بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک Instagram
 
 



حکایت سید رشتى

شیخ ما در نجم ثاقب حکایتى نقل کرده که از آن ظاهر مى شود که باید به این زیارت مواظبت کرد و از آن غفلت ننمود و آن حکایت چنین است:

جناب مستطاب تقىّ صالح سید احمد بن سید هاشم بن سید حسن موسوى رشتى تاجر ساکن رشت ایده الله در هفده سال قبل تقریبا به نجف اشرف مشرّف شد و با عالم ربّانى و فاضل صمدانى شیخ على رشتى طاب ثراهُ که در حکایت آینده مذکور خواهند شد انشاءالله به منزل حقیر آمدند و چون برخاستند شیخ از صلاح و سداد سید مرقوم اشاره کرد و فرمود که قضیه عجیبه دارد و در آن وقت مجال بیان نبود پس از چند روزى ملاقات شد فرمود که سید رفت و قضیه را با جمله اى از حالات سید نقل کرد بسیار تاءسّف خوردم از نشنیدن آنها از خود او اگر چه مقام شیخ رحمه الله اَجَلّ از آن بود که اندکى خلاف در نقل ایشان برود و از آن سال تا چند ماه قبل این مطلب در خاطر بود تا در ماه جمادى الا خره این سال از نجف اشرف برگشته بودم در کاظمین سید صالح مذکور را ملاقات کردم که از سامرّه مراجعت کرده عازم عجم بود پس شرح حال او را چنانکه شنیده بودم پرسیدم از آنجمله قضیه معهوده همه را نقل کرد مطابق آن و آن قضیه چنان است که گفت در سنه هزار و دویست و هشتاد به اراده حجّ بیت الله الحرام از دارالمرز رشت آمدم به تبریز و در خانه حاجى صفر على تاجر تبریزى معروف منزل کردم چون قافله نبود متحیر ماندم تا آنکه حاجى جبّار جلودار سدهى اصفهانى باربرداشت بجهت طرابوزن تنها از او مالى کرایه کردم و رفتم چون به منزل اوّل رسیدیم سه نفر دیگر به تحریص حاجى صفرعلى به من ملحق شدند یکى حاجى ملاّ باقر تبریزى حجّه فروش معروف علماء و حاجى سید حسین تاجر تبریزى و حاجى ملاّ على نامى که خدمت مى کرد پس به اتفاق روانه شدیم تا رسیدیم به ارزنة الروم و از آنجا عازم طرابوزن و در یکى از منازل مابین این دو شهر حاجى جبّار جلودار به نزد ما آمد و گفت این منزل که در پیش داریم مخوف است قدرى زود بار کنید که به همراه قافله باشید چون در سایر منازل غالباً از عقب قافله به فاصله مى رفتیم پس ما هم تخمیناً دو ساعت و نیم یا سه به صبح مانده به اتفاق حرکت کردیم به قدر نیم یا سه ربع فرسخ از منزل خود دور شده بودیم که هوا تاریک شد و برف مشغول باریدن شد بطورى که رفقا هر کدام سر خود را پوشانیده تند راندند من نیز آنچه کردم که با آنها بروم ممکن نشد تا آنکه آنها رفتند من تنها ماندم پس از اسب پیاده شدم در کنار راه نشستم و به غایت مضطرب بودم چون قریب ششصد تومان براى مخارج راه همراه داشتم بعد از تاءمّل و تفکر بنابراین گذاشتم که در همین موضع بمانم تا فجر طالع شود به آن منزل که از آنجا بیرون آمدیم مراجعت کنم و از آنجا چند نفر مستحفظ به همراه برداشته به قافله ملحق شوم در آن حال در مقابل خود باغى دیدم و در آن باغ باغبانى که در دست بیلى داشت که بر درختان مى زد که برف از آنها بریزد پس پیش آمد به مقدار فاصله کمى ایستاد فرمود تو کیستى عرض کردم رفقا رفتند و من ماندم راه را نمى دانم گم کرده ام فرمود به زبان فارسى نافله بخوان تا راه را پیدا کنى من مشغول نافله شدم بعد از فراغ از تهجّد باز آمد و فرمود نرفتى گفتم واللّه راه را نمى دانم فرمود جامعه بخوان من جامعه را حفظ نداشتم و تاکنون حفظ ندارم با آنکه مکرّر به زیارت عتبات مشرّف شدم پس از جاى برخاستم و جامعه را بالتّمام از حفظ خواندم باز نمایان شد فرمود نرفتى هستى مرا بى اختیار گریه گرفت گفتم هستم راه را نمى دانم فرمود عاشورا بخوان و عاشورا را نیز حفظ نداشتم و تاکنون ندارم پس برخاستم و مشغول زیارت عاشورا شدم از حفظ تا آنکه تمام لعن و سلام و دعاى علقمه را خواندم دیدم باز آمد و فرمود نرفتى هستى گفتم نه هستم تا صبح فرمود من حال تو را به قافله مى رسانم پس رفت و بر الاغى سوار شد و بیل خود را بدوش گرفت و فرمود به ردیف من بر الاغ سوار شو سوار شدم پس عنان اسب خود را کشیدم تمکین نکرد و حرکت ننمود فرمود جلو اسب را به من ده دادم پس بیل را بدوش چپ گذاشت و عنان اسب را بدست راست گرفت و براه افتاد اسب در نهایت تمکین متابعت کرد پس دست خود را بر زانوى من گذاشت و فرمود شما چرا نافله نمى خوانید نافله نافله نافله سه مرتبه فرمود و باز فرمود شما چرا عاشورا نمى خوانید عاشورا عاشورا عاشورا سه مرتبه و بعد فرمود شما چرا جامعه نمى خوانید جامعه جامعه جامعه و در وقت طىّ مسافت بنحو استداره سیر مى نمود یک دفعه برگشت و فرمود آنست رفقاى شما که در لب نهر آبى فرود آمده مشغول وضو بجهت نماز صبح بودند پس من از الاغ پایین آمدم که سوار اسب خود شوم و نتوانستم پس آن جناب پیاده شد و بیل را در برف فرو کرد و مرا سوار کرد و سر اسب را به سمت رفقا برگردانید من در آن حال به خیال افتادم که این شخص کى بود که به زبان فارسى حرف مى زد و حال آنکه زبانى جز ترکى و مذهبى غالباً جز عیسوى در آن حدود نبود و چگونه به این سرعت مرا به رفقاى خود رساند پس در عقب خود نظر کردم احدى را ندیدم و از او آثارى پیدا نکردم پس به رفقاى خود ملحق شدم .

 

زیارت جامعه دیگر

زیارت سوّم زیارتى است که علامه مجلسى آن را در تحفة الزّائر زیارت هشتم جوامع قرار داده و فرموده که این زیارتى است که سید بن طاوس در ضمن ادعیه عرفه روایت کرده از حضرت صادق علیه السلام و در هر وقت و هر موضع که باشد مى توان کردن خصوصاً در روز عرفه و زیارت این است :

اَلسَّلامُ عَلَیک یا رَسوُلَ اللَّهِ اَلسَّلامُ

سلام بر تو اى رسول خدا سلام

عَلَیک یا نَبِىَّ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیک یا خِیرَةَ اللَّهِ مِنْ خَلْقِهِ وَاَمینَهُ عَلى

بر تو اى پیغمبر خدا سلام بر تو اى برگزیده خدا از خلقش و امین او بر

وَحْیهِ اَلسَّلامُ عَلَیک یا مَوْلاىَ یا اَمیرَ الْمُؤْمِنینَ اَلسَّلامُ عَلَیک یا

وحیش سلام بر تو اى سرور من اى امیر مؤ منان سلام بر تو اى

مَوْلاىَ اَنْتَ حُجَّةُ اللَّهِ عَلى خَلْقِهِ وَبابُ عِلْمِهِ وَوَصِىُّ نَبِیهِ وَالْخَلیفَةُ

مولاى من ، توئى حجت خدا بر خلق او و درگاه علم و دانش او و وصى پیامبرش و جانشین

مِنْ بَعْدِهِ فى اُمَّتِهِ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً غَصَبَتْک حَقَّک وَقَعَدَتْ مَقْعَدَک اَنَا

پس از او در میان امتش خدا لعنت کند مردمى که حق تو را غصب کردند و بجاى تو نشستند، من

بَرَّئٌ مِنْهُمْ وَمِنْ شی عَتِهِمْ اِلَیک اَلسَّلامُ عَلَیک یا فاطِمَةُ الْبَتوُلُ

از آنها و از پیروانشان بدرگاه تو بیزارى جویم سلام بر تو اى فاطمه بتول

اَلسَّلامُ عَلَیک یا زَینَ نِسآءِ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ عَلَیک یا بِنْتَ رَسوُلِ

سلام بر تو اى زینت زنان جهانیان سلام بر تو اى دختر رسول

اللَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیک وَعَلَیهِ اَلسَّلامُ عَلَیک یا اُمَّ الْحَسَنِ

خدا پروردگار جهانیان درود خدا بر تو و بر او باد سلام بر تو اى مادر حسن

وَالْحُسَینِ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً غَصَبَتْک حَقَّک وَمَنَعَتْک ما جَعَلَهُ اللَّهِ لَک

و حسین خدا لعنت کند مردمى که حق تو را غصب کردند و محرومت کردند از آن حق حلالى که

حَلالاً اَ نَا بَرَّئٌ اِلَیک مِنْهُمْ وَمِنْ شی عَتِهِمْ اَلسَّلامُ عَلَیک یا مَوْلاىَ یا

خداوند برایت مقرر داشته بود من بیزارم به پیشگاه تو از آنها و از پیروانشان ، سلام بر تو اى مولاى من اى

اَبا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ الزَّکىَّ اَلسَّلامُ عَلَیک یا مَوْلاىَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْک

ابا محمد حسن ((زکى )) سلام بر تو اى سرور من ، خدا لعنت کند مردمى که تو را کشتند

وَبایعَتْ فى اَمْرِک وَشایعَتْ اَنَا بَرَّئٌ اِلَیک مِنْهُمْ وَمِنْ شی عَتِهِمْ

و در کار (گرفتن خلافت از) تو با همدیگر بیعت کرده و همکارى کردند من بیزارم به پیشگاه تو از آنها و از پیروانشان

اَلسَّلامُ عَلَیک یا مَوْلاىَ یا اَبا عَبْدَاللَّهِ الْحُسَینَ بْنَ عَلِی صَلَواتُ اللَّهِ

سلام برتو اى مولاى من اى ابا عبداللّه (اى ) حسین بن على درودهاى خدا

عَلَیک وَعَلى اَبیک وَجَدِّک مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَآلِهِ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً

بر تو و بر پدرت و بر جدت محمد صلى اللّه علیه و آله خدا لعنت کند مردمى که

اسْتَحَلَّتْ دَمَک وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْک وَاسْتَباحَتْ حَریمَک وَلَعَنَ اللَّهُ

خون تو را حلال شمردند و خدا لعنت کند مردمى که تو را کشتندو هتک حرمت تو را مباح دانستند و خدا لعنت کند

اَشْیاعَهُمْ وَاَتْباعَهُمْ وَلَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدینَ لَهُمْ بِالتَّمْکینِ مِنْ قِتالِکمْ

همراهان و پیروانشان را و خدا لعنت کند آنانکه اسباب کار را فراهم کردند تا آنها نیروى نبرد با شما را پیدا کنند،

اَ نَا بَرَّئٌ اِلَى اللَّهِ وَاِلَیک مِنْهُمْ اَلسَّلامُ عَلَیک یا مَوْلاىَ یا اَبا مُحَمَّدٍ

من بیزارم به پیشگاه خدا و به پیشگاه تو از ایشان سلام بر تو اى مولاى من اى ابامحمد:

عَلِىَّ بْنَ الْحُسَینِ اَلسَّلامُ عَلَیک یا مَوْلاىَ یا اَبا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ

على بن الحسین سلام بر تو اى مولاى من اى ابا جعفر محمد بن

عَلِی اَلسَّلامُ عَلَیک یا مَوْلاىَ یا اَبا عَبْدِاللَّهِ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ اَلسَّلامُ

على سلام بر تو اى مولاى من اى ابا عبداللّه جعفر بن محمد سلام

عَلَیک یا مَوْلاىَ یا اَبَا الْحَسَنِ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ اَلسَّلامُ عَلَیک یا

بر تو اى مولاى من اى ابا الحسن موسى بن جعفر سلام بر تو اى

مَوْلاىَ یا اَبَا الْحَسَنِ عَلِىَّ بْنَ موُسى اَلسَّلامُ عَلَیک یا مَوْلاىَ یا اَبا

مولاى من اى ابا الحسن على بن موسى سلام بر تو اى مولاى من اى ابا

جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِی اَلسَّلامُ عَلَیک یا مَوْلاىَ یا اَبَا الْحَسَنِ عَلِىَّ بْنَ

جعفر محمد بن على سلام بر تو اى مولاى من اى اباالحسن على بن

مُحَمَّدٍ اَلسَّلامُ عَلَیک یا مَوْلاىَ یا اَبا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ بْنَ عَلِی اَلسَّلامُ

محمد سلام بر تو اى مولاى من اى ابا محمد حسن بن على سلام

عَلَیک یا مَوْلاىَ یا اَبَا الْقاسِمِ مُحَمَّدَ بْنَ الْحَسَنِ صاحِبَ الزَّمانِ

بر تو اى مولاى من اى ابا القاسم محمد بن الحسن صاحب الزمان

صَلَّى اللَّهُ عَلَیک وَعَلى عِتْرَتِک الطّاهِرَةِ الطَّیبَةِ یا مَوالِىَّ کوُنوُا

درود خدا بر تو و بر خاندان پاک پاکیزه ات اى سروران من شما

شُفَعآئى فى حَطِّ وِزْرى وَخَطایاىَ آمَنْتُ بِاللَّهِ وَبِما اُنْزِلَ اِلَیکمْ

شفیعان من باشید در ریختن بار گران گناه و خطاهایم ایمان دارم به خدا و بدانچه بر شما نازل شده

وَاَتَوالى آخِرَکمْ بِما اَتَوالى اَوَّلَکمْ وَبَرِئْتُ مِنَ الْجِبْتِ وَالطّاغوُتِ

و دوست دارم آخرین فرد شما را به همان دلیل که دوست دارم اولین شخص شما را و بیزارم از جبت و طاغوت

وَاللاّتِ وَالْعُزّى یا مَوالِىَّ اَنَا سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ

و لات و عزى (یعنى خلفاى ناحق ) اى سروران و بزرگانم من در صلح و سازشم با هر که با شما در صلح است و در جنگم

حارَبَکمْ وَعَدُوُّ لِمَنْ عاداکمْ وَوَلِىُّ لِمَنْ والاکمْ اِلى یوْمِ الْقِیمَةِ

با هر کس که با شما در جنگ است و دشمنم با کسى که با شما دشمنى کند و دوستم با کسى که شما را دوست دارد تا روز قیامت ،

وَلَعَنَ اللَّهُ ظالِمیکمْ وَغاصِبیکمْ وَلَعَنَ اللَّهُ اَشْیاعَهُمْ وَاَتْباعَهُمْ وَاَهْلَ

و خدا لعنت کند ستمگران شما و غاصبین حقوق شما را خدا لعنت کند پیروان و همراهان و هم

مَذْهَبِهِمْ وَاَبْرَءُ اِلىَ اللَّهِ وَاِلَیکمْ مِنْهُمْ

مسلکان آنها را و بیزارى جویم بدرگاه خدا و به پیشگاه شما


زیارت امین الله

زیارت چهارم زیارت معروفه به امین اَللَّه است که اولش این است ((اَلسَّلامُ عَلَیک یا اَمینَ اللَّهِ فى اَرْضِهِ وَحُجَّتَهُ عَلى عِبادِهِ اَشْهَدُ اَنَّک جاهَدْتَ فِى اللَّهِ)) تا آخر زیارت که گذشت در زیارات حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام زیرا که ما آنرا زیارت دویم حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام قرار دادیم .

زیارت پنجم زیارت ((اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى اَشْهَدَنا مَشْهَدَ اَوْلِیآئِهِ فى رَجَبٍ)) است که در اعمال ماه رجب گذشت پس آنچه از زیارات جامعه در این کتاب مبارک است پنج زیارت است و کفایت مى کند انشاء اللَّه .


مقام دوّم: دعاى بعد از زیارات

در دعائى که بعد از زیارت هر یک از ائمه علیهم السلام خوانده مى شود سید بن طاوس ره فرموده که مستحبّ است این دعا خوانده شود عقب زیارت ائمه علیهم السلام .

اَللّهُمَّ اِنْ کانَتْ ذُنوُبى

خدایا اگر گناهان آبرویم

قَدْ اَخْلَقَتْ وَجْهى عِنْدَک وَحَجَبَتْ دُعآئى عَنْک وَحالَتْ بَینى

را در پیشگاه تو برده و دعایم را از تو پوشانده و میان من و تو حائل

وَبَینَک فَاَسْئَلُک اَنْ تُقْبِلَ عَلَىَّ بِوَجْهِک الْکریمِ وَتَنْشُرَ عَلَىَّ رَحْمَتَک

گشته پس از تو خواهم که رو آرى بر من به روى گرامیت و بگسترانى رحمت خود را بر من

وَتُنَزِّلَ عَلَىَّ بَرَکاتِک وَاِنْکانَتْ قَدْ مَنَعَتْ اَنْ تَرْفَعَ لى اِلَیک صَوْتاً اَوْ

و فروبارى برکاتت را بر من و اگر گناهان من مانع از این است که آوازى از من بسوى تو بالا آید یا

تَغْفِرَ لى ذَنْباً اَوْ تَتَجاوَزَ عَنْ خَطیئَةٍ مُهْلِکةٍ فَها اَنَا ذا مُسْتَجیرٌ بِکرَمِ

از اینکه گناهى از من بیامرزى یا از خطاى نابودکننده اى درگذرى پس من نیز پناه جسته ام به بزرگوارى

وَجْهِک وَعِزِّ جَلالِک مُتَوَسِّلٌ اِلَیک مُتَقَرِّبٌ اِلَیک بِاَحَبِّ خَلْقِک اِلَیک

ذاتت و عزت جلالت و بدرگاهت توسل جسته و به پیشگاهت تقرب و نزدیکى جویم به محبوبترین خلق تو در نزدت

وَاَکرَمِهِمْ عَلَیک وَاَوْلاهُمْ بِک وَاَطْوَعِهِمْ لَک وَاَعْظَمِهِمْ مَنْزِلَةً

و گرامى ترین آنها بر تو و شایسته ترین آنها به تو و فرمانبردارترینشان براى تو و بزرگترین آنها نزد تو در منزلت

وَمَکاناً عِنْدَک مُحَمَّدٍ وَبِعِتْرَتِهِ الطّاهِرینَ الاَْئِمَّةِ الْهُداةِ الْمَهْدِیینَ

و مقام (یعنى ) محمد و عترت پاکیزه اش آن پیشوایان راهنماى راه یافته

الَّذینَ فَرَضْتَ عَلى خَلْقِک طاعَتَهُمْ وَاَمَرْتَ بِمَوَدَّتِهِمْ وَجَعَلْتَهُمْ

آنانکه واجب کردى بر خلق خویش فرمانبرداریشان را و دستورشان دادى به دوستى آنها و گردانیدى

وُلاةَ الاَْمْرِ مِنْ بَعْدِ رَسوُلِک صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَآلِهِ یا مُذِلَّ کلِّ جَبّارٍ

آنها را زمامداران پس از رسولت که درود تو بر او و آلش باد اى خوار کننده هر گردنکش

عَنیدٍ وَیا مُعِزَّ الْمُؤْمِنینَ بَلَغَ مَجْهوُدى فَهَبْ لى نَفْسِىَ السّاعَةَ

ستیزه جو و اى عزت بخش مؤ منان تاب و توانم رفته پس ببخش مرا در همین ساعت

وَرَحْمَةً مِنْک تَمُنُّ بِها عَلَىَّ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

و رحمتى از خودت به من ده که منت نهى بر من اى مهربانترین مهربانان

پس ضریح را ببوس و هر دو طرف رو را بر ضریح بگذار و بگو:

اَللّهُمَّ اِنَّ هذا مَشْهَدٌ لا یرْجوُ مَنْ فاتَتْهُ

خدایا براستى اینجا زیارتگاهى است که اگر کسى

فیهِ رَحْمَتُک اَنْ ینالَها فى غَیرِهِ وَلا اَحَدٌ اَشْقى مِنِ امْرِءٍ قَصَدَهُ

رحمتت دراینجا به او نرسد امیدنداردکه در جاى دیگرى نصیب او گردد و کسى بدبختر نیست از آن شخصى که از روى امیدوارى آهنگ

مُؤَمِّلاً فَآبَ عَنْهُ خآئِباً اَللّهُمَّ اِنّى اَعوُذُ بِک مِنْ شَرِّ الاِْیابِ وَخَیبَةِ

این درگاه کند ولى ناامید برگردد خدایا به تو پناه برم از بدى و شر چنین بازگشتى و از نومیدى در

الْمُنْقَلَبِ وَالْمُناقَشَةِ عِنْدَ الْحِسابِ وَحاشاک یا رَبِّ اَنْ تَقْرِنَ طاعَةَ

هنگام رجوع و سخت گیرى در هنگام حساب و دور است از تو اى پروردگار من که مقرون سازى فرمانبردارى

وَلِیک بِطاعَتِک وَمُوالاتَهُ بِمُوالاتِک وَمَعْصِیتَهُ بِمَعْصِیتِک ثُمَّ

ولى خود را به فرمانبردارى خودت و دوستیش را بدوستى خودت و نافرمانیش را به نافرمانى خودت آنگاه

تُؤْیسَ زآئِرَهُ وَالْمُتَحَمِّلَ مِنْ بُعْدِ الْبِلادِ اِلى قَبْرِهِ وَعِزَّتِک یا رَبِّ لا

ماءیوس گردانى زائرش را و آنکه رنج سفر را براى زیارت قبرش از راههاى دور بر خود تحمل کرده به عزت تو سوگند پروردگارا

ینْعَقِدُ عَلى ذلِک ضَمیرى اِذْ کانَتِ الْقُلوُبُ اِلَیک بِالْجَمیلِ تُشیرُ

که دل من به چنین مطلبى گواهى ندهد زیرا که دلها بسوى تو به نیکى اشاره کند (و گواهى دهد)

پس نماز زیارت کن و چون خواهى وداع کنى و برگردى بگو:

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ

سلام بر شما اى خاندان

بَیتِ النُّبُوَّةِ وَمَعْدِنَ الرِّسالَةِ سَلامَ مُوَدِّعٍ لا سَئِمٍ وَلا قالٍ وَرَحْمَةُ اللَّهِ

نبوت و مرکز رسالت سلام خدا حافظى که نه از روى خستگى است و نه از روى خشم و رحمت خدا

وَبَرَکاتُهُ

و برکاتش بر شما باد

الخ و شیخ مفید نیز این دعا را نقل کرده و لکن بعد از بِالْجَمیلِ تُشیرُ فرموده پس بگو:

یا وَلِىَّ اللَّهِ اِنَّ بَینى وَبَینَ اللَّهِ عَزَوَجَلَّ ذُنوُباً لا یاْتى عَلَیها اِلاّ

اى ولى خدا همانا میان من و خداى عزوجل گناهانى است که محو نکند آنها را جز

رِضاک فَبحَقِّ مَنِ ائْتَمَنَک عَلى سِرِّهِ وَاسْتَرْعاک اَمْرَ خَلْقِهِ وَقَرَنَ

رضا و خوشنودى تو پس به حق آن خدائى که تو را امین بر راز خود قرار داده و سرپرستى کار خلقش را به تو واگذارده و مقرون ساخته

طاعَتَک بِطاعَتِهِ وَمُوالاتَک بِمُوالاتِهِ تَوَلَّ صَلاحَ حالى مَعَ اللَّهِ

فرمانبردارى تو را به فرمانبردارى خود و دوستى تو را به دوستى خود، در دست بگیر اصلاح کردن وضع مرا با خداى

عَزَّوَجَلَّ وَاجْعَلْ حَظّى مِنْ زِیارَتِک تَخْلیطى بِخالِصى زُوّارِک

عزوجل و بگردان بهره مرا از زیارت خود آمیخته شدن مرا به زیارت کنندگان خالص خود

الَّذینَ تَسْئَلُ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ فى عِتْقِ رِقابِهِمْ وَتَرْغَبُ اِلَیهِ فى حُسْنِ

آنانکه درخواست کنى از خداى عزوجل آزادى آنها را (از عذاب دوزخ ) و از روى میل و اشتیاق پاداش

ثَوابِهِمْ وَها اَنَا الْیوْمَ بِقَبْرِک لاَّئِذٌ وَبِحُسْنِ دِفاعِک عَنّى عآئِذٌ

نیکویشان را از او خواهانى و من اینک به قبر تو پناهنده گشته و به دفاع کردن نیکویت از خود پناه جسته ام

فَتَلافَنى یا مَوْلاىَ وَاَدْرِکنى وَاسْئَلِ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ فى اَمْرى فَاِنَّ لَک

پس تدارک کارم را بفرما اى مولاى من و دریابم و از خداى عزوجل اصلاح کارم را بخواه زیرا که براى تو

عِنْدَ اللَّهِ مَقاماً کریماً وَجاهاً عَظیماً صَلَّى اللَّهُ عَلَیک وَسَلَّمَ تَسْلیماً

در نزد خدا منزلتى گرامى و مقامى بزرگ است درود خدا و سلام مخصوصش بر تو باد

مؤ لف گوید که بهتر آن است که زائر چون خواهد دعا کند در مشاهد مشرّفه بلکه هر دعا کننده در هر کجا که باشد براى هر مطلب و حاجتى آنکه مقدّم دارد بر دعاى خود دعا بر سَلامتى وجود مقدّس ‍ حجت عصر حضرت صاحب الامرعلیه السلام را و این مطلب بسیار مُهم و داراى فواید مهمّه است که شرحش مناسب اینجا نیست و شیخ مرحوم در باب دهم کتاب نجم ثاقب این مطلب را مشروحاً ذکر نموده و بعضى از ادعیه مخصوص به این مقام را ذکر فرموده هر که خواهد به آنجا رجوع کند و مختصرترین آنها دعائى است که در اعمال شب بیست و سیم ماه رمضان در ضمن دعاهاى شبهاى دهه آخر ذکر شد و ما در ذکر آداب زائر امام حسین علیه السلام دعائى نقل کردیم که در همه مشاهد مشرّفه خوانده مى شود.

مقام سوّم: صلوات بر حجج طاهره علیهم السلام

صلوات بر پیامبر صلى الله علیه و آله

در صلوات بر حجج طاهره علیهم السلام است شیخ طوسى در مصباح در اعمال روز جمعه فرموده خبر داد ما را جماعتى از اصحاب ما از ابوالمفضّل شیبانى که گفت حدیث کرد ما را از لفظ خود ابو محمّد عبداللّه بن محمّد عابد بدالیه گفت سؤ ال کردم از مولاى خود امام حسن عسکرى علیه السلام در منزل آن حضرت بسرّ من راءى سنه دویست و پنجاه و پنج که املاء فرماید بر من یعنى کلمه کلمه بفرماید کیفیت صلوات فرستادن بر پیغمبر و اوصیاء آن حضرت صلوات اللّه علیهم را و حاضر کرده بودم با خود کاغذ بزرگى پس املاء کرد بر من از لفظ خود بدون اینکه از کتابى به بیند فرمود:

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ کما حَمَلَ وَحْیک وَ بَلَّغَ رِسالاتِک وَصَلِّ

خدایا درود فرست بر محمد چنانچه وحى تو را متحمل شد و پیامهایت را رسانید و درود فرست

عَلى مُحَمَّدٍ کما اَحَلَّ حَلالَک وَحَرَّمَ حَرامَک وَعَلَّمَ کتابَک وَصَلِّ

بر محمد چنانچه حلال کرد حلال تو را و حرام کرد حرام تو را و به مردم یاد داد کتاب تو را و درود فرست

عَلى مُحَمَّدٍ کما اَقامَ الصَّلوةَ وَ اتَى الزَّکاةَ وَدَعا اِلى دینِک وَصَلِّ

بر محمد چنانچه برپاداشت نماز را و زکات داد و بدین تو دعوت فرمود و درود فرست

عَلى مُحَمَّدٍ کما صَدَّقَ بِوَعْدِک وَاَشْفَقَ مِنْ وَعیدِک وَصَلِّ عَلى

بر محمد چنانچه وعده تو را تصدیق کرد و ترسانید (مردم را) از تهدید تو و درود فرست بر

مُحَمَّدٍ کما غَفَرْتَ بِهِ الذُّنوُبَ وَسَتَرْتَ بِهِ الْعُیوُبَ وَفَرَّجْتَ بِهِ

محمد چنانچه آمرزیدى بوسیله اش گناهان را و پوشاندى بدو عیوب را و برطرف کردى بدو

الْکروُبَ وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ کما دَفَعْتَ بِهِ الشَّقآءَ وَکشَفْتَ بِهِ الْغَمّآءَ

گرفتاریها را و درود فرست بر محمد چنانچه دفع کردى بدو بدبختى را و زدودى بدو غمها را

وَاَجَبْتَ بِهِ الدُّعآءَ وَنَجَّیتَ بِهِ مِنَ الْبَلاَّءِ وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ کم ا

و اجابت کردى بدو دعا را و نجات دادى به برکت او از بلا و درود فرست بر محمد چنانچه

رَحِمْتَ بِهِ الْعِبادَ وَاَحْییتَ بِهِ الْبِلادَ وَقَصَمْتَ بِهِ الْجَبابِرَةَ وَاَهْلَکتَ

رحم کردى بدو بندگان را و زنده کردى بدو شهرها و بلاد را و شکستى بدو گردنکشان را و هلاک کردى

بِهِ الْفَراعِنَةَ وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ کما اَضْعَفْتَ بِهِ الاَْمْوالَ وَاَحْرَزْتَ بِهِ

بدو فرعونها (و مدّعیان خدایى ) را و درود فرست بر محمد چنانچه چند برابر کردى بدو اموال را و پناه دادى بدو

مِنَ الاَْهْوالِ وَکسَرْتَ بِهِ الاَْصْنامَ وَرَحِمْتَ بِهِ الاَْنامَ وَصَلِّ عَلى

(مردم ) را از هراسها و شکستى بدو بتها را و رحم کردى بدو بر مردمان و درود فرست بر

مُحَمَّدٍ کما بَعَثْتَهُ بِخَیرِ الاَْدْیانِ وَاَعْزَزْتَ بِهِ الا یمانَ وَتَبَّرْتَ بِهِ

محمد چنانچه برانگیختى او را به بهترین ادیان و عزت دادى به او بر ایمان و نابود کردى بدو

الاَْوْثانَ وَعَظَّمْتَ بِهِ الْبَیتَ الْحَرامَ وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَاَهْلِ بَیتِهِ

بتان را و عظمت دادى بدو به خانه کعبه و درود فرست بر محمد و خاندان

الطّاهِرینَ الاَْخْیارِ وَسَلِّمْ تَسْلیماً

پاک و نیکوکارش و سلام مخصوص بر ایشان فرست



 
 
 
 Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved