خانواده و مسؤوليتها(2)



بهترين شما
سفارش شدگان
يك سيلى، هفتاد سيلى
گشايش بر اسيران
در كنار همسرت بنشين
اول براى دخترت
تو را دوست دارم
آراستگى و زينت
مردان نيز زينت كنند



امانات الهى



بهترين شما

4. پيامبر اكرم(ص):
خَيْرُكُمْ، خَيْرُكُمْ لِنِسائِهِ وَ أَنَا خَيْرُكُمْ لِنِسائي؛(1)
بهترينِ شما مردى است كه با زنان خود خوشرفتارتر باشد و من از همه شما نسبت به همسرانم خوشرفتارترم.

سفارش شدگان

5. پيامبر اكرم(ص):
ما زالَ جِبْرَئيلُ يُوصيني في أمر النساءِ حَتّى‏ ظَنَنْتُ أنّه سَيُحَرِّمُ طَلاقَهُنَّ؛(2)
جبرئيل، همواره به من سفارش زنان را مى‏نمود تا آنجا كه گمان كردم، خداوند بزودى طلاق دادن آنان را حرام خواهد كرد.
آنگاه كه همسر براى مرد، در حكم امانتى الهى است، طبيعى است كه بهترين مردان در اين خصوص كسانى خواهند بود كه براى اين وديعه‏هاى الهى بهتر باشند و پيامبر اكرم(ص) با همه مسؤوليتهايى كه مقام امامت و رسالت بر دوش او مى‏گذاشت و با وجود تعداد همسرانى كه به خاطر مصلحت اسلام اختيار كرده بود و اختلافى كه آن همسران از نظر اخلاق و سنّ داشتند، به گونه‏اى با آنها رفتار مى‏كرد كه در سراسر عمر زناشويى حتى يك بار نيز نتوانستند بر پيامبر اكرم(ص) خرده‏گيرى كنند و اين خود يكى از امتحانات الهى براى رسول اكرم(ص) بود.
در فرهنگ جاهلى، از آنجا كه زن به مثابه مال شخصى مرد پنداشته مى‏شد و مرد براى خود اين حق را قايل بود كه با همسر خود هر گونه كه خواست رفتار كند و او را هر چند بناحق، مورد اذيت و آزار قرار دهد، در اسلام براى دفاع از حقوق زن عنايت خاصى شده است؛ از جمله به روايت ذيل توجه شود.

يك سيلى، هفتاد سيلى

6. پيامبر اكرم(ص):
... فَاَيُّ رَجُلٍ لَطَمَ امْرَأَتَهُ لَطْمَةً، اَمَرَاللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مالِكَ، خازِنَ النِّيرانِ فَيَلْطِمُهُ عَلى‏ حُرِّ وَجْهِهِ سَبْعِينَ لَطْمَةً في نارِ جَهَنَّمَ ...؛ (3)
هر مردى كه يك سيلى به صورت همسرش بزند، خداى عز و جل به «مالك» كه مأمور دوزخ است، دستور مى‏دهد در آتش جهنم، هفتاد سيلى به گونه او بزند.

گشايش بر اسيران

7. امام موسى بن جعفر(ع):
عِيالُ الرَّجُلِ أُسَراؤُهُ، فَمَنْ اَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ نِعْمَةً فَلْيُوَسِّعْ عَلى‏ أُسَرائِهِ، فَإنْ لَمْ يَفْعَلْ أَوْشَكَ أَنْ تَزُولَ تِلْكَ النِّعْمَةُ؛(4)
خانواده مرد، اسيران او هستند. لذا هر كس كه خداوند بر او نعمتى ارزانى داشت، بر اسراى خودش وسعت و گشايش دهد و الاّ اگر اين كار را نكرد، آن نعمت در شرف نابودى قرار خواهد گرفت.
مسأله آسان گرفتن زندگى بر همسر و فرزند را در روايات متعددى مى‏خوانيم. اينكه در اينجا همسر و فرزندان، همانند اسيران شمرده شده‏اند از اين جهت است كه آنان راه به جايى ندارند و چشم نياز و ديده انتظار به دست مرد گشوده‏اند. از سوى ديگر، يك اسير، تنها نياز به امور مادى ندارد. برخورد مناسب و اظهار عطوفت، بهترين هديه براى او است. لذا در روايت ديگرى، همين امر به صورت كلى آمده است كه در پيشگاه خداوند، محبوبترين بندگان، آنانند كه رفتارشان با خانواده‏شان كه اسيران آنانند بهتر باشد.(5) روايات بعدى نيز در همين زمينه است.

در كنار همسرت بنشين

8 . پيامبر اكرم(ص):
جُلُوسُ الْمَرْءِ عِنْدَ عِيالِهِ أحَبُّ اِلى اللَّهِ تَعالى‏ مِنْ اعْتِكافٍ في مسجدي هذا؛(6)
در پيشگاه خداوند تعالى، نشستن مرد در كنار همسر خود، از اعتكاف در اين مسجد من، محبوبتر است.
ارزش اعتكاف و ثواب ماندن در مسجد پپامبر(ص) چيزى است كه هر مسلمانى آرزوى دستيابى به آن را دارد. اگر به فضيلتى كه اعتكاف در مسجد آن حضرت(ص) دارد توجه شود، آن وقت به ارزش بالاى انس و الفت و نشستن مرد در كنار همسر خود، بيشتر پى خواهيم برد. اين نياز طبيعى زن است كه همسرش، ساعاتى را در كنار او باشد، با او هم‏صحبت شود، به سخن او گوش كند، و كارهاى روزمره، او را از اين مهم باز ندارد. خود مرد نيز چنين نيازى را دارد. و اين عنايت و اهتمام بالاى اسلام به تحكيم مناسبات زن و شوهر و تقويت روابط عاطفى آنان را مى‏رساند كه حضور در خانه و نشستن در كنار همسر را در پيشگاه خداوند از اعتكاف در مسجدالنبى(ص) دوست‏داشتنى‏تر به شمار مى‏آورد. و اين چنين است كه در سخن ديگرى از پيامبر بزرگوار اسلام(ص) آمده است «مردى كه لقمه در دهان همسر خود مى‏گذارد داراى اجر و ثواب است.»(7) و يا گفته حضرت(ص) كه خدمت به خانواده را تنها كار انسان «صدّيق» يا «شهيد» يا مردى كه خداوند خواسته است خير دنيا و آخرت را به او برساند مى‏شمارد:
لا يَخْدِمُ العِيالَ إلّا صِدِّيقٌ اَوْ شَهيدٌ اَوْ رَجُلٌ يُريدُ اللَّهُ بِهِ خَيْرَ الدُنْيا وَ الآخِرَةِ.(8)

اول براى دخترت

9. پيامبر اكرم(ص):
مَنْ دَخَلَ السَّوْقَ فَاشْتَرى‏ تُحْفَةً فَحَمَلَها اِلى‏ عِيالِهِ كانَ كَحامِلِ صَدَقَةٍ إلى‏ قَوْمٍ مَحاوِيجَ وَ لْيَبْدَأْ بِالإناثِ قَبْلَ الذُّكُورِ؛(9)
مردى كه داخل بازار شود و تحفه‏اى بخرد و آن را براى خانواده‏اش ببرد، ثوابش برابر كسى است كه صدقه‏اى را به قومى نيازمند برساند. و (هنگام خريد يا تقسيم) نخست از دختران شروع كند.
عنايت خاصى كه در اينجا حتى در هديه دادن به دختران شده حاكى از اوج توجه و احترامى است كه اسلام براى آنان قايل است، و از طرف ديگر، نشان‏دهنده زمينه بيشترى است كه فرزندان دختر در جلب عطوفت و مهربانى دارند.
براى تقويت رشته‏هاى زندگى مشترك زن و مرد و ايجاد حس اعتماد به نفس در زن و دلگرمى بيشتر به زندگى، توجه خاصى نيز به روابط عاطفى ميان آن دو شده است. حديث بعدى مؤيد اين معناست.

تو را دوست دارم

10. پيامبر اكرم(ص):
قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ «إنّي اُحِبُّكِ» لا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِها اَبَداً؛(10)
اين گفته مرد به همسرش كه «من تو را دوست دارم» هيچ‏گاه از قلب زن بيرون نمى‏رود.

آراستگى و زينت

11. امام باقر(ع):
لايَنْبَغي لِلْمَرْأَةِ أَنْ تُعَطِّلَ نَفْسَها وَ لَوْ أَنْ تُعَلِّقَ في عُنُقِها قَلادَةً وَ لايَنْبَغي أَنْ تَدَعَ يَدَها مِنَ الْخِضابِ وَ لَوْ أَنْ تَمْسَحَها مَسْحاً بِالْحَناءِ و إنْ كانَ مُسِنَّةً؛ (11)
براى زن (در رسيدگى به وضع ظاهر خود) سزاوار نيست كه به خود و سر و وضعش نرسد هر چند به اينكه گردنبندى را به خود بياويزد، و سزاوار نيست كه دستش را بى‏رنگ رها كند هر چند به اينكه مختصر حنايى بگذارد؛ گرچه سالخورده باشد.
بى‏شك موضوع ياد شده، يك نياز طبيعى براى زن و مرد است و در اين روايات، همان گونه كه به مسأله هزينه و ايجاد گشايش در زندگى و نيز اظهار محبت علنى توجه شده است بر اين نياز طبيعى نيز كه در روابط زن و شوهر نقش خاصى دارد تأكيد شده است. همين امر پسنديده در صورتى كه خارج از حدود خانه و براى بيگانه انجام شود حرام است و آثار سوء خود را در جامعه و بويژه در محيط خانواده و روابط زن و شوهر خواهد داشت. اين امر پسنديده، عيناً براى مردان نيز سفارش شده و علت آن نيز روشن است. البته نكته ديگرى كه در همين زمينه بايد مورد توجه قرار گيرد موضوع لزوم تمايز ميان زن و مرد در وضع ظاهرى و لباس و امثال آن است. و اين همان نكته‏اى است كه در سخن فاطمه دختر اميرالمؤمنين على(ع) به روايت عروة بن‏عبداللَّه آمده است. او مى‏گويد: وارد بر فاطمه دختر على بن‏ابى‏طالب(ع) شدم در حالى كه پيرزنى سالخورده شده بود و گردنبندى در گردنش بود و دو النگو در دستش. لذا گفت: براى زنان ناخوشايند و مكروه است كه خود را شبيه مردان سازند.(12)

مردان نيز زينت كنند

12. حسن بن‏جهم:
رأَيْتُ أَباالحَسنِ(ع) اِخْتَضَبَ، فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِداكَ! إخْتَضَبْتَ؟!
فَقالَ: نَعَمْ، اِنَّ التَّهِيَّةَ مِمّا يَزِيدُ في عِفَّةِ النِّساءِ، وَ لَقَدْ تَرَكَ النِّساءُ الْعِفَّةَ بِتَرْكَ أَزْواجِهِنَّ التَّهِيَّةَ. ثُمَّ قالَ: أَيَسُرُّكَ أَنْ تَراها عَلى‏ ماتَراكَ عَلَيْهِ إذا كُنْتَ عَلى‏ غَيْرِ تَهِيَّةٍ؟
قُلْتُ: لا.
قالَ: فَهُوَ ذاكَ. ثُمَّ قالَ: مِنْ اَخْلاقِ الأنْبِياءِ، التَّنَظُّفُ و التَّطَيُّبُ وَ حَلْقُ الشَّعْرِ و كثرهُ الطَروقَةِ؛(13)
حضرت امام رضا(ع)(14) را ديدم كه موهاى خود را رنگ كرده است. عرض كردم: فدايت شوم! خضاب گذاشته‏اى؟!
فرمود: بله، چرا كه آراستن خود از جمله چيزهايى است كه موجب افزايش پاكدامنى زنان مى گردد؛ و زنان، عفت و پاكدامنى را به اين علت رها كردند كه شوهرانشان آراستن خويش را ترك نمودند. سپس فرمود: آيا تو خوش دارى كه همسرت را به همان شكلى ببينى كه تو را در حال ژوليدگى و عدم رسيدگى به سر و وضع مى بيند؟
عرض كردم: نه.
فرمود: پس اين، همان است. سپس فرمود: نظافت و استعمال بوى خوش و اصلاح سر و آميزش زياد از اخلاق انبياست.»


1- من لايحضره الفقيه، ج 3، ص 443. و نيز: وافى، ج‏22، ص‏789.
2- مستدرك الوسائل، ج‏14، ص‏250.
3- همان،
4- من لا يحضره الفقيه، ج‏3، ص‏556.
5- نك: من لا يحضره الفقيه، ج‏3، ص‏555، و وسائل‏الشيعه، ج‏14، ص‏122 «قالَ رسولُ اللَّه(ص): عيالُ الرجلِ اُسراؤُه وَ أحبُّ العبادِ الى اللَّهِ عزّ و جلّ أحْسَنُهُم صُنْعاً إلى‏ أسرائه.
6- تنبيه الخواطر، ج‏2، ص‏122.
7- . ان الرجل ليؤجر في رفع اللقمة الى في امرأته. المحجةالبيضاء، ج‏3، ص‏70.
8- . بحارالانوار، ج‏104، ص‏132.
9- وسائل الشيعه، ج‏15، ص‏227.
10- همان، ج‏14، ص‏10.
11- همان، ص‏118.
12- أمالى مفيد، ص‏94، ح‏3، و نيز: مستدرك الوسائل، ج‏14، ص‏249، «عروة بن‏عبداللَّه بن‏بشير الجعفي، قال: دخلت على فاطمة بنت علي بن‏أبى‏طالب(ع)، و هي عجوزٌ كبيرةٌ و في خَرَز، و في يدها مسكتان، فقالت: يُكره لِلنساءِ أن يَتَشَبَّهْنَ بالرجال ...».
13- كافى، ج‏5، ص‏567، و نيز، وسائل الشيعه، ج‏14، ص‏183.
14- اين احتمال نيز مى رود كه منظور، حضرت امام كاظم(ع) باشد.


Logo
http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/Fatemeh/Shahadat/87/Ketab/Golvaje_Afarinesh/10.aspx?mode=print