بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک Instagram
 
 


مُحَمَّدٍ وَعَلَیهِ وَتَقَبَّلْ مِنّى وَاْجُرْنى عَلى ذلِک بِاَفْضَلِ اَمَلى

محمد و بر آن حضرت و بپذیر از من و پاداشم بده در برابر آن برطبق بهترین آرزو

وَرَجآئى فیک وَفى وَلِیک یا وَلِىَّ الْمُؤْمِنینَ

و امیدى که درباره ولىّ تو دارم اى سرپرست مؤ منان

پس برخیز و برو پایین پاى قبر آن حضرت و بایست نزد سر علىّ بن الحسین علیه السلام و بگو:

اَلسَّلامُ عَلَیک یا بْنَ رَسُولِ

سلام بر تو اى فرزند رسول

اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیک یا بْنَ نَبِىِّ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیک یا بْنَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ

خدا سلام بر تو اى فرزند پیامبر خدا سلام بر تو اى فرزند امیرمؤ منان

اَلسَّلامُ عَلَیک یا بْنَ الْحُسَینِ الشَّهیدِ اَلسَّلامُ عَلَیک اَیهَا الشَّهیدُ [وَابْنُ

سلام بر تو اى فرزند حسین شهید سلام بر تو اى شهید

الشَّهیدِ ((منه ))] اَلسَّلامُ عَلَیک اَیهَا الْمَظْلُومُ [وَ] ابْنُ الْمَظْلُومِ لَعَنَاللَّهُ اُمَّةً

سلام بر تو اى ستم رسیده و فرزند (آن امام ) ستمدیده خدا لعنت کند مردمى که

قَتَلَتْک وَلَعَنَاللَّهُ اُمَّةً ظَلَمَتْک وَلَعَنَاللَّهُ اُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِک فَرَضِیتْ بِهِ

تو راکشتند وخدا لعنت کند مردمى که به تو ستم کردند وخدا لعنت کند مردمى را که از این جریان اطلاع پیدا کرده و بدان راضى شدند

پس بیفکن خود را بر قبرش و ببوس آنرا و بگو:

اَلسَّلامُ عَلَیک یا وَلِىَّ اللَّهِ وَابْنَ وَلِیهِ لَقَدْ

سلام بر تو اى فرزند ولىّ و فرزند ولى خدا براستى که

عَظُمَتِالْمُصیبَةُ وَجَلَّتِ الرَّزِیةُ بِک عَلَینا وَعَلى جَمیعِ الْمُسْلِمینَ

بزرگ گشت مصیبت تو و گران شد عزاى تو بر ما و بر تمام مسلمانان ،

فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْک وَاَبْرَءُ اِلَى اللَّهِ وَاِلَیک مِنْهُمْ

خدا لعنت کند مردمى که تو را کشتند و بیزارى جویم بسوى خدا و بسوى تو از آنها

پس بیرون بیا از درى که پایین پاى علىّ بن الحُسین علیه السلام است و متوجّه شو بسوى شهداء و بگو:

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ

سلام بر شما

یا اَوْلِیاَّءَ اللَّهِ وَاَحِبّائَهُ اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَصْفِیاَّءَ اللَّهِ وَاَوِدّاَّئَهُ اَلسَّلامُ

اى اولیاء خدا و دوستانش سلام بر شما اى برگزیدگان خدا و دوستدارانش سلام بر

عَلَیکمْ یا اَنْصارَ دینِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَنْصارَ رَسُولِ اللَّهِ

شما اى یاوران دین خدا سلام بر شما اى یاران رسول خدا

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَنْصارَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَنْصارَ

سلام بر شما اى یاران امیرمؤ منان سلام بر شما اى یاران

فاطِمَةَ سَیدَةِ نِساَّءِ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَنْصارَ اَبیمُحَمَّدٍ

فاطمه بانوى زنان جهانیان سلام بر شما اى یاران حضرت ابا محمد

الْحَسَنِ بْنِ عَلِی الْوَلِىِّ النّاصِحِ اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَنْصارَ اَبى عَبْدِاللَّهِ

حسن بن على آن دوست خیرخواه سلام بر شما اى یاران حضرت اباعبدالله

بِاَبى اَنْتُمْ وَاُمّى طِبْتُمْ وَطابَتِ الاَرْضُ [اَنْتُم ] الَّتى فیها دُفِنْتُمْ وَفُزْتُمْ

پدر و مادرم به فداى شما براستى پاکیزه شدید و پاکیزه گشت آن زمینى که شما در آن مدفون شدید و به رستگارى

فَوْزاً عَظیماً فَیا لَیتَنى کنْتُ مَعَکمْ فَاَفُوزَ مَعَکمْ

بزرگى رسیدید پس اى کاش من هم با شما بودم که با شما رستگار گردم

پس برگرد به بالا سَرِ حضرت امام حسین علیه السلام و دعا بسیار کن از براى خود و از براى اهل و اولاد و پدر و مادر و برادران خود زیرا که در آن روضه مطهّره ردّ نمى شود دعاء دعاکننده و نه سؤال سؤال کننده .

مؤلّف گوید این زیارت معروف به زیارت وارث است و ماءخذش کتاب مصباح المتهجّد شیخ طوسى است که از کتب بسیار معتبره معروفه نزد علماء است و من این زیارت را بلاواسطه از همان کتاب شریف نقل کردم آخر زیارت شهداء همین بود که ذکر شد فَیالَیتَنى کنْتُ مَعَکمْ فَاَفُوزَ مَعَکمْ پس کاشکی میبودم با شما در نتیجه می رسیدم به رستگاری.

 

در مجعولیت بعضى ادعیه

پس این زیادتیها که بعضى بعد از این ذکر کرده اند ((فِى الْجِنانِ مَعَ النَّبِیینَ وَ الصِّدّیقینَ وَ الشُّهَدآءِ وَ الصّالِحینَ وَ حَسُنَ اُولَّئِک رَفیقا اَلسّلامُ عَلى مَنْ کانَ فِى الْحآئِرِ مِنْکمْ وَ عَلى مَنْ لَمْ یکنْ فِى الْحآئِرِ مَعَکمْ الخ )) تمامى اینها زیادى و فضولى است شیخ ما در کتاب لؤ لؤ مرجان فرموده این کلمات که متضمّن چند دروغ واضح است علاوه بر جسارت ارتکاب بر بدعت و جسارت افزودن بر فرموده امام علیه السلام چنان شایع و متعارف شده که البتّه چند هزار مرتبه در شب و روز در حضور مرقد منوّر ابى عبدالله الحسین علیه السلام و محضر ملائکه مقرّبین و مطاف انبیاء و مرسلین علیهم السلام به آواز بلند خوانده مى شود و احدى بر ایشان ایراد نمى کند و از گفتن این دروغ و ارتکاب این معصیت نهى نمى نمایند و کم کم این کلمات در مجموعه هایى که در زیارات و ادعیه احمقان از عوام جمع مى کنند و گاهى اسمى براى آن مى گذارند جمع شده و چاپ رسیده و منتشر گشته و از مجموعه این احمق به مجموعه آن احمق نقل گردیده و کار بجایى رسیده که بر بعضى طلبه مشتبه شده روزى طلبه اى را دیدم که آن دروغهاى قبیحه را براى شهدا مى خواند دست بر کتفش گذاشتم ملتفت من شد گفتم از اهل علم قبیح نیست چنین اکاذیب در چنین محضرى . گفت: مگر مروى نیست؟ تعجّب کردم گفتم نه گفت در کتابى دیدم گفتم در کدام کتاب گفت مفتاح الجنان ساکت شدم چه کسى که در بى اطّلاعى کارش به اینجا رسد که جمع کرده بعضى عوام را کتاب شمرد و مستند قرار دهد قابل سخن گفتن نیست پس شیخ مرحوم کلام را در این مقام طول داده و فرموده که به حال خود گذاشتن عوام در امثال این امور جزئیه و بدعتهاى مختصره مثل غسل اُوَیس قَرن واشِ ابوالدّرداء تابع و مخلص حقیقى معایه و روزه صمت که در روز سخن نگویند و غیر آن که احدى بر مقام نهى برنیامده سبب تجرّى شده که در هر ماه و سال پیغمبر و امام تازه پیدا مى شود و دسته دسته از دین خدا بیرون مى روند انتهى کلامه رُفِعَ مقامُهُ

این فقیر گوید خوب تاءمل کن در فرمایش این عالم جلیل که مطلع است بر مذاق شرع مقدس چگونه این مطلب همّى عظیم و عقده بزرگ در دل او گردیده چون مى داند مفاسد این کار را بر خلاف آنانکه از علوم اهل بیت علیهم السلام محروم و بى بهره ماندند و بدانستن ضِغْثى از اصطلاحات و الفاظ اکتفا کردند که امثال این مطالب را چیزى ندانند بلکه تصحیح و تصویب نموده و عمل بر وفق آن نمایند لاجرم کار به جائى رسد که کتاب مصباح المتهجد و اقبال و مهج الدّعوات و جمال الا سبوع و مصباح الزائر و بلدالا مین و جنّة الواقیة و مفتاح الفلاح و مقباس و ربیع الا سابیع و تحفه و زادالمعاد و امثال این کتب متروک و مهجور شود و این مجموعه هاى احمقانه شایع شود که در دعاى مجیر که از دعاهاى معتبره مرویه است در هشتاد موضع آن کلمه بِعَفْوِک زیاد کنند و کسى انکار نکند و در دعاى جوشن که مشتمل بر صد فصل است براى هر فصلى یک خاصیتى وضع کنند و با بودن این همه زیارات ماءثوره زیارت مفجعه جعل کنند و با بودن این همه دعاهاى معتبره مرویه با مضامین عالیه و کلمات فصیحه بلیغه دعائى بى ربط در کمال برودت جعل نمایند و نام او را دعاء حُبّى گذارند و از کنگره عرش آن را نازل نمایند و چندان فضیلت براى او وضع نمایند که انسان را متحیر و سراسیمه نماید از جمله آنکه العیاذ باللّه جبرئیل به حضرت رسول صلى الله علیه و آله از جانب حق سبحانه و تعالى گفته باشد که هر بنده اى که این دعا را با خود دارد او را عذاب نکنم اگرچه مستوجب جهنّم باشد و عمر خود را به معصیت گذرانده باشد و مرا در هیچوقت سجده نکرده باشد من آن بنده را ثواب هفتاد هزار پیغمبر بدهم و ثواب هفتاد هزار زاهد و ثواب هفتاد هزار شهید بدهم و ثواب هفتاد هزار نماز گذار بدهم و ثواب هفتاد هزار برهنه که پوشانیده باشد بدهم و ثواب هفتاد هزار گرسنه که سیر کرده باشد بدهم و ثواب به عدد ریگهاى بیابانها بدهم و ثواب هفتاد هزار بقعه زمین بدهم و ثواب مهر نبوّت رسالت پناه بدهم و ثواب عیسى روح اللّه و ابراهیم خلیل اللّه بدهم و ثواب اسماعیل ذبیح اللّه و موسى کلیم اللّه و یعقوب نبىّاللّه و آدم صفىّ اللّه و جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل و فرشتگان بدهم یا محمّد هر که این دعاى بزرگوار حُبّى را بخواند یا با خود دارد بیامرزم او را و شرم دارم که عذاب کنم الخ

و شایسته است که انسان از شنیدن اینها عوض خنده گریه کند کتب ادعیه شیعه که به مرتبه اى متقن و محکم بوده که غالب آنها که استنساخ مى نمودند خودشان از اهل علم بودند و از روى نسخى که به خطّ اهل علم و تصحیح شده علماء بوده مقابله و تصحیح مى نمودند و اگر اختلافى بود در حاشیه اش به آن اشاره مى کردند مثلاً در دعاى مکارم الاخلاق و بَلّغ بِایمانى در حاشیه اش اشاره مى کنند در نسخه ابن اشناس و ابلُغْ بایمانى است و در روایت ابن شاذان اللّهُمَّ اَبْلِغْ ایمانى است یا مثلاً فلان کلمه به خطّ ابن سکون چنین است و به خطّ شهید چنین و هکذا کارش به جائى رسیده که منحصر به کتاب مفتاح شده که فى الجمله وصفش را شنیدى و این کتاب مرجع عوام و خواصّ و عرب و عجم گردیده و این نیست جز از بى اعتنائى اهل علم به حدیث و اخبار و رجوع نکردن به کتب علماء و فقهاء اهلبیت اطهار و نهى ننمودن از امثال این بدع و اضافات و دَسِّ وَضّاعین و تحریف جاهلین و جلو نگرفتن از نا اهلان و از تصرفات بى خردان تا کار به جائى رسیده که دعاها موافق سلیقه ها تلفیق شده و زیارتها و مفجعه ها و صلواتها اختراع شده و مجموعه هاى بسیار از دعاهاى دَسّ شده چاپ شده و بچّه مفتاحها متولّد گشته و کم کم سرایت کرده به سایر کتب رسیده و شایع و رواج گشته مثلاً کتاب منتهى الا مال این احقر را تازه طبع کردند بعض از کتّاب آن به سلیقه خود در آن تصرفاتى نموده از جمله دراحوال مالک بن یسر ملعون نوشته از دعاى امام حسین علیه السلام هر دو دست او از کار افتاده بود الحمدُللّه در تابستان مانند دو چوب خشک مى گردید الحمدُللّه و در زمستان خون از آنها مى چکید الحمدُللّه و بر این حال خُسران ماءل بود الحمدُلِلّه در این دو سطر عبارت چهار لفظ الحمدُللّه کاتب موافق سلیقه خود جزء کرده و نیز در بعضى جاها بعد از اسم جناب زینب یا امّ کلثوم به سلیقه خود لفظ خانم زیاد کرده که زینب خانم و امّ کلثوم خانم گفته شود که تجلیل از آن مخدّرات شود و حمید بن قحطبه را چون دشمن داشته به واسطه بدى او حمید بن قحبه نوشته و لکن احتیاط کرده قحطبه را نسخه بدل او نوشته و عَبْدَربَّه را صلاح دیده عبداللّه نوشته شود و زحر بن قیس که بحاء مُهْمَله است در هر کجا بوده به جیم نوشته و امّ سَلَمه را غلط دانسته تا ممکنش بوده اُمّ السَّلَمه کرده الى غیر ذلک

و غرضم از ذکر این مطلب دراینجا دو چیز بود یکى آنکه این تصرّفاتى را که این شخص کرده به سلیقه خود این را کمال دانسته و خلافش را ناقص فرض کرده و حال آنکه همین چیزى که او کمال دانسته باعث نقصان شده پس از اینجا قیاس کنیم که چیزهائى که ما از روى جهل و نادانى در دعاها و زیارات داخل مى کنیم یا به سلیقه ناقص خود بعض تصرّفات مى نمائیم و آن را کمال فرض مى نمائیم بدانیم که همان چیزها پیش اهلش سبب نقصان و بى اعتبارى آن دعا یا زیارت خواهد بود پس شایسته است که ما بهیچوجه در این باب مداخله نکنیم و هر چه دستورالعمل دادند به همان رفتار نموده و از آن تخطّى ننمائیم و دیگر غرضم آن بود که معلوم شود هرگاه نسخه اى که مولّفش زنده و حاضر و نگهبان او باشد اینطور کنند با او دیگر با سایر نسخ چه خواهند کرد و به کتابهاى چاپى دیگر چه اعتماد است مگر کتابى که از مُصَنَّفات مشهوره علماء معروفین باشد و به نظر ثقه از علماء آن فن رسیده و امضاء فرموده باشد

روایت شده در حال ثقه جلیل فقیه مقدّم در اصحاب ائمّه علیهم السلام یونس بن عبدالرّحمن که کتابى در اعمال شبانه روز نوشته بود جناب ابوهاشم جعفرى آن کتاب را به نظر مبارک حضرت عسکرى علیه السلام رسانید حضرت تمام آن را مطالعه و تصفّح فرمود پس از آن فرمود ((هذا دینى و دینُ آبائى کلّهُ وَ هُوَ الحَقُّ کلُّهُ)) همه این دین من و دین پدران من است و تمامش حق است ملاحظه کن که ابوهاشم جعفرى با آنکه بر کثرت علم و فقاهت و جلالت و دیانت جناب یونس مطلّع بوده است به همین اکتفا نکرده در عمل کردن از روى کتاب او تا آنکه آن را به نظر مبارک امام خود رسانیده و نیز روایت شده از بورق شنجانى هراتى که مردى معروف به صدق و صلاح و ورع بوده که در سامرّه خدمت امام حسن عسکرى علیه السلام رسید و کتاب یوم و لیله شیخ جلیل القدر فضل بن شاذان نیشابورى را به آن حضرت داد و گفت فدایت شوم مى خواهم در این کتاب نظر فرمائى و ورق ورق آن را ملاحظه نمائى حضرت فرمود ((هذا صَحیحٌ ینْبَغى اَنْ تَعْمَلَ بِهِ)) این کتاب صحیح است و شایسته است که به آن عمل نمائى الى غیر ذلک و این احقر با اینکه مى دانستم مذاق مردم این زمان و عدم اهتمام ایشان را در امثال این امور براى اتمام حجّت سعى و کوشش بسیار کردم که دعاها و زیارات منقوله در این کتاب حتى الا مکان از نسخه هاى اصل نقل شود و بر نسخ متعدّده عرضه شود و به قدرى که از عهده برآیم تصحیح آن نمایم تا عامل به آن از روى اطمینان عمل نماید انشاءاللّه بشرط آنکه کاتبین و ناسخین تصرّف در آن ننمایند و خواننده ها اختراع و سلیقه هاى خود را کنار گذارند

شیخ کلینى رضى اللّه عنه از عبدالرحیم قصیر نقل کرده که خدمت حضرت صادق علیه السلام رسید و عرض کرد فدایت شوم من از پیش خود دعائى اختراع کرده ام حضرت فرمود بگذار مرا از اختراع خود یعنى آن را کنار گذار و براى من نقل مکن و نگذاشت که آن دعاء جمع کرده خود را نقل کند خود حضرت براى او دستورالعملى لطف فرمود و شیخ صدوق عَطَّرَاللّهُ مَرْقَدَهُ روایت کرده از عبداللّه بن سنان که گفت حضرت صادق علیه السلام فرمود که زود است مى رسد به شما شبهه اى پس مى مانید بدون نشانه و راهنما و پیشواى هدایت کننده و نجات نمى یابد در آن شبهه مگر کسى که بخواند دعاى غریق را گفتم چگونه است دعاى غریق فرمود مى گوئى ((یا اللَّهُ یا رَحْمنُ یا رَحیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبى عَلى دینِک)) پس گفتم ((یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَالاَْبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبى عَلى دىنِک)) حضرت فرمود بدرستى که خداوند عَزَّ وجلَّ مُقَلِّب است قلوب و ابصار را لکن بگو چنانکه من مى گویم ((یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبى عَلى دینِک)) کافیست تاءمّل در این دو حدیث شریف براى تنبّه کسانى که در دعاها به سلیقه خود بعضى کلمات زیاد مى کنند و پاره اى تصرّفات مى نمایند و اللّه العاصِمُ.

 

زیارت عباس بن على علیهماالسلام

مطلب دوّم در زیارت حضرت عبّاس بن علىّ بن ابیطالب علیه السلام است شیخ اجل جعفر بن قولویه قمى به سند معتبر از ابوحمزه ثمالى روایت کرده که حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمود که چون اراده نمائى که زیارت کنى قبر عبّاس بن على علیه السلام را و آن بر کنار فرات محاذى حایر است مى ایستى بر در روضه و مى گوئى :

سَلامُ اللَّهِ وَ سَلامُ مَلاَّئِکتِهِ الْمُقَرَّبینَ

سلام خدا و سلام فرشتگان مقربش

وَ اَنْبِیاَّئِهِ الْمُرْسَلینَ وَ عِبادِهِ الصّالِحینَ وَ جَمیعِ الشُّهَدآءِ

و پیمبران فرستاده اش و بندگان شایسته اش و تمام شهیدان

وَالصِّدّیقینَ وَالزَّاکیاتُ الطَّیباتُ فیما تَغْتَدى وَتَرُوحُ عَلَیک یا بْنَ

و راستگویان و درودهاى پاکیزه و پاک در هر بامداد و پسین بر تو اى فرزند

اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ اَشْهَدُ لَک بِالتَّسْلیمِ وَ التَّصْدیقِ وَ الْوَفآءِ وَ النَّصیحَةِ

امیرالمؤمنان گواهى دهم برایت که تو تسلیم بودى و تصدیق نمودى و وفاء و خیرخواهى کردى

لِخَلَفِ النَّبِىِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَآلِهِ الْمُرْسَلِ وَالسِّبْطِ الْمُنْتَجَبِ

نسبت به (حضرت ابا عبداللّه ) یادگار پیامبر صلى اللّه علیه و آله (آن پیامبر) مرسل و نوه برگزیده (آن حضرت )

وَالدَّلیلِ الْعالِمِ وَالْوَصِّىِ الْمُبَلِّغِ وَالْمَظْلُومِ الْمُهْتَضَمِ فَجَزاک اللَّهُ عَنْ

و راهنماى دانشمند و وصیى که رساننده احکام خدا بود و آن ستمدیده اى که حقش پایمال شد پس خداوند پاداشت دهد از

رَسُولِهِ وَعَنْ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ وَعَنِ الْحَسَنِ وَالْحُسَینِ صَلَواتُ اللَّهِ

جانب رسولش و از امیرالمؤمنان و از حسن و حسین درودهاى خدا

عَلَیهِمْ اَفْضَلَ الْجَزآءِ بِما صَبَرْتَ وَاحْتَسَبْتَ وَاَعَنْتَ فَنِعْمَ عُقْبَى

بر ایشان بهترین پاداشها را بخاطر آن بردباریت و پاداش خوبى و کمکى که کردى و چه نیکو است سرانجام

الدّارِ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَک وَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ جَهِلَ حَقَّک وَاسْتَخَفَّ بِحُرْمَتِک

خانه ات خدا لعنت کند کسى که تو را کشت و خدا لعنت کند کسى که جهل ورزید درباره حق تو و سبک شمرد حرمت تو را

وَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ حالَ بَینَک وَبَینَ مآءِ الْفُراتِ اَشْهَدُ اَنَّک قُتِلْتَ مَظْلُوماً

و خدا لعنت کند کسى که حائل شد میان تو و میان آب فرات گواهى دهم که براستى تو مظلوم کشته شدى

وَاَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ لَکمْ ما وَعَدَکمْ جِئْتُک یا بْنَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ وَافِداً

و براستى که خدا وفا کند به وعده اى که به شما داده آمده ام به درگاهت اى پسر امیرالمؤمنان و واردم

اِلَیکمْ وَقَلْبى مُسَلِّمٌ لَکمْ وَتابِعٌ وَاَنَا لَکمْتابِعٌ وَنُصْرَتى لَکمْ مُعَدَّةٌ

بر شما و دلم تسلیم شما و پیروتان هست و خودم نیز پیرو شمایم و یاریم براى شما آماده است

حَتّى یحْکمَ اللَّهُ وَهُوَ خَیرُ الْحاکمینَ فَمَعَکمْ مَعَکمْ لامَعَ عَدُوِّکمْ اِنّى

تا هنگامى که خدا حکم کند و او بهترین حکم کنندگان است و من طرفدار شما و با شما هستم نه با دشمن شما و من

بِکمْ وَبِإِیابِکمْ مِنَ الْمُؤْمِنینَ وَبِمَنْ خالَفَکمْ وَقَتَلَکمْ مِنَ الْکافِرینَ

نسبت به شما و به بازگشتتان (در زمان رجعت ) ایمان دارم و نسبت به هر کس که با شما مخالفت کرده و شما را کشته کافر و منکرم ،

قَتَلَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْکمْ بِالاَْیدى وَ الاَْلْسُنِ

بکشد خدا مردمى را که شما را کشتند بدست و زبان

پس داخل روضه شو و خود را به ضریح بچسبان وبگو:

اَلسَّلامُ عَلَیک اَیهَا الْعَبْدُ الصّالِحُ الْمُطیعُ لِلَّهِ وَلِرَسُولِهِ

سلام بر تو اى بنده شایسته پیرو خدا و رسولش

وَلاَِمیرِالْمُؤْمِنینَ وَالْحَسَنِ والْحُسَینِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِمْ وَسَلَّمَ

و پیرو امیرالمؤمنان و حسن و حسین درود خدا و سلامش بر ایشان باد

اَلسَّلامُ عَلَیک وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَکاتُهُ وَمَغْفِرَتُهُ وَرِضْوانُهُ وَعَلى

سلام بر تو و رحمت خدا و برکاتش و آمرزش و خوشنودیش و بر

رُوحِک وَبَدَنِک اَشْهَدُ و اُشْهِدُ اللَّهَ اَنَّک مَضَیتَ عَلى ما مَضى بِهِ

روح تو و بدنت گواهى دهم و خدا را نیز به گواهى گیرم که براستى تو برفتى به همان راهى که رفتند بدان راه

الْبَدْرِیونَ وَالْمُجاهِدُونَ فى سَبیلِ اللَّهِ الْمُناصِحُونَ لَهُ فى جِهادِ

جنگجویان بدر و پیکار کنندگان در راه خدا و خیرخواهان او در پیکار با

اَعْدآئِهِ الْمُبالِغُونَ فى نُصْرَةِ اَوْلِیآئِهِ الذّآبُّونَ عَنْ اَحِبّآئِهِ فَجَزاک اللَّهُ

دشمنانش و کوشایان در یارى دوستانش و دفاع کنندگان از دوستانش پس خداوند پاداشت دهد

اَفْضَلَ الْجَزآءِ وَاَکثَرَ الْجَزآءِ وَاَوْفَرَ الْجَزآءِ وَاَوْفى جَزآءِ اَحَدٍ مِمَّنْ

به بهترین پاداش و بیشترین پاداش و شایان ترین پاداش و کامل ترین پاداشى که به هر یک از کسانى دهند

وَفى بِبَیعَتِهِ وَاسْتَجابَ لَهُ دَعْوَتَهُ وَاَطاعَ وُلاةَ اَمْرِهِ اَشْهَدُ اَنَّک قَدْ

که به بیعت با او وفا کرد و دعوتش را پذیرفت و پیروى کرد از کار دارانش گواهى دهم که تو براستى

بالَغْتَ فِى النَّصیحَةِ وَاَعْطَیتَ غایةَ الْمَجْهُودِ فَبَعَثَک اللَّهُ فِى

کوشش خود را در خیرخواهى کردى و نهایت تلاش خود را در این راه مبذول داشتى خدایت در

الشُّهَدآءِ وَجَعَلَ رُوحَک مَعَ اَرْواحِ السُّعَدآءِ وَاَعْطاک مِنْ جِنانِهِ

زمره شهیدان برانگیزد و روح تو را با ارواح نیکبختان قرار دهد و عطا کند بر تو از بهشت خویش

اَفْسَحَها مَنْزِلاً وَاَفْضَلَها غُرَفاً وَرَفَعَ ذِکرَک فى عِلِّیینَ وَحَشَرَک مَعَ

فراخترین منزل و بهترین غرفه ها را و بالا برد نام تو را در بالاترین جایگاهها و محشورت سازد با

النَّبِیینَ وَالصِّدّیقینَ وَالشُّهَدآءِ وَالصّالِحینَ وَحَسُنَ اُولئِک رَفیقاً

پیمبران و راستگویان و شهیدان و شایستگان و آنها نیکو رفیقانى هستند

اَشْهَدُ اَنَّک لَمْ تَهِنْ وَلَمْ تَنْکلْ وَاَنَّک مَضَیتَ عَلى بَصیرَةٍ مِنْ اَمْرِک

گواهى دهم که براستى تو سستى نکردى و سر نتافتى و به راهى که رفتى از روى بصیرت و بینائى کامل رفتى

مُقْتَدِیاً بِالصّالِحینَ وَمُتَّبِعاً لِلنَّبِیینَ فَجَمَعَ اللَّهُ بَینَنا وَبَینَک وَبَینَ

اقتداء به مردم شایسته کردى و پیروى از پیمبران نمودى پس خداوند گرد آورد میان ما و تو

رَسُولِهِ وَاَوْلِیآئِهِ فى مَنازِلِ الْمُخْبِتینَ فَاِنَّهُ اَرْحَمُ الرّاحِمینَ

و رسولش و دوستانش در جایگاههاى فروتنان (حق ) زیرا که او مهربانترین مهربانان است

مؤلف گوید که خوب است این زیارت را پشت سر قبر رو به قبله بخوانى چنانکه شیخ در تهذیب فرموده ثمّ ادخل ((فانکبَّ عَلَى الْقَبْرِ وَ قُلْ وَ اَنْتَ مُسْتَقْبل الْقِبْلَةِ اَلسَّلامُ عَلَیک اَیهَا الْعَبْدُ الصّالِحُ)) و نیز بدانکه زیارت جناب عبّاس موافق روایت مذکور همین بود که ذکر شد لکن سید بن طاوس و شیخ مفید و دیگران بعد از این فرموده اند که پس برو به سمت بالا سر و دو رکعت نماز کن و بعد از آن آنچه خواهى نماز کن و بخوان خدا را بسیار و بگو در عقب نماز:

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَلا تَدَعْ لى فى هذَا

خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد و وامگذار براى من در این

الْمَکانِ الْمُکرَّمِ وَالْمَشْهَدِ الْمُعَظَّمِ ذَنْباً اِلاّ غَفَرْتَهُ وَلا هَمّاً اِلاّ فَرَّجْتَهُ

مکان گرامى و زیارتگاه بزرگ گناهى جز آنکه بیامرزیش و نه اندوهى جز آنکه برطرف کنى

وَلا مَرَضاً اِلاّ شَفَیتَهُ وَلا عَیباً اِلاّ سَتَرْتَهُ وَلا رِزْقاً اِلاّ بَسَطْتَهُ وَلا

و نه بیمارى جز آنکه بهبودیش دهى و نه عیبى جز آنکه بپوشانیش و نه روزى جز آنکه وسیعش کنى و نه

خَوْفاً الاّ آمَنْتَهُ وَلا شَمْلاً اِلاّ جَمَعْتَهُ وَلا غآئِباً اِلاّ حَفِظْتَهُ وَاَدْنَیتَهُ

ترسى جز آنکه ایمنى بخشى و نه پراکندگى جز آنکه گردآورى و نه شخص دور از نظرى را جز آنکه نگاهداریش کنى و دیدارش را

وَلا حاجَةً مِنْ حَوآئِجِ الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ لَک فیها رِضِىً وَلِىَ فیها

نزدیک گردانى و نه حاجتى از حاجتهاى دنیا و آخرت که خوشنودى تو و صلاح من در آن باشد

صَلاحٌ اِلاّ قَضَیتَها یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

جز آنکه برآورى آن را اى مهربانترین مهربانان

پس برگرد به سوى ضریح و نزد پاها بایست و بگو:

اَلسَّلامُ عَلَیک یا اَبَا الْفَضْلِ الْعَبّاسَ ابْنَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ

سلام بر تو اى اباالفضل العباس فرزند امیرالمؤمنان

اَلسَّلامُ عَلَیک یا بْنَ سَیدِ الْوَصِیینَ اَلسَّلامُ عَلَیک یا بْنَ اَوَّلِ الْقَوْمِ

سلام بر تو اى فرزند آقاى اوصیاء سلام بر تو اى فرزند نخستین مردمى

اِسْلاماً وَاَقْدَمِهِمْ ایماناً وَاَقْوَمِهِمْ بِدینِ اللَّهِ وَاَحْوَطِهِمْ عَلَى الاِسْلامِ

که مسلمان شد و جلوترین کسى که ایمان آورد و محکمترین مردم نسبت به دین خدا و با احتیاطترین افراد درباره اسلام

اَشْهَدُ لَقَدْ نَصَحْتَ لِلَّهِ وَلِرَسُولِهِ وَلاَِخیک فَنِعْمَ الاَْخُ الْمُواسى فَلَعَنَ

گواهى دهم که تو بخوبى خیرخواهى کردى درباره خدا و رسولش و درباره برادرت پس چه نیکو برادر همدردى بودى خدا

اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْک وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً ظَلَمَتْک وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اسْتَحَلَّتْ مِنْک

لعنت کند مردمى که تو را کشتند و خدا لعنت کند مردمى که به تو ستم کردند و خدا لعنت کند مردمى که حرمت تو را حلال

الْمَحارِمَ وَانْتَهَکتْ حُرْمَةَ الاِسْلامِ فَنِعْمَ الصّابِرُ الْمُجاهِدُ الْمُحامِى

شمردند (و پایمال کردند) و دریدند (نسبت به تو) حرمت اسلام را و تو چه نیکو شکیباى مجاهد و حامى

النّاصِرُ وَالاَْخُ الدّافِعُ عَنْ اَخیهِ الْمُجیبُ اِلى طاعَةِ رَبِّهِ الرّاغِبُ

و یاورى بودى و (چه خوب ) برادرى که مدافع از برادرش بود و پاسخ دهنده اطاعت پروردگارش و مشتاق بودى

فیما زَهِدَ فیهِ غَیرُهُ مِنَ الثَّوابِ الْجَزیلِ وَالثَّنآءِ الْجَمیلِ وَاَ لْحَقَک

بدانچه کناره گیرى کردند از آن دیگران از آن نیک پاداش بسیار و ستایش زیبا و ملحقت ساخت

اللَّهُ بِدَرَجَةِ آبآئِک فى جَنّاتِ النَّعیمِ اَللّهُمَّ اِنّى تَعَرَّضْتُ لِزِیارَةِ

خداوند به درجه پدرانت در بهشتهاى پرنعمت خدایا من اقدام به زیارت

اَوْلِیآئِک رَغْبَةً فى ثَوابِک وَرَجآءً لِمَغْفِرَتِک وَجَزیلِ اِحْسانِک

دوستانت کردم بخاطر اشتیاقى که در پاداش نیک تو دارم و به امید آمرزشت و بسیارى احسانت

فَاَسْئَلُک اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ وَاَنْ تَجْعَلَ رِزْقى

پس از تو خواهم که اولاً درود فرستى بر محمد و آل پاکش و دیگر آنکه روزیم را بواسطه

بِهِمْ دآرّاً وَعَیشى بِهِمْ قآرّاً وَزِیارَتى بِهِمْ مَقْبُولَةً وَحَیوتى بِهِمْ

ایشان ریزان گردانى و خوشیم را بدانها ثابت و زیارتم را بخاطر آنها پذیرفته و زندگیم را بدیشان

طَیبَةً وَاَدْرِجْنى اِدْراجَ الْمُکرَمینَ وَاجْعَلْنى مِمَّنْ ینْقَلِبُ مِنْ زِیارَةِ

دل پسند کنى و مرا در زمره گرامیان درج کنى و قرارم دهى از کسانى که چون از زیارت

مَشاهِدِ اَحِبّآئِک مُفْلِحاً مُنْجِحاً قَدِ اسْتَوْجَبَ غُفْرانَ الذُّنُوبِ وَسَتْرَ

زیارتگاه دوستانت باز گردد رستگار و کامیاب باشد چنانکه مستوجب شده باشد آمرزش گناهان و پوشیدن

الْعُیوبِ وَکشْفَ الْکرُوبِ اِنَّک اَهْلُ التَّقْوى وَاَهْلُ الْمَغْفِرَةِ

عیبها و برطرف شدن گرفتاریهایش را که براستى تو شایسته هستى پرهیزکارى (از تو) را و اهل آمرزشى

و چون خواهى وداع کنى آن حضرت را پس برو به نزد قبر شریف و بگو این را که در روایت اَبُو حمزهثمالى است و علماء نیز ذکر کرده اند:

اَسْتَوْدِعُک اللَّهَ وَاَسْتَرْعیک وَاَقْرَءُ عَلَیک

به خدا مى سپارمت و توجه و مراعات کردنت را خواهانم

اَلسَّلامَ آمَنّا بِاللَّهِ وَبِرَسُولِهِ وَبِکتابِهِ وَبِما جاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ اَللّهُمَّ

و سلام بر تو مى فرستم ایمان داریم به خدا و رسولش و به کتابش و بدانچه او از نزد خدا آورده است خدایا

فَاکتُبْنا مَعَ الشّاهِدینَ اَللّهُمَّ لا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِیارَتى قَبْرَ

بنویس نام ما را با گواهان خدایا مگردان این زیارت را آخرین بار زیارتم از قبر

ابْنِ اَخى رَسُولِک صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَآلِهِ وَارْزُقْنى زِیارَتَهُ اَبَداً ما

فرزند برادر پیغمبرت که درود تو بر او و آلش باد و روزى من کن زیارتش را همیشه تا

اَبْقَیتَنى وَاحْشُرْنى مَعَهُ وَمَعَ آبآئِهِ فِى الجِنانِ وَعَرِّفْ بَینى وَبَینَهُ

زنده ام دارى و محشورم کن با او و با پدرانش در بهشت و شناسائى بر قرار کن میان من و او

وَبَینَ رَسُولِک وَاَوْلِیآئِک اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ

و پیامبرت و دوستانت خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد

وَتَوَفَّنى عَلَى الاْیمانِ بِک وَالتَّصْدیقِ بِرَسُولِک وَالْوِلایةِ لِعَلىِّ بْنِ

و بمیرانم بر ایمان بخودت و تصدیق به پیامبرت و بر ولایت على بن

اَبیطالِبٍ وَالاَْئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ عَلَیهِمُ السَّلامُ وَالْبَرآئَةِ مِنْ عَدُوِّهِمْ

ابیطالب و امامان از فرزندانش علیهم السلام و بیزارى از دشمنانشان

فَاِنّى قَدْ رَضیتُ یا رَبّى بِذلِک وَصَلَّى اللَّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ

زیرا که من اى پروردگار مهربان به همین خوشنودم و درود خدا بر محمد و آل محمد

پس دعاکن از براى خود و از براى پدر و مادر و مؤ منین و مسلمین و اختیار کن از دعاها هر دعائى که مى خواهى .

مؤلف گوید که روایت شده در خبرى از حضرت سید سجّاد علیه السلام آنچه حاصلش آن است که فرمودند خدا رحمت کند عبّاس را که ایثار کرد بر خود برادر خود را و جان خود را فداى آن حضرت نمود تا آنکه در یارى او دو دستش را قطع کردند و حقّ تعالى در عوض دو دست او دو بال به او عنایت فرمود که با آن دو بال با فرشتگان در بهشت مانند جعفر بن ابى طالب پرواز مى کند و از براى عبّاس علیه السلام در نزد خداوند منزلتى است در روز قیامت که مَغْبُوط جمیع شهداء است و جمیع شهدا را آرزوى مقام او است و نقل شده که حضرت عبّاس علیه السلام در وقت شهادت سى و چهار ساله بود و آنکه امّ البنین مادر عباس علیه السلام در ماتم او و برادران اعیانى او بیرون مدینه در بقیع مى شد و در ماتم ایشان چنان ندبه و گریه مى کرد که هر که از آنجا مى گذشت گریان مى گشت گریستن دوستان عجبى نیست مروان بن الحکم که بزرگتر دشمنى بود خاندان نبوت را چون بر امّ البنین عبور مى کرد از اثر گریه او گریه مى کرد و این اشعار از امّ البنین در مرثیه حضرت ابوالفضل علیه السلام و دیگر پسرانش نقل شده :

یا مَنْ رَاَى الْعَبّاسَ کرَّ عَلى جَماهیرِ النَّقَدِ       وَوَراهُ مِنْ اَبْنآءِ حَیدَرَ کلُّ لَیثٍ ذى لَبَدٍ
اى که دیدى عباس را حمله مى کرد بر توده هاى فرومایه       و پشت سرش فرزندان حیدر بودند چون شیران یال دار
اُنْبِئْتُ اَنَّ ابْنى اُصیبَ بِرَاْسِهِ مَقْطُوعَ یدٍ       وَیلى عَلى شِبْلى اَمالَ بِرَاْسِهِ ضَرْبُالْعَمَدِ
شنیده ام که پسرم را در وقتى که دستش بریده بود به سرش زده اند       واى بر من که شیربچه ام را عمود زدند
لَوْ کانَ سَیفُک فى یدَیک لَما دَنى مِنْهُ اَحَدٌ       اگر شمشیر در دستش بود کسى جرئت نداشت به او نزدیک شود

وَلَها اَیضا

لا تَدْعُوِنّى وَیک اُمَّ الْبَنینَ       تُذَکرینى بِلُیوثِ الْعَرینِ
واى بر تو دیگر مرا مادر پسران مخوان       که به یاد شیران بیشه ام مى اندازى
کانَتْ بَنُونَ لِىَ اُدْعى بِهِمْ       وَالْیوْمَ اَصْبَحْتُ وَلا مِنْ بَنینَ
پسرانى داشتم که بدان جهت مرا به این نام مى خواندند       ولى امروز دیگر پسرانى ندارم
اَرْبَعَةٌ مِثْلُ نُسُورِ الرُّبى       قَدْ واصَلُوا الْمَوْتَ بِقَطْعِ الْوَتینِ
چهار پسر چون بازهاى کوهسار       که با قطع شاهرگشان از جهان رفتند
تَنازَعَ الْخِرْصانُ اَشْلائَهُمْ       فَکلُّهُمْ اَمْسى صَریعا طَعینِ
نیزه ها بر روى پیکرشان ستیزه داشتند       و همگى با تن مجروح به خاک افتادند
یا لَیتَ شِعْرى اَکما اَخْبَرُوا       بِاَنَّ عَبّاسا قَطیعُ الْیمینِ
اى کاش مى دانستم که آیا راست است       که دست راست عباس جدا گشته است

 
 
 
 Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved