next page

fehrest page

back page

بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک Instagram
روش‌ بت‌ پرستان‌ با محمد ( ص‌ )

وقتى‌ مشركان‌ از راه‌ آزارها نتوانستند به‌ مقصود خود برسند از راه‌ تهديد و تطميع‌ در آمدند ، زيرا روز به‌ روز محمد ( ص‌ ) در دل‌ تمام‌ قبايل‌ و مردم‌ آن‌ ديار براى‌ خود جايى‌ باز مى‌نمود و پيروان‌ بيشترى‌ مى‌يافت‌ . مشركان‌ در آغاز تصميم‌ گرفتند دسته‌ جمعى‌ با " ابو طالب‌ " عم‌ و يگانه‌ حامى‌ پيغمبر ( ص‌ ) ملاقات‌ كنند . پس‌ از ديدار به‌ ابوطالب‌ چنين‌ گفتند : " ابو طالب‌ ، تو از نظر شرافت‌ و سن‌ بر ما برترى‌ دارى‌ .

برادر زاده‌ تو محمد به‌ خدايان‌ ما ناسزا مى‌گويد و آيين‌ ما و پدران‌ ما را به‌ بدى‌ ياد مى‌كند و عقيده‌ ما را پست‌ و بى‌ ارزش‌ مى‌شمارد . به‌ او بگو دست‌ از كارهاى‌ خود بردارد و نسبت‌ به‌ بتهاى‌ ما سخنى‌ كه‌ توهين‌ آميز باشد نگويد . يا او را اختيار ما بگذار و حمايت‌ خود را از او بردار " .

مشركان‌ قريش‌ وقتى‌ احساس‌ كردند كه‌ اسلام‌ كم‌ كم‌ در بين‌ مردم‌ و قبايل‌ نفوذ مى‌كند و آيات‌ قرآن‌ بر دلهاى‌ مردم‌ مى‌نشيند و آنها را تحت‌ تأثير قرار مى‌دهد بيش‌ از پيش‌ احساس‌ خطر كردند و براى‌ جلوگيرى‌ از اين‌ خطر بار ديگر و بار ديگر با ابو طالب‌ بزرگ‌ قريش‌ و سرور بنى‌ هاشم‌ ملاقات‌ كردند و هر بار ابو طالب‌ با نرمى‌ و مدارا با آنها سخن‌ گفت‌ و قول‌ داد كه‌ به‌ برادر زاده‌اش‌ پيغام‌ آنها را خواهد رساند . اما پيامبر عظيم‌ الشأن‌ اسلام‌ در پاسخ‌ به‌ عمش‌ چنين‌ فرمود : " عمو جان‌ ، به‌ خدا قسم‌ هر گاه‌ آفتاب‌ را در دست‌ راست‌ من‌ و ماه‌ را در دست‌ چپ‌ من‌ قرار دهند كه‌ دست‌ از دين‌ خدا و تبليغ‌ آن‌ بردارم‌ حاضر نمى‌شوم‌ .

من‌ در اين‌ راه‌ يا بايد به‌ هدف‌ خود كه‌ گسترش‌ اسلام‌ است‌ برسم‌ يا جانم‌ را در اين‌ راه‌ فدا كنم‌ " . ابو طالب‌ به‌ برادرزاده‌اش‌ گفت‌ : " به‌ خدا قسم‌ دست‌ از حمايت‌ تو بر نمى‌دارم‌ . مأموريت‌ خود را به‌ پايان‌ برسان‌ " .
سرانجام‌ فرعونيان‌ مكه‌ به‌ خيال‌ باطل‌ خود ، از در تطميع‌ در آمدند ، و پيغام‌ دادند كه‌ ما حاضريم‌ هر چه‌ محمد ( ص‌ ) بخواهد از ثروت‌ و سلطنت‌ و زنهاى‌ زيباروى‌ در اختيارش‌ قرار دهيم‌ ، بشرط اينكه‌ از دين‌ تازه‌ و بد گفتن‌ به‌ بتهاى‌ ما دست‌ بردارد.

اما پيامبر ( ص‌ ) به‌ سخنان‌ آنها كه‌ از افكارى‌ شايسته‌ خودشان‌ سرچشمه‌ مى‌گرفت‌ اعتنايى‌ نكرد و از آنها خواست‌ كه‌ به‌ " الله‌ " ايمان‌ بياورند تا بر عرب‌ و عجم‌ سرورى‌ كنند. آنها با انديشه‌هاى‌ محدود خود نمى‌توانستند قبول‌ كنند كه‌ به‌ جاى‌ 360 بت‌ ، فقط يك‌ خدا را بپرستند . از اين‌ به‌ بعد - همانطور كه‌ گفتيم‌ - ابو جهل‌ و ديگران‌ بناى‌ آزار و اذيت‌ پيامبر مكرم‌ ( ص‌ ) و ديگر مسلمانان‌ را گذاشته‌ و آنچه‌ در توان‌ داشتند در راه‌ آزار و مسخره‌ كردن‌ پيامبر و مؤمنان‌ به‌ اسلام‌ ، بكار بردند .

 
 Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved