بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک Instagram
 
 



زیارت دیگر

از براى آن حضرت روایت شده :

اَلسَّلامُ عَلَى الْبابِ الاَْقْصَدِ وَالطَّریقِ

سلام بر محکمترین درگاه و راستترین راه

الاَْرْشَدِ وَالْعالِمِ الْمُؤَیدِ ینْبُوعِ الْحِکمِ وَمِصْباحِ الظُّلَمِ سَیدِ الْعَرَبِ

و بر آن دانشمند تاءیید شده (از جانب پروردگار) سرچشمه حکمتها و چراغ تاریکیها آقاى عرب

وَالْعَجَمِ الْهادى اِلَى الرَّشادِ الْمُوَفَّقِ بِالتَّاْییدِ وَالسَّدادِ مَوْلاىَ

و عجم راهنماى راه رشد و هدایت و موفق به تاءیید و استقامت (حق ) سرور و مولایم حضرت

اَبى جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی الْجَوادِ اَشْهَدُ یا وَلِىَّ اللَّهِ اَنَّک اَقَمْتَ الصَّلوةَ

ابى جعفر محمد بن على جواد گواهى دهم اى ولىّ خدا که براستى تو برپاداشتى نماز را

وَآتَیتَ الزَّکوةَ وَاَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَیتَ عَنِ الْمُنْکرِ وَجاهَدْتَ

و بدادى زکات را و امر به معروف و نهى از منکر کردى و جهاد کردى

فى سَبیلِ اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ وَعَبَدْتَ اللَّهَ مُخْلِصاً حَتّى اَتیک الْیقینُ

در راه خدا آنطور که باید و خدا را از روى اخلاص پرستش کردى تا رحلتت فرا رسید،

فَعِشْتَ سَعیداً وَمَضَیتَ شَهیداً یا لَیتَنى کنْتُ مَعَکمْ فَاَفُوزَ فَوْزاً

سعادتمند زیستى و شهید از جهان رفتى اى کاش من هم با شما بودم و به رستگارى بزرگى نائل

عَظیماً وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَکاتُهُ

مى شدم و رحمت خدا و برکاتش نیز بر تو باد

پس ببُوس تربت شریف را و بگذار صورت راست را بر آن و دو رکعت نماز زیارت را بجا آور و دعا کن بعد از آن هرچه بخواهى .


زیارت براى امام زادگان

سوّم سید اجلّ علىّ بن طاوس رضى اللّه عنه در مصباح الزائر دو زیارت از براى امام زادگان نقل نموده که به آن زیارت کرده مى شوند و نقلش در اینجا مناسب است فرموده که چون قصد کردى زیارت کنى یکى از ایشان را مثل قاسم فرزند حضرت کاظم علیه السلام یا عبّاس فرزند امیرالمؤ منین علیه السلام یا علىّ بن الحسین علیه السلام را که مقتول بطَفّ است و هرکه جارى مجراى ایشان باشد در حکم پس بایست بر سَرِ قبرشان و بگو:

اَلسَّلامُ عَلَیک اَیهَا السَّیدُ

سلام بر تو اى آقاى

الزَّکىُّ الطّاهِرُ الْوَلِىُّ وَالدّاعِى الْحَفِىُّ اَشْهَدُ اَنَّک قُلْتَ حَقّاً وَنَطَقْتَ

پاک و پاکیزه و سرور من و اى دعوت کننده (به حق ) به مهربانى ، گواهى دهم که تو حق گفتى و

حَقّاً وَصِدْقاً وَدَعَوْتَ اِلى مَوْلاىَ وَمَوْلاک عَلانِیةً وَسِرّاً فازَ مُتَّبِعُک

به حق و راستى سخن کردى و (مردم را) آشکارا و نهان بسوى مولاى من و مولاى خودت دعوت فرمودى رستگار شد پیرو تو

وَنَجى مُصَدِّقُک وَخابَ وَخَسِرَ مُکذِّبُک وَالْمُتَخَلِّفُ عَنْک اِشْهَدْ لى

و نجات یافت تصدیق کننده ات و نومید و زیانکار شد تکذیب کننده ات و آنکس که با تو مخالفت کرد گواه باش براى من

بِهذِهِ الشَّهادَةِ لاَِکونَ مِنَ الْفائِزینَ بِمَعْرِفَتِک وَطاعَتِک وَتَصْدیقِک

این گواهى را تا من بوسیله معرفت و اطاعت تو و تصدیق و پیروى کردنت

وَاتِّباعِک وَالسَّلامُ عَلَیک یا سَیدى وَابْنَ سَیدى اَنْتَ بابُ اللّهِ

از زمره رستگاران باشم و سلام بر تو اى آقاى من و اى فرزند آقاى من توئى درگاه خدا

الْمُؤْتى مِنْهُ وَالْمَاْخُوذُ عَنْهُ اَتَیتُک زائِراً وَحاجاتى لَک مُسْتَوْدِعاً

که از آن درآیند و(معالم دین را) از آن بگیرند آمده ام به درگاهت براى زیارت و حاجتهاى خود را به تو سپرده ام

وَها اَ نَا ذا اَسْتَوْدِعُک دینى وَاَمانَتى وَخَواتیمَ عَمَلى وَجَوامِعَ

و من اکنون به تو مى سپارم دینم و امانتم و سرانجام کارهایم و همه

اَمَلى اِلى مُنَتَهى اَجَلى وَالسَّلامُ عَلَیک وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَکاتُهُ

آرزوهایم را تا پایان عمرم و بر تو باد سلام و رحمت خدا و برکاتش


زیارت دیگر

از براى اولاد ائمّه علیهم السلام مى گوئى :

اَلسَّلامُ عَلى جَدِّک الْمُصْطَفى اَلسَّلامُ عَلى اَبیک الْمُرْتَضَى [الرِّض ا]

سلام بر جدّ تو حضرت مصطفى سلام بر پدرت امام مرتضى (و پسندیده )

اَلسَّلامُ عَلَى السَّیدَینِ الْحَسَنِ وَالْحُسَینِ اَلسَّلامُ عَلى خَدیجَةَ اُمِّ

سلام بر دو آقاى بزرگوار حسن و حسین سلام بر خدیجه مادر

سَیدَةِ نِسآءِ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ عَلى فاطِمَةَ اُمِّ الاَْئِمَّةِ الطّاهِرینَ

بانوى زنان جهانیان سلام بر فاطمه مادر امامان پاکیزه

اَلسَّلامُ عَلَى النُّفُوسِ الْفاخِرَةِ بُحُورِ الْعُلُومِ الزّاخِرَةِ شُفَعآئى فِى

سلام بر بزرگواران با افتخار آن دریاهاى مواج علم و دانش شفیعان من در

الاَّْخِرَةِ وَاَوْلِیآئى عِنْدَ عَوْدِ الرُّوحِ اِلَى الْعِظامِ النّاخِرَةِ اَئِمَّةِ الْخَلْقِ

آخرت و سروران من هنگام بازگشت روح به استخوانهاى پوسیده ، پیشوایان خلق

وَوُلاةِ الْحَقِّ اَلسَّلامُ عَلَیک اَیهَا الشَّخْصُ الشَّریفُ الطّاهِرُ الْکریمُ

و زمامداران حق سلام بر تو اى شخص شریف پاکیزه بزرگوار

اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَاَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَمُصْطَفاهُ وَاَنَّ عَلِیاً وَلِیهُ

گواهى دهم که معبودى جز خدا نیست و اینکه محمد بنده و برگزیده او است و على ولى او

وَمُجْتَباهُ وَاَنَّ الاِْمامَةَ فى وُلْدِهِ اِلى یوْمِ الدّینِ نَعْلَمُ ذلِک عِلْمَ

و انتخاب شده از طرف او است و به اینکه منصب امامت تا روز قیامت در اولاد او است و این مطلب را

الْیقینِ وَنَحْنُ لِذلِک مُعْتَقِدُونَ وَفى نَصْرِهِمْ مُجْتَهِدُونَ

به یقین مى دانیم و بدان معتقدیم و در یاریشان کوشائیم


دعاء در اعمال روز عرفه

چهارم دعائى است که در اعمال روز عرفه در ذیل تسبیح سُبْحانَ اللَّهِ قَبْلَ کلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللَّهِ بَعْدَ کلِّ اَحَدٍ که در مفاتیح مذکور است بعد از تَبارَک اللَّهُ اَحْسَنُ الْخالِقینَ بخوان :

وَالْحَمْدُ لِلَّهِ قَبْلَ کلِّ اَحَدٍ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ بَعْدَ کلِّ اَحَدٍ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ مَعَ کلِّ

و ستایش خداى را پیش از هر کس و ستایش خداى را بعد از هرکس و ستایش خداى را با هر

اَحَدٍ وَالْحَمْدُ للَّهِ یبْقى رَبُّنا وَیفْنى کلُّ اَحَدٍ وَالْحَمْدُ للَّهِ حَمْداً یفْضُلُ

کس و ستایش خداى را که باقى است پروردگار ما و فانى شود هرکس و ستایش خداى را ستایشى که فزونى جوید

حَمْدَ الْحامِدینَ حَمْداً کثیراً قَبْلَ کلِّ اَحَدٍ وَالْحَمْدُ للَّهِ حَمْداً یفْضُلُ

برستایش ستایش کنندگان ستایش بسیارى پیش از هرکس و ستایش خداى را ستایشى که فزونى جوید

حَمْدَ الْحامِدینَ حَمْداً کثیراً بَعْدَ کلِّ اَحَدٍ وَالْحَمْدُ للَّهِ حَمْداً یفْضُلُ

ستایش ستایش کنندگان را ستایشى بسیار پس از هرکس و ستایش خداى را ستایشى که فزونى جوید

حَمْدَ الْحامِدینَ حَمْداً کثیراً مَعَ کلِّ اَحَدٍ وَالْحَمْدُ للَّهِ حَمْداً یفْضُلُ

ستایش ستایش کنندگان را ستایشى بسیار با هرکس و ستایش خداى را ستایشى که فزونى جوید

حَمْدَ الْحامِدینَ حَمْداً کثیراً لِرَبِّنَا الْباقى وَیفْنى کلُّ اَحَدٍ وَالْحَمْدُ للَّهِ

ستایش ستایش کنندگان را ستایشى بسیار براى پروردگار ما که باقى است و فانى شود هرکس و ستایش خداى را

حَمْداً لا یحْصى وَلا یدْرى وَلا ینْسى وَلا یبْلى وَلا یفْنى وَلَیسَ

ستایشى که بشماره درنیاید و مقدارش دانسته نشود و فراموش نگردد و کهنه نشود و فنا نپذیرد

لَهُ مُنْتَهى وَالْحَمْدُ للَّهِ حَمْداً یدُومُ بِدَوامِهِ وَیبْقى بِبَقائِهِ فى سِنىِ

و نهایت نداشته باشد و ستایش خداى را ستایشى که دوام یابد به دوام او و باقى بماند به بقاى او در طول سالیان

الْعالَمینَ وَشُهُورِ الدُّهُورِ وَاَیامِ الدُّنْیا وَساعاتِ اللَّیلِ وَالنَّهارِ

(بى شمار) جهانیان و ماههاى روزهاى این جهان و ساعتهاى شب و روز

وَالْحَمْدُ للَّهِ اَبَدَ الاَْبَدِ وَمَعَ الاَْبَدِ مِمّا لا یحْصیهِ الْعَدَدُ وَلا یفْنیهِ

و ستایش خداى را به همیشگى همیشه و تا ابد بدان حدّ که شماره اش نکند شماره و عدد و تمامش نکند

الاَْمَدُ وَلا یقْطَعُهُ الاَْبَدُ وَتَبارَک اللَّهُ اَحْسَنُ الْخالِقینَ (بعد بگو) لا اِلهَ

زمان و مدت و قطع نکند دنباله اش را ابد (و همیشگى ) و بزرگ است خدا که بهترین آفرینندگان است * * * ((معبودى

اِلا اللَّهُ قَبْلَ کلِّ اَحَدٍ وَلا اِلهَ اِلا اللَّهُ بَعْدَ کلِّ اَحَدٍ وَلا اِلهَ اِلا اللَّهُ مَعَ

نیست جز خدا)) پیش از هرکس و ((معبودى نیست جز خدا)) پس از هرکس و ((معبودى نیست جز خدا)) با

کلِّ اَحَدٍ وَلا اِلهَ اِلا اللَّهُ یبْقى رَبُّنا وَیفْنى کلُّ اَحَدٍ وَلا اِلهَ اِلا اللَّهُ

هر کس و ((معبودى نیست جز خدا)) که باقى است پروردگار ما و فانى شود هر کس و ((معبودى نیست جز خدا))

تَهْلیلاً یفْضُلُ تَهْلیلَ الْمُهَلِّلینَ فَضْلاً کثیراً قَبْلَ کلِّ اَحَدٍ وَلا اِلهَ اِلا

به یکتا خوانى آن چنانى که فزونى جوید یکتاخوانى یکتاخوانندگان را فزونى بسیارى پیش از هرکس و ((معبودى نیست جز

اللَّهُ تَهْلیلاً یفْضُلُ تَهْلیلَ الْمُهَلِّلینَ فَضْلاً کثیراً بَعْدَ کلِّ اَحَدٍ وَلا اِلهَ

خدا)) به یکتاخوانى آنچنانى که فزونى جوید یکتاخوانى یکتاخوانان را فزونى بسیارى بعد از هرکس و ((معبودى نیست

اِلا اللَّهُ تَهْلیلاً یفْضُلُ تَهْلیلَ الْمُهَلِّلینَ فَضْلاً کثیراً مَعَ کلِّ اَحَدٍ وَلا

جز خدا)) به یکتاخوانى آنچنانى که فزونى جوید یکتاخوانى یکتاخوانان را فزونى بسیار با هرکس و ((معبودى

اِلهَ اِلا اللَّهُ تَهْلیلاً یفْضُلُ تَهْلیلَ الْمُهَلِّلینَ فَضْلاً کثیراً لِرَبِّنَا الْباقى

نیست جز خدا)) به یکتاخوانى آنچنانى که برترى جوید یکتاخوانى یکتاخوانان را فزونى بسیارى براى پروردگار ما که باقیست

وَیفْنى کلُّ اَحَدٍ وَلا اِلهَ اِلا اللَّهُ تَهْلیلاً لا یحْصى وَلا یدْرى وَلا

و فانى شود هرکس و ((معبودى نیست جز خدا)) به یکتاخوانى آنچنانى که شماره نشود مقدارش و دانسته نشود و

ینْسى وَلا یبْلى وَلا یفْنى وَلَیسَ لَهُ مُنْتَهى وَلا اِلهَ اِلا اللَّهُ تَهْلیلاً

فراموش نگردد و کهنه نشود و فنا نپذیرد و انتها نداشته باشد و ((معبودى نیست جز خدا)) به یکتاخوانى آنچنانى

یدُومُ بِدَوامِهِ وَیبْقى بِبَقآئِهِ فى سِنىِ الْعالَمینَ وَشُهُورِ الدُّهُورِ

که ادامه یابد به دوام او و باقى ماند به بقاى او در طول سالیان جهانیان و ماههاى روزگاران

وَاَیامِ الدُّنْیا وَساعاتِ اللَّیلِ وَالنَّهارِ وَلا اِلهَ اِلا اللَّهُ اَبَدَ الاَْبَدِ وَمَعَ

و روزهاى این جهان و ساعتهاى شب و روز و ((معبودى نیست جز خدا)) به همیشگى همیشه و تا

الاَْبَدِ مَمّا لا یحْصیهِ الْعَدَدُ وَلا یفْنیهِ الاَْمَدُ وَلا یقْطَعُهُ الاَْبَدُ وَتَبارَک

اَبد بدان حد که شماره اش نکند عدد و فانیش نکند مدت و دنباله اش را قطع نکند اَبد و بزرگ است

اللَّهُ اَحْسَنُ الْخالِقینَ (پس بگو) وَاللَّهُ اَکبَرُ قَبْلَ کلِّ اَحَدٍ وَاللَّهُ اَکبَرُ بَعْدَ

خدا که بهترین آفرینندگان است * * * و ((خدا بزرگتر است )) پیش از هر کس و ((خدا بزرگتر است )) بعد

کلِّ اَحَدٍ وَاللَّهُ اَکبَرُ مَعَ کلِّ اَحَدٍ وَاللَّهُ اَکبَرُ یبْقى رَبُّنا وَیفْنى کلُّ اَحَدٍ

از هر کس و ((خدا بزرگتر است )) با هرکس و ((خدا بزرگتر است )) که باقى ماند پروردگار ما و فانى شود هرکس

وَاللَّهُ اَکبَرُ تَکبیراً یفْضُلُ تَکبیرَ الْمُکبِّرینَ فَضْلاً کثیراً قَبْلَ کلِّ اَحَدٍ

و ((خدا بزرگتر است )) بزرگى آنچنانى که فزونى جوید بر تکبیر تکبیرگویان (بزرگ شمردن بزرگ شمارندگان ) فزونى بسیارى پیش از

وَاللَّهُ اَکبَرُ تَکبیراً یفْضُلُ تَکبیرَ الْمُکبِّرینَ فَضْلاً کثیراً بَعْدَ کلِّ اَحَدٍ

هر کس و ((خدا بزرگتر است )) به تکبیرى که فزونى جوید بر تکبیر تکبیرگویان فزونى بسیارى پس از هرکس

وَاللَّهُ اَکبَرُ تَکبیراً یفْضُلُ تَکبیرَ الْمُکبِّرینَ فَضْلاً کثیراً مَعَ کلِّ اَحَدٍ

و ((خدا بزرگتر است )) به تکبیرى که فزونى جوید بر تکبیر تکبیرگویان فزونى بسیارى با هرکس

وَاللَّهُ اَکبَرُ تَکبیراً یفْضُلُ تَکبیرَ الْمُکبِّرینَ فَضْلاً کثیراً لِرَبِّنَا الْباقى

و ((خدا بزرگتر است )) به تکبیرى که فزونى جوید تکبیر تکبیرگویان را فزونى بسیارى براى پروردگار ما که باقیست

وَیفْنى کلُّ اَحَدٍ وَاللَّهُ اَکبَرُ تَکبیراً لا یحْصى وَلا یدْرى وَلا ینْسى

و فانى شود هرکس و ((خدا بزرگتر است )) به تکبیرى که به شماره درنیاید و مقدارش دانسته نشود و فراموش نگردد

وَلا یبْلى وَلا یفْنى وَلَیسَ لَهُ مُنْتَهى وَاللَّهُ اَکبَرُ تَکبیراً یدُومُ بِدَوامِهِ

و کهنه نشود و فنا نپذیرد و نهایت نداشته باشد و ((خدا بزرگتر است )) تکبیرى که دوام یابد به دوام او

وَیبْقى بِبَقآئِهِ فى سِنىِالْعالَمینَ وَشُهُورِ الدُّهُورِ وَاَیامِ الدُّنْیا وَساعاتِ

و باقى ماند به بقاى او در طول سالهاى جهانیان و ماههاى روزگاران و روزهاى دنیا و ساعتهاى

اللَّیلِ وَالنَّهارِ وَاللَّهُ اَکبَرُ اَبَدَ الاَْبَدِ وَمَعَ الاَْبَدِ مَمّا لایحْصیهِ الْعَدَدُ

شب و روز و ((خدا بزرگتر است )) به همیشگى همیشه و تا اَبد بدان حد که شماره اش نکند هیچ عددى

وَلا یفْنیهِ الاَْمَدُ وَلا یقْطَعُهُ الاَْبَدُ وَتَبارَک اللَّهُ اَحْسَنُ الْخالِقینَ

و فانیش نکند مدت و زمانى و قطع کند دنباله اش را اَبد و بزرگ است خدا بهترین آفرینندگان


دعاى مکارمُ الاخلاق

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَبَلِّغْ بِایمانى اَکمَلَ الاْیمانِ وَاجْعَلْ

خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد و برسان ایمان مرا به کاملترین درجات ایمان و بگردان

یقینى اَفْضَلَ الْیقینِ وَانْتَهِ بِنِیتى اِلى اَحْسَنِ النِّیاتِ وَبِعَمَلى اِلى

یقینم را بهترین یقینها و نیتم را به بهترین نیتها منتهى گردان و عملم را به

اَحْسَنِ الاَْعْمالِ اَللّهُمَّ وَفِّرْ بِلُطْفِک نِیتى وَصَحِّحْ بِما عِنْدَک یقینى

بهترین اعمال خدایا شایان کن به لطف و کرمت نیتم را و درست کن بوسیله آنچه در پیش تو است یقینم را

وَاسْتَصْلِحْ بِقُدْرَتِک ما فَسَدَ مِنّى اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ

و اصلاح کن به نیروى خودت مفاسد کار مرا خدایا درود فرست بر محمد و آلش

وَاکفِنى ما یشْغَلُنِى الاِْهْتِمامُ بِهِ وَاسْتَعْمِلْنى بِما تَسْئَلُنى غَداً عَنْهُ

و کفایت کن از من آنچه را اهتمام بدان مرا بخود مشغول کرده و بگمارم بدانچه فرداى قیامت مرا بدان بازخواست کنى

وَاسْتَفْرِغْ اَیامى فیما خَلَقْتَنى لَهُ وَاَغْنِنى وَاَوْسِعْ عَلَىَّ فى رِزْقِک

و روزهایم را تنها براى آنچه بخاطر آن خلقم کرده اى فارغ ساز و بى نیازم کن و وسیع گردان بر من روزیت را

وَلا تَفْتِنّى بِالنَّظَرِ وَاَعِزَّنى وَلا تَبْتَلِینّى بِالْکبْرِ وَعَبِّدْنى لَک وَلا

و مرا در فتنه نگاه (یا اندیشه هاى بیهوده یامهلت دادن ) مینداز و عزیزم گردان و به بزرگمنشى مبتلایم مکن و به عبادت خودت

تُفْسِدْ عِبادَتى بِالْعُجْبِ وَاَجْرِ لِلنّاسِ عَلى یدَىَّ الْخَیرَ وَلا تَمْحَقْهُ

وادارم کن و تباه مکن عبادتم را بخودبینى و بدست من کار خیر مردم را اجرا کن ولى با منت گذارى

بِالْمَنِّ وَهَبْ لى مَعالِىَ الاَْخْلاقِ وَاعْصِمْنى مِنَ الْفَخْرِ اَللّهُمَّ صَلِّ

من از بینش نبرى و برسانم به پایه هاى بلند اخلاق و نگاهم دار از فخر کردن و به خود بالیدن خدایا درود فرست

عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَلا تَرْفَعْنى فِى النّاسِ دَرَجَةً اِلاّ حَطَطْتَنى

بر محمد و آلش و بالا مبر مرا در میان مردم به درجه اى جز آنکه پائینم آرى

عِنْدَ نَفْسى مِثْلَها وَلا تُحْدِثْ لى عِزّاً ظاهِراً اِلاّ اَحَدَثْتَ لى ذِلَّةً

در پیش خودم به همان مقدار و پیش نیاور براى من عزتى در ظاهر جز آنکه پیش آورى برایم خوارى

باطِنَةً عِنْدَ نَفْسى بِقَدَرِها اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ

در باطن در پیش خودم به همان اندازه خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد

وَمَتِّعْنى بِهُدىً صالِحٍ لا اَسْتَبْدِلُ بِهِ وَطَریقَةِ حَقٍّ لا اَزیغُ عَنْها وَنِیةِ

و بهره مند ساز مرا به هدایت شایسته اى که چیزى را با آن تبدیل نکنم و راه حقى که منحرف نشوم از آن و نیت درستى

رُشْدٍ لا اَشُک فیها وَعَمِّرْنى ما کانَ عُمْرى بِذْلَةً فى طاعَتِک فَاِذا

که شک نکنم در آن و عمرم بده تا وقتى که عمرم در راه طاعت تو صرف گردد و هرگاه (دیدى )

کانَ عُمْرى مَرْتَعاً لِلشَّیطانِ فَاقْبِضْنى اِلَیک قَبْلَ اَنْ یسْبِقَ مَقْتُک

عمر من چراگاه شیطان شد جانم را بگیر پیش از آنکه خشم تو بر من سبقت جوید

اِلَىَّ اَوْ یسْتَحْکمَ غَضَبُک عَلَىَّ اَللّهُمَّ لا تَدَعْ خَصْلَةً تُعابُ مِنّى اِلاّ

یا غضبت درباره من محقق گردد خدایا وامگذار براى من خصلتى را که مورد نکوهش باشد جز آنکه

اَصْلَحْتَها وَلا عآئِبَةً اُؤَنَّبُ بِها اِلاّ حَسَّنْتَها وَلا اُکرُومَةً فِىَّ ناقِصَةً اِلاّ

اصلاحش کنى و نه عیبى که مایه سرزنش باشد جز آنکه نیکویش گردانى و نه کرامتى که در من ناقص باشد جز

اَتْمَمْتَها اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاَبْدِلْنى مِنْ بِغْضَةِ

آنکه کاملش گردانى خدایا درود فرست بر محمد وآل محمد و مبدل کن براى من کینه

اَهْلِ الشَّنَانِ الْمَحَبَّةَ وَمِنْ حَسَدِ اَهْلِ الْبَغْىِ الْمَوَدَّةَ وَمِنْ ظَنَّةِ اَهْلِ

کینه توزان را به محبت و حسد ستمکاران را بدوستى و بدگمانى مردمان

الصَّلاحِ الثِّقَةَ وَمِنْ عَداوَةِ الاَْدْنَینَ الْوَِلایةَ وَمِنْ عُقُوقِ ذَوِى

شایسته را به اطمینان و وثوق و دشمنى نزدیکانم را بدوستى و نافرمانى و مخالفت خویشاوندان را

الاَْرْحامِ الْمَبَرَّةَ وَمِنْ خِذْلانِ الاَْقْرَبینَ النُّصْرَةَ وَمِنْ حُبِّ الْمُدارینَ

به نیکى کردن و احسان و خوار کردن نزدیکان مرا به یارى دادن و دوستى ظاهرى مدارا کنندگان را

تَصْحیحَ الْمِقَةِ وَمِنْ رَدِّ الْمُلابِسینَ کرَمَ الْعِشْرَةِ وَمِنْ مَرارَةِ خَوْفِ

به دوستى حقیقى و دور ساختن آمیزش کنندگان مرا به خوش رفتارى و تلخى، ترس

الظّالِمینَ حَلاوَةَ الاَْمَنَةِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَاجْعَلْ لى

مرا از ستمکاران به شیرینى امنیت مبدل فرما خدایا درود فرست بر محمد و آلش و قرار ده برایم

یداً عَلى مَنْ ظَلَمَنى وَلِساناً عَلى مَنْ خاصَمَنى وَظَفَراً بِمَنْ

دست نیرومندى بر هر که به من ستم کند و زبان گویائى بر هر که با من ستیزگى کند و پیروزى به هر کس

عانَدَنى وَهَبْ لى مَکراً عَلى مَنْ کایدَنى وَقُدْرَةً عَلى مَنِ

که با من دشمنى کند و حیله اى در مقابل حیله کنندگانم به من بده و نیروئى بر کسى

اضْطَهَدَنى وَتَکذیباً لِمَنْ قَصَبَنى وَسَلامَةً مِمَّنْ تَوَعَّدَنى وَوَفِّقْنى

که در تنگنایم گذارد و تکذیب گفتار هر که عیبجوئى و بدگوئیم کند و تندرستى از شر کسى که مرا تهدید کند و موفقم بدار

لِطاعَةِ مَنْ سَدَّدَنى وَمُتابَعَةِ مَنْ اَرْشَدَنى اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ

براى فرمانبردارى کسى که کمکم کند و پیروى کسى که به راه راستم وادارد خدایا درود فرست بر محمد

وَآلِهِ وَسَدِّدْنى لاَِنْ اُعارِضَ مَنْ غَشَّنى بِالنُّصْحِ وَاَجْزِىَ مَنْ

و آلش و پابرجایم کن تا پاسخ دهم خیانت کسى را که به من خیانت کرده به خیرخواهى و پاداش دهم کسى

هَجَرَنى بِالْبِرِّوَاُثیبَ مَنْ حَرَمَنى بِالْبَذْلِ وَاُکافِىَ مَنْ قَطَعَنى بِالصِّلَةِ

که ترک مرا کرده به نیکى و عوض دهم کسى که محرومم کرده به بذل و بخشش و مکافات کنم هر که پیوندش را از من بریده

وَاُخالِفَ مَنِاغْتابَنى اِلى حُسْنِ الذِّکرِ وَاَنْ اَشْکرَ الْحَسَنَةَ وَ اُغْضِىَ

به پیوستن و مخالفت کنم با هر که پشت سرم بدگوید به اینکه بخوبى یادش کنم و سپاسگزارى کنم از نیکى و احسان و چشم پوشى

عَنِ السَّیئَةِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَحَلِّنى بِحِلْیةِ الصّالِحینَ

کنم از بدى دیگران خدایا درود فرست بر محمد و آلش و بیارایم به زیور شایستگان

وَاَلْبِسْنى زینَةَ الْمُتَّقینَ فى بَسْطِ الْعَدْلِ وَکظْمِ الْغَیظِ وَاِطْفاَّءِ

و در برم کن زینت پرهیزکاران را در عدالت گسترى و فرو بردن خشم وخاموش کردن آتش (فتنه و آشوب )

النّاَّئِرَةِ وَضَمِّ اَهْلِ الْفُرْقَةِ وَاِصْلاحِ ذاتِ الْبَینِ وَاِفْشآءِ الْعارِفَةِ

و گردآوردن مردم پراکنده و اصلاح میان مردم و آشکار ساختن کارهاى خوب

وَسَِتْرِ الْعاَّئِبَةِ وَلینِ الْعَریکةِ وَخَفْضِ الْجَناحِ وَحُسْنِ السّیرَةِ

و پوشاندن عیوب و نرم خوئى و فروتنى وخوشرفتارى

وَسُکونِ الرّیحِ وَطیبِ الْمُخالَقَةِ وَالسَّبْقِ اِلىَ الْفَضیلَةِ وَایثارِ

و نداشتن باد و نخوت و خوش خلقى و سبقت گرفتن بسوى فضیلت و از خودگذشتگى

التَّفَضُّلِ وَتَرْک التَّعْییرِ وَالاِْفْضالِ عَلى غَیرِ الْمُسْتَحِقِّ وَالْقَوْلِ

در احسان و بخشش و ترک کردن سرزنش مردم و بخشش بر غیر مستحق و سخن کردن

بِالْحَقِّ وَاِنْ عَزَّ وَاسْتِقْلالِ الْخَیرِ وَاِنْ کثُرَ مِنْ قَوْلى وَفِعْلى

بحق و راستى و اگر چه گران و سخت باشد و کم شمردن کار خیرم را اگر چه گفتار و کردارم

[وَاسْتِکثارِ الشَّرِّ وَ اِنْ قَلَّ مِنْ قَوْلى وَفِعْلى ] وَاَکمِلْ ذلِک لى بِدَوامِ

زیاد باشد (و زیاد شمردن کار شرّ را از گفتار و کردارم اگرچه کم باشد) و کامل کن اینها را برایم بوسیله

الطّاعَةِ وَلُزُومِ الْجَماعَةِ وَرَفْضِ اَهْلِ الْبِدَعِ وَمُسْتَعْمِلِى الرَّاْىِ

طاعت همیشگى و ملازمت با جماعت (اهل حق ) و واگذاردن بدعتگزاران وآنانکه راءى ساختگى خود را

الْمُخْتَرَعِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَاجْعَلْ اَوْسَعَ رِزْقِک عَلَىَّ

بکار بندند خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد و مقرر دار فراخترین روزیت را بر من آنگاه

اِذا کبِرْتُ وَاَقْوى قُوَّتِک فِىَّ اِذا نَصِبْتُ وَلا تَبْتَلِینّى بِالْکسَلِ عَنْ

که پیر شوم و نیرومندترین نیرویت را در من هنگامى که از کار افتاده و وامانده شدم و گرفتارم مکن به بیحالى

عِبادَتِک وَلاَ الْعَمى عَنْ سَبیلِک وَلا بِالتَّعَرُّضِ لِخِلافِ مَحَبَّتِک وَلا

در عبادتت و نه به کورى و گمراهى از راهت و نه بدست زدن آنچه مخالف دوستى تو است و نه

مُجامَعَةِ مَنْ تَفَرَّقَ عَنْک وَلا مُفارَقَةِ مَنِ اجْتَمَعَ اِلَیک اَللّهُمَّ

به همراه شدن با کسى که از تو جدا شده و نه جدا شدن از آن کس که با تو همراه گشته خدایا

اجْعَلْنى اَصُولُ بِک عِنْدَ الْضَّرُورَةِ وَاَسْئَلُک عِنْدَ الْحاجَةِ وَاَتَضَرَّعُ

چنانم کن که در هنگام بیچارگى و گرفتارى به تو رو کنم و در هنگام حاجتمندى از تو درخواست کنم

اِلَیک عِنْدَ الْمَسْکنَةِ وَلا تَفْتِنّى بِالاِْسْتِعانَةِ بِغَیرِک اِذَا اضْطُرِرْتُ وَلا

و در هنگام ندارى بدرگاه تو زارى کنم و دچارم مکن به کمک خواهى از غیر خودت در هنگام ناچارى و نه

بِالْخُضُوعِ لِسُؤ الِ غَیرِک اِذَا افْتَقَرْتُ وَلا بِالتَّضَرُّعِ اِلى مَنْ دُونَک

به خضوع و کرنش براى درخواست غیر تو گاهى که نیازمند گشتم و نه به زارى کردن بدرگاه دیگرى جز تو

اِذارَهِبْتُ فَاَسْتَحِقَّ بِذلِک خِذْلانَک وَمَنْعَک وَاِعْراضَک یا اَرْحَمَ

هنگام هراسم که در نتیجه سزاوار خذلان و خوارى تو گردم و مستحق منع لطف و اعراض تو شوم اى مهربانترین

الرّاحِمینَ اَللّهُمَّ اجْعَلْ ما یلْقِى الشَّیطانُ فى رُوْعى مِنَ الَّتمَنّى

مهربانان خدایا چنان کن که آنچه را شیطان در دلم و خاطرم اندازد از آرزو

وَالتَّظَنّى وَالْحَسَدِ ذِکراً لِعَظَمَتِک وَتَفَکراً فى قُدْرَتِک وَتَدْبیراً عَلى

و بدگمانى و حسد همه مبدل به تذکر عظمت تو و تفکر در قدرت تو و تدبیرى براى از بین بردن

عَدُوِّک وَما اَجْرى عَلى لِسانى مِنْ لَفْظَةِ فُحْشٍ اَوْ هَجْرٍ اَوْشَتْمِ

دشمنت گردد و آنچه را بر زبانم جارى سازد از تلفظ به فحش یا هرزه گوئى

عِرْضٍ اَوْشَهادَةِ باطِلٍ اَوِ اغْتِیابِ مُؤْمِنٍ غآئِبٍ اَوْ سَبِّ حاضِرٍ وَما

یا بى عرضِى یا شهادت ناحق یا غیبت مؤ منى که غائب است یا دشمنام به مؤ منى که حاضر است و امثال اینها را همه

اَشْبَهَ ذلِک نُطْقاً بِالْحَمْدِ لَک وَاِغْراقاً فِى الثَّناَّءِ عَلَیک وَذَهاباً فى

را مبدل کن به ذکر حمد و ستایش خودت و ثناگوئیت به حدّ اغراق و ورود در

تَمْجیدِک وَشُکراً لِنِعْمَتِک وَاِعْتِرافاً بِإِحْسانِک وَاِحْصاَّءً لِمِنَنِک

تمجیدت و سپاسگزارى نعمتت و اعتراف به احسان و لطفت و شماره کردن بخششهایت

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَلا اُظْلَمَنَّ وَاَنْتَمُطیقٌ لِلدَّفْعِ عَنّى

خدایا درود فرست بر محمد و آلش و چنان کن که من مورد ستم واقع نشوم با اینکه تو قادر بر دفع آن هستى

وَلا اَظْلِمَنَّ وَاَنْتَ الْقادِرُ عَلَى الْقَبْضِ مِنّى وَلا اَضِلَّنَّ وَقَدْ اَمْکنَتْک

و مورد ستم واقع نشوم با اینکه تو قادرى که آن را از سر من بگیرى و گمراه نشوم با اینکه به هدایت کردنم امکان دارى

هِدایتى وَلا اَفْتَقِرَنَّ وَمِنْ عِنْدِک وُسْعى وَلا اَطْغَینَّ وَمِنْ عِنْدِک

و نیازمند نشوم با اینکه وسعت روزیم از نزد تو است و طغیان نکنم با اینکه هستى

وُجْدى اَللّهُمَّ اِلى مَغْفِرَتِک وَفَدْتُ وَ اِلى عَفْوِک قَصَدْتُ وَاِلى

(یا نشاط) از جانب تو است خدایا بسوى آمرزش تو وارد گشتم و به جانب گذشت تو آهنگ کردم و بسوى

تَجاوُزِک اِشْتَقْتُ وَبِفَضْلِک وَثِقْتُ وَلَیسَ عِنْدى ما یوجِبُ لى

چشم پوشى تو بار شوق خود را بستم و به فضل و کرم تو اعتماد کردم و چیزى که موجب

مَغْفِرَتَک وَلا فى عَمَلى ما اَسْتَحِقُّ بِهِ عَفْوَک وَمالى بَعْدَ اَنْ حَکمْتُ

آمرزش تو باشد در نزد من نیست و نه در کردارم چیزى است که مستحق عفو تو گردم و چیزى براى من نمانده پس از اینکه

عَلى نَفْسى اِلاّ فَضْلُک فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَتَفَضَّلْ عَلَىَّ اَللّهُمَّ

خود را محکوم کردم جز فضل تو پس درود فرست بر محمد و آلش و بر من تفضل فرما خدایا



 
 
 
 Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved