بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک Instagram
 
 


الْمُضِلّینَ یا وَلِىَّ الْمُؤْمِنینَ یا اَنیسَ الذّاکرینَ یا مَفْزَعَ الْمَلْهُوفینَ

گمراهان اى سرور مؤ منان اى همدم یاد کنندگان (او) اى پناه ستمدیدگان

یا مُنْجِىَ الصّادِقینَ یا اَقْدَرَ الْقادِرینَ یا اَعْلَمَ الْعالِمینَ یا اِلهَ

اى نجات دهنده راستگویان اى مقتدرترین قدرت داران اى داناترین دانایان اى معبود

الْخَلْقِ اَجْمَعینَ (88)یا مَنْ عَلا فَقَهَرَ یا مَنْ مَلَک فَقَدَرَ یا مَنْ بَطَنَ

تمامى آفریدگان (88) اى که از برترى بر همه قاهر است اى که فرمانروا است و نیرومند اى که در درونى

فَخَبَرَ یا مَنْ عُبِدَ فَشَکرَ یا مَنْ عُصِىَ فَغَفَرَ یا مَنْ لا تَحْویهِ الْفِکرُ یا

و از درون آگاه اى که پرستندش و او بدان پاداش دهد اى که نافرمانیش کنند و بیامرزد اى که در فکرها نگنجد اى

مَنْ لا یدْرِکهُ بَصَرٌ یا مَنْ لا یخْفى عَلَیهِ اَثَرٌ یا رازِقَ الْبَشَرِ یا مُقَدِّرَ

که دیده اى او را درنیابد اى که هیچ کارى بر او پنهان نماند اى روزى ده بشر اى اندازه گیر

کلِّ قَدَرٍ (89)اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِاسْمِک یا حافِظُ یا بارِئُ یا ذارِئُ

هر اندازه (89) خدایا از تو خواهم به حق نامت اى نگهدار اى پدید آرنده اى آفریننده

یا باذِخُ یا فارِجُ یا فاتِحُ یا کاشِفُ یا ضامِنُ یا امِرُ یا ناهى (90)یا

اى والامقام اى غمزدا اى کارگشا اى برطرف کننده اندوه اى ضامن بندگان اى فرمان ده اى قدغن کن از کارهاى بد (90) اى

مَنْ لا یعْلَمُ الْغَیبَ اِلاّ هُوَ یا مَنْ لا یصْرِفُ السُّوَّءَ اِلاّ هُوَ یا مَنْ

که نمى داند غیب را جز او اى که باز نگرداند بدى را جز او اى که

لایخْلُقُ الْخَلْقَ اِلاّهُوَ یامَنْ لایغْفِرُ الذَّنْبَ اِلاّ هُوَ یا مَنْ لا یتِمُّ النِّعْمَةَ

نیافریند خلق را جز او اى که نیامرزد گناه را جز او اى که به پایان نرساند نعمت و احسان را

اِلاّ هُوَ یا مَنْ لا یقَلِّبُ الْقُلُوبَ اِلاّ هُوَ یا مَنْ لا یدَبِّرُ الاْمْرَ اِلاّ هُوَ ی ا

جز او اى که دگرگون نکند دلها را جز او اى که تدبیر نکند کارها را جز او اى

مَنْ لا ینَزِّلُ الْغَیثَ اِلاّ هُوَ یا مَنْ لا یبْسُطُ الرِّزْقَ اِلاّ هُوَ یا مَنْ

که فرو نفرستد باران را جز او اى که نگستراند روزى را جز او اى که

لایحْیى الْمَوْتى اِلاّ هُوَ (91)یا مُعینَ الْضُعَفاَّءِ یا صاحِبَ الْغُرَباَّءِ یا

زنده نکند مردگان را جز او (91) اى کمک کار ناتوانان اى رفیق دور از وطنان اى

ناصِرَ الاْوْلِیاَّءِ یا قاهِرَ الاْعْداَّءِ یا رافِعَ السَّماَّءِ یا اَنیسَ الاْصْفِیاَّءِ یا

یار دوستان اى چیره بر دشمنان اى بالا برنده آسمان اى مونس برگزیدگان اى

حَبیبَ الاْتْقِیاَّءِ یا کنْزَ الْفُقَراَّءِ یا اِلهَ الاْغْنِیاَّءِ یا اَکرَمَ الْکرَماَّءِ

دوست پرهیزکاران اى گنجینه بینوایان اى معبود توانگران اى کریمترین کریمان

(92)یا کافِیاً مِنْ کلِّ شَىْءٍ یا قاَّئِماً عَلى کلِّ شَىْءٍ یا مَنْ لا یشْبِهُهُ

(92) اى کفایت کننده از هر چیز اى نگهبان بر هر چیز اى که چیزى مانندش نیست

شَىْءٌ یا مَنْ لا یزیدُ فى مُلْکهِ شَىْءٌ یا مَنْ لا یخْفى عَلَیهِ شَىْءٌ یا

اى که چیزى به فرمانروائیش نیفزاید اى که چیزى بر او پوشیده نیست اى

مَنْ لا ینْقُصُ مِنْ خَزاَّئِنِهِ شَىْءٌ یا مَنْ لَیسَ کمِثْلِهِ شَىْءٌ یا مَنْ لا

که کم نشود از گنجینه هایش چیزى اى که نیست همانندش چیزى اى که

یعْزُبُ عَنْ عِلْمِهِ شَىْءٌ یا مَنْ هُوَ خَبیرٌ بِکلِّ شَىْءٍ یا مَنْ وَسِعَتْ

پنهان نماند از دانش او چیزى اى که او خبیر و آگاه است به هر چیز اى که رحمتش

رَحْمَتُهُ کلَّ شَىْءٍ (93)اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِاسْمِک یا مُکرِمُ یا مُطْعِمُ

فراگیرد هر چیز را (93) خدایا از تو مى خواهم به حق نامت اى اکرام کننده اى طعام دهنده

یا مُنْعِمُ یا مُعْطى یا مُغْنى یا مُقْنى یا مُفْنى یا مُحْیى یا مُرْضى یا

اى نعمت بخشنده اى عطا ده اى ثروت ده اى سرمایه ده اى فانى کننده اى زنده کننده اى خشنود سازنده اى

مُنْجى (94)یا اَوَّلَ کلِّشَىْءٍ وَآخِرَهُ یا اِلهَ کلِّ شَىْءٍ وَمَلیکهُ یا رَبَّ

نجات بخش (94) اى آغاز و انجام هر چیز اى معبود و مالک هر چیز اى پروردگار

کلِّ شَىْءٍ وَصانِعَهُ یا بارِئَ کلِّشَىْءٍ وَخالِقَهُ یا قابِضَ کلِّ شَىْءٍ

و سازنده هر چیز اى پدید آرنده و آفریننده هر چیز اى بست و باز کننده هر چیز

وَباسِطَهُ یا مُبْدِئَ کلِّ شَىْءٍ وَمُعیدَهُ یا مُنْشِئَ کلِّشَىْءٍ وَمُقَدِّرَهُ یا

اى پدید آرنده و بازگرداننده هر چیز اى بوجود آورنده و اندازه گیر هر چیز اى

مُکوِّنَ کلِّ شَىْءٍ وَمُحَوِّلَهُ یا مُحْیىَ کلِّ شَىْءٍ وَمُمیتَهُ یا خالِقَ

بود کننده و تبدیل کننده هر چیز اى زنده کننده و میراننده هر چیز اى آفریننده

کلِّشَىْءٍ وَوارِثَهُ (95)یا خَیرَ ذاکرٍ وَمَذْکورٍ یا خَیرَ شاکرٍ وَمَشْکورٍ

و وارث هر چیز (95) اى بهترین یادآور و یاد شده اى بهترین سپاسگزار و سپاس شده

یا خَیرَ حامِدٍ وَمَحْمُودٍ یا خَیرَ شاهِدٍ وَمَشْهُودٍ یا خَیرَ داعٍ وَمَدْعُوٍّ

اى بهترین ستاینده و ستوده شده اى بهترین گواه و گواهى شده اى بهترین خواننده و خوانده شده

یا خَیرَ مُجیبٍ وَمُجابٍ یا خَیرَ مُونِسٍ وَاَنیسٍ یا خَیرَ صاحِبٍ

اى بهترین اجابت کن و اجابت کرده شده اى بهترین انیس و مونس اى بهترین رفیق

وَجَلیسٍ یا خَیرَ مَقْصُودٍ وَمَطْلُوبٍ یا خَیرَ حَبیبٍ وَمَحْبُوبٍ (96)یا

و هم نشین اى بهترین مقصود و مطلوب اى بهترین دوست و محبوب (96) اى

مَنْ هُوَ لِمَنْ دَعاهُ مُجیبٌ یا مَنْ هُوَ لِمَنْ اَطاعَهُ حَبیبٌ یا مَنْ هُوَ اِلى

که براى خواننده اش اجابت کند اى که به مطیع و فرمانبردارش دوست است اى که به هر که

مَنْ اَحَبَّهُ قَریبٌ یا مَنْ هُوَ بِمَنِ اسْتَحْفَظَهُ رَقیبٌ یا مَنْ هُوَ بِمَنْ رَجاهُ

دوستش دارد نزدیک است اى که براى هرکس که از او نگهبانى خواهد نگهبانست اى که نسبت به هر کس به او امید

کریمٌ یا مَنْ هُوَ بِمَنْ عَصاهُ حَلیمٌ یا مَنْ هُوَ فى عَظَمَتِهِ رَحیمٌ یا مَنْ

داشته باشد کریم است اى که نسبت به نافرمانش بردبار است اى که در عین عظمت و بزرگیش مهربان است اى که

هُوَ فى حِکمَتِهِ عَظیمٌ یا مَنْ هُوَ فى اِحْسانِهِ قَدیمٌ یا مَنْ هُوَ بِمَنْ

در حکمت خود عظیم است اى که در احسان و عطابخشى دیرین است اى که به هر کس که او را

اَرادَهُ عَلیمٌ (97)اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِاسْمِک یا مُسَبِّبُ یا مُرَغِّبُ یا

بطلبد دانا است (97) خدایا از تو مى خواهم به حق نامت اى سبب ساز اى رغبت ده اى

مُقَلِّبُ یا مُعَقِّبُ یا مُرَتِّبُ یا مُخَوِّفُ یا مُحَذِّرُ یا مُذَکرُ یا مُسَخِّرُ یا

زیر و رو کن اى پى جو اى ترتیب ده اى بیم ده اى ترساننده اى یادانداز اى مسخر کننده اى

مُغَیرُ (98)یا مَنْ عِلْمُهُ سابِقٌ یا مَنْ وَعْدُهُ صادِقٌ یا مَنْ لُطْفُهُ ظاهِرٌ

تغییر دهنده (98) اى که دانشش پیش است اى که وعده اش راست است اى که لطفش آشکار است

یا مَنْ اَمْرُهُ غالِبٌ یا مَنْ کتابُهُ مُحْکمٌ یا مَنْ قَضاَّئُهُ کائِنٌ یا مَنْ

اى که فرمانش بر همه غالب است اى که کتابش محکم است اى که حکم و قضایش حتمى است اى که

قُرْآنُهُ مَجیدٌ یا مَنْ مُلْکهُ قَدیمٌ یا مَنْ فَضْلُهُ عَمیمٌ یا مَنْ عَرْشُهُ

قرآنش مجید و گرامى است اى که فرمانروائیش قدیم است اى که فضل و بخشش همگانى است اى که عرش

عَظیمٌ (99)یا مَنْ لا یشْغَلُهُ سَمْعٌ عَنْ سَمْعٍ یا مَنْ لا یمْنَعُهُ فِعْلٌ عَنْ

او عظیم است (99) اى که سرگرم نکند او را شنیدنى از شنیدنى دیگر اى که بازش ندارد کارى از

فِعْلٍ یا مَنْ لا یلْهیهِ قَوْلٌ عَنْ قَوْلٍ یا مَنْ لا یغَلِّطُهُ سُؤ الٌ عَنْ سُؤ الٍ

کارى اى که مشغولش نکند گفتارى از گفتارى دگر اى که به اشتباهش نیندازد پرسشى از پرسشى

یا مَنْ لا یحْجُبُهُ شَىْءٌ عَنْ شَىْءٍ یا مَنْ لا یبْرِمُهُ اِلْحاحُ الْمُلِحّینَ یا

اى که حجاب نشود او را چیزى از چیزى اى که به ستوهش نیاورد پافشارى اصرار ورزان اى

مَنْ هُوَ غایةُ مُرادِ الْمُریدینَ یا مَنْ هُوَ مُنْتَهى هِمَمِ الْعارِفینَ یا مَنْ

که او منتهاى مقصود جویندگان است اى که او سرحد نهایى وجهه همت عارفان است اى که

هُوَ مُنْتَهى طَلَبِ الطّالِبینَ یا مَنْ لا یخْفى عَلَیهِ ذَرَّةٌ فِى الْعالَمینَ

او آخرین مرحله خواسته خواستاران است اى که بر او ذره اى در تمام جهانیان پنهان نیست

(100)یا حَلیماً لا یعْجَلُ یا جَواداً لا یبْخَلُ یا صادِقاً لا یخْلِفُ یا

(100) اى بردبارى که شتاب نکند اى بخشنده اى که بخل ندارد اى راست وعده اى که خلاف وعده نمى کند اى

وَهّاباً لا یمَلُّ یا قاهِراً لا یغْلَبُ یا عَظیماً لا یوصَفُ یا عَدْلاً لا

بخشنده اى که خسته نمى شود اى چیره اى که شکست نپذیرد اى بزرگى که در وصف نگنجد اى دادگرى که

یحیفُ یا غَنِیاً لا یفْتَقِرُ یا کبیراً لا یصْغُرُ یا حافِظاً لا یغْفُلُ سُبْحانَک

در حکمش ستم نکند اى توانگرى که درویش نشود اى بزرگى که کوچک نشود اى نگهبانى که غفلت نکند منزهى

یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنا مِنَ النّارِ یا رَبِّ.

تو اى خدایى که نیست معبودى جز تو فریاد فریاد نجات ده ما را از آتش دوزخ اى پروردگار


دعاى جوشن صغیر

در کتب معتبره بشرحى مبسوطتر از شرح جوشن کبیر نقل شده و کفعمى در حاشیه بلد الا مین فرموده که این دعائیست رفیع الشاءن عظیم المنزلة و چون موسى هادى عبّاسى قصد قتل حضرت کاظم علیه السلام نمود آن حضرت این دعا را خواند جدّش پیغمبر صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله را در خواب دید که به او فرمود حقّ تعالى هلاک خواهد کرد دشمن تو را و این دعا در مهج الدّعوات سید بن طاوُس نیز نقل شده و ما بین نسخه کفعمى و سید اختلافست و ما موافق بلد الا مین کفعمى نقل نمودیم و آن دعا این است :
به نام خداى بخشاینده مهربان

اِلهى کمْ مِنْ عَدُوٍّ انْتَضى عَلَىَّ سَیفَ عَداوَتِهِ وَشَحَذَ لى ظُبَةَ

معبودا چه بسیار دشمنى که شمشیر دشمنى بروى من کشید و لبه کاردش را برایم تیز کرد

مِدْیتِهِ وَاَرْهَفَ لى شَباحَدِّهِ وَدافَ لى قَواتِلَ سمُوُمِهِ وَسَدَّدَ اِلَىَّ

و دم برنده اش را برایم آماده کرد و زهرهاى کشنده اش را برایم آمیخته و نشان گرفت بسوى من

صَوائِبَ سِهامِهِ وَلَمْ تَنَمْ عَنّى عَینُ حِراسَتِهِ وَاَضْمَرَ اَنْ یسُومَنِى

تیرهاى نشانگیرش را و چشمش در مراقبت من به خواب نرفت و در دل گرفت که به من آزارى رساند

الْمَکروْهَ وَیجَرِّعَنى ذُعافَ مَرارَتِهِ نَظَرْتَ اِلى ضَعْفى عَنِ احتِمالِ

و جرعه هاى تلخ زهر خود را به گلویم بریزد در این حال تو به ناتوانى من نگریستى که طاقت تحمل

الْفَوادِحِ وَعَجْزى عَنِ الاِْنْتِصارِ مِمَّنْ قَصَدَنى بِمُحارَبَتِهِ وَوَحْدَتى

ناگوار را ندارم و عجز مرا در استمداد براى کسى که به قصد جنگ با من برخاسته دیدى و تنهایى مرا

فى کثیرٍ مِمَّنْ ناوانى واَرْصَدَ لى فیما لَمْ اُعْمِلْ فِکرى فى

در مقابل انبوه دشمنانى که قصد آزار مرا کرده و سرِ راهم کمین کرده اند و فکر من در

الاِْ رْصادِ لَهُمْ بِمِثْلِهِ فَاَیدْتَنى بِقُوَّتِک وَشَدَدْتَ اَزْرى بِنُصْرَتِک

خلاصى از آنها به جایى نمى رسد مشاهده کردى پس مرا به نیروى خود کمک دادى و بوسیله یارى خود پشتم را محکم بستى

وفَلَلْتَ لى حَدَّهُ وَخَذَلْتَهُ بَعْدَ جَمْعِ عَدیدِهِ وَحَشْدِهِ واَعْلَیتَ کعْبى

وتیغ برنده دشمن را بر من کند کردى و او را پس از زحماتى که در جمع آورى نفرات و وسایل نابودى من کشیده بود خوار کردى

عَلَیهِ وَوَجَّهْتَ ما سَدَّدَ اِلَىَّ مِنْ مَکائِدِهِ اِلَیهِ وَرَدَدْتَهُ عَلَیهِ وَلَمْ

و مرا بر او توفق دادى و شرِّ آن نقشه هاى شومى که براى من کشیده بود به خودش برگرداندى و عطش او را در نابودى من

یشْفِ غَلیلَهُ وَلَمْ تَبْرُدْ حَزازاتُ غَیظِهِ وَقَدْ عَضَّ عَلَىَّ اَنامِلَهُ وَاَدْبَرَ

فرو ننشاندى و دلش را در این باره خنک نکردى و در حالى که از سوز خشمش بر من انگشت به دندان مى گزید پشت کرده و

مُوَلِّیاً قَدْ اَخْفَقَتْ سَرایاهُ فَلَک الْحَمْدُ یا رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ لا یغْلَبُ

فرارکرد و تجهیزات جنگى ونفرات او درهم شکست پس ستایش براى تو سزاست پروردگاراکه نیرومندى هستى شکست ناپذیر

وَذى اَناةٍ لا یعْجَلُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنى لِنَعْماَّئِک

و بردبارى هستى که شتاب نخواهى کرد درود فرست بر محمد و آل محمد و مرا از سپاسگزاران نعمتهاى خود

مِنَ الشّاکرینَ وَلاِلاَّئِک مِنَ الذّ اکرینَ اِلهى وَکمْ مِنْ باغٍ بَغانى

و از یادکنندگان بخششهاى خویش قرار ده معبودا و چه بسیار ستم پیشه اى که با نقشه شومش به من ستم کرد و

بِمَکایدِهِ وَنَصَبَ لى اَشْراک مَصایدِهِ وَوَکلَ بى تَفَقُّدَ رِعایتِهِ

براى شکار کردنم دامها نهاد و مرا دقیقا زیر نظر گرفت

واَضبَاءَ اِلَىَّ اِضْباَّءَ السَّبُعِ لِطَریدَتِهِ انْتِظاراً لاِنْتِهازِ فُرْصَتِهِ وَهُوَ

و مانند درنده اى که براى شکار گریخته خود کمین مى کند به کمین من نشست تا فرصتى بدست آرد با اینکه

یظْهِرُ بَشاشَةَ الْمَلَقِ وَیبْسُطُ لى وَجْهاً غَیرَ طَلِقٍ فَلَمّا رَاَیتَ دَغَلَ

درصورت ظاهر خودرا از روى تملق بشّاش نشان مى داد و روى گشاده بى حقیقتى به من مى نمود، و هنگامى که تواى خدا نادرستى

سَریرَتِهِ وَقُبْحَ مَا انْطَوى عَلَیهِ لِشَریکهِ فى مِلَّتِهِ واَصْبَحَ مُجْلِباً لى

باطن او را دیدى و زشتى نیتش را براى هم کیشش مشاهده فرمودى و دیدى که چگونه مرا بسوى ستم خود مى کشد اورا

فى بَغْیهِ اَرْکسْتَهُ لاُِمِّ رَاْسِهِ واَتَیتَ بُنْیانَهُ مِنْ اَساسِهِ فَصَرَعْتَهُ فى

به مغز به زمین زدى و ریشه اش را از بیخ و بن برکندى و او را در همان چاهى که براى من کنده بود درافکندى و در

زُبْیتِهِ وَرَدَّیتَهُ فى مَهْوى حُفْرَتِهِ وَجَعَلْتَ خَدَّهُ طَبَقاً لِتُرابِ رِجْلِهِ

گودالى که به دست خود حفر کرده بود سرنگونش کردى و گونه اش را مطابق خاک پایش کردى و او را سرگرم تن و

وَشَغَلْتَهُ فى بَدَنِهِ وَرِزْقِهِ وَرَمَیتَهُ بِحَجَرِهِ وَخَنَقْتَهُ بِوَتَرِهِ وَذَکیتَهُ

روزى خودش کردى و به سنگ خودش او را زدى و بازه کمان خودش جانش بگرفتى و بوسیله سرنیزه هاى خودش او راهلاک

بِمَشاقِصِهِ وَکبَبْتَهُ لِمَنْخَرِهِ وَرَدَدْتَ کیدَهُ فى نَحْرِهِ وَرَبَقْتَهُ بِنَدامَتِهِ

ساختى و برو درافکندى و مکر وحیله اش را به خودش برگرداندى و در بند پشیمانى گرفتارش کردى و پشتش را در زیر بار

وَفَسَاْتَهُ بِحَسْرَتِهِ فَاسْتَخْذَاءَ وَتَضاَّئَلَ بَعْدَ نَخْوَتِهِ وانْقَمَعَ بَعْدَ

حسرت خم کردى تا آنکه پس از همه نخوت و تکبر خوار گشته به زانو درآمد و پس از

اْستِطالَتِهِ ذَلیلاً مَاْسُوراً فى رِبْقِ حِبالَتِهِ الَّتى کانَ یؤَمِّلُ اَنْ یرانى

گردنکشى با خوارى مخصوصى ریشه کن شد و در بند دام خود که در روز تسلطش آرزو داشت مرا در آن بیند

فیها یوْمَ سَطْوَتِهِ وَقَدْ کدْتُ یا رَبِّ لَوْ لا رَحْمَتُک اَنْ یحُلَّ بى ما

گرفتار شد و اى پروردگار من اگر رحمت تو نبود چیزى نمانده بود که به همان بلایى که او دچار شده

حَلَّ بِساحَتِهِ فَلَک الْحَمْدُ یا رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ لا یغْلَبُ وَذى اَناةٍ

من دچار گردم پس ستایش خاص تو است اى پروردگار من که نیرومندى هستى شکست ناپذیر و بردبارى هستى که

لایعْجَلُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلنى لِنَعْماَّئِک مِنَ

شتاب نمى کنى درود فرست بر محمد و آل محمد و مرا از

الشّاکرینَ ولاِلاَّئِک مِنَ الذّ اکرینَ اِلهى وَکمْ مِنْ ح اسِدٍ شَرِقَ

سپاسگزاران نعمتهایت قرار ده و از یادکنندگان عطاهایت بدار خدایا چه بسیار حسودى که

بِحَسْرَتِهِ وَعَدُوٍّ شَجِىَ بِغَیظِهِ وَسَلَقَنى بِحَدِّ لِسانِهِ وَوَخَزَنى بِمُوقِ

حسرت در گلویش گیر کرده و دشمنى که خشم او در گلویش شکسته و با زبان تیزش مرا آزرده و

عَینِهِ وَجَعَلَنى غَرَضاً لِمرامیهِ وَقَلَّدَنى خِلالاً لَمْ تَزَلْ فِیهِ نادَیتُک یا

نگاه خشمگین خود را از گوشه چشم همچون تیرى بر بدنم فرو کرده و مرا هدف تیرهاى خود قرار داده و کارهایى را به گردنم

رَبِّ مُسْتَجیراً بِک واثِقاً بِسُرْعَةِ اِجابَتِک مُتَوَکلاً عَلى ما لَمْ اَزَلْ

انداخت که من اى پروردگارم پیوسته در این باره از روى پناه خواهى تو را خواندم به خاطر اطمینانى که بسرعت اجابت توداشتم

اَتَعَرَّفُهُ مِنْ حُسْنِ دِفاعِک عالِماً اَنَّهُ لا یضْطَهَدُ مَنْ اَوى اِلى ظِلِّ

و بر سابقه خوبى که همیشه در دفاع کردنت داشتم توکل نمودم و مى دانستم که هرکس در سایه

کنَفِک وَلَنْ تَقْرَعَ الْحَوادِثُ مَنْ لَجَاَ اِلى مَعْقِلِ الاِْنْتِصارِ بِک

حمایت تو ماءوى گیرد مورد ستم و ظلم کسى واقع نگردد و آنکس که به قلعه کمک خواهى تو پناه برد حوادث کوبنده روزگار

فَحَصَّنْتَنى مِنْ باْسِهِ بِقُدْرَتِک فَلَک الْحْمدُ یا رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ لا

براو کارگر نشود و تو اى خدا بوسیله نیرویت مرا از آزار او در پناه گرفتى پس از آن تو است ستایش اى پروردگار من که نیرومندى

یغْلَبُ وَذى اَناةٍ لا یعْجَلُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ واجْعَلْنى

هستى شکست ناپذیر و بردبارى هستى بدون شتاب درود فرست بر محمد و آل محمد و مرا از سپاسگزاران

لِنَعْماَّئِک مِنَ الشّاکرینَ وَلاِلاَّئِک مِنَ الذّ اکرینَ اِلهى وَکمْ مِنْ

نعمتهایت و از یادکنندگان عطاهایت قرار ده خدایا و چه بسا ابرهایى از گرفتارى (که بسویم در حرکت بود)

سَحایبِ مَکرُوهٍ جَلَّیتَها وسَماَّءِ نِعْمَةٍ مَطَرْتَها وَجَداوِلِ کرامَةٍ

و تو پراکنده شان کردى و چه بسا آسمان نعمتى که بر من فرو باریدى و نهرهاى بزرگوارى که

اَجْرَیتَها واَعْینِ اَحْداثٍ طَمَسْتَها وناشِیةِ رَحْمَةٍ نَشَرْتَهَا وَجُنَّةِ

روان کردى و چشمه هاى جوشان حوادثى که رویش را پوشاندى و لکه هاى کوچکى از ابر رحمتت که آن را پهن کردى و زره هاى

عافِیةٍ اَلْبَسْتَها وَغَوامِرِ کرُباتٍ کشَفْتَها واُمُورٍ جارِیةٍ قَدَّرْتَها لَمْ

تندرستى که بر بدنم پوشاندى و گردابهایى از اندوه که برطرف کردى و امور جاریه دیگرى که مقدر کردى و تو هرگاه

تُعْجِزْک اِذْ طَلَبْتَها وَلَمْ تَمْتَنِعْ مِنْک اِذْ اَرَدْتَهَا فَلَک الْحَمْدُ یا رَبِّ

خواستیشان ازطلب آنها درنماندى و هرگاه آنها را اراده فرمودى قدرت برامتناع نداشتند پس تورا است ستایش اى پروردگارمن

مِنْ مُقْتَدِرٍ لا یغْلَبُ وَذى اَناةٍ لا یعْجَلُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ

اى نیرومند شکست ناپذیر و بردبار بى شتاب درود فرست بر محمد وآل محمد

وَاْجَعْلنى لِنَعْماَّئِک مِنَ الشّاکرینَ وَلاِلاَّئِک مِنَ الذّ اکرینَ اِلهى

و قرار ده مرا از سپاسگزاران نعمتهایت و از یادکنندگان عطاهایت خدایا

وکمْ مِنْ ظَنٍّ حَسَنٍ حَقَّقْتَ وَمِنْ کسْرِ اِمْلاقٍ جَبَرْتَ وَمِنْ مَسْکنَةٍ

وچه بسا خوش گمانى مرا که صورت عمل دادى و چه بسیار شکستهاى بى چیزى مرا که جبران کردى و نداریهاى

فادِحَةٍ حَوَّلْتَ وَمِنْ صَرْعَةٍ مُهْلِکةٍ نَعَشْتَ وَمِنْ مَشَقَّةٍ اَرَحْتَ

سخت و کمرشکن را که از من گرداندى و سقوطهاى نابودکننده اى که بلندم کردى و چه سختیها که مبدل به راحتى کردى

لاتُسْئَلُ عَمّا تَفْعَلُ وَهُمْ یسْئَلُونَ وَلا ینْقُصُک ما اَنْفَقْتَ وَلَقَدْ سُئِلْتَ

بازخواست نشوى ازآنچه مى کنى ولى دیگران بازخواست شوند وهرچه خرج کنى چیزى ازتو کاسته نگردد و چون از تو بخواهند

فَاَعْطَیتَ وَلَمْ تُسْئَلْ فاَبْتَدَاْتَ وَاسْتُمیحَ بابُ فَضْلِک فَما اَکدَیتَ

مى دهى و اگر هم نخواهند تو بى سابقه خواستن عطا مى کنى و از درگاه فضل تو احسان خواستند و تو دریغ نداشتى

اَبَیتَ اِلاّ اِنْعاماً وَاْمِتناناً واِلاّ تَطَوُّلاً یا رَبِّ وَاِحْساناً واَبَیتُ

ندادى جز ازراه نعمت بخشى وامتنانت وجز ازراه عطابخشى بى پایان خود اى پروردگارمن و احسانت ولى من هم درمقابل نکردم

اِلا اْنتِهاکاً لِحُرُماتِک وَاْجْتِراَّءً عَلى مَعاصِیک وَتَعَدِّیاً لِحُدُودِک

جز پرده درى محرماتت و دلیرى بر ارتکاب معاصى و نافرمانیهایت و تجاوز از حدود تو

وَغَفْلَةً عَنْ وَعیدِک وَطاعَةً لِعَدُوّى وَعَدُوِّک لَمْ یمْنَعْک یا اِلهى

و بى خبرى از تهدید تو و پیروى از دشمن خود و دشمن تو، اى معبود و اى یاور

وناصِرى اِخْلالى بِالشُّکرِ عَنْ اِتْمامِ اِحْسانِک وَلاَ حَجَزَنى ذلِک

بزرگوار من کوتاهى من درسپاسگزارى تو را از اتمام احسان ونیکى به من بازنداشت واتمام احسان و نیکى

عَنْ اِرْتِکابِ مَساخِطِک اَللّهُمَّ وَهذا مَقامُ عَبْدٍ ذَلیلٍ اعْتَرَفَ لَک

تو نیز مانع من از ارتکاب اعمالى که موجب خشم تو است نشد خدایا اکنون به حال بنده خوارى درآمده ام

بِالتَّوْحیدِ وَاَقَرَّ عَلى نَفْسِهِ بِالتَّقْصیرِ فى اَداَّءِ حَقِّک وَشَهِدَ لَک

که معترف بیگانگى تو است و به زیان خود اعتراف مى کند که در اداى حق تو کوتاهى کرده و گواهى دهد که تو

بِسُبُوغِ نِعْمَتِک عَلَیهِ وَجَمیلِ عادَتِک عِنْدَهُ واِحْسانِک اِلَیهِ فَهَبْ لى

نعمت خود را بر او فروگذار نکردى و از شیوه نیک و احسان خود نسبت به او کوتاهى نکردى پس

یا اِلهى وَسَیدِى مِنْ فَضْلِک ما اُریدُهُ اِلى رَحْمَتِک واَتَّخِذُهُ سُلَّماً

اى معبود و آقاى من از فضل خویش بدان اندازه به من ببخش که بتوانم خود را به رحمتت برسانم و آن را نردبانى قرارداده

اَعْرُجُ فیهِ اِلى مَرْضاتِک وَ امَنُ بِهِ مِنْ سَخَطِک بِعِزَّتِک وَطَوْلِک

و به وسیله آن بسوى خوشنودى تو بالا روم و بدان سبب از خشم تو ایمن گردم به حق عزت و کرمت

وَبِحَقِّ نَبِیک مَحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ فَلَک الْحَمْدُ یا رَبِّ مِنْ

و به حق پیامبرت محمد صلى الله علیه و آله پس ستایش خاص تو است اى پروردگار من که

مُقْتَدِرٍ لا یغْلَبُ وَذى اَناةٍ لا یعْجَلُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ

نیرومندى هستى شکست ناپذیر و بردبارى هستى بى شتاب درود فرست بر محمد و آل محمد

وَاجْعَلْنى لِنَعْماَّئِک مِنَ الشّاکرینَ وَلاِلاَّئِک مِنَ الذّ اکرینَ اِلهى

و قرارم ده از شکرگذاران نعمتهایت و از یادکنندگان عطایا و مراحمت ، خدایا

وَکمْ مِنْ عَبْدٍ اَمْسى وَاَصْبَحَ فى کرْبِ الْمَوْتِ وَحَشْرَجَةِ الصَّدْرِ

چه بسا بنده اى که شب و روزش در سختى مرگ بگذرد و جان به سینه اش رسیده

وَالنَّظَرِ اِلى ما تَقْشَعِرُّ مِنْهُ الجُلُودُ وَتَفْزَعُ لَهُ القُلُوبُ واَنَا فى عافِیةٍ

و بنگرد بدانچه بدنها از هولش بلرزد و دلها بطپد و من در تمام آن مناظر واحوال آسوده و در سلامتى بسر برم

مِنْ ذلِک کلِّهِ فَلَک الْحَمْدُ یا رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ لا یغْلَبُ وَذى اَناةٍ

پس ستایش خاص تو است اى پروردگار من که نیرومندى هستى شکست ناپذیر و بردبارى هستى

لایعْجَلُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنى لِنَعماَّئِک مِنَ

بى شتاب درود فرست بر محمد و آل محمد و قرارم ده از سپاسگزاران نعمتهایت و از

الشّاکرینَ وَلاِلاَّئِک مِنَ الذّ اکرینَ اِلهى وَکمْ مِنْ عَبْدٍ اَمْسى

یادکنندگان عطاهایت خدایا و چه بسا بنده اى که بسر برد شب و

وَاَصْبَحَ سَقِیماً مَوْجِعاً فى اَنَّةٍ وَعَویلٍ یتَقَلَّبُ فى غَمِّهِ لا یجِدُ

روز خود را در بیمارى دردناک و در ناله و فریاد و از اندوه به خود مى پیچد نه راه چاره اى دارد

مَحیصاً وَلا یسیغُ طَعاماً وَلا شَراباً وَاَنَا فى صِحَّةٍ مِنَ الْبَدَنِ

و نه غذا و نوشابه اى براحتى از گلویش پایین رود و من تندرست و از

وَسَلامَةٍ مِنَ الْعَیشِ کلُّ ذلِک مِنْک فَلَک الْحَمْدُ یا رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ

سلامتى کامل برخوردار هستم و همه این نعمتها از تو است پس ستایش خاص تو است اى پروردگار من که نیرومندى

لایغْلَبُ وَذى اَناةٍ لا یعْجَلُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ واجْعَلْنى

هستى شکست ناپذیر و بردبارى هستى بى شتاب درود فرست بر محمد و آل محمد و مرا از سپاسگزاران

لِنَعْماَّئِک مِنَ الشّاکرینَ وَلاِلاَّئِک مِنَ الذّ اکرینَ اِلهى وَکمْ مِنْ عَبْدٍ

نعمتهایت و از یادکنندگان عطایا و مراحمت قرارم ده خدایا و چه بسا بنده اى که بسر برد

اَمْسى وَاَصْبَحَ خآئِفا مَرْعُوبا مُشْفِقا وَجِلا هارِبا طَریدا مُنْجَحِرا

شب و روز خود را در ترس و خوف و هراس و اضطراب از خانه خود گریخته و آواره گشته و از ترس

فى مَضیقٍ وَمَخْبَاَةٍ مِنَ الْمَخابى قَدْ ضاقَتْ عَلَیهِ الاْرْضُ بِرُحْبِها

در بیغوله اى رفته و در خفا گاهى خود را پنهان کرده و زمین بدین پهناورى از هر سو بر او تنگ شده

لایجِدُ حیلَةً وَلا مَنْجى وَلا مَاْوى وَاَنَا فى اَمْنٍ وَطُمَاْنینَةٍ وَعافِیةٍ

نه راه چاره اى دارد و نه جا و ماءوایى و من در کمال امنیت و آسایش و سلامتى

مِنْ ذلِک کلِّهِ فَلَک الْحَمْدُ یا رَبِّ مِنْ مُقْتَدرٍ لا یغْلَبُ وَذى اَناةٍ

از این ناراحتیها بسر برم پس خاص تو است ستایش اى پروردگار من که نیرومندى هستى شکست ناپذیر و بردبارى هستى

لایعْجَلُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاْجعَلْنى لِنَعْماَّئِک مِنَ

بى شتاب درود فرست بر محمد و آل محمد و قرارم ده از سپاسگزاران نعمتهایت و از

الشّاکرینَ وَلاِلاَّئِک مِنَ الذّ اکرینَ اِلهى وَسَیدى وَکمْ مِنْ عَبْدٍ

یادکنندگان عطایا و مراحمت اى خدا و اى آقاى من چه بسا بنده اى که

اَمْسى وَاَصْبَحَ مَغْلُولاً مُکبَّلاً فِى الْحَدیدِ بِاَیدِى الْعُداةِ

شب و روزش در غل و زنجیر آهنین بگذرد در حالى که بدست دشمنانى

لایرْحَمُونَهُ فَقیداً مِنْ اَهْلِهِ وَوَلَدِهِ مُنْقَطِعاً عَنْ اِخْوانِهِ وَبَلَدهِ یتَوَقَّعُ

بى رحم گرفتار و دور از زن و فرزند و جداى از برادران و شهر و دیار

کلَّ ساعَةٍ بِاَىِّ قِتْلَةٍ یقْتَلُ وَبِاَىِّ مُثْلَةٍ یمَثَّلُ بِهِ وَاَنَا فى عافِیةٍ مِنْ

هر ساعت انتظار مى کشد که آیا به چه نحوى او را مى کشند و یا به چه طور اعضاى او را مى بُرند و من در عافیت کامل

ذلِک کلِّهِ فَلَک الْحَمْدُ یا رَبِّ مِنْ مُقْتَدرٍ لا یغْلَبُ وَذى اَناةٍ لا یعْجَلُ

و دور از تمام اینها بسر برم پس ستایش خاص تو است اى پروردگار نیرومند شکست ناپذیر و بردبار بى شتاب


 
 
 
 Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved