من از بيگاناگان هرگز ننالم
يكي دو روز پيش به صورت تصادفي در مراسمي كه در دانشگاه علم و صنعت در خصوص چهار ديپلمات و امام موسي صدر در نظر گرفته شده بود، رفته بودم. برنامه بدي نبود. ولي يك چيز جالب توجه وجود داشت.
رائد موسوي پسر محسن موسوي هم آمده بود. گفت كه احمدينژاد دستور داده يك كميته مشخص شود و يك نفر از خانوادهها به عنوان نماينده آنها در كميته حضور يابد ولي وقتي كميته تشكيل شد، نماينده خانوادهها را راه ندادند.
از غفلت مخاطبان استفاده كرد. نگفت كه چرا احمد موسوي مسئول كميته پيگيري سرنوشت چهار ديپلمات، چرا نماينده خانوادهها را راه نداد. در واقع خانواده موسوي يعني خود رائد، مادر او و عمويش حسين موسوي تمايل داشتند كه رائد به عنوان نماينده انتخاب شود و سه خانواده ديگر كه طعم 16 سال مسئوليت عموي رائد در همين پست احمد موسوي را چشيده بودند، به صراحت يا در لفافه نميخواستند دوباره حسين موسوي در اين پرونده ابراز نفوذ كند.
حسين موسوي در 16 سال از 23 سال دوران مسئوليت خود هيچگونه اطلاعاتي از دستاوردهاي اين پرونده نه به خانوادهها و نه به هيچ كس ديگر نداد.جالب اينكه خانوادهها سالها نميدانستند كه او مسئول اين پرونده بوده و خود او هم حرفي نميزده است.


