بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک
 

 

 زعامت و رهبرى

بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران، مجدّد اسلام در جهان مادى و ظلمانى قرن بيستم، حضرت امام خمينى «قدس سره»، در پى يك بيمارى تقريباً طولانى، با دلى آرام و قلبى مطمئن به سوى رفيق اعلى سفر نمودند و ملت ‏با ناباورى، غم سنگين فراغ امام را بر دوش خود احساس كرد.  دشمن مستكبر و كينه‏ توز كه سالها خود را براى چنين لحظه ‏هايى آماده ساخته بود، به گمان خام خود، به مقصود نزديك شده بود.  اما دو عامل بسيار مهم در كنار هم، اسباب شكست، خوارى و نااميدى دشمن و اميد و شادمانى مؤمنان و مستضعفان را فراهم كرد:

حضور ده ميليون عزادار در بزرگترين تشييع و خداحافظى، توفانى از اراده ميليونى مردم را در حفظ دست آوردهاى انقلاب اسلامى و اظهار ارادت، محبت و اطاعت از رهبرى انقلاب را به وجود آورد. توفانى كه همچون توفان «طبس‏» كه هواپيماهاى تجاوزگر را در هم كوفت، اميدهاى دشمن را به يأس مبدل نمود.

در كنار حضور خيره‏كننده مردمِ عزادار و ماتم زده، اجلاس فوق العاده مجلس خبرگان رهبرى و تصميم‏گيرى سريع و قاطع و انتخاب صحيح و درست آنان، انقلاب اسلامى را صاحب سكاندارى امين، با تقوا، بادرايت، شجاع و مدير كرد. در واقع يك روز هم، انقلاب و ملت‏ بدون رهبر و نقطه اميد به سر نبرد و رحمت واسعه الهى، آن حضور عجيب و بى‏سابقه را به بار نشاند.  

حضرت آيت الله خامنه‏ اى بنا بر وصيت‏ حضرت امام «قدس سره»، كه وصيت‏نامه سياسى - الهى ايشان را يا فرزندشان حاج احمد آقا قرائت نمايند يا رياست جمهورى، با استنكاف حاج احمد آقا، در مجلس خبرگان، در برابر ديدگان مصيبت زده و حيرت آلود ميليونها ايرانى و ميليونها خارجى كه از ماهواره برنامه را دريافت مى‏ كردند، وصيت‏نامه سياسى - الهى حضرت امام را قرائت نمودند، كه چندين بار با بغض و اشك معظم له قطع شد، اما با تسلط بر احساسات خويش، توانمند و رسا، آخرين توصيه‏ هاى جاودانه امام را به اطلاع همگان رساندند.  مردم وفادار، هشيار، متدين و انقلابى ايران، برترين تشييع و بى ‏نظيرترين تجلى وفادارى را به نجات ‏دهنده خويش از ظلمات طاغوتيان، نشان دادند و در كنار موج خروشان عزا و اين مصيبت جانكاه، روزها و شبها، با اشك و ماتم و بر سر و سينه كوفتن در كنار بارگاه تازه برپا شده مرشد، قائد و رهبر كبير خود، از ابراز بيعت و وفادارى و حق ‏شناسى نسبت‏ به انتخاب شايسته مجلس خبرگان نيز غافل نبودند و با ديدار رهبر جديد خود، هرگونه كج انديشى و فرصت توطئه را از دشمن خارجى و ايادى داخلى او سلب كردند. حضرت آيت الله خامنه ‏اى، غم جانكاه اين روز و حضور زيباى مردم را در وداع با رهبر بزرگ خود، هنرمندانه به قلم مى ‏كشند. حضورى كه تجلى زيباترين شعورها و شعارها بود و سپاس ملتى را از مرجع عاليقدر خود كه با پاكى، عمر خود را به سر برد و در بندگى خدا، بندهاى طاغوت و مستكبران را از دست و پاى اين ملت و محرومان جهان گسست، به تصاوير بى‏ نظير دوربينها، عكسها و شعرها نشاند:

«آن روز، روز عزاى بزرگ عالم اسلام شد. سوزش آن غم به ملت ايران منحصر نماند. در سراسر جهان، هرجا دل روشن و جان بيدارى بود، مصيبت زده بود. هرجا مسلمانى آگاه از انقلاب و مسائل آن بود، خود را صاحب عزا شمرد. پس در روى زمين جايى نماند كه در آن دلهايى از اين حادثه‏ عظيم از اندوه لبريز نشود و انسانهايى از اين فقدان بى ‏جبران، به عزا ننشينند. و اما ايران يكسر عزا خانه ‏اى شد كه در هر شهر و روستايش، شيون حسرت‏ بار از يكايك خانه ‏ها سرازير شد و كوى و ميدان و خيابان را پر كرد. هيچ كس نتوانست اين جرعه‏ى درد را خاموش فروبرد. از دلاوران ميدانهاى نبرد تا مادران و پدرانى كه غم شهادت جوانانشان، نتوانسته بود گره عجز و اندوه بر جبينشان بيفكند، تا بزرگ مردان عرصه‏ علم و عرفان و سياست و تا يكايك آحاد اين ملت عظيم القدر، همه و همه در اين مصيبت عظمى زار زار گريستند يا صدا به فغان بلند كردند، يا بى ‏صبرانه بر سر و سينه زدند.  

مصيبت فقدان امام، همان به بزرگى امام بود و جز خدا و اوليائش كيست‏ حد و مرز اين عظمت را بشناسند؟ آن‏جا كه دلهاى بزرگ بى‏تاب مى‏شوند، آن‏جا كه انسانهاى بزرگ دست و پا گم مى‏ كنند، آن‏جا كه صحنه، از بيقرارى ميليونها و ميليونها انسان پر است، كدام زبان و قلم است كه بتواند نمايشگر و صحنه‏ پرداز گردد؟

من كه خود قطره‏ بى ‏تابى در اقيانوس متلاطم آن روز و آن روزها بوده‏ ام، چگونه خواهم توانست آن را شرح كنم؟ زمان، يگانه‏ خود را از دست داد و زمين گوهرى يكدانه را در خود گرفت. پرچمدار بزرگ اسلام، پس از عمرى مبارك كه در راه اعتلاى اسلام سيرى شده بود، دنيا را وداع كرد.» (1)

مقام معظم رهبرى، چند ماه مانده به پايان دوره دوم رياست جمهورى، خود را آماده ترك اين مسؤوليت مى‏ نمودند:

«قبل از رحلت‏ حضرت امام كه دوران رياست جمهورى در حال اتمام بود، دست و پايم را جمع مى ‏كردم. مكرر مراجعه مى ‏كردند و بعضى از مشاغل را پيشنهاد مى ‏نمودند. آدمهاى بى‏ مسؤوليت، اين مشاغل را پيش خودشان، به قد و قواره‏ من بريده و دوخته بودند! ولى من گفتم كه اگر يك وقت امام به من واجب كنند و بگويند شما فلان كار را انجام دهيد، چون دستور امام تكليف است و بروبرگرد ندارد، آن را انجام مى ‏دهم. اما اگر تكليف نباشد - و من از امام خواهش خواهم كرد كه تكليفى به من نكنند تا به كارهاى فرهنگى بپردازم - دنبال كارهاى فرهنگى مى‏ روم.»  

اما، خداوند حكيم، امر ديگرى را براى اين ملت و حضرت آيت الله خامنه ‏اى مقدر فرموده بود كه با رحلت‏ حضرت امام (ره)، اين تقدير جارى شد. رهبرى، همچنان كه تمامى مسؤوليتها را به صورت تكليف پذيرفته بودند، در قبال مسؤوليت رهبرى نيز تا آن‏گاه كه بر عهده ايشان تكليف نشد، قدمى براى اين مسؤوليت‏ برنداشته و حتى فكر آن را نيز نمى‏كردند.  

«آنچه كه در خصوص تعيين رهبر واقع شد و بار اين مسؤوليت، بر دوش بنده‏ كوچك ضعيف حقير گذاشته شد، براى خود من حتى يك لحظه و يك آن از آنات گذشته‏ زندگى، متوقع و منتظر نبود. اگر كسى تصور كند كه در طول دوران مبارزه و بعدا در طول دوران انقلاب و مسؤوليت رياست قوه‏ اجرايى، حتى يك لحظه در ذهن خودم خطور مى ‏دادم كه اين مسؤوليت‏ به من متوجه خواهد شد، قطعاً اشتباه كرده است. من، هميشه خودم را نه فقط از اين منصب بسيار خطير و مهم، بلكه حتى از مناصبى كه به مراتب پايينتر از اين منصب بوده است - مثل رياست جمهورى و ديگر مسؤوليت هايى كه در طول انقلاب داشتم - كوچكتر مى ‏دانستم.  

يك وقتى خدمت امام قدس سره اين نكته را عرض كردم كه گاهى نام من در رديف بعضى از آقايان آورده مى‏شود، در حالى كه در رديف آنها نيستم و من يك آدم كوچك و بسيار معمولى هستم. نه اين كه بخواهم تعارف كنم، الان هم همان اعتقاد را دارم. بنابراين، چنين معنايى اصلاً متصور نبود.  

البته در آن ساعات بسيار حساسى كه سخت‏ ترين ساعات عمرمان را گذرانديم و خدا مى ‏داند كه در آن شب و صبح شنبه چه بر ما گذشت، برادرها از روى مسؤوليت و احساس وظيفه، با فشردگى تمام، فكر و تلاش مى ‏كردند كه چگونه قضايا را جمع و جور كنند، مكرر از من به عنوان عضو شوراى رهبرى اسم مى ‏آوردند، كه البته در ذهن خودم آن را رد مى ‏كردم، اگر چه به نحو يك احتمال برايم مطرح مى‏شد كه شايد واقعاً اين مسؤوليت را به من متوجه كنند.  

در همان موقع، به خدا پناه بردم و روز شنبه، قبل از تشكيل مجلس خبرگان، با تضرع و توجه و التماس، به خداى متعال عرض كردم: پروردگارا! تو كه مدبّر و مقدّر امور هستى، چون ممكن است ‏به عنوان عضوى از مجموعه‏ شوراى رهبرى، اين مسؤوليت متوجه من شود، خواهش مى ‏كنم اگر اين كار ممكن است اندكى براى دين و آخرت من زيان داشته باشد، طورى ترتيب كار را بده كه چنين وضعيتى پيش نيايد. واقعاً از ته دل مى‏خواستم كه اين مسؤوليت متوجه من نشود.  

بالاخره در مجلس خبرگان، بحثهايى پيش آمد و حرفهايى زده شد كه نهايتاً به اين انتخاب منتهى شد. در همان مجلس، كوشش و تلاش و استدلال و بحث كردم تا اين كار انجام نگيرد، ولى انجام گرفت و اين مرحله گذشت.  

من، همين الان خودم را يك طلبه‏ معمولى و بدون برجستگى و امتيازى خاص مى ‏دانم، نه فقط براى اين شغل با عظمت و مسؤوليت ‏بزرگ، بلكه - همان‏طور كه صادقانه گفتم - براى مسؤوليت هاى به مراتب كوچكتر از آن، مثل رياست جمهورى و كارهاى ديگرى كه در طول اين ده سال داشتم. اما حالا كه اين بار را روى دوش من گذاشتند، با قوّت خواهم گرفت، آن چنان كه خداى متعال به پيامبرانش توصيه فرمود: «خُذها بِقوّة‏»(3).  

براى اين مسؤوليت، از خدا استمداد كردم و باز هم استمداد مى ‏كنم و هر لحظه و هر آن، در حال استمداد از پروردگار هستم تا بتوانم اين مسؤوليت را در حد وسع خودم - كه تكليف هم بيش از وسع نيست - با قدرت و قوت و حفظ شان والاى اين مقام، حفظ كنم و انجام بدهم. اين، تكليف من است كه اميدوارم ان شاء الله شمول لطف و ترحم الهى و دعاى ولى عصر (عج) و مؤمنين صالح باشم.  

حضرت امام خمينى «قدس سره»، با روشن‏ بينى الهى خود، اخلاص و توانايى حضرت آيت الله خامنه‏ اى را در اندازه‏ هاى رهبرى ملت مى ‏ديدند و گاه به اشاره و گاه به تصريح اين موضوع را مطرح مى ‏فرمودند.  

حجت الاسلام و المسلمين، مرحوم حاج سيد احمد آقا خمينى (ره) نقل مى ‏كنند:

«وقتى كه آيت الله خامنه‏اى در سفر كره (شمالى) بودند، امام گزارشهاى آن سفر را از تلويزيون مى‏ديدند. از آن منظره‏ى ديدار از «كره‏» استقبال مردم و با سخنرانيها و مذاكرات خود در آن سفر خيلى جالب بود و امام گفته بودند، الحق ايشان شايستگى رهبرى را دارند.»

و در پيامى پس از انتخاب حضرت آيت الله خامنه ‏اى به رهبرى، خطاب به ايشان خاطرنشان كردند:

حضرت امام بارها از جناب عالى به عنوان مجتهدى مسلم و بهترين فرد براى رهبرى نام بردند.

حجت الاسلام و المسلمين هاشمى رفسنجانى نيز يك نمونه ديگر از اشارات حضرت امام را بيان مى‏كنند:

«در جلسه ‏اى با حضور سران سه قوه، آقاى نخست وزير (موسوى) و حاج احمد آقا در محضر امام بحث‏ شد. حرف ما با حضرت امام اين بود كه اگر اين قضيه اتفاق بيافتد،  ما بعداً با قانون اساسى مشكل داريم، زيرا ممكن است ‏خلأ رهبرى پيش بيايد. ايشان گفتند: «خلأ رهبرى پيش نمى ‏آيد و شما آدم داريد.» گفتم: «چه كسى؟» ايشان در حضور آقاى خامنه‏ اى گفتند: «اين آقاى خامنه ‏اى‏».

خانم زهرا مصطفوى دختر گرامى حضرت امام (ره) مى‏ گويند:

«من مدتها قبل از بركنارى قائم مقام رهبرى شخصاً، از محضر امام درباره رهبرى پرسيدم و ايشان از آيت الله خامنه ‏اى نام بردند و پرسيدم كه آيا شرط مرجعيت و اعلميت در رهبرى لازم نيست، و ايشان نفى كردند و از مراتب علمى ايشان پرسيدم و صريحاً فرمودند كه «ايشان اجتهادى را كه براى ولى فقيه لازم است، دارد».  (9)

در جلسه فوق العاده مجلس خبرگان كه پس از رحلت‏ حضرت امام (ره) تشكيل شد، بحث روى شوراى رهبرى بود كه هم حضرت آيت الله خامنه‏ اى و هم حجت الاسلام والمسلمين آقاى هاشمى رفسنجانى با آن موافق بودند، اما قضاى الهى چيز ديگرى بود و اصرار مقام معظم رهبرى در آن مجلس، مبنى بر عدم پذيرش اين مسؤوليت، به رغم استدلال هايى كه مى ‏فرمودند، مقبول نيفتاد و رداى مبارك رهبرى امت‏ بر دوش تواناى ايشان قرار گرفت.  

«بعد از رحلت امام (ره)، در آن روز اول كه در مجلس خبرگان شركت كردند، بنده هم عضو مجلس خبرگان بودم. و بالآخره اسم اين بنده‏ حقير به ميان آمد و بحث كردند چه كسى را انتخاب كنيم و اتفاق كردند بر اين كه اين موجود حقير ضعيف را به اين منصب خطير انتخاب بكنند. من فعاليت كردم. مخالفت جدّى كردم، نه اين كه مى ‏خواستم تعارف بكنم. خدا خودش مى ‏داند كه در دل من، در آن لحظات چه مى ‏گذشت.  

رفتم آن‏جا ايستادم و گفتم: «آقايان صبر كنيد، اجازه بدهيد!» - اينها همه ضبط شده و موجود است، هم تصوير و هم صداى آن هست - شروع كردم به استدلال كردن كه من را براى اين مقام انتخاب نكنيد. هر چه اصرار كردم قبول نكردند. هر چه من استدلال كردم، آقايان مجتهدين و فضلاء كه در همان‏جا بودند، استدلال هاى ما را جواب دادند. من قاطع بودم كه قبول نكنم، ولى بعد ديدم كه چاره‏اى نيست. چرا چاره‏اى نبود؟ زيرا به گفته‏ افرادى كه من به آنها اطمينان دارم، اين واجب، در من متعيّن شده بود، يعنى اگر من اين بار را برندارم، اين بار زمين خواهد ماند، اين بود كه گفتم قبول مى ‏كنم. چون ديدم بار بر زمين مى ‏ماند، براى اين كه بار بر زمين نماند آن را برداشتم. اگر كس ديگرى آن‏جا بود يا من مى‏شناختم كه ممكن بود اين بار را بردارد و ديگران هم او را قبول مى‏كردند، يقيناً من قبول نمى‏كردم كه اين بار را بردارم. بعد هم گفتم: پروردگارا توكل بر تو، و خدا هم تا امروز كمك كرد.»  (10)

در شرايطى خبرگان رهبرى، با سرعت و دقت، اقدام به انتخاب شايسته حضرت آيت الله خامنه‏اى نمودند و معظم له نيز با توكل به خداى متعال آن را پذيرفتند، كه دشمن نقشه‏ هاى شومى را براى پس از امام پيش‏بينى كرده بود و در تبليغات مستمر راديوها و مطبوعات بيگانه در مدت چند روزه دورانِ بيمارى حضرت امام، كاملاً اين امر مشخص بود.  

حضرت آيت الله خامنه ‏اى، در تشريح و توضيح توطئه دشمنان براى پس از رحلت امام بزرگوار (ره)، به شعور و تقواى مردم و معجزه الهى در خنثى كردن اين توطئه‏ ها اشاره مى ‏كنند و مى ‏فرمايند:

«با رحلت امام خمينى (ره) طيف وسيع دشمنان اسلام - كه در صفوف مقدم معارضه با جمهورى اسلامى بودند - اين اميد را پنهان نكردند كه جمهورى اسلامى در غياب پديد آورنده و پروراننده‏ خود، نيروى دفاع و رشد را از دست ‏بدهد و چون كودكى بى ‏صاحب، احساس ضعف و درماندگى كند، يا به كلى از پاى درآيد و يا به ناچار به دامان اين و آن پناه برد! در محاسبات تنگ نظرانه‏ى دشمنان - كه همه بى استثناء اسير محاسبات صددرصد مادى بوده و از فهم روابط معنوى و بركات ايمان و تقوا بى‏نصيبند - نمى ‏گنجد كه معجزه‏ الهى در طليعه‏ى قرن پانزدهم، يعنى حكومت صلاح و دين و حيات دوباره‏ى ارزشهاى اسلامى، آن قله‏ى مرتفعى باشد كه دست آلوده‏ى بندگان هوا و هوس به آن نرسد و ديپلماسى زر و زور از به دام افكندن آن، عاجز بماند.»  (11)

حضور ده ميليونى مردم در تشييع بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران و هادى و مرشد خود، و انتخاب بموقع و شايسته آيت الله خامنه‏ اى، معجزه الهى را به نمايش گذاشت و دشمن يك بار ديگر ناكام شد. هرچند دشمنان دلخوش كرده بودند كه حضرت آيت الله خامنه‏ اى از اداره نظام در ميان اين همه دشواری ها، توطئه‏ ها و خباثت هاى جهانى و داخلى، ناتوان مانده و دير يا زود سكان نظام از دست ولايت فقيه عادل، مجتهد، آگاه، مدير و مدبر خارج شده و به آرزوى چند ساله خود خواهند رسيد! اما آينده نشان داد كه حقيقتاً خبرگان رهبرى، به هدايت‏ خداوند و رهنمودهاى حضرت امام «قدس سره» برترين و صالحترين را انتخاب كرده است و راه امام در وجود رهبرى ايشان تداوم يافت و بيمه شد. پيامها و بيانات معظم له، نقطه اميد دشمن را كور و اميدهاى ملت‏ بزرگ ايران را شعله‏ ورتر كرد. فرياد رساى ملت كه خطاب به امريكاى جنايتكار فرود مى ‏آيد، بخوبى نشان از تداوم راه امام دارد.  

 
 
 Copyright © 2003-2014 - AVINY.COM - All Rights Reserved