بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک Instagram

 

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار دانشجويان نمونه‏ و نمايندگان تشكلهاى مختلف دانشجويى‏

25/ 7/ 85


بسم ‏اللَّه الرّحمن الرّحيم‏

 

خصوصيت اين جلسه‏ى دانشجويى كه در ماه رمضان داريم، اولاً در پاكى و طراوت و طهارت فضاى اين جلسه است؛ يك عده جوان، با دلهاى پاك و در فضاى قدسى ماه مبارك رمضان اينجا گرد مى‏آييد و مطالبى را - كه من خصوصيات آن مطالب را بعد اشاره خواهم كرد - مطرح ميكنيد كه حرفهاى از دل برآمده و ناآلوده‏ى به اهداف شخصى و سياسى و امثال اينهاست. به نظر من، امسال كه قدرى اين جلسه بيشتر به طرف آخر ماه هم افتاد، بيست‏وسه روز روزه گرفتيد و ان‏شاءاللَّه روزه‏دارى و گذراندن ايام ليالى متبرّك «قدر» و تلاوت قرآن، دلها و روحهاى شما را نورانيت بخشيده و اين نورانيت در اين جلسه منعكس ميشود.

خصوصيت دوم، طراوت دانشجويى و جوانى است كه در اين جلسه هست و براى امثال من، غير از استفاده‏اى كه احياناً از مطالب مطرح شده‏ى در اين جلسه خواهيم برد، اين استفاده را دارد كه از لحاظ روحى، طراوت همنشين به همنشينِ فرسوده‏ى كهنسالى مثل ما هم سرايت ميكند و ان‏شاءاللَّه به نيروى شما، ما نيرو ميگيريم. لذا جلسه را مغتنم ميشمارم و از دوستانى كه در اين جلسه بياناتى كرديد و دوستانى كه جلسه را مديريت كردند و كسانى كه قبلاً مقدمات اين جلسه را فراهم و آماده كردند، من از همه‏شان صميمانه تشكر مى‏كنم.

مطالبى كه در اين جلسه بيان شد و معمولاً در اين جلسات جوان و دانشجويى بيان ميشود، چند خصوصيت دارد كه ما با همين خصوصياتش، اين جلسه و بيانات را دوست ميداريم و مى‏پسنديم. يكى اين است كه در اظهارات و تراوشهاى ذهنىِ شما، عناصر نو وجود دارد و طراوت نوپردازى فكرى در اظهارات مجموعه‏ى جوانهايى كه در اين جلسه صحبت ميكنند، هست و اين مغتنم است. اين نكته و بقيه‏ى آن دو، سه نكته‏ى بعدى را كه عرض ميكنم، فقط براى اين نيست كه يك توصيفى از جلسه كرده باشيم؛ بلكه براى اين است كه توجه كنيد اين خصوصيات جزو مشخصه‏هاى بارز و جذاب محيط دانشجويى است و اينها بايد حفظ بشود. پس اولين مشخصه، همين نگاه نو به مسائل و احياناً تراوشهاى فكرى جديد و تازه‏اى است كه هست و اين را ما دوست ميداريم و لازم داريم.

خصوصيت دوم، نگاه و توقعات آرمانى است. اين را به شما عرض بكنم، بعضى از اين چيزهايى كه شما مطرح كرديد، اگر در چرخ و پرِ تحليل و بررسى قرار بگيرد، چيزى از آن باقى نميماند؛ ليكن چون نگاه و توقع، نگاه آرمانى است، اين مطلوب است. ممكن است دسترسى به يك آرمان ميسّر هم نباشد، اما رها كردن آن آرمان هم، جايز نباشد. لذا نگاه آرمانىِ شما و توقعاتى كه ناشى از اين نگاه هست، اين براى ما مطلوب است؛ اين را ميخواهيم و بايد باشد.

خصوصيت سوم، زبان انتقادى و طلبگارانه است؛ نبادا كسى تصور كند كه اگر اين زبان انتقادى حتّى يك كمى تلخ هم باشد، حالا بنده كه اينجا نشسته‏ام، ناراحت خواهم شد، نه؛ اتفاقاً خودِ اين زبان انتقادى هم برخاسته‏ى از همان نگاه و توقعات آرمانى است؛ راضى نبودن به آنچه كه داريم، معنايش ميل و گرايشِ رسيدن به آن چيزى است كه نداريم و اين درست همان چيزى است كه ما ميخواهيم.

بنابراين هم «فكر نو»، هم «نگاه و توقعات آرمانى» و هم «زبان ويژه‏ى برخاسته‏ى از آن نگاه» را داشته باشيد؛ اينها چيزهاى خوبى است. و اگر اين خصوصيات محفوظ بماند، آن وقت جوانِ دانشجو نقش موتور را در يك قطار ايفا خواهد كرد؛ به حركت درآورنده، پيش‏برنده و جهت‏دهنده خواهد بود. و الّا اگر جوانها هم به وضع موجود - يعنى آنچه كه هست - قانع و راضى باشند، ديگر پيشرفتى متصور نخواهد بود؛ بايد دائم بخواهند به نقاطى كه دست نيافته‏اند، دست پيدا كنند.

دو، سه تا نكته در خلال اظهارات شماها بود كه لازم است من اينها را عرض بكنم؛ يعنى واقعاً لازمه‏ى دفاع از انصاف هست كه اين را بگوييم. اين كه گفته شود در مبارزه‏ى با فساد يا اجراى اصل چهل‏وچهار هيچ كارى انجام نگرفته، نه؛ اين طورى نيست. كارهاى زيادى انجام گرفته و دارد انجام ميگيرد. من به آنچه كه انجام گرفته، قانع نيستم، از مسئولان بالاى كشور مرتب سؤال ميكنم و از آنها ميخواهم و مطالبه ميكنم. ليكن اين به معناى آن نيست كه آنها در اين جهت حركت نميكنند، نه؛ واقعاً كار دارد انجام ميگيرد و پيشرفتهاى خوبى هم داشته‏اند؛ بخصوص در اين يك سال اخير، واقعاً كارهاى خوبى انجام گرفته است. البته شما بخواهيد؛ شما نگوييد كارى انجام نگرفته، اما جداً بخواهيد و مطالبه كنيد؛ اين، آن چيزى است كه ما مايليم.

يك نكته‏ى ديگرى كه من در خلال اظهارات شما دوستان ديدم، اين است كه گويا اين‏گونه تصور ميشود كه عقبه‏ى كارشناسى دولت نهم، عقبه‏ى ضعيفى است يا اصلاً چنين عقبه‏اى وجود ندارد! من كه هر روز حدود شايد شانزده، هفده تا روزنامه را با گرايشهاى مختلف از جريانهاى مختلف كشور مرور ميكنم و مى‏بينم، اين، عيناً يكى از همان نقاطى است كه جريانهاى مخالف با اين دولت مورد تأكيدشان است. ما تصور ميكرديم كه اين‏گونه اظهارات و شايعه‏پراكنيها خيلى تأثير ندارد، اما حالا مى‏بينيم نه، بى‏تأثير هم نبوده است! يعنى شما كه دانشجو و جزو قشر زبده و نخبه هستيد، واقعاً تصور ميكنيد كه دولت، عقبه‏ى كارشناسى ندارد! نميشود چنين قضاوتى بكنيد، اين‏طور نيست. يا مثلاً در اظهارات شما بود كه: تغييراتى كه در دولت انجام ميگيرد، تا آن اعماق بدنه‏ى اجرايى، تغيير ايجاد ميشود! اين‏گونه نيست. خوب، دولتهاى متعدد و پى‏درپى‏اى با من سروكار داشته‏اند و من با آنها كار كرده‏ام؛ نوع كارشان، نوع تحركشان، نوع اقدامهايشان و تعويضهايشان را ديده‏ام؛ اين ايرادى كه تقريباً يكى از سرلوحه‏هاى مخالفان - حالا مخالفان مذاقى، سياسى و هر چه هست - با اين دولت هست و مطرح ميكنند، من به هيچ‏وجه تأييد نميكنم؛ اين‏طورى نيست. البته تغيير و تبديلهايى در همه‏ى دولتها شده است؛ در بعضى دولتها بيشتر و در بعضى كمتر. و اين دولت نهم، جزو آن بيشترها نيست. از اين تغييرات وسيعتر و عميق‏تر فراوان داشتيم. اين شايعات روزنامه‏اى و اينها را خيلى ترتيب اثر ندهيد.

حالا اينجا يك نكته‏ى اساسى مطرح ميشود كه من هميشه در مواجهه‏ى با دانشجويان، روى آن تكيه ميكنم؛ و آن، «پيدا كردن قدرت تحليل مسائل و جريانهاى مهم كشور» است. سياست در دانشگاهها - كه بنده هميشه روى آن تأكيد كرده‏ام - به اين معناست. ما دو كار سياسى داريم: سياست‏زدگى و سياست‏بازى؛ اين يك‏جور كار است. اين را من به هيچ‏وجه تأييد نميكنم؛ نه در دانشگاه و نه در بيرون دانشگاه؛ بخصوص در دانشگاه. يكى هم سياستگرى است؛ يعنى حقيقتاً فهم و قدرت تحليل سياسى پيدا كردن؛ كه يكى از وظايف تشكلهاى دانشجويى اين است. من تأكيد ميكنم، تشكلهاى دانشجويى - كه عمده نمايندگان آنها، در اينجا تشريف داريد - نوع برنامه‏ريزى و كار را به كيفيتى قرار دهيد كه دانشجو قدرت تحليل سياسى پيدا كند؛ هر حرفى را به آسانى نپذيرد و هر احتمالى را به‏آسانى در ذهن خودش راه ندهد يا رد نكند؛ اين قدرتِ تحليل سياسى، خيلى مهم است. ما غالباً چوب اين را خورده‏ايم؛ نه ما، بلكه ملتهاى ديگر هم بر اثر خطاها و خبطهايى در فهم سياسى‏شان، گاهى مشكلات بزرگى را از سر گذرانده‏اند. اين، يك مسئله‏ى مهم است.

يك نكته‏ى ديگر هم وجود دارد و آن «عمق بخشيدن به معرفت دينى» در بين دانشجويان است. بر روى اين هم من اصرار دارم و بارها هم اين گفته شده؛ منتها بدنه‏ى دانشجويى، بدنه‏ى متبدّلى است و به شما هم بايد عرض بكنيم. كافى نيست كه ما از لحاظ عاطفى و احساسى، به دين و مظاهر دينى علاقه‏اى داشته باشيم يا علاقه‏اى نشان بدهيم. يك وقت هم كه وقت استفاده‏ى از تعليم و معرفت دينى است، بمانيم و نتوانيم وظيفه‏مان را تشخيص بدهيم يا از آن ايمان، پشتوانه‏اى براى عمل پيدا كنيم؛ اين كافى نيست. بايد كار معرفتى عميق انجام بگيرد.

ببينيد جوانان عزيز! آنچه كه امروز اتفاق افتاده است، اين نيست كه يك دولتى در كشورى با مواضع خاصى بر سر كار آمده، مثل اينكه هر دولتى يا هر كشورى يك مواضع خاص سياسى دارد؛ مسئله‏ى ما و مسئله‏ى جمهورى اسلامى اين نيست، مسئله‏ى يك پديده‏ى عظيم و بتدريج توسعه‏يابنده و ريشه‏دواننده‏ى در يك بخش مهمى از دنياست؛ تشكيل يك نظامى كه معنويت، جزو بافت اصلى آن محسوب ميشود. اين يك پديده‏ى بسيار مهم و مورد نياز بشريت هم هست، كه مورد استقبال قرار گرفته است و بيشتر هم خواهد شد. نظامى كه بر اساس تفكر و معرفت اسلامى بر سر كار بيايد، نظامى است كه مسائل معنوى انسان، جزو عناصر اصلى آن خواهد بود. خصوصيت اين نظام، اين نيست كه به مسائل مادى توجه نخواهد كرد و هدفش را فقط معنويات قرار خواهد داد، نه؛ اين يك مغالطه و نشانه‏ى غلط دادن است؛ كه در تبليغات جهانى عليه ما، اين نشانه داده ميشود. به هيچ‏وجه اين‏گونه نيست؛ بلكه معناى تشكيل چنين نظامى، اين است كه عنصر گمشده‏ى از ميان بشر، يعنى عنصر «معنويت» - كه تحت تأثير پنجه‏ى قدرتمندِ قدرتمندان عالم است - به زندگى بشريت برميگردد. همچنانى كه انسان به نان و هوا و غذا و صنعت و علم و پيشرفت و لذايذ زندگى نيازمند است، به ايمان و تقوا و پاكى و پاكدامنى و طهارت دل و نورانيت دل و مجذوب معارف الهى شدن هم نيازمند است؛ به اخلاق حسنه و مكارم اخلاقى هم نيازمند است. اين بخش دوم را پنجه‏ى مؤثر قدرتمندان مادى دنيا، بتدريج از ميان بشريت دور كردند؛ صد سال پيش مثل امروز نبوده؛ دويست سال پيش باز بهتر بوده است. اين خاصيت يك نظام ويژه در وضع كنونى جهان است. اين نظم موجود جهان - كه از صد سال، صدوپنجاه سال، دويست سال قبل قوّت گرفته - اقتضائش همين بوده كه دامن معنويت بتدريج از فضاى زندگى انسان جمع بشود و اين به ضرر بشريت تمام شده است. بشر به پيشرفت علمى نيازمند است، به اكتشافات پى‏درپى - همچنان كه امروز بشر سرگرم اين اكتشافات است و پيشرفتهاى شگفت‏آورى دارد - نيازمند است؛ اما در كنار معنويت. خوب، نظام اسلامى هم، آن نظامى است كه ميخواهد اين عنصر گمشده‏ى از تمدن و حيات بشرى را به محيط زندگى بشر برگرداند. اين در بيان، كارِ آسانى است؛ اما در عمل، هم كار مشكلى است، هم معارضانِ خيلى گردن‏كلفتى دارد. همه‏ى كسانى كه منفعتشان در دنيا با ايجاد جنگ همراه است، با اين مخالفند؛ همه‏ى كسانى كه كار و بارشان در دنيا با ترويج سكس سكه ميشود، با اين مخالفند؛ همه‏ى كسانى كه ميخواهند سررشته‏ى ثروتهاى حياتى ملتها را به دست گيرند، با اين مخالفند؛ همه‏ى كسانى كه قدرت‏طلبى برايشان هدف اصلى است - در حكومتهاى كوچك و بزرگ دنيا - با اين مخالفند. يعنى معارضانِ گردن‏كلفتى دارد.

خوب، حالا اين نظام در ايران آغاز به كار كرد؛ كلنگش زده شد، بنايش به وجود آمد، تعاليم اوليه‏اش هم مثل مصالح ابتدايى كار، پاى كار ريخته شد و به نحوى، سازندگى و بنّايىِ آن هم شروع شد. اولاً يك نظام مثل يك بنا، مرده نيست؛ مثل يك موجود انسانى است؛ كمبودهايى پيدا ميكند و ميتواند اين كمبودها را جبران كند؛ اگر غفلت كند، جبران نخواهد شد؛ اگر دقت كند و تلاش و سعى كند، زودتر و بهتر جبران خواهد شد؛ يعنى مثل يك موجود پويا و پيش‏رونده. يك نظام انسانى، اين‏چنين است. بنابراين ما داريم با چالش پيش ميرويم. و البته قضاوت من اين است كه ما به طور محسوسى هم در همان جهت اهداف و آرمانهاى اسلامى اين نظام پيش رفته‏ايم. يكى از دلائلش اين است كه امروز نسل سوم و چهارم انقلاب، با آرمانهاى اسلامى آشنا و به آن علاقه‏مند است و گرايشش به مظاهر اسلامى زياد است، و اين آمادگى را دارد كه اگر تجربه‏اى در كشور به وجود بيايد كه كارهاى دشوار را از اين نسل بخواهد، آنها را انجام بدهد؛ مثل دوره‏ى جنگ تحميلى. يعنى اين‏طور نباشد كه بعضى وضع كنونى ما را با دوران جنگ تحميلى مقايسه كنند؛ دوران جنگ تحميلى، يك آزمايش و كوره‏ى عملى بود؛ اگر در هر كشورى آن‏چنان وضع و آزمايشى به وجود آيد، جانهاى تشنه و آماده‏ى به كار ميآيند و استعدادها به فعليت ميرسند. امروز آن شرايط وجود ندارد؛ اما اگر به وجود آيد، همان وضعيت پيش خواهد آمد؛ آن چيزى كه من دارم مشاهده ميكنم، اين است.

ما پيشرفت داشته‏ايم و در اين ريزش و رويشى كه نظام اسلامى دارد، مجموعاً رويش ما از ريزشمان بيشتر بوده است و پيش رفته‏ايم؛ علاوه بر اينكه در ميدانهاى گوناگون ديگر - ميدانهاى علمى و غيره كه شماها گفتيد و ميدانيد و بيان شد - پيشرفتهاى زيادى داشته‏ايم. ولى همچنان كار در ابتداى خود قرار دارد؛ ما اولِ راهيم؛ ما ابتداى راهيم. اولاً بايد نظام را از لحاظ مبانى معرفتى‏اش كامل كنيم. ثانياً بناى نظام را بايد بر اساس آن مبانى معرفتى كامل كنيم؛ يعنى نظام اسلامى، دولت اسلامى و كشور اسلامى، هر كدام مترتب بر همديگر است؛ اينها همه يكسان و يك چيز نيستند. تا كشور، اسلامى بشود، ما خيلى كار داريم. تا مكارم اخلاق اسلامى و دانشگاه اسلامى - همين توقعاتى كه شما داريد و آرزوهاى بلندى كه به حق در نسل جوان ما هست - تحقق پيدا كند، راه طولانى‏اى داريم. اينكه ميگويم اول كار هستيم، يكى از نشانه‏هايش اين است. و از طرف ديگر، اين فكر، فكرى نيست كه در چهارچوب حصار جغرافيايى يك كشور بگنجد و بتواند بماند؛ اين، به طور طبيعى بايد انتشار پيدا بكند و عقبه‏ى عاطفى و فكرى ملتها را براى خودش كسب كند. البته از اول انقلاب، موارد متعددى از اين را ما ديده‏ايم و پيش آمده است؛ امروز هم همين است؛ منتها احتياج دارد كه اين عقبه، هر چه بيشتر استمرار داشته باشد.

براى اينكه ما بتوانيم به اين آينده‏هاى مطلوب برسيم، احتياج به نسل جوانِ باهمتِ پُرانگيزه‏ى مؤمنِ تلاشگرِ كاردانِ راه‏بلد داريم. يكى از شرايط اصلى‏اش مؤمن بودن و متقى بودن است؛ اينكه ميگوييم تشكلهاى اسلامى و محيطهاى دانشجويى، معارف و معرفت اسلامى را در خودشان عمق ببخشند، براى اين است كه بتوانند اين بار سنگين را بر دوش بگيرند و به منزل برسانند؛ والّا نميشود. اين نكته و حرف اصلى ما با مجموعه‏هاى دانشجويى است.

البته اين را هم ما اضافه بكنيم كه مجموعه‏هاى دانشجويى - كه پايه‏ى اسلامى و پايه‏ى معرفتى دارند - در داخل دانشگاه، كارى نكنند كه رقابتهاى آنها يا معارضه‏هايى كه به نام رقابت انجام ميگيرد، به تضعيف قواى اين مجموعه‏هاى مؤمن بينجامد. اين مجموعه‏ها همديگر را حفظ كنند. من نميگويم همه يك‏جور فكر كنند، همه يك‏جور سليقه داشته باشند؛ نه ممكن است، نه لازم؛ ليكن از معارضه و تضعيف يكديگر جداً خوددارى كنند. امروز اين براى شماها روشن است. ممكن است ده، پانزده سال قبل از اين، براى محيط دانشجويىِ آن روز روشن نبود و بايد مكرر گفته ميشد و ميگفتيم؛ اما امروز شما اين را ميدانيد. دشمن به طور ويژه، بر روى جريانهاى دانشجويى، سرمايه‏گذارى ميكند؛ تا بتوانند در محيطهاى دانشجويى نفوذ و رخنه كنند و براى خودشان سربازانى را در آنجا تدارك ببينند. اين كار با نامهاى مختلف دارد انجام ميگيرد. امروز سرويسهاى جاسوسى امريكا و اسرائيل حتّى حرفى ندارند كه به تشكلهايى در دانشگاههاى ايران كمك مالى بكنند كه اين تشكل به حسب ظاهر، وابسته‏ى به توده‏ايهاى سابقند. اين در دانشگاههاى شما وجود دارد. مجموعه‏ها و گروههاى دانشجويى كه تشكيل‏دهندگان و تغذيه‏كنندگان اينها همين توده‏ايهاى چند سال قبل از اين هستند - كه يك مدتى هم به تلويزيون آمدند و توبه و انابه و گريه كردند و از بزرگان نظام طلب بخشش كردند - امروز بعد از آنكه اردوگاه ماركسيزم به‏كلى متلاشى شده و غلط بودنِ آن حرفها، ايده‏ها و فكرها، با آن فلسفه‏نماها، بر همه ظاهر و مبرهن شده و ديگر وجود اين جريان چپ، معنايى ندارد؛ اما در عين حال مى‏بينيم كه اينها را نگه ميدارند و حفظ ميكنند؛ چون احتياج دارند؛ يعنى براى معارضه‏ى با جريان دانشجويى اصيل و سالم - كه همان جريان اسلامى و پايبند به معنويت و مفتخر به ايرانى بودن خود است - حاضرند زير هر نامى، دانشجو را فعال كنند؛ زير نام توده‏اى، سلطنت‏طلب و نامهاى گوناگون. شماها بايد متوجه باشيد. مسئوليت شما سنگين است؛ هم بايد درس را بخوانيد، هم محيط سياسى‏تان را بشناسيد، هم روى محيط سياسى اثر بگذاريد و هم خودتان را از لحاظ فكرى و روحى آماده كنيد براى فردايى كه بلاشك وزن اين نظام متكى به معنويت - يعنى نظام جمهورى اسلامى - در معادلات جهانى بين‏المللى، ده برابر امروز خواهد شد. مطمئن باشيد كه ما چنين روزى را در پيش داريم و شما جوانهاى امروز، آن روز را خواهيد ديد. على‏القاعده آن روز ماها نيستيم؛ اما شماها هستيد و خواهيد ديد آن روزى را كه وزن و ثقل و اهميت جمهورى اسلامى در معادلات جهانى - چه از لحاظ سياسى، چه از لحاظ علمى و چه از لحاظ بيان افكار سازنده - ده برابر امروز است. بايد خودتان را ان‏شاءاللَّه براى آن روز آماده كنيد.

از خداوند متعال مسئلت ميكنيم كه همه‏ى شماها را حفظ كند و ذخيره‏هاى ارزشمند آينده قرار بدهد و توفيق رشد روزافزون به همه‏ى شماها عنايت فرمايد، و ان‏شاءاللَّه خداوند شما را به پدر مادرهايتان ببخشد.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏

 

 
 Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved