قرآن زن و مرد را يك سرشتى مىداند
شهيد مرتضى مطهرى
قرآن تنها مجموعه قوانين نيست.محتويات قرآن صرفا يك سلسله مقررات و قوانين خشك
بدون تفسير نيست.در قرآن،هم قانون است و هم تاريخ و هم موعظه و هم تفسير خلقت و هم
هزاران مطلب ديگر.قرآن همان طورى كه در مواردى به شكل بيان قانون دستور العمل معين
مىكند و در جاى ديگر وجود و هستى را تفسير مىكند،راز خلقت زمين و آسمان و گياه و
حيوان و انسان و راز موتها و حياتها،عزتها و ذلتها،ترقيها و انحطاطها،ثروتها و
فقرها را بيان مىكند.
قرآن كتاب فلسفه نيست،اما نظر خود را درباره جهان و انسان و اجتماع-كه سه موضوع
اساسى فلسفه است-به طور قاطع بيان كرده است.قرآن به پيروان خود تنها قانون تعليم
نمىدهد و صرفا به موعظه و پند و اندرز نمىپردازد بلكه با تفسير خلقتبه پيروان
خود طرز تفكر و جهان بينى مخصوص مىدهد.زير بناى مقررات اسلامى در باره امور
اجتماعى از قبيل مالكيت،حكومت،حقوق خانوادگى و غيره همانا تفسيرى است كه از خلقت و
اشياء مىكند.
از جمله مسائلى كه در قرآن كريم تفسير شده موضوع خلقت زن و مرد است.قرآن در اين
زمينه سكوت نكرده و به ياوه گويان مجال نداده است كه از پيش خود براى مقررات مربوط
به زن و مرد فلسفه بتراشند و مبناى اين مقررات را نظر تحقير آميز اسلام نسبتبه زن
معرفى كنند.اسلام،پيشاپيش نظر خود را درباره زن بيان كرده است.
اگر بخواهيم ببينيم نظر قرآن درباره خلقت زن و مرد چيست،لازم استبه مساله سرشت
زن و مرد-كه در ساير كتب مذهبى نيز مطرح است-توجه كنيم.قرآن نيز در اين موضوع سكوت
نكرده است.بايد ببينيم قرآن زن و مرد را يك سرشتى مىداند يا دو سرشتى;يعنى آيا زن
و مرد داراى يك طينت و سرشت مىباشند و يا داراى دو طينت و سرشت؟قرآن با كمال صراحت
در آيات متعددى مىفرمايد كه زنان را از جنس مردان و از سرشتى نظير سرشت مردان
آفريدهايم.قرآن درباره آدم اول مىگويد:«همه شما را از يك پدر آفريديم و جفت آن
پدر را از جنس خود او قرار داديم»(سوره نساء آيه 1).درباره همه آدميان
مىگويد:«خداوند از جنس خود شما براى شما همسر آفريد»(سوره نساء و سوره نحل و سوره
روم).
در قرآن از آنچه در بعضى از كتب مذهبى هست كه زن از مايهاى پستتر از مايه مرد
آفريده شده و يا اينكه به زن جنبه طفيلى و چپى دادهاند و گرفتهاند كه همسر آدم
اول از عضوى از اعضاى طرف چپ او آفريده شده،اثر و خبرى نيست.عليهذا در اسلام نظريه
تحقير آميزى نسبتبه زن از لحاظ سرشت و طينت وجود ندارد.
مجوعه آثار ج19 ص 130