارات دولتى در راه سياستهاى تسليحاتى از عوامل مهم برانگيزنده مشكلات كنونى اقتصاد جهان است اين حرف را حتى مى‏توان به شكل صريحترى بيان كرد: مسابقه تسليحاتى راه را بر بهبود و رشد اقتصادى جهان مى‏بندد.»

«... با هزينه توليد يك هواپيماى جنگى مى‏توان حدود 000/40 داروخانه روستايى برپا كرد... هزينه توليد زيردريايى هسته‏اى مساوى است‏با مجموعه بودجه‏هاى آموزشى‏23 كشور رو به رشد با 160 ميليون كودك كه در سنين مدرسه رفتن هستند.»
«جهان مسلح، جهان گرسنه‏»،56 و 92.

موضوع مهم ديگرى كه در اين ارتباط قابل دقت است گرسنگيها و كمبودها و قحطيهاى مصنوعى است كه توسط سرمايه‏داران و كارتلها و تراستها پديد مى‏آيد. اين نيز نقش مهمى در كمبودها دارد زيرا كه «در زمينه بحران گرسنگى جهانى «شركتهاى كشاورزى تجارتى‏» نقش مهمى ايفا مى‏كنند اين شركتها از زمين و نيروى كار كشور ميزبان براى توليد غذا... جهت صدور به كشورهاى توسعه‏يافته‏اى كه بيشترين بها را براى محصول مى‏پردازند، استفاده مى‏كنند و بدينگونه در قحطى عمدى آن كشورها بنحو مؤثرى مشاركت دارند.»
«چگونه نيمى ديگر مى‏ميرند»7 205.

15. عدالت اجتماعى ص‏23 -57.

16. «بحار» 52/390.

17. و لو ان اهل‏القرى امنوا واتقوا لفتحنا عليهم بركات من‏السماء والارض‏»: اگر مردم آباديها ايمان آورده و تقوا پيشه ساخته بودند،ويشان مى‏گشوديم...» اعراف‏7/96.

18. «بحار» 51/83.

19. سوره نوح (71): 10 - 12.

20. «بحار» 10/104.

21. «كمال‏الدين‏» 1/231.

22. «موسوعه‏الامام‏المهدى‏»، (الكتاب الثالث)، 780، به نقل از اعلام‏الورى/413.

23. «نهج‏البلاغه‏»/ 425.

24. «كمال‏الدين‏» 1/331.

25. به كتاب ديكتاتورى كارتلها×» و «امپرياليسم و عقب‏ماندگى‏» و «چگونه نيمى از ديگر مى‏ميرند» و «جهان مسلح، جهان گرسنه‏» و... رجوع شود تا معلوم گردد كه چگونه سرمايه‏ها و كالاها و همه منافع و منابع انسانهاى مظلوم در سراسر جهان به جيب عده‏اى بسيار اندك (در مقايسه با افراد جامعه بشرى) روانه مى‏گردد. تنها در اينجا به يك اعتراف اشاره مى‏شود: « از نتايج‏بارز پيشرفت علم و توسعه اقتصادى در جهان كنونى، حاكميت‏يك گروه كوچك بر زندگى مادى جهان از يك سو و از سوى ديگر فقر، گرسنگى و عقب‏افتادگى بيش از سه چهارم از انسانهاى روى زمين است... يكى از علل توسعه اين بى‏عدالتيهاى اجتماعى را مى‏توان در وجود كارتلهاى چند مليتى جستجو كرد.» «ديكتاتورى كارتلها»،19.

26. «خورشيد مغرب‏»/ 31، به نقل از «المهدى الموعودالمنتظر» 1/279.

27. «بحار» 52/309؛ «در فجر ساحل‏»/39.

28. «غيبت نعمانى‏»/237.

29.«خورشيد مغرب‏»/33.

30. «الحياه‏» 4/186.

31. «وسائل‏»6/382.

32. مالكيت امام به عنوان منصب است‏يعنى مالكيت دولت اسلامى، از اين رو مالكيت در اسلام از اشكال مالكيت عمومى و اجتماعى شمرده مى‏شود، زيرا كه امام و دولت اسلامى، اموال را در راه سالم‏سازى اقتصاد جامعه و ايجاد تعادل و توازن اقتصادى و رفع نيازهاى عمومى، صرف مى‏كند. براى توضيح بيشتر به «الحياه‏» ج‏6 ص 22 و ج 2 ص 484 -49. مراجعه شود و همچنين «اقتصادنا» بخش: «نظريه توزيع ما قبل‏الانتايج: نظريه توزيع قبل از توليد» ص‏433 به بعد و بخش: «مسؤوليه الدوله فى‏الاقتصادالاسلامى: مسؤوليت دولت در اقتصاد اسلامى‏» ص‏697 به بعد، ديده مى‏شود.

33. سوره انبياء (21): 12 و13.

34- «تفسير عياشى‏» 2/60؛ «آيات‏الباهره‏»،97.

35. سوره توبه (9): 34.

36. «تفسير عياشى‏» 2/87؛ «وسائل‏»6/381 و 382 با اندكى اختلاف.

37. براى روشن شدن اين موضوع به «الحياه‏» ج 4 ص 160 به بعد رجوع شود.

38. در بخش «مساوات‏» اين موضوع به مناسبتى مشروحتر آمده است.

39. اقتصاددانان چنين مى‏گويند: «... بايد درباره مكانيزمهايى به سازگارى رسيد كه ايجاد و توزيع يك پول بين‏المللى جهت تسويه حساب بانكهاى مركزى را ممكن كند. اين پول، به عنوان ذخيره اعتبارى اصلى بين‏المللى، جايگزين پولهاى ملى خواهد شد...»، «دنيا نمى‏تواند اميدى به كاميابى اقدامات بلندمدت داشته باشد، مگر آنكه به انجام يك برنامه عمل فورى تن در دهد... در اين برنامه اضطرارى بايد به چهار زمينه اصلى و گسترده توجه داشت... چهارم: انجام اصطلاحات بنيادى در نظام اقتصادى بين‏المللى ... برپايى يك نظام كارآمد مالى و پولى بين‏المللى به صورتى كه تمام كشورها بتوانند با حقوقى برابر در آن مشاركت داشته باشند...» «جهان مسلح، جهان گرسنه‏»/ 185 و 351 و 352.

40. «موسوعه‏الامام‏المهدى‏»، الكتاب الثالث، 770. محمد الصدر، مكتبه‏الامام اميرالمؤمنين‏العامه، اصفهان

Copyright © 2003-2016 - AVINY.COM - All Rights Reserved
logo