... جمعه بود، و سیزدهم ماه رجب از سال دهم
قبل از بعثت. جهان با لحظه حساس تاریخ خود، هنوز ده سال فاصله
داشت، باید این لحظه حساس با بعثت رسول خدا تکوین یابد و نقطه عطفی
در تاریخ بشریت بوجود آورد. نقطه ای که دنیای کهنه و فرسوده را از
دنیای جدیدش جدا کند. خداوند در تدارک مقدمات این جهش تاریخی بود.
يا على نام تو بردم نه غمى
ماند و نه همى
گوييا هيچ نه همى به دلم بوده ، نه غمى
توكه از مرگ و حيات اين همه فخرى ومباهات
گويى آن دزد شقى تيغ نيالوده به سمى
برگزیده ای از کتاب
یک پلک تحیر(کتاب ادبی)
اى اميرمؤمنان! من در امتداد غيبت
اين خورشيد، ماه مجلس شما بودهام كه نور خويش را در اين شب ظلمانى
هجران از او استمداد كردهام. فرزندتان از فراسوى نظر به تشيّع
مىنگرد و شيعه فرج او را با انتظار خويش مىگريد. ايران امروز، از
كوفه در عصر شما، و حجاز در عهد رسولاللَّه بهتر است.(5) ابتداى
جغرافياى ايران را كه بنگرى پر از مرزهاى سرخى است كه با نام
شهيدان آذين يافته است.
به خدا سوگند شهر شما
غرق مىشود و مسجد شما بسان سينه كشتى (كه بدنه آن در آب فرو
مىرود و تنها سينهاش روى آب ظاهر است) ديده مىشود خداوند از
بالا و پايين به اين شهر عذاب خواهد فرستاد.
ديدم كلام اميرمؤمنان بر گرد سه محور است: نخست خطبه ها و فرمانها؛
دوم نامه ها و منشورها؛ و سوم حكمت ها و موعظه ها. پس به توفيق
خداوند بر آن شدم كه نخست خطبه هاى برجسته را برگزينم، پس نامه هاى
برگزيده و پس از آن حكمت هاى برگزيده را بياورم، و براى هر يك از
اين سه، فصلى جداگانه قرار دهم.