بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک Instagram
 
 



 

اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ مِنْ کلِّ ذَنْبٍ

آمرزش خواهم از خدا از هر گناهى

 

دعاى دفع هول و غم

دوّم دعائى است که حضرت صادق علیه السلام تعلیم فرمود آن را به بعضى از اصحاب خود که براى دفع هول و غمّ بخواند:

اَعْدَدْتُ لِکلِّ عَظیمَةٍ لا اِلهَ اِلا

آماده کرده ام براى هر پیش آمد بزرگى ((لااله الا

اللَّهُ وَ لِکلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ لا حَوْلَ وَ لا قُوَةَ اِلاّ بِاللَّهِ مُحَمَّدٌ النُّورُ الاْوَّلُ وَ عَلِىُّ النُّورُ

اللَّه )) را و براى هر غم و اندوهى ((لا حول ولاقوة الا باللَّه )) محمّد نور نخستین است و على نور

الثّانى وَ الاْئِمَّةُ الاْبْرارُ عُدَّةٌ لِلقآءِ اللَّهِ وَ حِجابٌ مِنْ اَعْدآءِ اللَّه ذَلَّ کلُّ شَیئٍ

دوم و امامان نیکوکار ذخیره اى براى دیدار خدا و پرده اى از دشمنان خدایند خوار است هر چیز

لِعَظَمَةِ اللَّهِ وَ اَسْئَلُ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ الْکفایةَ

در برابر عظمت خدا و از خداى عزوجل کفایت کارم را خواهانم


دعا براى رفع بیماریها و ناخوشیها

سوّم دعائى است براى رفع بیماریها و ناخوشیها سید بن طاوس (ره ) فرموده که ما تجربه کردیم آن را مى نویسى در رقعه اى :

یا مَنْ اِسْمُهُ دَوآءٌ وَ ذِکرُهُ شِفآءٌ یا مَنْ یجْعَلُ الشِّفاءَ فیما یشاءُ مِنَ الاْشْیاءِ صَلِّ

اى که نامش دوا و ذکرش شفا است اى که بنهد شفا را در هر چیزى که خواهد درود فرست

عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مَحُمَّدٍ وَ اجْعَلْ شِفائى مِنْ هذَا الدّاءِ فىِ اسْمِک هذا

بر محمّد و آل محمّد و بنه شفاى مرا از این درد در این نامت

پس مى نویسى ده مرتبه یا اَللَّهُ ده مرتبه یا رَبِّ ده مرتبه یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

 

دعاى آبله ریزى

چهارم براى بَثْر یعنى آبله ریزى که بر اندام برآید از حضرت صادق علیه السلام روایت شده که چون احساس کردى به آن بگذار انگشت سَبّابه را بر آن و بگردان دَوْرِ آن و بگو هفت مرتبه لا اِلهَ اِلا اللَّهُ الْحَلیمُ الْکریمُ و دفعه هفتم بچسبان انگشت سبّابه را بر روى آن و فشار بده آن را

 

دعا براى خنازیر

پنجم روایت شده که براى خنازیر مکرّر بگوئید یا رَؤُفُ یا رَحیمُ یا رَبِّ یا سَیدى

 

دعاى درد کمر

ششم از براى درد کمر روایت شده که دست بگذارد بر موضعى که درد مى کند و سه دفع بخواند:

وَ ما کانَ لِنَفْسٍ اَنْ تَمُوتَ اِلاّ بِاِذْنِ اللَّهِ کتاباً مُؤَجَّلاً وَ مَنْ یرِدْ ثَوابَ الدُّنْیا

هیچ کس نخواهد مُرد جز به اذن خدا سرنوشتى است مدّت دار و هر که پاداش دنیا را خواهد از آنش دهیم

نُؤْتِهِ مِنْها وَ مَنْ یرِدْ ثَوابَ الا خِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْها وَ سَنَجْزِى الشّاکرینَ

و هرکه پاداش آخرت خواهد از آنش دهیم و سپاسگزاران را پاداش دهیم

پس هفت مرتبه اِنّا اَنْزَلْناهُ بخواند انشاءاللَّهُ عافیت یابد

 

دعاى درد ناف

هفتم براى درد ناف روایت شده که دست بگذار بر موضع درد و بگو سه مرتبه :

وَ اِنَّهُ لَکتابٌ عَزیزٌ لا یاْتیهِ الْباطِلُ مِنْ بَینِ یدَیهِ وَلامِنْ خَلْفِهِ تَنْزیلٌ مِنْ

براستى آن کتابى است عزیز که باطل بر او راه نیابد نه از جلوش و نه از پشت سرش نازل شده از طرف

حَکیمٍ حَمیدٍ

در برابر عظمت خدا و از خداى عزوجل کفایت کارم را خواهانم

عافیت یابى انشاءاللَّه


تعویذ هر درد

هشتم تعویذى است براى هر درد مروى از حضرت رضاعلیه السلام :

اُعیذُ نَفْسى بِرَبِّ الاَْرْضِ وَ رَبِّ السَّماءِ اُعیذُ نَفْسى بِالَّذى لایضُرُّ

پناه دهم خودم را به پروردگار زمین و پروردگار آسمان پناه دهم خودم را به آنکس که زیان نزند

مَعَ اِسْمِهِ دآءٌ اُعیذُ نَفْسى بِالَّذِى اسْمُهُ بَرَکةٌ وَ شِفاءٌ

با نام او دردى پناه دهم خودم را به آن کس که نامش برکت و شفاء است


دعاى درد خاصره

نهم براى درد خاصره یعنى تهیگاه روایت شده که چون فارغ شدى از نماز بگذار دست خود را بر موضع سجود خود پس بکش بر روى خاصره و بخوان آخر سوره قَدْ اَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ را اَفَحَسِبْتُمْ اَنَّما خَلَقْناکمْ عَبَثاً تا آخر سوره مبارکه

 

دعاى درد شکم و قولنج

دهم براى درد شکم و قولنج و نحو آن مى خوانى بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ وَذَا النُّونِ اِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً تا آخر آیه پس مى خوانى سوره حمد را هفت مرتبه و این مجرّب است

 

دعاى شخص مهموم و بلیه رسیده

یازدهم دعاى شخص مهموم و آن کسى که بلیه به او رسیده و چاره اش قطع گشته در شب جمعه چون از نماز عشاء فارغ شود بگوید: لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَک اِنّى کنْتُ مِنَ الظّالِمینَ

 

دعاى امام کاظم علیه السلام بجهت خلاصى از زندان

دوازدهم دعاى حضرت موسى بن جعفر علیهماالسلام بجهت خلاصى از زندان :

یا مُخَلِّصَ الشَّجَرِ مِنْ بَینِ رَمْلٍ وَ طینٍ وَ مآءٍ وَ یا مُخَلِّصَ اللَّبَنِ مِنْ بَینِ فَرْثٍ

اى برون آرنده درخت از میان ریگ و گل و آب و اى برون آرنده شیر از میان سرگین

وَ دَمٍ وَ یا مَخَلِّصَ الْوَلَدِ مِنْ بَینِ مَشیمَةٍ وَ رَحِمٍ وَ یا مُخَلِّصَ النّارِ مِنْ بَینِ

و خون واى برون آرنده بچه از میان پرده و بچه دان و اى برون آرنده آتش از میان

الْحَدیدِ وَ الْحَجَرِ وَ یا مُخَلِّصَ الرُّوحِ مِنْ بَینَ الاَْحْشآءِ وَالاَْمْعآءِ خَلِّصْنى مِنْ

آهن و سنگ و اى برون آرنده جان از میان احشاء و روده ها نجاتم ده از

یدَىْ هارُونَ

دست هارون

به جاى اسم هارون اسم آن ظالمى را ببرد که او را در زندان کرده روایت شده که چون حضرت در حبس هارون این دعا را خواند بعد از آنکه شب درآمد وضو تازه کرد و چهار رکعت نماز گذاشت هارون خواب هولناکى دید بترسید امر کرد تا آن حضرت را از زندان رها کردند

 

دعاى فرج

سیزدهم دعا فَرَج :

اَللّهُمَّ اِنْ کانَتْ ذُنُوبى قَدْ اَخْلَقَتْ وَجْهى عِنْدَک

خدایا اگر چه گناهانم مرا در پیش تو

فَاِنّى اَتَوَجَّهُ اِلَیک بِنَبِیک نَبّىِ الرَّحْمَةِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ عَلِی وَ

بى آبرو کرده ولى من روکنم بدرگاهت بوسیله پیامبرت پیامبر رحمت محمّد صلى اللَّه علیه وآله و علىّ و

فاطِمَةَ والْحَسَنِ وَ الْحُسَینِ وَالاَْئِمَةِ عَلَیهِمُ السَّلامُ

فاطمه و حسن و حسین و امامان دیگر علیهم السلام

و بدانکه ادعیه فَرَج بسیار است و از ادعیه فَرَج است دعاى اِلهى طُمُوحُ الاَْمالِ قَدْ خابَتْ اِلاّ لَدَیک الخ و این دعا در مفاتیح در اعمال شب جمعه ذکر شد

 

دعاى نماز وتر

چهاردهم دعاى شریفى که در نماز وتر خوانده مى شود علاّمه مجلسى (ره ) در بحار آن را از کتاب اختیار نقل نموده فرموده مى کشى دست خود را به جانب آسمان و مى گوئى :

اِلهى کیفَ اَصْدُرُ عَنْ بابِک بِخَیبَةٍ مِنْک وَ قَدْ قَصَدْتُهُ عَلى ثِقَةٍ بِک اِلهى کیفَ

خدایا چگونه بازگردم از درگاهت به نومیدى با اینکه از روى اطمینان به تو آهنگت کردم خدایا چگونه

تُؤْیسُنى مِنْ عَطائِک وَ قَدْ اَمَرْتَنى بِدُعائِک صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

ماءیوسم کنى از عطاى خود با اینکه تو خود دستور دعایم دادى درود فرست بر محمّد و آل محمّد

وَارْحَمْنى اِذَا اشْتَدَّ الاَْنینُ وَ حُظِرَ عَلَىَّ الْعَمَلُ وَانْقَطَعَ مِنّىِ الاَْمَلُ وَاَفْضَیتُ

و رحم کن بر من آنگاه که سخت شد ناله ام و کارى از دستم ساخته نیست و آرزویم بریده شده و به حال مرگ

اِلَى الْمَنُونِ وَ بَکتْ عَلَىَّ الْعُیونُ وَ وَدَّعَنِى الاَْهْلُ وَالاَْحْبابُ وَ حُثِىَ عَلَىَّ

درافتاده ام و بگریند بر من چشمها و خداحافظى کنند با من خاندان و دوستانم و

التُّرابُ وَ نُسِىَ اِسْمى وَ بَلِىَ جِسْمى وَانْطَمَسَ ذِکرى وَ هُجِرَ قَبْرى فَلَمْ

خاک روى من بریزند و نامم فراموش شود و تنم پوسیده شود و از یادم ببرند و گورم را ترک کنند و دیگر

یزُرْنى زآئِرٌ وَ لَمْ یذْکرْنى ذاکرٌ وَ ظَهَرَتْ مِنّىِ الْمَاثِمُ وَاسْتَوْلَتْ عَلَىَّ

کسى به دیدنم نیاید و کسى یادم نکند و گناهان من آشکار گردد و مظلمه ها بر من مستولى گردد

الْمَظالِمُ وَ طالَتْ شِکایةُ الْخُصُومِ وَ اتَّصَلَتْ دَعْوَةُ الْمَظْلُومِ صَلِّ اللّهُمَّ عَلى

و بسیار گردد شکایت طرفهاى دعوا و پیوست شود نفرین مظلومان (در آن هنگام ) درود فرست بر

مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَرْضِ خُصُومى عَنّى بِفَضْلِک وَ اِحْسانِک وَ جُدْ عَلَىَّ

محمّد و آل محمّد و راضى کن طرفهاى دعوا را از من به فضل و احسانت و ببخش بر من به

بِعَفْوِک وَ رِضْوانِک اِلهى ذَهَبَتْ اَیامُ لَذّاتى وَ بَقِیتْ مَاثِمى وَ تَبِعاتى وَ قَدْ

گذشت و خوشنودیت خدایا روزهاى خوشى و لذتم گذشت و به جا ماند گناهان و مسئولیتم و اکنون

اَتَیتُک مُنیباً تائِباً فَلا تَرُدَّنى مَحْروُماً وَ لا خائِباً اَللّهُمَّ آمِنْ رَوْعَتى وَاغْفِرْ

بدرگاهت آمده ام بازگرد و توبه کننده پس بازم مگردان محروم و نومید خدایا به هراسم آرامش ده و لغزشم را بیامرز

زَلَّتى وَ تُبْ عَلَىَّ اِنَّک اَنْتَ التَّوابُ الرَّحیمُ

و توبه ام را بپذیر که تویى توبه پذیر مهربان


دعاى حزین که بعد از نماز شب خوانده مى شود

پانزدهم دعا حزین دعائى است شریف بعد از نماز شب خوانده مى شود و آن دعا مطابق آنچه در مصباح متهجّد است این است :

اُناجیک یا مَوْجُوداً فى کلِّ مَکانٍ لَعَلَّک تَسْمَعُ نِدائى فَقَدْ عَظُمَ جُرْمى

راز گویم با تو اى که هستى در هر جا و مکان تا شاید فریادم را بشنوى چونکه جرم و گناهم بزرگ

وَ قَلَّ حَیآئى مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَىَّ الاَْهْوالِ اَتَذَکرُ وَ اَیها اَنْسى وَ لَوْلَمْ یکنْ

و شرمم کم است مولایم اى مولایم کدامیک از هراسهایم را یادآورى کنم و کدامیک را فراموش کنم و اگر نباشد

اِلا الْمَوْتُ لَکفى کیفَ وَ ما بَعْدَ الْمَوْتِ اَعْظَمُ وَ اَدْهى مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ حَتّى

جز همان مرگ تنها مرا بس است چسان ! با اینکه جهان پس از مرگ بزرگتر و سخت تر است مولاى من اى مولایم تا چه

مَتى وَ اِلى مَتى اَقُولُ لَک الْعُتْبى مَرَّةً بَعْدَ اُخْرى ثُمَّ لا تَجِدُ عِنْدى صِدْقاً وَ لا

وقت و تا کى بگویم که (من گنهکارم و) تو حق بازخواستم دارى نه یک بار بلکه بارها ولى باز هم تو راستى و

وَفاءً فَیاغَوْثاهُ ثُمَّ واغَوْثاهُ بِک یا اَللَّهُ مِنْ هَوىً قَدْ غَلَبَنى وَ مِنْ عَدُوٍّ قَدِ

وفا از من نبینى ، پس اى فریاد و باز هم اى فریاد به درگاه تو خدایا از هواى نفسى که بر من چیره گشته و از دشمنى که

اسْتَکلَبَ عَلَىَّ وَ مِنْ دُنْیا قَدْ تَزَینَتْ لى وَ مِنْ نَفْسٍ اَمّارَةٍ بِالسُّوءِ اِلاّ ما رَحِمَ

بر من حمله ور شده و از دنیایى که خود را برایم آراسته و از نفس فرمانده به بدى جز آنکه پروردگارم رحم کند

رَبّى مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اِنْ کنْتَ رَحِمْتَ مِثْلى فَارْحَمْنى وَ اِنْ کنْتَ قَبِلْتَ

مولاى من اى مولایم اگر به کسى چون من رحم کرده اى پس به من نیز رحم کن و اگر کسى را مانند من پذیرفته اى

مِثْلى فَاقْبَلْنى یا قابِلَ السَحَّرَةِ اقْبَلْنى یا مَنْ لَمْ اَزَلْ اَتَعَّرَفُ مِنْهُ الْحُسْنى یا

مرا هم بپذیر اى پذیرنده ساحران (فرعون ) مرا هم بپذیر اى که تا بوده از او نیکى دیده ام اى

مَنْ یغَذّینى باِلنِّعَمِ صَباحاً وَ مَسآءً اِرْحَمْنى یوْمَ اتیک فَرْدَا شاخِصا اِلَیک

که غذایم دادى به نعمتهاى خود در هر صبح و شام رحم کن به من روزى که به نزدت آیم تنها در حالى که بلند کرده ام

بَصَرى مُقَلِّداً عَمَلى قَدْ تَبَرَّءَ جَمیعُ الْخَلْقِ مِنّى نَعَمْ وَ اَبى وَ اُمّى وَ مَنْ کانَ لَهُ

بدرگاهت دیده ام را و نامه عملم به گردنم افتاده و همه مردم از من بیزارى جویند حتى پدر و مادرم و حتى کسى که رنج و

کدّى وَ سَعْیى فَاِنْ لَمْ تَرْحَمْنى فَمَنْ یرْحَمُنى وَ مَنْ یونِسُ فِى الْقَبْرِ وَحْشَتى

تلاشم براى او بوده پس اگر تو نیز به من رحم نکنى پس چه کسى به من رحم کند و کیست که مونس وحشت قبرم باشد

وَ مَنْ ینْطِقُ لِسانى اِذا خَلَوْتُ بِعَمَلى وَ سآئَلْتَنى عَمّا اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنّى فَاِنْ

و کیست که زبانم را گویا کند آنگاه که با عملم خلوت کنم و بپرسى از من آنچه تو بدان داناترى از خودم پس اگر

قُلْتُ نَعَمْ فَاَینَ الْمَهْرَبُ مِنْ عَدْلِک وَ اِنْ قُلْتُ لَمْ اَفْعَلْ قُلْتَ اَلَمْ اَکنِ الشّاهِدَ

بگویم آرى کجا از عدل تو گریزگاهى است و اگر بگویم نکردم جواب دهى آیا من گواه تو نیستم

عَلَیک فَعَفوَک عَفْوَک یا مَوْلاىَ قَبْلَ سَرابیلِ الْقَطِرانِ عَفْوَک عَفْوَک یا مَوْلاىَ

پس گذشتت را گذشتت را خواهانم اى مولایم پیش از پوشیدن پیراهن آتش زا گذشتت گذشتت را خواهم اى مولاى من

قَبْلَ جَهَنَّمَ وَالنّیرانِ عَفْوَک عَفْوَک یا مَوْلاىَ قَبْلَ اَنْ تُغَلَّ الاَْیدى اِلَى الاَْعْناقِ

پیش از گرفتار شدن جهنم و آتش سوزان گذشتت گذشتت را خواهم اى مولاى من پیش از آنکه دستها به گردنها با زنجیر بسته شود

یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ وَ خَیرَ الْغافِرینَ

اى مهربانترین مهربانان و بهترین آمرزندگان


دعا براى زیادى فهم

شانزدهم روایت شده از ثقه جلیل عالم عابد عبداللَّه بن جندب که از بزرگان اصحاب حضرت موسى و امام رضا علیهماالسلام و وکیل ایشان مى باشد آنکه وقتى عریضه اى خدمت حضرت ابوالحسن یعنى امام موسى علیه السلام نوشت و در آن عرض کرد که فدایت شوم من پیر شدم و ضعف و عجز پیدا کردم از بسیارى از آنچه قوّت داشتم بر آن و دوست دارم فدایت شوم که تعلیم فرمائى مرا کلامى که مرا به خداوند تعالى نزدیک کند و فهم وعلم مرا زیادکند حضرت درجواب او، او را امر فرموده بود که بسیار بخواند این ذکر شریف را بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ لا حَوْلَ وَلاقُوَّةِ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ

 

دعاى حدیث قدسى

هفدهم در حدیث قدسى است که اى محمّد صلى الله علیه و آله بگو به کسانى که مى خواهند تقربّ بجویند بسوى من بدانید از روى یقین که این کلام افضل است از هر چیزى که تقرّب مى جویند بسبب آن به سوى من بعد از فرائض و آن کلام این است که مى گوئى :

اَللّهُمَّ اِنَّهُ لَمْ یمْسِ اَحَدٌ مِنْ خَلْقِک اَنْتَ

خدایا براستى کسى نیست از خلق تو که شام کرده باشد

اِلَیهِ اَحْسَنُ صَنیعاً وَ لا لَهُ اَدْوَمُ کرامَةً وَ لا عَلَیهِ اَبْینُ فَضْلاً وَ لا بِهِ اَشَدُّ تَرَفُّقاً

و رفتار تو با او بهتر و بزرگوارى تو نسبت به او پاینده تر و فضل تو بر او آشکارتر و مدارا کردن تو با او

وَ لا عَلَیهِ اَشَدُّ حِیاطَةً وَ لا عَلَیهِ اَشَدُّ تَعَطُّفاً مِنْک عَلَىَّ وَ اِنْ کانَ جَمیعُ

زیادتر و نگهدارى تو بر او محکم تر و مِهر تو بر او سخت تر از من باشد و اگر چه همه

الْمَخْلُوقینَ یعَدِّ دُونَ مِنْ ذلِک مِثْلَ تَعْدیدى فَاشْهَدْ یا کافِىَ الشَّهادَةِ بِاَنّى

مخلوقاتت برشمردند نعمتهاى تو را بر خود مانند شمردن من پس گواه باش اى که گواه بودن تو کافى است که من تو را

اُشْهِدُک بِنِیةِ صِدْقٍ بِاَنَّ لَک الْفَضْلَ وَ الطَّوْلَ فى اِنْعامِک عَلَىَّ مَعَ قِلَّةِ شُکرى

گواه گیرم با نیتى صادقانه به اینکه تو را است برترى و داد و دهش در نعمت بخشیت بر من با سپاسگزارى اندک من

لَک فیها یا فاعِلَ کلِّ اِرادَةٍ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ طَوِّقْنى اَماناً مِنْ حُلُولِ

براى تو در آنها اى بوجود آرنده هر اراده درود فرست بر محمّد وآلش و بینداز در گردنم امان نامه اى از آمدن

السَّخَطِ لِقِلَّةِ الشُّکرِ وَ اَوْجِبْ لى زیادَةً مِنْ اِتْمامِ النِّعْمَةِ بِسَعَةِ الْمَغْفِرَةِ

خشمت براى کمى سپاسگزاریم و مقرر کن برایم بیش از پیش کامل کردن نعمت را به فراخى آمرزشت

اَمْطِرْنى خَیرَک فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ لاتُقایسْنى بِسُوَّءِ سَریرَتى

و ببار بر من باران خوبى و خیر خود را و درود فرست بر محمّد و آلش و نسنج مرا به بدى باطنم

وَامْتَحِنْ قَلْبى لِرِضاک وَ اجْعَلْ ما تَقَرَّبْتُ بِهِ اِلَیک فى دینِک لَک خالِصاً وَ لا

و آزمایش کن دلم را براى خوشنودیت و بگردان آنچه را در دین تو بدان تقرب بدرگاهت جویم خالص و چنان کن که آن به

تَجْعَلْهُ لِلُزُومِ شُبْهَةٍ اَوْ فَخْرٍ اَوْ رِیاءٍ یا کریمُ

خاطر ملازمت شبهه یا به خود بالیدن یا خودنمایى نباشد اى کریم

فقیر گوید که این دعا از ادعیه سِرّ قُدسیه است و آن سى و یک دعا است که براى حوائج دنیا و آخرت است و مشایخ آن را با اسانید متّصله نقل کرده اند و بعضى از ادعیه آن در مصباح متهجّد و مصباح کفعمى ذکر شده و هر که طالب تمام آن است رجوع کند به کتاب بلدالا مین یا کتاب دعاى بحار یا جواهر السّنیة و ما در اینجا یک دعاى دیگر از آن نقل مى کنیم

 

از ادعیه سرّ قدسیه هنگام بیرون رفتن از خانه خود بجهت حاجتى

هیجدهم و نیز در ادعیه سِرّ است که هر که اراده کرده که بیرون رود از اهل خود پى حاجتى یا سفرى و دوست داشته باشد که او را بر گردانم سالم با برآوردن حاجتش پس بگوید وقتى که بیرون مى شود از خانه اش :

بِسْمِ اللَّهِ مَخْرَجى وَ بِاِذْنِهِ خَرَجْتُ وَ قَدْ عَلِمَ قَبْلَ اَنْ اَخْرُجَ خُرُوجى وَ قَدْ

بنام خداست بیرون آمدنم و به اذن او بیرون آیم و او مى دانست پیش از بیرون آمدنم خروجم را و

اَحْصى عِلْمُهُ ما فى مَخْرَجى وَ مَرْجِعى تَوَکلْتُ عَلَى الاِْ لهِ الاَْکبَرِ تَوَکلَ

علمش شماره کرده برون رفتن و بازگشتم را توکل کنم بر معبود اکبر توکل

مُفَوِّضٍ اِلَیهِ اَمْرَهُ وَ مُسْتَعینٍ بِهِ عَلى شُؤُنِهِ مُسْتَزیدٍ مِنْ فَضْلِهِ مُبَرِّءٍ نَفْسَهُ مِن

کسى که کارش را به او واگذارده و از او در کارهایش کمک گیرد و از فضلش زیاده خواهد و خود را

کلِّ حَوْلٍ وَ مِنْ کلِّ قُوَّةٍ اِلاّ بِهِ خُروُجَ ضَریرٍ خَرَجَ بِضُرِّهِ اِلى مَنْ یکشِفُهُ وَ

برکنار دارد از هر جنبش و نیرویى جز به او بیرون آمدن زیان رسیده اى که زیانش را بسوى کسى برده

خُرُوجَ فَقیرٍ خَرَجَ بِفَقْرِهِ اِلى مَنْ یسُدُّهُ وَ خُروُجَ عائِلٍ خَرَجَ بِعیلَتِهِ اِلى مَنْ

که آن را برطرف کند و ندارى که نداریش را بدرگاه کسى برده که جلوش را بگیرد و عائله مندى که عائله اش را

یغْنِیها وَ خُرُوجَ مَنْ رَبُّهُ اَکبَرُ ثِقَتِهِ وَ اَعْظَمُ رَجائِه وَ اَفْضَلُ اُمْنِیتِهِ اَللَّهُ ثِقَتى

به نزد کسى برده که بى نیازش کند و خروج کسى که پروردگارش بزرگترین اعتماد و امید وبرترین خواسته او است خدا است

فى جَمیعِ اُمُورى کلِّها بِهِ فیها جَمیعاً اَسْتَعینُ وَلاشَیئَ اِلاّ ما شاءَاللَّهُ فى

اعتمادم در همه کارهایم و به او در همه آنها کمک جویم و چیزى نیست جز آنچه خدا در

عِلْمِهِ اَسْئَلُ اللَّهَ خَیرَ الْمَخْرَجِ وَ الْمَدْخَلِ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ اِلَیهِ الْمَصیرُ

علمش خواسته از خدا خواهم خوبى در خروج و دخولم معبودى نیست جز او و بسوى او است بازگشت


نماز و دعا در شب زفاف

نوزدهم در ذکر نماز و دعا در شب زفاف از حضرت امام محمّد باقر علیه السلام منقول است که چون عروس را به نزد تو بیاورند بگو که پیش از آن وضو بسازد و تو وضو بساز و دو رکعت نماز بکن و بگو که او را نیز امر کنند که دو رکعت نماز بگذارد پس حمد الهى کن و صلوات بر محمّد و آل محمّد بفرست پس دعا کن و امر کن آن زنان را که با او آمده اند آمین بگویند و این دعا بخوان :

اَللّهُمَّ ارْزُقْنى اِلْفَها وَ وُدَّها وَ رِضاها وَاَرْضِنى بِها وَاجْمَعْ بَینَنا بِاَحْسَنِ

خدایا روزیم کن الفت و دوستى و رضایتش را و مرا از او راضى کن و گردآور میان ما به بهترین

اجْتِماعٍ وَ انَسِ ایتِلافٍ فَاِنَّک تُحِبُّ الْحَلالَ وَ تَکرَهُ الْحَرامَ

گردآوردن و ماءنوسترین سازش که تو دوست دارى حلال را و ناخوش دارى حرام را


و از حضرت صادق علیه السلام منقول است که چون در شب زفاف به نزد عروس بروى موى پیشانیش را بگیر و رو به قبله آور و بگو:

اَللّهُمَّ بِاَمانَتِک اَخَذْتُها وَ بِکلِماتِک اسْتَحْلَلْتُها فَاِنْ قَضَیتَ لى

خدایا به امانت تو او را گرفتم و به کلمات تو حلالش کردم پس اگر

مِنها وَلَداً فَاجْعَلْهُ مُبارَکاً تَقِیاً مِنْ شیعَةِ آلِ مُحَمَّدٍ وَلاتَجْعَلْ لِلشَّیطانِ فیهِ

از او فرزندى نصیبم کردى او را مبارک و باتقوى و از شیعیان آل محمّد قرار ده و براى شیطان در او

شِرْکاً وَ لانَصیباً

شرکت و نصیبى قرار مده


دعاى رهبه

بیستم دعاى رَهْبَه است روایت شده که حضرت موسى بن جعفرعلیه السلام چون شب در محراب عبادت مى ایستاد آن را مى خواند و آن دعاى پنجاهم صحیفه است و این است :

اَللّهُمَّ اِنَّک خَلَقْتَنى سَوِیاً وَ رَبَّیتَنى صَغیراً وَ رَزَقْتَنى مَکفِیاً اَللّهُمَّ اِنّى

خدایا تو مرا کامل آفریدى و در کودکى پروریدى و به حد کفایت روزیم دادى خدایا من

وَجَدْتُ فیما اَنْزَلْتَ مِنْ کتابِک وَ بَشَّرْتَ بِهِ عِبادَک اَنْ قُلْتَ یا عِبادِىَ الَّذینَ

در آیاتى که در قرآنت نازل کردى دیده ام که بندگانت را مژده داده اى و فرمودى : ((اى بندگان من که

اَسْرَفُوا عَلى اَنْفُسِهِمْ لاتَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ اِنَّ اللَّهَ یغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً وَ

بر خود زیاده روى کرده اید نومید نشوید از رحمت خدا که خدا همه گناهان را مى آمرزد)) و

قَدْ تَقَدَّمَ مِنّى ما قَدْ عَلِمْتَ وَ ما اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنّى فَیاسَوْ اَتاهُ مِمّا اَحْصاهُ عَلَىَّ

سرزد از من آنچه تو خود دانى و تو از من به آنها داناترى پس چه رسوائى است براى آنچه دفترت بر

کتابُک فَلَوْلاَ الْمَواقِفُ الَّتى اُؤَمِّلُ مِنْ عَفْوِک الَّذى شَمِلَ کلَّشَیئٍ لاََلْقَیتُ

من ثبت کرده و اگر نباشد جایگاههایى که در آنها آرزوى گذشتت را دارم آن گذشتى که همه چیز را فراگیرد،

بِیدى وَ لَوْ اَنَّ اَحَداً اسْتَطاعَ الْهَرَبَ مِنْ رَبِّهِ لَکنْتُ اَنَا اَحَقَّ بِالْهَرَبِ مِنْک وَ

بدست خود هلاک شده بودم و اگر کسى مى توانست از پروردگارش بگریزد من از همه سزاوارتر بودم و

اَنْتَ لاتَخْفى عَلَیک خافِیةٌ فِى الاَْرْضِ وَلافِى السَّمآءِ اِلاّ اَتَیتَ بِها وَ کفى بِک

تویى که نه در زمین و نه در آسمان چیزى از تو پوشیده نماند مگر آ نکه به یاورى آنرا و کافى است که تو

جازِیاً وَ کفى بِک حَسیباً اَللّهُمَّ اِنَّک طالِبى اِنْ اَنَا هَرَبْتُ وَ مُدْرِکى اِنْ اَنَا

کیفر دهى و کافى است که تو حسابگر باشى خدایا تو احضارم کنى اگر بگریزم و تو دریابیم اگر

فَرَرْتُ فَها اَنَاذا بَینَ یدَیک خاضِعٌ ذَلیلٌ راغِمٌ اِنْ تُعَذِّبْنى فَاِنّى لِذلِک اَهْلٌ وَ

فرار کنم و من اینک در برابرت بصورت خضوع و خوارى و سربزیرم اگر عذابم کنى سزاوارم و

هُوَ یا رَبِّ مِنْک عَدْلٌ وَ اِنْ تَعْفُ عَنّى فَقَدیماً شَمَلَنى عَفْوُک وَ اَلْبَسْتَنى

به مقتضاى عدل تو است و اگر بگذرى از دیرزمانى گذشتت مرا فراگرفته و جامه عافیت بر من پوشانده اى

عافِیتَک فَاَسْئَلُک اللّهُمَّ بِالْمَخْزُونِ مِنْ اَسْمائِک وَ بِما وارَتْهُ الْحُجُبُ مِنْ

از تو خواهم خدایا به نامهاى مخزونت و بدرخشندگى در پرده ات که

بَهائِک اِلاّ رَحِمْتَ هذِهِ النَّفْسَ الْجَزُوعَةَ وَ هِذِهِ الرِّمَّةَ الْهَلُوعَةَ الَّتى

رحم کنى بر این تن بى تاب و این اسکلت ناشکیبا که طاقت حرارت آفتاب را

لاتَسْتَطیعُ حَرَّ شَمْسِک فَکیفَ تَسْتَطیعُ حَرَّ نارِک وَالَّتى لاتَسْتَطیعُ صَوْتَ

ندارد چسان تاب حرارت دوزخ دارد در صورتى که تاب غرّش

رَعْدِک فَکیفَ تَسْتَطیعُ غَضَبَک فَارْحَمْنىِ اللّهُمَّ فَاِنّىِ امْرُؤٌ حَقیرٌ وَ خَطَرى

رعد (آسمان ) را ندارد چسان تاب تحمل خشم تو را دارد پس رحم کن به من خدایا که من شخصى بى مقدار و بى ارزشم

یسیرٌ وَ لَیسَ عَذابى مِمّا یزیدُ فى مُلْکک مِثْقالَ ذَرَّةٍ وَ لَوْ اَنَّ عَذابى مِمّا

و چنان نیست که عذاب کردن من به قدر مثقال ذره اى در فرمانرواییت

یزیدُ فى مُلْکک لَسَئَلْتُک الصَّبْرَ عَلَیهِ وَاَحْبَبْتُ اَنْ یکونَ ذلِک لَک وَ لکنْ

بیفزاید و اگر چنین بود که مى افزود در فرمانرواییت من از تو شکیبایى بر آن را درخواست مى کردم و دوست داشتم که فرمانرواییت افزوده

سُلْطانُک اَللّهُمَّ اَعْظَمُ وَ مُلْکک اَدْوَمُ مِنْ اَنْ تَزیدَ فیهِ طاعَةُ المُطیعینَ اَوْ

گردد ولى سلطنت تو خدایا بزرگتر و فرمانرواییت پاینده تر از آن است که بیفزاید در آن فرمانبردارى فرمانبران یا

تَنْقُصَ مِنْهُ مَعْصِیةُ الْمُذْنِبینَ فَارْحَمْنى یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ وَ تَجاوَزْ عَنّى یا

بکاهد از آن نافرمانى گنهکاران پس به من رحم کن اى مهربانترین مهربانان و در گذر از من اى

ذَا الْجَلالِ وَالاِْکرامِ وَ تُبْ عَلَىَّ اِنَّک اَنْتَ التَّوّابُ الرَّحیمُ

داراى جلالت و بزرگوارى و توبه ام بپذیر که تویى توبه پذیر مهربان


ملحقات دوّم باقیات صالحات

دعاى حضرت سجّاد علیه السلام در ذکر توبه و طلب آن

وَکانَ مِنْ دُعائِهِ علیه السلام فى ذِکرِ التَّوْبَةِ وَ طَلَبِها:

اَللّهُمَّ یا مَنْ لایصِفُهُ نَعْتُ الْواصِفینَ وَ یا مَنْ لایجاوِزُهُ رَجآءُ الرّاجینَ وَ یا

خدایا اى که وصفش نکند توصیف وصف کنندگان و اى که از او نگذرد امید امیدواران و اى

مَنْ لایضیعُ لَدَیهِ اَجْرُ الْمُحْسِنینَ وَ یا مَنْ هُوَ مُنْتَهى خَوْفِ الْعابِدینَ وَ یا مَنْ

که تباه نشود در نزدش مزد نیکوکاران و اى که او است سرحد نهایى ترس عبادت کنندگان واى که

هُوَ غایةُ خَشْیةِ الْمُتَّقینَ هذا مَقامُ مَنْ تَداوَلَتْهُ اَیدِى الذُّنُوبِ وَ قادَتْهُ اَزِمَّةُ

او است غایت بیم پرهیزکاران این است جایگاه کسى که دست بدستش داده اند دستهاى گناهان و کشانده اند او را مهارهاى

الْخَطایا وَ اسْتَحْوَذَ عَلَیهِ الشَّیطانُ فَقَصَّرَ عَمّا اَمَرْتَ بِهِ تَفْریطاً وَ تَعاطى ما

خطاها و چیره شده بر او شیطان و بدین سبب کوتاهى کرده از دستوراتت از روى کاهلى و دست زده بدانچه

نَهَیتَ عَنْهُ تَغْریراً کالْجاهِلِ بِقُدْرَتِک عَلَیهِ اَوْ کالْمُنْکرِ فَضْلَ اِحْسانِک اِلَیهِ

نهى کردى از غرور چون کسى که خبر ندارد از قدرتى که تو بر او دارى یا مانند کسى که منکر فزونى احسان تو بر خود است



 
 
 
 Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved