بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک Instagram
 
 



النّاسِ فَوَضَعَ عَلى نَفْسِهِ اَوْ زارَ الْمَس یرِ وَنَهَضَ فى رَمْضاءِ الْهَج یرِ

مردم )) پس او بر خود هموار کرد بارهاى سنگ ین سفر را و بپاخواست در ن یمه روز سوزان آن بیابان

فَخَطَبَ وَاَسْمَعَ وَنادى فَاَبْلَغَ ثُمَّ سَئَلَهُمْ اَجْمَعَ فَقالَ هَلْ بَلَّغْتُ فَقالُوا

و خطبه خواند و بگوش مردم رسان ید و با صداى بلند به آنها رسان ید سپس از همگى آنها پرسیده فرمود: آیا رساندم ؟ گفتند

اللّهُمَّ بَلى فَقالَ اللّهُمَّ اشْهَدْ ثُمَّ قالَ اَ لَسْتُ اَوْلى بِالْمُؤْمِن ینَ مِنْ

خدا یا آرى ، پس فرمود: خدا یا گواه باش سپس فرمود: آیا من سزاوارتر به مؤ من ین از

اَنْفُسِهِمْ فَقالُوا بَلى فَاَخَذَ بِ یدِک وَقالَ مَنْ کنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىُّ

خودشان نیستم ؟ گفتند: چرا، پس دست تو را گرفت و فرمود: هر که من مولاى او هستم پس این على

مَوْلاهُ اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ

مولاى او است خدا یا دوست دار هر که دوستش دارد و دشمن دار هر که دشمنش دارد و یارى کن هر که یار یش کند

وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ فَما آمَنَ بِما اَنْزَلَ اللَّهُ ف یک عَلى نَبِ یهِ اِلاّ قَل یلٌ وَلا

و خوار کن هر که دست از یار یش بردارد پس ایمان ن یاورد بدانچه خدا درباره تو بر پیغمبرش نازل فرمود جز اندکى

زادَ اَکثَرَهُمْ غیر تَخْس یرٍ وَلَقَدْ اَنْزَلَ اللَّهُ تَعالى ف یک مِنْ قَبْلُ وَهُمْ

و ن یفزود ب یشترشان را جز ز یانکارى و پ یش از آن نیز خدا درباره ات نازل فرمود با اینکه

کارِهُونَ یا اَ یهَا الَّذ ینَ آمَنُوا مَنْ یرْتَدَّ مِنْکمْ عَنْ دینهِ فَسَوْفَ

آنها خوش نداشتند این آ یه را ((اى کسانى که ایمان آورده ا ید هر که از شما بازگردد از دین خود پس بزودى

یاْتِى اللَّهُ بِقَوْمٍ یحِبُّهُمْ وَ یحِبُّونَهُ اَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِن ینَ اَعِزَّةٍ عَلَى

خدا ب یاورد گروهى را که دوستشان دارد و دوستش دارند با مؤ منان افتاده و با

الْکافِر ینَ یجاهِدوُنَ فى سَب یلِ اللَّهِ وَلا یخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِک

کافران سرکشند کارزار کنند در راه خدا و از سرزنش ملامت کننده نهراسند این

فَضْلُ اللَّهِ یؤْت یهِ مَنْ یشآءُ وَاللَّهُ واسِعٌ عَل یمٌ اِنَّما وَلِ یکمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ

فضل خدا است که به هر که خواهد دهد و خدا وسعت بخش و دانا است ، جز این نیست که سرپرست شما خدا و رسول او

وَالَّذ ینَ آمَنُوا الَّذ ینَ یق یمُونَ الصَّلوةَ وَ یؤْتُونَ الزَّکوةَ وَهُمْ راکعُونَ

و کسانى هستند که ایمان دارند آنانکه بپا دارند نماز را و بدهند زکات را در آن حال که رکوع مى گزارند

وَمَنْ یتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذ ینَ آمَنُوا فَاِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ

و هر که دوستى کند با خدا و رسولش و کسانى که ایمان دارند پس براستى گروه خدا چ یره شوندگانند))

رَبَّنا آمَنّا بِما اَنْزَلْتَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاکتُبْنا مَعَ الشّاهِدین رَبَّنا لا

پروردگارا ما ایمان آورد یم بدانچه نازل فرمودى و پیروی از پ یامبرت کرد یم پس بنو یس ما را با گواهان پروردگارا

تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ اِذْ هَدَ یتَنا وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْک رَحْمَةً اِنَّک اَنْتَ

منحرف مکن دلهاى ما را پس از آنکه هدا یتمان کردى و ببخش به ما از نزد خودت رحمتى که براستى توئى

الوَهّابُ اَللّهُمَّ اِنّا نَعْلَمُ اَنَّ هذا هُوَ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِک فَالْعَنْ مَنْ

بخشا یشگر، خدا یا ما بخوبى مى دان یم که این (گفتار) حقى است از نزد تو پس لعنت کن هر که

عارَضَهُ وَاسْتَکبَرَ وَکذَّبَ بِهِ وَکفَرَ وَسَ یعْلَمُ الَّذ ینَ ظَلَمُوا اَىَّ مُنْقَلَبٍ

با او مخالفت کرد و بزرگى ورز ید و او را تکذ یب کرده کفر ورز ید و بزودى مى دانند آنانکه ستم کردند به چه سرنوشتى

ینْقَلِبُونَ اَلسَّلامُ علیک یا اَم یرَ الْمُؤْمِن ینَ وَسید الْوَصِ ی ینَ وَاَوَّلَ

دچار گردند سلام بر تو اى ام یر مؤ منان و آقاى اوص یاء و سرسلسله

العابِدین وَاَزْهَدَ الزّاهِدین وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَکاتُهُ وَصَلَواتُهُ وَتَحِ یاتُهُ

عبادت کنندگان و زاهدتر ین زاهدان و رحمت خدا و برکاتش و درودها یش و تح یاتش

اَنْتَ مُطْعِمُ الطَّعامِ عَلى حُبِّهِ مِسْک یناً وَ یت یماً وَاَس یراً لِوَجْهِ اللَّهِ لا

توئى که خوراندى طعام را با اینکه دوست داشتى بر ب ینوا و یت یم و اس یر براى خاطر خدا

تُر یدُ مِنْهُمْ جَزآءً وَلا شُکوراً وَف یک اَنْزَلَ اللَّهُ تَعالى وَ یؤْثِروُنَ عَلى

و نخواستى از ایشان پاداش و سپاسى و درباره تو خداى تعالى نازل فرمود: ((و مقدم دارند (آنها را) بر

اَنْفُسِهِمْ وَلَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَمَنْ یوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَاوُلَّئِک هُمُ

خودشان و گرچه خود حاجتمند باشند و هر که محفوظ ماند از بخل ضم یر او پس آنهایند

الْمُفْلِحُونَ وَاَنْتَ الْکاظِمُ لِلْغَ یظِ وَالْعافى عَنِ النّاسِ وَاللَّهُ یحِبُّ

رستگاران )) و توئى که فرو بردى خشم خود را و گذشتى از مردم و خدا دوست دارد

الْمُحْسِن ینَ وَاَنْتَ الصّابِرُ فِى الْبَاْسآءِ وَالضَّرّآءِ وَح ینَ الْبَاْسِ وَاَنْتَ

ن یکوکاران را و توئى بردبار در تنگدستى و دشوارى و هنگام کارزار و توئى

الْقاسِمُ بِالسَّوِ یةِ وَالْعادِلُ فِى الرَّعِ یةِ وَالْعالِمُ بِحُدوُدِ اللَّهِ مِنْ جَم یعِ

قسمت کننده به مساوات و عدالت گستر در رع یت و داناى به حدود و احکام خدا از میان همه

الْبَرِ یهِ وَاللَّهُ تَعالى اَخْبَرَ عَمّا اَوْلاک مِنْ فَضْلِهِ بِقَوْلِهِ اَفَمَنْ کانَ مُؤْمِناً

مردم و خداى تعالى خبر داد از آن بهره اى که به تو داده از فضل خود آنجا که فرموده : (( آیا آنکس که مؤ من است

کمَنْ کانَ فاسِقاً لا یسْتَوُنَ اَمَّا الَّذ ینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ فَلَهُمْ

همانند کسى است که فاسق است ؟ برابر نیستند اما کسانى که ایمان آورده و کارهاى شا یسته کرده اند ایشان را است

جَنّاتُ الْمَاْوى نُزُلاً بِما کانُوا یعْمَلُونَ وَاَنْتَ الْمَخْصُوصُ بِعِلْمِ

بهشتهاى اقامتگاه که آماده پذ یرائى آنها است به پاداش کارهائى که مى کردند)) و توئى مخصوص به دانش

التَّنْز یلِ وَحُکمِ التَّاْو یلِ وَنَصِّ الرَّسُولِ وَلَک الْمَواقِفُ الْمَشْهُودَةُ

قرآن و حکم تاءو یل و تصر یح گفتار پ یامبر و تو را است آن موقفهاى مشهود و معروف

وَالْمَقاماتُ الْمَشْهُورَةُ وَالاَْ یامُ الْمَذْکورَةُ یوْمَ بَدْرٍ وَ یوْمَ الاَْحْزابِ

و آن مقامات مشهور و آن روزهاى تار یخى روز (جنگ ) بدر و روز (جنگ ) احزاب

اِذْ زاغَتِ الاَْبْصارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الْظُّنُونا

در آن هنگامى که چشمها خیره گشت و جانها به گلوها رسیده و گمانهاى گوناگونى به خدا بردند

هُنالِک ابْتُلِىَ الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزالاً شَد یداً وَاِذْ یقُولُ

در آن هنگام مؤ منان امتحان شدند و به تزلزل سختى دچار گشتند در آن دم که مى گفتند

الْمُنافِقُونَ وَالَّذ ینَ فى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ اِلاّ

منافقان و آنانکه که در دلهاشان مرضى بود وعده ندادند خدا و رسولش به ما جز

غُروُراً وَاِذْ قالَتْ طآئِفَةٌ مِنْهُمْ یا اَهْلَ یثْرِبَ لا مُقامَ لَکمْ فَارْجِعُوا

فر یب . و آن دم که گروهى از ایشان گفتند اى مردم یثرب جاى ماندن شما نیست بازگرد ید و گروهى از

وَ یسْتَاءْذِنُ فَر یقٌ مِنْهُمُ النَّبِىَّ یقُولُونَ اِنَّ بُ یوتَنا عَوْرَةٌ وَما هِىَ

آنها اجازه مى خواستند از پیغمبرشان و مى گفتند خانه هاى ما بى حفاظ است با اینکه خانه هاشان

بِعَوْرَةٍ اِنْ یر یدوُنَ اِلاّ فِراراً وَقالَ اللَّهُ تَعالى وَلَمّا رَاَى الْمُؤْمِنُونَ

بى حفاظ نبود و جز فرار کردن قصدى نداشتند)) و خداى تعالى فرمود: ((و چون مؤ منان

الاَْحْزابَ قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَما

احزاب را دیدند گفتند این است آنچه به ما وعده داده خدا و رسولش و

زادَهُمْ اِلاّ ایماناً وَتَسْل یماً فَقَتَلْتَ عَمْرَهُمْ وَهَزَمْتَ جَمْعَهُمْ وَرَدَّ اللَّهُ

ن یفزودشان جز ایمان و تسل یم )) و تو بودى که عمرو (پهلوان نامى ) آنها را کشتى و جمع انبوهشان را منهزم ساختى ((و خدا

الَّذ ینَ کفَروُا بِغَ یظِهِمْ لَمْ ینالُوا خیراً وَکفَى اللَّهُ الْمُؤْمِن ینَ الْقِتالَ

کافران را با خشمشان بازگرداند که غن یمتى ن یافتند و خدا کفا یت کرد جنگ را از مؤ منان و

وَکانَ اللَّهُ قَوِ یاً عَز یزاً وَ یوْمَ اُحُدٍ اِذْ یصْعِدوُنَ وَلا یلْوُنَ عَلى اَحَدٍ

خدا ن یرومند و توانا است )) و در جنگ احد ((هنگامى که دور مى شدند و به کسى اعتنا نمى کردند

وَالرَّسُولُ یدْعُوهُمْ فى اُخْر یهُمْ وَاَنْتَ تَذُودُ بُهَمَ الْمُشْرِک ینَ عَنِ

و پیغمبر از دنبال سرشان آنها را مى خواند)) و تو بودى که شجاعان سرسخت مشرکان را از

النَّبِىِّ ذاتَ الْ یم ینِ وَذاتَ الشِّمالِ حَتّى رَدَّهُمُ اللَّهُ تَعالى عَنْکما

پیغمبر دفع مى کردى از سمت راست و چپ تا اینکه خداى تعالى آنان را ترسان

خائِف ینَ وَنَصَرَ بِک الْخاذِل ینَ وَ یوْمَ حُنَ ینٍ عَلى ما نَطَقَ بِهِ التَّنْز یلُ اِذْ

وخائف از اطراف تو وآن حضرت دفع کرد وبوسیله تو آن لشگر شکست خورده را یارى کرد و در روز حن ین چنانچه قرآن بدان گو یا باشد:

اَعْجَبَتْکمْ کثْرَتُکمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْکمْ شَ یئاً وَضاقَتْ علیکمُ الاَْرْضُ بِما

((آن دم که بشگفت آورد شما را بسیار بودنتان ولى سودى براى شما نداشت و زمین با همه فراخ یش بر شما

رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّ یتُمْ مُدْبِر ینَ ثُمَّ اَنْزَلَ اللَّهُ سَک ینَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَعَلَى

تنگ شد و سپس رو به فرار گذارد ید، آنگاه خدا نازل کرد آرامش خود را بر پ یامبرش و بر

الْمُؤْمِن ینَ وَالْمُؤْمِنُونَ اَنْتَ وَمَنْ یل یک وَعَمُّک الْعَبّاسُ ینادِى

مؤ منان )) و (مقصود از) مؤ منان تو بودى و همراهان تو، و عمو یت عباس فر یاد مى زد به

الْمُنْهَزمین یا اَصْحابَ سُورَةِ الْبَقَرَةِ یا اَهْلَ بَ یعَةِ الشَّجَرَةِ حَتَّى

گر یختگان اى یاران سوره بقره ! اى اهل ب یعت شجره ! تا بالاخره گروهى

اسْتَجابَ لَهُ قَوْمٌ قَدْ کفَ یتَهُمُ الْمَؤُنَةَ وَتَکفَّلْتَ دوُنَهُمُ الْمَعُونَةَ فَعادوُا

پاسخش را دادند و تو خود کفا یت رنج آنها را کردى و کفالت کمک آنها را نمودى و چون برگشتند

ا یس ینَ مِنَ المَثُوبَةِ راج ینَ وَعْدَ اللَّهِ تَعالى بِالتَّوْبَةِ وَذلِک قَوْلُ اللَّهِ

ناام ید از ثواب جهاد بودند و ام یدوار به وعده خداى تعالى در توبه بودند و همین است گفتار خداى

جَلَّ ذِکرُهُ ثُمَّ یتُوبُ اللَّهُ مِنْ بَعْدِ ذلِک عَلى مَنْ یشآءُ وَاَنْتَ حائِزٌ

جل ذکره که (فرما ید): ((سپس پذ یرفت خدا پس از آن توبه کسى را که مى خواست )) و تو بودى که حائز گشتى

دَرَجَةَ الصَّبْرِ فائِزٌ بِعَظ یمِ الاَْجْرِ وَ یوْمَ خَ یبَرَ اِذْ اَظْهَرَ اللَّهُ خَوَرَ

درجه صبر را و کام یاب شدى به پاداش بزرگ ، و در روز جنگ خ یبر که خدا آشکار ساخت ضعف و سستى

الْمُنافِق ینَ وَقَطَعَ دابِرَ الْکافِر ینَ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَم ینَ وَلَقَدْ

منافقان را و بر ید دنباله کافران را و ستا یش خداى را پروردگار جهان یان ((با اینکه با

کانوا عاهَدوُا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ لا یوَلُّونَ الاَْدْبارَ وَکانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْئُولاً

خدا پیمان بسته بودند از پ یش که پشت (به دشمن ) نکنند و پیمان خدا بازخواست شدنى است ))

مَوْلاىَ اَنْتَ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ وَالْمَحَجَّةُ الْواضِحَةُ وَالنِّعْمَةُ السّابِغَةُ

مولاى من توئى حجت رسا و طریقه آشکار و نعمت شا یان

وَالْبُرْهانُ الْمُن یرُ فَهَن یئَّاً لَک بِما ات یک اللَّهُ مِنْ فَضْلٍ وَتَبّاً لِشانِئِک

و برهان تابناک پس گوارا باد تو را آنچه خدا از فض یلت و برترى به تو داد و نابود باد دشمن بدخواه

ذِى الْجَهْلِ شَهِدْتَ مَعَ النَّبِىِّ صَلَّى اللَّهُ علیه وَآلِهِ جَم یعَ حُروُبِهِ

و نادانت ، تو بودى که در رکاب پیغمبر صلى اللّه علیه و آله در همه جنگها

وَمَغاز یهِ تَحْمِلُ الرّا یةَ اَمامَهُ وَتَضْرِبُ بِالسَّ یفِ قُدّامَهُ ثُمَّ لِحَزْمِک

و غزواتش حاضر بودى پرچم جنگ را پ یش رو یش بدوش مى کش یدى و در برابرش با شمش یر مى جنگ یدى از آن گذشته بخاطر تدب یر

الْمَشْهُورِ وَبَص یرَتِک فِى الاُْمُورِ اَمَّرَک فِى الْمَواطِنِ وَلَمْ یکنْ

و کاردانى مشهور و ب ینا بودنت در کارها تو را در هر جا به امارت و فرماندهى منصوب مى فرمود و کسى

علیک اَم یرٌ وَکمْ مِنْ اَمْرٍ صَدَّک عَنْ اِمْضآءِ عَزْمِک ف یهِ التُّقى وَاتَّبَعَ

بر تو امارت نداشت و چه بسیار کارهائى که جلوگ یرى کرد تو را از انجام آنها پره یزکار یت ولى پیروی کردند

غیرک فى مِثْلِهِ الْهَوى فَظَنَّ الْجاهِلُونَ اَ نَّک عَجَزْتَ عَمّا اِلَ یهِ انْتَهى

د یگران در مانند آن از هواى نفس و این سبب شد که نادانان گمان کنند که تو ناتوان و درمانده شدى که کارت بدانجا منتهى شد

ضَلَّ وَاللَّهِ الظّآنُّ لِذلِک وَمَا اهْتَدى وَلَقَدْ اَوْضَحْتَ ما اَشْکلَ مِنْ

گمراه گشت به خدا هر که چن ین گمانى کرد و راهبرى نشد و تو بخوبى آشکار کردى و این اشکال را

ذلِک لِمَنْ تَوَهَّمَ وَامْتَرى بِقَوْلِک صَلَّى اللَّهُ علیک قَدْ یرَى الْحُوَّلُ

براى آنکس که چن ین توهم و ترد یدى داشت برطرف کردى به گفتارت که درود خدا بر تو باد که فرمودى : ((گاهى باشد

الْقُلَّبُ وَجْهَ الْح یلَةِ وَدوُنَها حاجِزٌ مِنْ تَقْوَى اللَّهِ فَ یدَعُها رَاْىَ الْعَ ینِ

که مرد چاره جو و زبردست راه چاره مى ب یند ولى در برابرش پرده اى از تقواى خدا است پس دانسته و آشکارا آن را رها مى کند

وَ ینْتَهِزُ فُرْصَتَها مَنْ لا حَر یجَةَ لَهُ فِى الدین صَدَقْتَ وَاللّهِ وَخَسِرَ

ولى همان فرصت را غن یمت شمارد کسى که باکى ندارد در کار دین )) به خدا تو راست گفتى و یاوه سرا یان

الْمُبْطِلُونَ وَاِذْ ما کرَک النّاکثانِ فَقالا نُر یدُ الْعُمْرَةَ فَقُلْتَ لَهُما

ز یان کردند و هنگامى که آن دو پیمان شکن (طلحه و زب یر) با تو ن یرنگ زدند و گفتند: ما قصد انجام عمره دار یم و تو به آن دو فرمودى

لَعَمْرُکما ما تُر یدانِ الْعُمْرَةَ لکنْ تُر یدانِ الْغَدْرَةَ فَاَخَذْتَ الْبَ یعَةَ

به جان خودتان سوگند که شما قصد عمره ندار ید بلکه قصد پیمان شکنى دار ید و به همین جهت از آن دو ب یعت گرفتى

علیهما وَجَدَّدْتَ الْم یثاقَ فَجَدّا فِى النِّفاقِ فَلَمّا نَبَّهْتَهُما عَلى فِعْلِهِما

و پیمانشان را تجد ید کردى ولى آن دو نیز در نفاق خود کوش یدند و هنگامى که تو به کار (ناشا یست )شان آگاهى دادى

اَغْفَلا وَعادا وَمَا انْتَفَعا وَکانَ عاقِبَةُ اَمْرِهِما خُسْراً ثُمَّ تَلاهُما اَهْلُ

تغافل کردند و به کار خود بازگشته و سودمند نشدند و در نت یجه سرانجام کارشان به ز یانکارى گرائ ید و پس از غائله آنها

الشّامِ فَسِرْتَ اِلَ یهِمْ بَعْدَ الاِْعْذارِ وَهُمْ لا یدینونَ دین الْحَقِّ وَلا

داستان مردم شام پ یش آمد که تو پس از آنکه راه عذر را برایشان بستى بسو یشان حرکت کردى و آنها بدین حق متدین

یتَدَبَّروُنَ الْقُرْآنَ هَمَجٌ رَعاعٌ ضآلّوُنَ وَبِالَّذى اُنْزِلَ عَلى مُحَمَّدٍ

نگشتند و در قرآن اند یشه نمى کردند مردمى بى خرد و بى اراده و گمراه بودند و به آنچه درباره تو بر محمد

ف یک کافرِوُنَ وَلاَِهْلِ الْخِلافِ علیک ناصِروُنَ وَقَدْ اَمَرَ اللّهُ

نازل گشته بود کافر بودند و در عوض یار و یاور مخالف ین تو بودند در صورتى که خداوند به پیروی از تو دستور

بِاتِّباعِک وَنَدَبَ الْمُؤْمِن ینَ اِلى نَصْرِک وَقالَ عَزَّوَجَلَّ یا اَ یهَا الَّذ ینَ

داده بود و مؤ منان را به یارى تو دعوت کرده بود و فرموده بود: ((اى کسانى که

آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَکونُوا مَعَ الصّادِق ینَ مَوْلاىَ بِک ظَهَرَ الْحَقُّ وَقَدْ

ایمان آورد ید از خدا بترسید و با راستگو یان باش ید)) سرور من بوسیله تو آشکار شد حق در صورتى که

نَبَذَهُ الْخَلْقُ وَاَوْضَحْتَ السُّنَنَ بَعْدَ الدُّروُسِ وَالطَّمْسِ فَلَک سابِقَةُ

مردم آن را به یک سو گذاردند و تو واضح کردى روشهاى (انب یاء) را پس از کهنگى و نابودى پس تو را است پ یشى جستن

الْجِهادِ عَلى تَصْد یقِ التَّنْز یلِ وَلَک فَض یلَةُ الْجِهادِ عَلى تَحْق یقِ

در جهاد براى ( یا بر طبق ) تصد یق قرآن و براى تو بود فض یلت جهاد براى تحقق دادن ( یا بر طبق تحق یق )

التَّاءْو یلِ وَعَدُوُّک عَدُوُّ اللَّهِ جاحِدٌ لِرَسُولِ اللَّهِ یدْعُو باطِلاً وَ یحْکمُ

تاءو یل قرآن و دشمن تو و دشمن خدا و منکر رسول خدا بود آنکه به باطل دعوت مى کرد و به ستم حکم مى راند

جائِراً وَ یتَاَمَّرُ غاصِباً وَ یدْعُو حِزْبَهُ اِلَى النّارِ وَعَمّارٌ یجاهِدُ

و به غصب و زور حکومت کرده و دار و دسته اش را بسوى دوزخ دعوت مى نمودو در آن حال عمّار جهاد مى کرد

وَ ینادى بَ ینَ الصَّفَّ ینِ الرَّواحَ الرَّواحَ اِلَى الْجَنَّةِ وَلَمَّا اسْتَسْقى

و میان دو صف فر یاد مى زد: کوچ کن ید کوچ کن ید بسوى بهشت و چون آب طلب ید و بجاى آب

فَسُقِىَ اللَّبَنَ کبَّرَ وَقالَ قالَ لى رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ علیه وَآلِهِ آخِرُ

ش یر به او دادند تکبیر گفت و اظهار داشت که رسول خدا صلى اللّه علیه و آله به من فرموده : آخر ین

شَرابِک مِنَ الدُّنْ یا ضَ یاحٌ مِنْ لَبَنٍ وَتَقْتُلُک الْفِئَةُ الْباغِ یةُ فَاعْتَرَضَهُ

نوش یدنى تو از دن یا جرعه اى از ش یر است و تو را فرقه ستمکار مى کشند پس در آن حال

اَبُو الْعادِ یةِ الْفَزارِى فَقَتَلَهُ فَعَلى اَبِى الْعادِ یةِ لَعْنَةُ اللَّهِ وَلَعْنَةُ

ابوالعاد یه فزارى سر راهش را گرفت و او را کشت پس لعنت خدا و لعنت

مَلاَّئِکتِهِ وَرُسُلِهِ اَجْمَع ینَ وَعَلى مَنْ سَلَّ سَ یفَهُ علیک وَسَلَلْتَ

فرشتگان و رسولانش همگى بر ابوالعاد یة باد و هم بر آنکس که شمش یر به روى تو کش ید و تو به روى او

سَ یفَک علیه یا اَم یرَ الْمُؤْمِن ینَ مِنَ الْمُشْرِک ینَ وَالْمُنافِق ینَ اِلى یوْمِ

شمش یر کش یدى اى ام یر مؤ منان از مشرکان و منافقان تا روز

الدین وَعَلى مَنْ رَضِىَ بِما سائَک وَلَمْ یکرَهْهُ وَاَغْمَضَ عَ ینَهُ وَلَمْ

قیامت و هم برآنکس که خوشنود گشت به آنچه بر تو گران بود و ناراحت نشد و دیده برهم نهاد

ینْکرْ اَوْ اَعانَ علیک بِ یدٍ اَوْ لِسانٍ اَوْ قَعَدَ عَنْ نَصْرِک اَوْ خَذَلَ عَنِ

و انکار مى کرد یا بر علیه تو کمک کردند بدست یا زبان یا دست کش ید از یارى تو یا کناره گ یرى کرد از

الْجِهادِ مَعَک اَوْغَمَطَ فَضْلَک وَجَحَدَ حَقَّک اَوْعَدَلَ بِک مَنْ جَعَلَک اللَّهُ

جهاد کردن در رکابت یا فضل تو را نادیده گرفت و حقت را انکار کرد یا برابر کرد با تو کسى را که خدا تو را

اَوْلى بِهِ مِنْ نَفْسِهِ وَصَلَواتُاللَّهِ علیک وَرَحْمَةُاللَّهِ وَبَرَکاتُهُ وَسَلامُهُ

به او سزاوارتر از خودش قرار داده بود و درودهاى خدا بر تو و رحمت خدا و برکاتش و سلام

وَتَحِ یاتُهُ وَعَلَى الاَْئِمَّةِ مِنْ آلِک الطّاهِر ینَ اِنَّهُ حَم یدٌ مَج یدٌ وَالاَْمْرُ

و تح یاتش و بر امامان از خاندان پاکت که براستى او ستوده و بزرگوار است و کار

الاَْعْجَبُ وَالْخَطْبُ الاَْفْظَعُ بَعْدَ جَحْدِک حَقَّک غَصْبُ الصِّد یقَةِ

شگفت انگ یزتر و پ یش آمد، جانگدازتر پس از انکار حق تو غصب فدک حضرت صد یقه

الطّاهِرَةِ الزَّهْرآءِ سیدةِ النِّسآءِ فَدَکاً وَرَدُّ شَهادَتِک وَشَهادَةِ

طاهره زهرا بانوى زنان بود و هم چن ین رد کردن شهادت تو و شهادت

السیدین سُلالَتِک وَعِتْرَةِ الْمُصْطَفى صَلَّى اللَّهُ علیکمْ وَقَدْ اَعْلَى اللَّهُ

دو آقاى از نژادت و عترت پ یامبر مصطفى که درود خدا بر همگ یتان باد با اینکه خداى

تَعالى عَلَى الاُْمَّةِ دَرَجَتَکمْ وَرَفَعَ مَنْزِلَتَکمْ وَاَبانَ فَضْلَکمْ وَشَرَّفَکمْ

تعالى درجه و مقام شما را بر مردم والا گردان یده و منزلتتان را رف یع و فضل و شرفتان را

عَلَى الْعالَم ینَ فَاَذْهَبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ وَطَهَّرَکمْ تَطْه یراً قالَ اللَّهُ

بر جهان یان آشکار کرده و پل یدى را از شما دور ساخته و بخوبى پاک یزه تان کرده است خداى

عَزَّوَجَلَّ اِنَّ الاِْنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً اِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزوُعاً وَاِذا مَسَّهُ

عزوجل فرموده : ((براستى انسان حر یص آفر یده شده چون بدى به او برسد بیتابى کند و چون

الْخیر مَنُوعاً اِلا الْمُصَلّ ینَ فَاسْتَثْنَى اللَّهُ تَعالى نَبِ یهُ الْمُصْطَفى وَاَنْتَ

مالى بدستش رسد در یغ کند مگر نمازگزاران )) پس جدا کرد خداى تعالى پ یامبر مصطفى و همچن ین تو را

یا سید الاَْوْصِ یآءِ مِنْ جَم یعِ الْخَلْقِ فَما اَعْمَهَ مَنْ ظَلَمَک عَنِ الْحَقِّ

اى آقاى اوص یاء از همه مردم پس چه اندازه کور است آنکس که به تو ستم کرد از (پرداخت ) حق

ثُمَّ اَفْرَضُوک سَهْمَ ذَوِى الْقُرْبى مَکراً وَاَحادُوهُ عَنْ اَهْلِهِ جَوْراً فَلَمّا

ولى از روى مکر و خدعه سهم خو یشاوندان پیغمبر را براى تو مقرر داشت در صورتى که آن را از اهلش بستم دور کردند

الَ الاَْمْرُ اِلَ یک اَجْرَ یتَهُمْ عَلى ما اَجْرَ یا رَغْبَةً عَنْهُما بِما عِنْدَاللَّهِ لَک

و چون کار بدست تو افتاد به همان نحو که آن دو درباره ات رفتار کرده بودند تو هم بخاطر اشت یاقمند یت به پاداش خدا

فَاَشْبَهَتْ مِحْنَتُک بِهِما مِحَنَ الاَْنْبِ یآءِ علیهمُ السَّلامُ عِنْدَ الْوَحْدَةِ

و بى اعتنائ یت به عمل آن دو به همان نحو رفتار کردى پس شب یه شد گرفتارى تو با آن دو نفر به گرفتارى پ یمبران در هنگام تنهائى

وَعَدَمِ الاَْنْصارِ وَاَشْبَهْتَ فِى الْبَ یاتِ عَلَى الْفِراشِ الذَّب یحَ علیه

و بى یاورى و شب یه گشتى در خواب یدن بر بستر (رسول خدا) به (اسمع یل ) ذب یح علیه السلام

السَّلامُ اِذْ اَجَبْتَ کما اَجابَ وَاَطَعْتَ کما اَطاعَ اِسْمع یلُ صابِراً

چه آنکه تو نیز مانند او پذ یرفتى و اطاعت کردى چنانچه اسماع یل اطاعت کرد بردبارانه و پاداش جو یانه

مُحْتَسِباً اِذْ قالَ لَهُ یا بُنَىَّ اِنّى اَرى فِى الْمَنامِ اَ نّى اَذْبَحُک فَانْظُرْ

در آن هنگام که (ابراه یم ) به او گفت : ((اى پسرکم من در خواب دیده ام که تو را ذبح مى کنم پس بنگر

ماذا تَرى قالَ یا اَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنى اِنْشآءَ اللَّهُ مِنَ

تا راءى تو چ یست گفت اى پدر انجام ده آنچه را ماءمور گشته اى که مرا ان شاء الله خواهى یافت از

الصّابِر ینَ وَکذلِک اَنْتَ لَمّا اَباتَک النَّبِىُّ صَلَّى اللَّهُ علیه وَآلِهِ وَاَمَرَک

بردباران )) و هم چن ین تو هنگامى که خواباندت پیغمبر صلى اللّه علیه و آله و به تو دستور داد

اَنْ تَضْجَعَ فى مَرْقَدِهِ واق یاً لَهُ بِنَفْسِک اَسْرَعْتَ اِلى اِجابَتِهِ مُط یعاً

که ب یارمى در خوابگاهش و حفظ کنى او را، به جان خود شتافتى به اجابتش فرمانبردارانه

وَلِنَفْسِک عَلَى الْقَتْلِ مُوَطِّناً فَشَکرَ اللَّهُ تَعالى طاعَتَک وَاَبانَ عَنْ

و خود را براى کشته شدن آماده کردى و خداى تعالى این اطاعت تو را سپاسگزارى کرد و پرده از این

جَم یلِ فِعْلِک بِقَوْلِهِ جَلَّ ذِکرُهُ وَمِنَ النّاسِ مَنْ یشْرى نَفْسَهُ ابْتِغآءَ

کار شا یسته و ن یکت برداشت به گفتارش جل ذکره که فرمود: ((و از مردم کسى است که مى فروشد جانش را براى جستن

مَرْضاتِ اللَّهِ ثُمَّ مِحْنَتُک یوْمَ صِفّ ینَ وَقَدْ رُفِعَتِ الْمَصاحِفُ ح یلَةً

رضاى خدا)) سپس گرفتارى تو در جنگ صف ین در آن هنگام که قرآن ها را از روى ن یرنگ

وَمَکراً فَاَعْرَضَ الشَّک وَعُزِفَ الْحَقُّ وَاتُّبِعَ الظَّنُّ اَشْبَهَتْ مِحْنَةَ

و خدعه بر نیزه ها کردند و در نت یجه شک و ترد ید پد یدار شد و حق به یک سو افتاد وازگمان پیروی کردند (که این گرفتارى تو) شب یه بود

هروُنَ اِذْ اَمَّرَهُ مُوسى عَلى قَوْمِهِ فَتَفَرَّقُوا عَنْهُ وَهروُنُ ینادى بِهِمْ

به گرفتارى هارون هنگامى که موسى او را بر قوم خود ام یر کرد و آنها از دورش پراکنده شدند و هارون به آنها فر یاد مى زد:

وَ یقُولُ یا قَوْمِ اِنَّما فُتِنْتُمْ بِهِ وَاِنَّ رَبَّکمُ الرَّحْمنُ فَاتَّبِعُونى وَاَط یعُوا

((اى مردم فر یب خورده ا ید شما به گوساله پرستى و همانا پروردگار شما خداى رحمان است مرا پیروی کن ید

اَمْرى قالُوا لَنْ نَبْرَحَ علیه عاکف ینَ حَتّى یرْجِعَ اِلَ ینا مُوسى وَکذلِک

و مط یع فرمان من باش ید گفتند ما هم چنان پرستش او را مى کن یم تا بازگردد بسوى ما موسى )) و همچن ین

اَنْتَ لَمّا رُفِعَتِ الْمَصاحِفُ قُلْتَ یا قَوْمِ اِنَّما فُتِنْتُمْ بِها وَخُدِعْتُمْ

تو هنگامى که قرآنها بالاى نیزه رفت فرمودى اى مردم شما به اینها فر یب خورده ا ید و دچار ن یرنگ

فَعَصَوْک وَخالَفُوا علیک وَاسْتَدْعَوْا نَصْبَ الْحَکمَ ینِ فَاَبیت علیهمْ

شده ا ید ولى نافرمانى و مخالفت تو را کردند و خواستند تا دو نفر حَکم مع ین شود و تو از این کار خوددارى کردى

وَتَبَرَّاءْتَ اِلَى اللَّهِ مِنْ فِعْلِهِمْ وَفَوَّضْتَهُ اِلَ یهِمْ فَلَمّا اَسْفَرَ الْحَقُّ وَسَفِهَ

و از کردار ایشان بسوى خدا ب یزارى جستى و کار را به ایشان واگذاشتى و چون پرده از روى حق برداشته شد و بى رو یه گى

الْمُنْکرُ وَاعْتَرَفُوا بِالزَّلَلِ وَالْجَوْرِ عَنِ الْقَصْدِ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِهِ

منکر روشن شد و به خطاى خو یش و عدول از حق اعتراف کردند پس از آن اختلاف کرده و تو

وَاَلْزَمُوک عَلى سَفَهِ التَّحْک یمَ الَّذى اَبیتهُ وَاَحَبُّوهُ وَحَظَرْتَهُ وَاَباحُوا

را مجبور به پذیرترین حَکم یت سف یهانه کردند آن حکم یتى که توحاضر به پذیرترینش نبودى وآنان مى خواستند وتوممنوعش ساخته وآنها

ذَنْبَهُمُ الَّذِى اقْتَرَفُوهُ وَاَنْتَ عَلى نَهْجِ بَص یرَةٍ وَهُدىً وَهُمْ عَلى سُنَنِ

مباح دانستند، گناهى بود که خودشان دست زدند و تو بر طریق ب ینائى و هدا یت بودى و ایشان بر روش

ضَلالَةٍ وَعَمىً فَما زالُوا عَلَى النِّفاقِ مُصِرّ ینَ وَفِى الْغَىِّ مُتَرَدِّدین

گمراهى و کورى پس همواره بر نفاق اصرار داشتند و در گمراهى سرگردان بودند

حَتىّ اَذاقَهُمُ اللَّهُ وَبالَ اَمْرِهِمْ فَاَماتَ بِسَ یفِک مَنْ عانَدَک فَشَقِىَ

تا بالاخره چشان ید به ایشان خداوند وبال کارشان را و مى راند بوسیله شمش یرت دشمنت را و بدبخت و نگونسار

وَهَوى وَاَحْ یى بِحُجَّتِک مَنْ سَعَدَ فَهُدِىَ صَلَواتُ اللَّهِ علیک غادِ یةً

گرد ید و زنده گردان ید بوسیله حجت تو هر که سعادتمند و هدا یت شد درودهاى خدا بر تو باد بامدادان

وَرآئِحَةً وَعاکفَةً وَذاهِبَةً فَما یح یطُ الْمادِحُ وَصْفَک وَلا یحْبِطُ

و شامگاهان و در هنگام اقامت و در سفر که شخص وصف کننده ات احاطه به وصفت نکند و شخص بدخواه


 
 
 
 Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved