بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک Instagram
 
 


فصل هشتم

مناجات خمس عشرة

مناجات خمس عشرة لمولانا علىّ بن الحسین علیه السلام علامه مجلسى رَحَمهُ اللّهُ در بحار فرموده که من یافتم این مناجات را مروىّ از آن حضرت در کتب بعض اصحاب رضوانُ اللّهِ عَلَیهِم.


اول : مناجات توبه کنندگان

به نام خداى بخشاینده مهربان

الهى اَلْبَسَتْنِى الْخَطایا ثَوْبَ مَذَلَّتى وَجَلَّلَنِى التَّباعُدُ مِنْک لِباسَ

خدایا خطاها و گناهان لباس خوارى بر تنم کرده و دورى از تو جامه

مَسْکنَتى وَاَماتَ قَلْبى عَظیمُ جِنایتى فَاَحْیهِ بِتَوْبَةٍ مِنْک یا اَمَلى

بیچارگى بر تنم افکنده و برزگ جنایتم دلم را میرانده پس تو زنده اش کن به بازگشت خودت (بسوى من ) اى آرزو

وَبُغْیتى وَیا سُؤْلى وَمُنْیتى فَوَ عِزَّتِک ما اَجِدُ لِذُنوُبى سِواک غافِراً

و مقصودم و اى خواسته و آرمانم به عزتت سوگند براى گناهانم جز تو آمرزنده اى نیابم

وَلا اَرى لِکسْرى غَیرَک جابِراً وَقَدْ خَضَعْتُ بِالاِْنابَةِ اِلَیک وَعَنَوْتُ

و براى شکستگیم جز تو شکسته بندى نبینم و من بوسیله آه و ناله کردن بسوى تو بدرگاهت خاضع گشته و با زارى کردن

بِالاِْسْتِکانَةِ لَدَیک فَاِنْ طَرَدْتَنى مِنْ بابِک فَبِمَنْ اَلوُذُ وَاِنْ رَدَدْتَنى

در برابرت خود را به خوارى کشاندم پس اگر توام از درگاه خویش برانى در آن حال به که روآورم ؟ و اگر توام

عَنْ جَنابِک فَبِمَنْ اَعُوذُ فَوا اَسَفاهُ مِنْ خَجْلَتى وَافْتِضاحى وَوا لَهْفاهُ

از نزد خویش بازگردانى به که پناه برم ؟ و بس افسوس از شرمندگى و رسواییم و اى دریغ

مِنْ سُوَّءِ عَمَلى وَاجْتِراحى اَسْئَلُک یا غافِرَ الذَّنْبِ الْکبیرِ وَیا جابِرَ

از کار بد و گناهانى که بدست آورده ام از تو خواهم اى آمرزنده گناه بزرگ و اى شکسته بند

الْعَظْمِ الْکسیرِ اَنْ تَهَبَ لى مُوبِقاتِ الْجَراَّئِرِ وَتَسْتُرَ عَلَىَّ فاضِحاتِ

استخوان شکسته که ببخشى بر من گناهان نابود کننده ام را و بپوشى بر من کارهاى پنهانى

السَّراَّئِرِ وَلا تُخْلِنى فى مَشْهَدِ الْقِیامَةِ مِنْ بَرْدِ عَفْوِک وَغَفْرِک

رسواکننده را و مرا در بازار قیامت از نسیم جان بخش عفو و آمرزشت محروم نفرمایى و از

وَلاتُعْرِنى مِنْ جَمیلِ صَفْحِک وَسَتْرِک اِلهى ظَلِّلْ عَلى ذُنُوبى

لباس زیباى گذشت و چشم پوشى خود برهنه ام نکنى خدایا سایه ابر رحمتت را بر گناهانم بینداز

غَمامَ رَحْمَتِک وَاَرْسِلْ عَلى عُیوبى سَحابَ رَاْفَتِک اِلهى هَلْ

و ابرریزان مهربانى و راءفتت را براى شستشوى عیبهایم بفرست خدایا آیا

یرْجِعُ الْعَبْدُ الاْبِقُ اِلاّ اِلى مَوْلاهُ اَمْ هَلْ یجیرُهُ مِنْ سَخَطِهِ اَحَدٌ سِواهُ

بنده فرارى جز به درگاه مولایش به کجا بازگردد یا آیا کسى جز او هست که وى را از خشم او پناه دهد

اِلهى اِنْ کانَ النَّدَمُ عَلَى الذَّنْبِ تَوْبَةً فَاِنّى وَعِزَّتِک مِنَ النّادِمینَ

معبودا اگر پشیمانى بر گناه توبه محسوب شود پس به عزتت سوگند که براستى من از پشیمانانم

وَاِنْ کانَ الاِْسْتِغْفارُ مِنَ الْخَطیئَةِ حِطَّةً فَاِنّى لَک مِنَ الْمُسْتَغْفِرینَ

و اگر آمرزش خواهى از خطا آنرا پاک کند پس براستى من از آمرزش خواهانم

لَک الْعُتْبى حَتّى تَرْضى اِلهى بِقُدْرَتِک عَلَىَّ تُبْ عَلَىَّ وَبِحِلْمِک

خدایا تو را سزد که مرا مؤ اخذه کنى تا گاهى که خوشنود شوى خدایا به همان قدرتى که بر من دارى توبه ام بپذیر و به بردباریت

عَنّىِ اعْفُ عَنّى وَبِعِلْمِک بى اِرْفَقْ بى اِلهى اَنْتَ الَّذى فَتَحْتَ

از من بگذر و به همان علمت که به احوالم دارى با من مدارا کن خدایا تویى که درى از عفو خود

لِعِبادِک باباً اِلى عَفْوِک سَمَّیتَهُ التَّوْبَةَ فَقُلْتَ تُوبُوا اِلَى اللّهِ تَوْبَةً

بسوى بندگانت باز کردى و نامش را توبه گذاردى و فرمودى ((بسوى خدا بازگردید با توبه

نَصُوحاً فَما عُذْرُ مَنْ اَغْفَلَ دُخُولَ الْبابِ بَعْدَ فَتْحِهِ اِلهى اِنْ کانَ

صادقانه )) پس دیگر چه عذرى دارد آن کس که از وارد شدن در این در باز شده غفلت ورزد خدایا اگر براستى

قَبُحَ الذَّنْبُ مِنْ عَبْدِک فَلْیحْسُنِ الْعَفْوُ مِنْ عِنْدِک اِلهى ما اَنَا بِاَوَّلِ

سرزدن گناه از بنده ات زشت است ولى گذشت نیز از نزد تو نیکو است معبودا من نخستین کسى نیستم

مَنْ عَصاک فَتُبْتَ عَلَیهِ وَتَعَرَّضَ لِمَعْرُوفِک فَجُدْتَ عَلَیهِ یا مُجیبَ

که نافرمانیت کرده و توبه پذیرش گشته اى و خواستار احسانت گشته و تو بر او احسان

الْمُضْطَرِّ یا کاشِفَ الضُّرِّ یا عَظیمَ الْبِرِّ یا عَلیماً بِما فِى السِّرِّ یا

کرده اى ، اى پذیرنده بیچاره اى غمزدا اى بزرگ احسان اى داناى اسرار نهان اى

جَمیلَ السِّتْرِ اِسْتَشْفَعْتُ بِجُودِک وَکرَمِک اِلَیک وَتَوَسَّلْتُ بِجَنابِک

نیکو پرده پوش شفیع گردانم نزد تو جود و کرمت را و توسل جستم به حضرتت و به مهربانیت

[بِجَنانِک] وَتَرَحُّمِک لَدَیک فَاسْتَجِبْ دُعاَّئى وَلا تُخَیبْ فیک رَجاَّئى

در پیش تو پس دعایم مستجاب کن و امیدم را درباره خودت به نومیدى مبدل مکن

وَتَقَبَّلْ تَوْبَتى وَکفِّرْ خَطیئَتى بِمَنِّک وَرَحْمَتِک یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

و توبه ام را بپذیر و گناهم را به کرم و مهربانى خود نادیده گیر اى مهربانترین مهربانان


دوم : مناجات شکوه کنندگان

به نام خداى بخشنده مهربان

اِلهى اِلَیک اَشْکو نَفْساً بِالسُّوَّءِ اَمّارَةً وَاِلىَ الْخَطیئَةِ مُبادِرَةً

خدایا به سوى تو شکایت آورم از نفسى که مرا همواره به بدى وادارد و به سوى گناه شتاب دارد

وَبِمَعاصیک مُولَعَةً وَلِسَخَطِک مُتَعَرِّضَةً تَسْلُک بى مَسالِک

و به نافرمانیهایت حریص است و به موجبات خشمت دست درازى کند مرا به راههایى که

الْمَهالِک وَتَجْعَلُنى عِنْدَک اَهْوَنَ هالِک کثیرَةَ الْعِلَلِ طَویلَةَ الاْمَلِ اِنْ

منجر به هلاکت مى شود مى کشاند و بصورت پست ترین نابودشدگان درم آورد بیماریهایش بسیار و آرزویش دراز

مَسَّهَا الشَّرُّ تَجْزَعُ وَاِنْ مَسَّهَا الْخَیرُ تَمْنَعُ مَیالَةً اِلَى اللَّعِبِ وَاللَّهْوِ

است اگر شرى به او رسد بى تاب شود و اگر خیرى نصیبش گردد سرکشى کند به اسباب بازى و سرگرمیهاى بیهوده

مَمْلُوَّةً بِالْغَفْلَةِ وَالسَّهْوِ تُسْرِعُ بى اِلىَ الْحَوْبَةِ وَتُسَوِّفُنى بِالتَّوْبَةِ

بسیار متمایل و از بى خبرى و فراموشى انباشته است مرا به سوى گناه شتاب دهد و به نوبت توبه به امروز و فردایم کند

اِلهى اَشْکو اِلَیک عَدُوّاً یضِلُّنى وَشَیطاناً یغْوینى قَدْ مَلاَ

خدایا به تو شکایت آورم از دشمنى که گمراهم کند و شیطانى که مرا از راه بدر برد سینه ام را پر از

بِالْوَسْواسِ صَدْرى وَاَحاطَتْ هَواجِسُهُ بِقَلْبى یعاضِدُ لِىَ الْهَوى

وسوسه کرده و تحریکات زهرآگینش قلبم را احاطه کرده به هوا و هواسم کمک کند

وَیزَینُ لى حُبَّ الدُّنْیا وَیحُولُ بَینى وَبَینَ الطّاعَةِ وَالزُّلْفى اِلهى

و دوستى دنیا را پیش چشمم آرایش دهد میان من و فرمانبردارى و تقرب به درگاهت حائل گردد خدایا

اِلَیک اَشْکو قَلْباً قاسِیاً مَعَ الْوَسْواسِ مُتَقَلِّباً وَبِالرَّینِ وَالطَّبْعِ مُتَلَبِّساً

پیش تو شکوه آرم از دلى که سخت شده و بدست وسوسه ها بگردد و به زنگ (خودبینى ) و خوى زشت پوشیده شده ،

وَعَیناً عَنِ الْبُکاَّءِ مِنْ خَوْفِک جامِدَةً وِ اِلى ما تَسُرُّها طامِحَةً اِلهى

و از دیده اى که به هنگام گریه کردن از خوف تو خشک است ولى براى نگریستن به مناظر خوش آیندش خیره و حریص است خدایا

لا حَوْلَ لى وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِقُدْرَتِک وَلا نَجاةَ لى مِنْ مَکارِهِ الدُّنْیا اِلاّ

جنبش و نیرویى براى من نیست جز به نیروى تو و راه نجاتى از گرفتاریهاى دنیا ندارم جز

بِعِصْمَتِک فَاَسْئَلُک بِبَلاغَةِ حِکمَتِک وَنَفاذِ مَشِیتِک اَنْ لا تَجْعَلَنى

نگهدارى تو پس از تو مى خواهم به حکمت رسایت و به مشیت جارى و گذرایت که مرا تنها در معرض

لِغَیرِ جُوْدِک مُتَعَرِّضاً وَلا تُصَیرَنى لِلْفِتَنِ غَرَضاً وَکنْ لى عَلَى

جود و بخشش خود درآورى و هدف تیرهاى بلا و آزمایش قرارم ندهى و مرا در پیروزى

الاْعْداَّءِ ناصِراً وَعَلَى الْمَخازى وَالْعُیوبِ ساتِراً وَمِنَ الْبَلاَّءِ و اقِیاً

بر دشمنان یارى کنى و رسوائیها و عیوبم را بپوشانى و از بلا محافظتم کنى

وَعَنِ الْمَعاصى عاصِماً بِرَاءْفَتِک وَرَحْمَتِک یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

و از گناهان نگاهم دارى به مهر و رحمتت اى مهربانترین مهربانان


سوم : مناجات خائفان

به نام خداى بخشاینده مهربان

اِلهى اَتَراک بَعْدَ الاْیمانِ بِک تُعَذِّبُنى اَمْ بَعْدَ حُبّى اِیاک تُبَعِّدُنى اَمْ

خدایا آیا چنان مى بینى که پس از ایمان آوردنم به تو مرا عذاب کنى یا پس از دوستیم به تو مرا از خود دور

مَعَ رَجاَّئى لِرَحْمَتِک وَصَفْحِک تَحْرِمُنى اَمْ مَعَ اسْتِجارَتى بِعَفْوِک

کنى یا با امیدى که به رحمت و چشم پوشیت دارم محرومم سازى یا با پناه آوردنم به عفو و گذشتت

تُسْلِمُنى حاشا لِوَجْهِک الْکریمِ اَنْ تُخَیبَنى لَیتَ شِعْرى اَلِلشَّقاَّءِ

مرا بدست دوزخ سپارى ؟ هرگز! از ذات بزرگوار تو دور است که محرومم کنى ، اى کاش مى دانستم که آیا مادرم مرا

وَلَدَتْنى اُمّى اَمْ لِلْعَناَّءِ رَبَّتْنى فَلَیتَها لَمْ تَلِدْنى وَلَمْ تُرَبِّنى وَلَیتَنى

براى بدبختى زائیده یا براى رنج و مشقت مرا پروریده ؟ کاش مرا نزائیده و بزرگ نکرده بود

عَلِمْتُ اَمِنْ اَهْلِ السَّعادَةِ جَعَلْتَنى وَبِقُرْبِک وَجِوارِک خَصَصْتَنى

و کاش مى دانستم اى خدا که آیا مرا از اهل سعادت قرارم داده و به مقام قرب و جوار خویش مخصوصم گردانده اى

فَتَقَِرَّ بِذلِک عَینى وَتَطْمَئِنَّ لَهُ نَفْسى اِلهى هَلْ تُسَوِّدُ وُجُوهاً خَرَّتْ

تا چشمم بدین سبب روشن گشته و دلم مطمئن گردد خدایا آیا براستى سیاه کنى چهره هایى را که در

ساجِدةً لِعَظَمَتِک اَوْ تُخْرِسُ اَلْسِنَةً نَطَقَتْ بِالثَّناَّءِ عَلى مَجْدِک

برابر عظمتت به خاک افتاده یا لال کنى زبانهایى را که به ثناگویى درباره مجد

وَجَلالَتِک اَوْ تَطْبَعُ عَلى قُلُوبٍ انْطَوَتْ عَلى مَحَبَّتِک اَوْ تُصِمُّ

و شوکتت گویا شده یا مُهر زنى بر دلهایى که دوستى تو را در بردارد یا کر کنى

اَسْماعاً تَلَذَّذَتْ بِسَماعِ ذِکرِک فى اِرادَتِک اَوْ تَغُلُّ اَکفّا رَفَعَتْهَا

گوشهایى را که به شنیدن ذکرت در ارادت ورزى به تو لذت برند یا ببندى به زنجیر کیفر دستهایى را

الاْمالُ اِلَیک رَجاَّءَ رَاْفَتِک اَوْ تُعاقِبُ اَبْداناً عَمِلَتْ بِطاعَتِک حَتّى

که آمال و آرزوها به امید مِهرت آنها را به سوى تو بلند کرده یا کیفر کنى بدنهایى را که در طاعتت کار کرده تا

نَحِلَتْ فى مُجاهَدَتِک اَوْ تُعَذِّبُ اَرْجُلاً سَعَتْ فى عِبادَتِک اِلهى لا

به جایى که در راه کوشش براى تو نزار گشته یا شکنجه دهى پاهایى را که در پرستشت راه یافته خدایا

تُغْلِقْ عَلى مُوَحِّدیک اَبْوابَ رَحْمَتِک وَلا تَحْجُبْ مُشْتاقیک عَنِ

درهاى رحمتت را به روى یکتا پرستانت مبند و مشتاقانت را از

النَّظَرِ اِلى جَمیلِ رُؤْیتِک اِلهى نَفْسٌ اَعْزَزْتَها بِتَوْحیدِک کیفَ

مشاهده جمال دیدارت محروم مکن خدایا نفسى را که به وسیله توحید و یگانه پرستیت عزیز داشته اى چگونه

تُذِلُّها بِمَهانَةِ هِجْرانِک وَضَمیرٌ انْعَقَدَ عَلى مَوَدَّتِک کیفَ تُحْرِقُهُ

به خوارى هجرانت پست کنى و نهادى را که با دوستى تو پیوند شده چگونه به

بِحَرارَةِ نیرانِک اِلهى اَجِرْنى مِنْ اَلیمِ غَضَبِک وَعَظیمِ سَخَطِک یا

حرارت آتشت بسوزانى خدایا پناهم ده از خشم دردناک و غضب بزرگت اى

حَنّانُ یا مَنّانُ یا رَحیمُ یا رَحْمنُ یا جَبّارُ یا قَهّارُ یا غَفّارُ یا سَتّارُ

مِهرورز اى پربخشش اى مهربان اى بخشاینده اى داراى بزرگى و عظمت اى به قهر گیرنده اى پرده پوش

نَجِّنى بِرَحْمَتِک مَنْ عَذابِ النّارِ وَفَضیحَةِ الْعارِ اِذَاامْتازَ الاْخْیارُ

نجاتم ده به رحمت خود از عذاب دوزخ و رسوایى ننگ (یا برهنگى ) در آن هنگام که نیکان

مِنَ الاْشْرارِ وَحالَتِ الاْحْوالُ وَهالَتِ الاْهْوالُ وَقَرُبَ الْمُحْسِنُونَ

از بدان جدا گردند و احوال دگرگون شود و هراسها مردم را فراگیرد و نزدیک و مقرب شوند نیکوکاران

وَبَعُدَ الْمُسیئُونَ وَوُفّیتْ کلُّ نَفْسٍ ما کسَبَتْ وَهُمْ لا یظْلَمُونَ

و دور گردند بدکاران و به هر کس هر چه کرده است داده شود و ستم به ایشان نشود


چهارم : مناجات امیدواران

به نام خداى بخشاینده مهربان

یا مَنْ اِذا سَئَلَهُ عَبْدٌ اَعْطاهُ وَاِذا اَمَّلَ ما عِنْدَهُ بَلَّغَهُ مُناهُ وَاِذا اَقْبَلَ

اى که هرگاه بنده اى از او درخواست کند دهدش و هرگاه چیزى را که نزد او است آرزو کند بدان آرزو رساندش و چون بدو رو کند

عَلَیهِ قَرَّبَهُ وَاَدْناهُ وَاِذا جاهَرَهُ بِالْعِصْیانِ سَتَرَ عَلى ذَنْبِهِ وَغَطّاهُ وَاِذا

به مقام قرب و نزدیکى خویشش ببرد و چون به آشکارى گناهش کند پرده بر گناهش کشد و آن را بپوشاند و چون بر

تَوَکلَ عَلَیهِ اَحْسَبَهُ وَکفاهُ اِلهى مَنِ الَّذى نَزَلَ بِک مُلْتَمِساً قِراک

او توکل کند کفایتش کند و بسش باشد خدایا کیست که بر درگاه تو بار اندازد و میهمان نوازیت خواهد

فَما قَرَیتَهُ وَمَنِ الَّذى اَناخَ بِبابِک مُرْتَجِیاً نَداک فَما اَوْلَیتَهُ اَیحْسُنُ

و تو پذیرائیش نکنى و کیست که مرکب نیاز خود به دربارت خواباند و امید بخششت داشته باشد و تو احسانش

اَنْ اَرْجِعَ عَنْ بابِک بِالْخَیبَةِ مَصْرُوفاً وَلَسْتُ اَعْرِفُ سِواک مَوْلىً

نکنى آیا خوبست که من ناامید از درگاهت باز گردم با اینکه جز تو مولایى را که به احسان نامور باشد

بِالاِْحْسانِ مَوْصُوفاً کیفَ اَرْجُو غَیرَک وَالْخَیرُ کلُّهُ بِیدِک وَکیفَ

نشناسم چگونه به جز تو امید داشته باشم با اینکه هر چه خیر است بدست تو است و چگونه

اُؤَمِّلُ سِواک وَالْخَلْقُ وَالاْمْرُ لَک اءَ اَقْطَعُ رَجاَّئى مِنْک وَقَدْ اَوْلَیتَنى

به جز تو آرزومند باشم با اینکه خلقت و فرمان از آن تو است آیا براستى امیدم را از تو قطع کنم با اینکه تو

ما لَمْ اَسْئَلْهُ مِنْ فَضْلِک اَمْ تُفْقِرُنى اِلى مِثْلى وَاَنَا اَعْتَصِمُ بِحَبْلِک یا

از فضل خویش به من عطا کردى چیزى را که من درخواست نکرده بودم یا مرا بمانند خودم نیازمند سازى با اینکه من به رشته تو

مَنْ سَعَدَ بِرَحْمَتِهِ الْقاصِدُونَ وَلَمْ یشْقَ بِنَقْمَتِهِ الْمُسْتَغْفِرُونَ کیفَ

چنگ زدم اى که به رحمتش سعادتمند گردند قاصدان او و دچار بدبختى و عذاب و کیفرش نشوند آمرزش خواهانش چگونه

اَنْسیک وَلَمْ تَزَلْ ذاکرى وَکیفَ اَلْهُو عَنْک وَاَنْتَ مُراقِبى اِلهى

فراموشت کنم با اینکه تو همیشه به یاد منى و چگونه از یاد تو بیرون روم با اینکه تو همیشه مراقب من هستى خدایا

بِذَیلِ کرَمِک اَعْلَقْتُ یدى وَلِنَیلِ عَطایاک بَسَطْتُ اَمَلى فَاَخْلِصْنى

من به ذیل کرمت دست انداختم و براى دریافت عطاهایت دامن آرزویم را گسترده ام پس مرا بوسیله یگانگى

بِخالِصَةِ تَوْحیدِک وَاجْعَلْنى مِنْ صَفْوَةِ عَبیدِک یا مَنْ کلُّ هارِبٍ اِلَیهِ

خالص خود خالص گردان و از زمره بندگان برگزیده ات قرارم ده اى که هر گریخته اى به او

یلْتَجِئُ وَکلُّ طالِبٍ اِیاهُ یرْتَجى یا خَیرَ مَرْجُوٍّ وَیا اَکرَمَ مَدْعُوٍّ وَیا

پناه برد و هر جوینده اى به او امید دارد اى بهترین مایه امید و اى بزرگوارترین خوانده شده و اى

مَنْ لا یرُِدُّ ساَّئِلَُهُ وَلا یخَیبُ امِلَُهُ یا مَنْ بابُهُ مَفْتُوحٌ لِداعیهِ وَحِجابُهُ

کسى که خواهنده اش را دست خالى باز نگرداند و آرزومندش را نومید نسازد اى که درگاه او به روى خوانندگانش باز و پرده اش

مَرْفُوعٌ لِراجیهِ اَسْئَلُک بِکرَمِک اَنْ تَمُنَّ عَلَىَّ مِنْ عَطاَّئِک بِما تَقِرُّ بِهِ

براى امیدوار به او بالا زده است از تو خواهم به بزرگواریت که بر من بخشى از عطاى خویش به حدى که دیده ام بدان

عَینى وَمِنْ رَجاَّئِک بِما تَطْمَئِنُّ بِهِ نَفْسى وَمِنَ الْیقینِ بِما تُهَوِّنُ بِهِ

روشن گردد و از امیدت بدان مقدار که خاطرم اطمینان یابد و از یقین بدان اندازه که پیش آمدهاى

عَلَىَّ مُصیباتِ الدُّنْیا وَتَجْلُو بِهِ عَنْ بَصیرَتى غَشَواتِ الْعَمى

ناگوار دنیا بر من آسان گردد و بوسیله آن پرده هاى سیاه کوردلى از دیده دل دور شود

بِرَحْمَتِک یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

به رحمتت اى مهربانترین مهربانان


پنجم : مناجات مشتاقان

به نام خداى بخشاینده مهربان

اِلهى اِنْ کانَ قَلَّ زادى فِى الْمَسیرِ اِلَیک فَلَقَدْ حَسُنَ ظَنّى بِالتَّوَکلِ

خدایا اگر توشه ام براى پیمودن راه بسوى تو اندک است ولى گمانم به توکل و اعتماد

عَلَیک وَاِنْ کانَ جُرْمى قَدْ اَخافَنى مِنْ عُقُوبَتِک فَاِنَّ رَجاَّئى قَدْ

بر تو نیکوست و اگر جرم و گناهم مرا از کیفر تو ترسناک کرده ولى امیدم به من

اَشْعَرَنى بِالاْمْنِ مِنْ نِقْمَتِک وَاِنْ کانَ ذَنْبى قَدْ عَرَضَنى لِعِقابِک فَقَدْ

نوید ایمنى از انتقامت را مى دهد و اگر گناهم مرا در سر راه کیفرت قرار داده ولى

اذَنَنى حُسْنُ ثِقَتى بِثَوابِک وَاِنْ اَنا مَتْنِى الْغَفْلَةُ عَنِ الاِْسْتِعْدادِ

اعتماد خوبى که به تو دارم مرا به پاداش نیکت آگاه کرده و اگر غفلت و بى خبرى مرا از آمادگى

لِلِقاَّئِک فَقَدْ نَبَّهَتْنِى الْمَعْرِفَةُ بِکرَمِک وَ الاَّئِک وَاِنْ اَوْحَشَ ما بَینى

براى شرفیابى درگاهت به خواب عمیقى فرو برده ولى معرفت و آگاهى از کرم و بخششهایت مرا بیدار کرده و اگر زیاده روى

وَبَینَک فَرْطُ الْعِصْیانِ وَالطُّغْیانِ فَقَدْ انَسَنى بُشْرَى الْغُفْرانِ

در نافرمانى و سرکشى میان من و تو را تیره ساخته ولى مژده آمرزش و خوشنود شدنت مرا به همدمى و انس با

وَالرِّضْوانِ اَسْئَلُک بِسُبُحاتِ وَجْهِک وَبِاَنْوارِ قُدْسِک وَاَبْتَهِلُ اِلَیک

تو کشانده از تو خواهم به تابشهاى جمالت و به انوار ذات مقدست و زارى کنم به درگاهت براى

بِعَواطِفِ رَحْمَتِک وَلَطاَّئِفِ بِرِّک اَنْ تُحَقِّقَ ظَنّى بِما اُؤَمِّلُهُ مِنْ

جلب عواطف مِهرت و دقائق احسانت که حقیقت بخشى به گمانم در آنچه از تو آرزومندم از

جَزیلِ اِکرامِک وَجَمیلِ اِنْعامِک فِى الْقُرْبى مِنْک وَالزُّلْفى لَدَیک

بخشش فراوان و احسان نیکو در مورد تقرب به تو و نزدیکى به حضرتت

وَالتَّمَتُّعِ بِالنَّظَرِ اِلَیک وَها اَنَا مُتَعَرِّضٌ لِنَفَحاتِ رَوْحِک وَعَطْفِک

و بهره مند شدن از تماشاى جمالت و اینک من خود را در معرض نسیم جانبخش لطف و توجهت درآورده

وَمُنْتَجِعٌ غَیثَ جُودِک وَلُطْفِک فاَّرُّ مِنْ سَخَطِک اِلى رِضاک هارِبٌ

و خواهان باران جود و احسانت هستم و از خشمت به سوى خوشنودیت گریخته و از خودت بدرگاه خودت فرار کرده ام

مِنْک اِلَیک راجٍ اَحْسَنَ ما لَدَیک مُعَوِّلٌ عَلى مَواهِبِک مُفْتَقِرٌ اِلى

و امید بهترین چیزى را که نزد تو است دارم و بر بخششهاى تو اعتماد و توکل کرده ام و نیازمند به سرپرستى

رِعایتِک اِلهى ما بَدَاْتَ بِهِ مِنْ فَضْلِک فَتَمِّمْهُ وَما وَهَبْتَ لى مِنْ

و نگهدارى توام خدایا بدانچه از فضل خود درباره من دست زدى به پایانش رسان و آنچه از کرمت بر من

کرَمِک فَلا تَسْلُبْهُ وَما سَتَرْتَهُ عَلَىَّ بِحِلْمِک فَلا تَهْتِکهُ وَما عَلِمْتَهُ

بخشیدى آن را از من مگیر و آنچه را به بردبارى خویش بر من پوشانده اى آشکارش مکن و کارهاى

مِنْ قَبیحِ فِعْلى فَاغْفِرْهُ اِلهى اِسْتَشْفَعْتُ بِک اِلَیک وَاسْتَجَرْتُ بِک

زشتى را که من انجام داده ام برایم بیامرز خدایا خودت را به درگاهت شفیع آورم و از تو به خودت

مِنْک اَتَیتُک طامِعاً فى اِحْسانِک راغِباً فِى امْتِنانِک مُسْتَسْقِیاً وابِلَ

پناه برم به درگاهت آمده ام در حالى که آزمندم به احسانت مشتاقم به دریافت بخششت تشنه ام به باران رحمتت

طَوْلِک مُسْتَمْطِراً غَمامَ فَضْلِک طالِباً مَرْضاتَک قاصِداً جَنابَک

باران جویم از ابر فضل و احسانت جویاى اسباب خشنودیت هستم و عازم تشرف به آستانت گشته ام

وارِداً شَریعَةَ رِفْدِک مُلْتَمِساً سَنِىَّ الْخَیراتِ مِنْ عِنْدِک وافِداً اِلى

در جویبار عطایت وارد گشته و خواهشمند بهترین نیکیهاى تو هستم بار نیاز به درگاه

حَضْرَةِ جَمالِک مُریداً وَجْهَک طارِقاً بابَک مُسْتَکیناً لِعَظَمَتِک

حضرت تو فرود آورده و ذات تو را خواهانم کوبنده ام در رحمتت را و خوارم در برابر عظمت

وَجَلالِک فَافْعَلْ بى ما اَنْتَ اَهْلُهُ مِنَ الْمَغْفِرَةِ وَالرَّحْمَةِ وَلا تَفْعَلْ بى

و جلالت پس انجام ده در باره ام آنچه را تو شایسته آنى از آمرزش و مهربانى و انجام مده درباره ام

ما اَنَا اَهْلُهُ مِنْ الْعَذابِ وَالنِّقْمَةِ بِرَحْمَتِک یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

آنچه را من سزاوار آنم از عذاب و انتقام به مهربانیت اى مهربانترین مهربانان


ششم : مناجات سپاسگزاران

به نام خداى بخشاینده مهربان

اِلهى اَذْهَلَنى عَنْ اِقامَةِ شُکرِک تَتابُعُ طَوْلِک وَاَعْجَزَنى عَنْ

خدایا بخشش پى در پى تو انجام دادن سپاسگزاریت را از یاد من برد و ریزش فضل و احسانت مرا از

اِحْصاَّءِ ثَناَّئِک فَیضُ فَضْلِک وَشَغَلَنى عَنْ ذِکرِ مَحامِدِک تَرادُفُ

شمردن ثنا و ستایشت عاجز کرد و پشت سر هم آمدن نیکیهایت مرا از ذکر ستودنیهایت بازداشت و پیاپى

عَواَّئِدِک وَاَعْیانى عَنْ نَشْرِ عَوارِفِک تَوالى اَیادیک وَهذا مَقامُ مَنِ

رسیدن نعمتهایت مرا از نشر دادن نیکوئیهایت درمانده کرد و اینجا که من هستم جاى کسى است که

اعْتَرَفَ بِسُبُوغِ النَّعْماَّءِ وَقابَلَها بِالتَّقْصیرِ وَشَهِدَ عَلى نَفْسِهِ

اعتراف به وفور نعمتهاى تو و در مقابل آنها به کوتاهى کردن خود دارد و به اهمال کارى و تلف کردن

بِالاِْهْمالِ وَالتَّضْییعِ وَاَنْتَ الرَّؤُفُ الرَّحیمُ الْبَّرُ الْکریمُ الَّذى لا

عمر خویش گواهى دهد و تو اى خداى با عطوفت و مهربان و نیکوکار و بزرگوارى که روآورندگان بسویت را نومید

یخَیبُ قاصِدیهِ وَلا یطْرُدُ عَنْ فِناَّئِهِ امِلیهِ بِساحَتِک تَحُطُّ رِحالُ

نسازى و آرزومندات را از درگاهت نرانى ، امیدواران به آستانه تو بار امید خود را بیندازند

الرّاجینَ وَبِعَرْصَتِک تَقِفُ امالُ الْمُسْتَرْفِدینَ فَلا تُقابِلْ امالَنا

و آرزوهاى عطاخواهان به میدان وسیع کرم تو توقف کنند پس اى خدا تو آرزوهاى ما را

بِالتَّخْییبِ وَالاْیاسِ وَلا تُلْبِسْنا سِرْبالَ الْقُنُوطِ وَالاِْبْلاسِ اِلهى

با نومیدى و یاءس روبرو مگردان و جامه ناامیدى و دل شکستگى بر ما مپوشان خدایا

تَصاغَرَ عِنْدَ تَعاظُمِ الاَّئِک شُکرى وَتَض اَّئَلَ فى جَنْبِ اِکر امِک اِی اىَ

در برابر نعمتهاى بزرگت سپاسگزارى من کوچک است و در جنب اکرام و بزرگوارى تو ثنا و

ثَناَّئى وَنَشْرى جَلَّلَتْنى نِعَمُک مِنْ اَنْوارِ الاْیمانِ حُلَلاً وَضَرَبَتْ

ستایش من خُرد و ناقابل است نعمتهاى تو زیورهایى از انوار ایمان بر من پوشانده و ریزه کاریهاى

عَلَىَّ لَطاَّئِفُ بِرّک مِنَ الْعِزِّ کلَلاً وَقَلَّدَتْنى مِنَنُک قَلاَّئِدَ لا تُحَلُّ

نیکیت خیمه هایى از عزت برسرم زده و احسانهایت گردن بنده هایى به گردنم انداخته که باز نشود

وَطَوَّقَتْنى اَطْواقاً لا تُفَلُّ فَاَّلاَّئُک جَمَّةٌ ضَعُفَ لِسانى عَنْ اِحْصاَّئِها

و طوقهایى بدان آویخته که نگسلد، نعمتهاى بسیار تو زبان مرا از شمردنش ناتوان کرده

وَنَعْماَّؤُک کثیرَةٌ قَصُرَ فَهْمى عَنْ اِدْراکها فَضْلاً عَنِ اسْتِقْصاَّئِها

و بخششهاى فراوانت خِرد و فهم مر از ادراکش کوتاه کرده تا چه رسد به پى بردن به پایانش و با این

فَکیفَ لى بِتَحْصیلِ الشُّکرِ وَشُکرى اِیاک یفْتَقِرُ اِلى شُکرٍ فَکلَّما

ترتیب من چگونه مى توانم تو را سپاسگزارى کنم و همان سپاسگزارى من تازه احتیاج به سپاسگزارى دیگرى دارد و هرگاه

قُلْتُ لَک الْحَمْدُ وَجَبَ عَلَىَّ لِذلِک اَنْ اَقُولَ لَک الْحَمْدُ اِلهى فَکما

بگویم ستایش مخصوص تو است براى همین جمله لازم است دوباره بگویم ستایش مخصوص تو است خدایا چنانچه

غَذَّیتَنا بِلُطْفِک وَرَبَّیتَنا بِصُنْعِک فَتَمِّمْ عَلَینا سَوابِغَ النِّعَمِ وَادْفَعْ عَنّا

به لطف خویش ما را خوراک دادى و به پرورش خود پروریدى پس نعمتهاى فراوانت را بر ما کامل کن و ناگواریهاى

مَکارِهَ النِّقَمِ وَآتِنا مِنْ حُظُوظِ الدّارَینِ اَرْفَعَها وَاَجَلَّها عاجِلاً

سخت و بد را از ما دور کن و عطا کن به ما از بهره هاى دو جهان برترو بهترش را چه اکنون

وَآجِلاً وَلَک الْحَمْدُ عَلى حُسْنِ بَلاَّئِک وَسُبُوغِ نَعْم اَّئِک حَمْداً یوافِقُ

و چه در آینده و ستایش تو را است براى آزمایش نیکویت و نعمتهاى فراوانت ستایشى که برابر

رِضاک وَیمْتَرِى الْعَظیمَ مِنْ بِرِّک وَنَداک یا عَظیمُ یا کریمُ بِرَحْمَتِک

خوشنودیت باشد و احسان و بخشش بزرگ تو را به سوى ما جلب کند اى بزرگ و اى بزرگوار به رحمتت

یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

اى مهربانترین مهربانان


هفتم : مناجات فرمانبرداران خدا

به نام خداى بخشاینده مهربان

اَللّهُمَّ اَلْهِمْنا طاعَتَک وَجَنِّبْنا مَعْصِیتَک وَیسِّرْ لَنا بُلُوغَ ما نَتَمَنّى مِنْ

خدایا طاعتت را بر ما الهام کن و از نافرمانیت ما را دور کن و آسان کن بر ما راه رسیدن بدانچه

اِبْتِغاَّءِ رِضْوانِک وَاَحْلِلْنا بُحْبُوحَةَ جِنانِک وَاقْشَعْ عَنْ بَصاَّئِرِنا

آرزومندیم از تحصیل آنچه موجب خوشنودى تو است و ما را در وسط بهشتهایت جاى ده و پراکنده ساز از پیش دیدگان ما

سَحابَ الاِْرْتِیابِ وَاکشِفْ عَنْ قُلُوبِنا اَغْشِیةَ الْمِرْیةِ وَالْحِجابِ

ابرهاى شک و شبهه را و بردار از دلهاى ما پرده هاى تردید و تاریکى را

وَاَزْهِقِ الْباطِلَ عَنْ ضَماَّئِرِنا وَاَثْبِتِ الْحَقَّ فى سَراَّئِرِنا فَاِنَّ

و دور کن باطل را از نهاد ما و پابرجا کن حق را در درون ما زیرا این

الشُّکوُک وَالظُّنُونَ لَواقِحُ الْفِتَنِ وَمُکدِّرَةٌ لِصَفْوِ الْمَنایحِ وَالْمِنَنِ

شک و تردیدها و گمانها فتنه انگیز و تیره کننده عطاها و بخششهاى زلال و صافى است خدایا

اَللّهُمَّ احْمِلْنا فى سُفُنِ نَجاتِک وَمَتِّعْنا بِلَذیذِ مُناجاتِک وَاَوْرِدْنا

خدایا ما را در کشتى هاى نجاتت جاى ده و از لذت مناجاتت بهره مند ساز و ما را بر لب دریاچه هاى

حِیاضَ حُبِّک وَاَذِقْنا حَلاوَةَ وُدِّک وَ قُرْبِک وَاجْعَلْ جِهادَنا فیک و

محبتت وارد کن و شیرینى دوستى و مقام قربت را به ما بچشان و جهد و کوشش ما را در راه خودت و

هَمَّنا فى طاعَتِک وَاَخْلِصْ نِیاتِنا فى مُعامَلَتِک فَاِنّا بِک وَلَک وَلا

همت مان را در طاعت خودت قرار ده و نیتهاى ما را در مورد کارهایى که برایت انجام دهیم خالص گردان زیرا ما با تو و

وَسیلَةَ لَنا اِلَیک اِلاّ اَنْتَ اِلهى اِجْعَلْنى مِنَ الْمُصْطَفَینَ الاْخْیارِ

از آن توئیم و وسیله اى به درگاهت نداریم جز خودت خدایا مرا از برگزیدگان نیکوکار قرارم ده

وَاَلْحِقْنى بِالصّالِحینَ الاْبْرارِ السّابِقینَ اِلىَ الْمَکرُماتِ الْمُسارِعینَ

و به شایستگان نیک رفتارم ملحق کن آنان که به کارهاى نیک پیشى جسته و به سوى خیرات

اِلىَ الْخَیراتِ الْعامِلینَ لِلْباقِیاتِ الصّالِحاتِ السّاعینَ اِلى رَفیعِ

شتابان بوده و براى باقیات صالحات کار مى کنند و به رسیدن به درجات عالى و بلند کوشایند

الدَّرَجاتِ اِنَّک عَلى کلِّشَىْءٍ قَدیرٌ وَبِالاِْجابَةِ جَدیرٌ بِرَحْمَتِک یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

که براستى تو بر هر چیز توانایى و به اجابت خواسته ام سزاوار به رحمتت اى مهربانترین مهربانان


 
 
 
 Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved