بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک Instagram

 

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار علما و روحانيون كرمان‏

11/ 2/ 84

بسم الله الرحمن الرحیم

خداى متعال را بسيار سپاسگزارم از اين‏كه اين توفيق دست داد تا بتوانم در جمع علماى محترم و طلاب و فضلاى عزيز شهر و استان كرمان حضور پيدا كنم و سوابقى كه من با حوزه‏ى كرمان و دوستان روحانىِ كرمانى در طول ساليان متمادى - بيش از چهل سال - داشته‏ام، در اين جمع تجديد خاطره شود.

جلسه‏ى امروز ما هم صميمى است. اگرچه جناب آقاى جعفرى با بيان فصيح و زبان طَلِقِ خودشان شكل جلسه را قدرى رسمى كردند، ليكن جلسه، صميمى و خودمانى و دوستانه است. جلسه، متنوع هم برگزار شده؛ هم تلاوت قرآن بود، هم سرود بود، هم سخنرانى جناب آقاى جعفرى بود، و هم اشعار خوبى خوانده شد؛ منتها تنها عيبش اين بود كه درباره‏ى اين حقير بود؛ كه اگر اين عيب را نمى‏داشت، حتماً جاى تحسين داشت؛ بخصوص بعضى از ابياتش.

قرآن هم خيلى خوب خوانده شد. در بين طلاب علوم دينى، خيلى كمياب است كه كسى با صداى خوش، قرآنِ صحيح بخواند. ايشان، هم صدايشان خوب بود و هم قرآنِ صحيح و تجويدى و با آداب تلاوت كردند. سرود هم خوب بود. البته در آن بند تكرارى حتماً كلمه‏ى «ناجى» را برداريد و به جايش «منجى» بگذاريد؛ چون در اين‏جا «ناجى» غلط است.

به جوان‏هاى عزيز توصيه مى‏كنم كه اگر سرود مى‏خوانيد - كه خيلى هم خوب است بخوانيد؛ چون سرود وسيله‏ى تبليغىِ بسيار خوبى است و باب جوانان و نوجوانان است - سعى كنيد مفاهيم سرود را غنى و برگرفته‏ى از آيات، روايات و مفاهيم عالى‏يى كه درباره‏ى حضرت بقيةاللَّه (ارواحنافداه) وجود دارد، قرار بدهيد. البته بعضى از فقرات اين سرود همين‏طور بود و مضامين خوبى هم داشت، ليكن حتماً سعى كنيد فراتر از سرود معمولى‏يى باشد كه يك عده جوان آن را مى‏خوانند. مضامين بايد قوى و اسلامى باشد و به عدل آن حضرت اشاره كند؛ به نياز عالم بشريت - بلكه عالم وجود - به وجود آن بزرگوار اشاره كند؛ به وضعيتى كه امروز دنيا و بشر به آن گرفتار است، اشاره كند؛ كه اين اميد و انتظار و آرزو وجود دارد كه اوضاع به مسير طبيعى زندگى بشر - كه مسير عدالت و حركت به سمت توحيد است - برگردد. به هرحال جلسه‏ى بسيار خوبى است.

آشنايى بنده با حوزه‏ى علميه‏ى كرمان خيلى قديمى است. اول بار در سال 42 به مدرسه‏ى معصوميه - كه جناب آقاى جعفرى از آن اسم آوردند - آمدم و اين مدرسه را زيارت كردم و سه روز ميهمان جناب آقاى حجتى شدم، كه ايشان آن وقت در اين‏جا مستقر بودند. ماه رمضان براى منبر به زاهدان مى‏رفتم، كه به‏خاطر آقاى حجتى و مرحوم آقاسيد كمال شيرازى سه روز در مدرسه‏ى معصوميه‏ى كرمان ماندم و اوضاع حوزه‏ى علميه و طلاب آن را از نزديك ديدم و با چهره‏هايى آشنا شدم كه بحمداللَّه بعضى از آنها هستند؛ همين آقاى دعايىِ خودمان كه تشريف دارند، و آقاى فهيم كه در قم هستند؛ آن وقت اينها طلابِ تازه‏واردِ آن حوزه بودند. حوزه‏ى علميه كانون اصلى مبارزه بود. بين حجره‏ى آقاى حجتى در مدرسه‏ى معصوميه و درِ مدرسه، جوان‏هايى تردد مى‏كردند؛ اعلاميه مى‏گرفتند، كاغذ مى‏دادند، دستور مى‏گرفتند، راه مى‏رفتند. اين رفت و آمدها قطع نمى‏شد؛ مرتب من مى‏ديدم افراد در حال تحرك دائمى هستند. حوزه هم سر و سامانى داشت. مرحوم آيت‏اللَّه آشيخ على‏اصغر صالحى (رضوان‏اللَّه‏عليه) رئيس حوزه و مورد احترام همه بودند. همين آقايانى كه الان تشريف دارند و جزو پيرمردها هستند، آن روز جوان‏هاى حوزه بودند. آقاى نيشابورى مديريت حوزه و فعاليت فراوان حوزه را بر عهده داشتند. در واقع ايشان و بعضى از دوستان ديگرى كه الان چهره‏هايشان را مى‏بينيم، همه كاره‏ى آقاى صالحى بودند. حوزه‏ى خوب و گرمى بود و صادرات خوبى هم داشت. اين حوزه چهره‏هاى باارزشى را اول به قم و بعد هم به كل كشور صادر كرد.

امروز وظايف حوزه بمراتب از وظايف حوزه در آن روز سنگين‏تر است. البته بعد از آن سال‏ها من ديگر از حوزه‏ى كرمان خبرى نداشتم؛ اما با روحانيت كرمان آشنا بوده‏ام؛ بارها به كرمان آمدم و در همين مسجد جامع منبر رفتم. كرمان علماى محترم و روحانيون و وعاظ خوبى داشت كه مردم را هدايت مى‏كردند؛ جوان‏ها از اينها راضى بودند؛ در ميدان مبارزه وارد بودند و شخصيت‏هاى نظيف و نزيهى به‏حساب مى‏آمدند. البته از آن گذشتگان كمتر كسى باقى مانده. بعضى از دوستان را امروز زيارت كردم؛ بعضى هم شنيدم كسالت دارند و در منزل هستند؛ خداوند ان‏شاءاللَّه به آنها هم شفاى عاجل عنايت كند.

امروز وظايف حوزه‏هاى علميه با گذشته تفاوت‏هاى زيادى كرده است. حوزه‏ى علميه فقط براى اقامه‏ى جماعت نيست. منبر رفتن به صورت سنتى هم اگر محتواى عالى و پُر مغزى نداشته باشد، كافى نيست. امروز شما ببينيد وسايل تبليغ در دنيا چقدر متنوع شده؛ اين طرفِ دنيا يك نفر جوان پاى يك دستگاه كوچك مى‏نشيند و افكار، تصورات، تخيلات، پيشنهادهاى فكرى و پيشنهادهاى عملى را از سوى هر كسى - بلكه هر ناكسى - از آن طرفِ دنيا دريافت مى‏كند. امروز اينترنت و ماهواره و وسايل ارتباطىِ بسيار متنوع وجود دارد و حرف، آسان به همه جاى دنيا مى‏رسد. ميدان افكار مردم و مؤمنين، عرصه‏ى كارزار تفكرات گوناگون است. امروز ما در يك ميدان جنگ و كارزار حقيقىِ فكرى قرار داريم. اين كارزار فكرى به‏هيچ‏وجه به زيان ما نيست؛ به سود ماست. اگر وارد اين ميدان بشويم و آنچه را كه نياز ماست - از مهمات تفكر اسلامى و انبارهاى معارف الهى و اسلامى - بيرون بكشيم و صرف كنيم، قطعاً بُرد با ماست؛ ليكن مسأله اين است كه ما بايد اين كار را بكنيم.

امروز حوزه‏هاى علميه وظيفه‏ى هدايت قشرهاى گوناگون را در سطوح مختلف بر عهده دارند. البته من اعتقاد دارم كه تبليغ سنتى ما - كه مسجد و منبر و سخنرانىِ روبه‏روست - بديل ندارد؛ اين را بايد حفظ كنيم. اين‏كه شما بنشينيد بايك نفر روبه‏رو صحبت كنيد؛ نگاه شما به او بيفتد، نگاه او به شما بيفتد و نفس گرم شما به او برسد، اين چيز خيلى خوبى است؛ اين را بايد حفظ كنيم؛ ليكن اين كافى نيست. امروز وسايل تبليغ نوشتارى و گفتارى به‏قدرى متنوع و زياد است كه اگر روحانيت دين از اين قافله عقب بماند، قطعاً يك خسارت بزرگ تاريخى براى او پيش خواهد آمد.

جناب آقاى جعفرى فرمودند كه مرحوم شهيد مطهرى (رضوان‏اللَّه‏عليه) در ميدان مبارزه‏ى با افكار التقاطى فعال بود؛ حقيقتاً هم پهلوانِ اين ميدان بود؛ اما شهيد مطهرى چرا موفق شد؟ چرا اين اثر عميق و گسترده را از جهت ايجابى و سلبى در جامعه‏ى فكرى ما گذاشت؟ چون براى آماده‏سازى خود، تلاش فراوان علمى كرده بود؛ بعد هم براى خرج كردنِ اين ذخيره‏ى علمى، به هيچ‏وجه سستى و كوتاهى نكرده بود. مرحوم مطهرى آرام نداشت؛ مرتب مشغول يادداشت كردن، تنظيم يادداشت، مرتب كردن سخنرانى‏هايى كه خود او انجام داده بود، به‏دست آوردن شوائب گوناگون و نوبه‏نو در زمينه‏هاى فكر و انديشه‏ى مذهبى و دينى، و پاسخگويى به انحرافات بود. در اين مرد اصلاً تنبلى وجود نداشت؛ لذا با آن ذخيره‏ى علمى و كارآمدىِ عملى توانست اثر بگذارد. امروز ما حقيقتاً ريزه‏خوار سفره‏ى انعام فكر شهيد مطهرى هستيم - در اين هيچ ترديدى نيست - و فضاى فكرى جامعه همچنان مرهون فكر او در زمينه‏هاى گوناگون، چه در زمينه‏هاى فلسفى، چه در زمينه‏هاى اجتماعىِ دينى، و چه در زمينه‏هاى سياسىِ دينى است. ما امروز به ايشان احتياج داريم؛ ولى آن هم باز كافى نيست. خيلى از حرف‏ها جديدتر و تازه‏تر است؛ خيلى از شائبه‏ها و اشكالات و شبهات بعد از حرف‏هاى شهيد مطهرى به‏وجود آمده؛ بايد براى اينها آماده‏ى پاسخ بود؛ لذا حوزه‏هاى علميه وظيفه‏ى سنگينى برعهده دارند.

پس اولين چيزى كه در حوزه‏هاى علميه لازم است، عمق بخشيدن به تحصيل دينى است؛ بايد درس خواند، بايد كار كرد. حوزه‏هاى علميه بايد صادرات فكرى داشته باشند؛ بايد روحانىِ عالم و فرزانه تربيت كنند؛ بايد روحانىِ پاكيزه و پاكدامن پرورش دهند؛ بايد روحانيونى پرورش دهند كه با مسائل سياسىِ عالم آشنا باشند و دنيا را بشناسند. يكى از اشكالات كار ما، نشناختن وضع زمانه است. بعضى‏ها علم و تقوا هم دارند، اما در عين حال نمى‏توانند جايگاه و سنگرى را كه بايد در آن بايستند و كار كنند، بشناسند؛ مثل كسى كه در بين جبهه‏ى خودى و دشمن، سنگر و جايگاه خودش را گم مى‏كند و جهت دشمن را اشتباه مى‏كند؛ آتش هم مى‏گيرد، اما گاهى آتش را روى سر دوستان مى‏ريزد. نشناختن فضاى جغرافياى سياسى و فكرى دنيا و همچنين نقطه‏ى تمركز و خط نگاه و امتداد تير دشمن - كه از كمان حقد و كينه‏ى او پرتاب مى‏شود - ما را خيلى دچار اشكال مى‏كند. بايد در زمينه‏ى علمى كار كنيم؛ در زمينه‏ى سياسى هم براى خودمان آگاهى درست كنيم؛ خود را پاكيزه كنيم و از لحاظ شخصى هم اهل تزكيه باشيم. روحانى، مظهر پاكى و پاكيزگى است.

امروز يكى از آماج‏هاى حملات دشمنان بلاشك روحانيت است. روحانيت را با كلّيتش مى‏خواهند از بين ببرند؛ در اين هيچ ترديد نكنيد. درست است كه در بين روحانيون كسانى را براى آماج قرار دادن، هدف قرار مى‏دهند و برايش اولويت قائل مى‏شوند؛ اما در نهايت، از نظر دشمن، كليّت روحانيت مخل و مضر و مزاحم است؛ چون روحانيت پايبند به معارف دينى است، مگر آن روحانى‏يى كه به‏طور كامل در دام شيطان غلتيده باشد؛ كه البته چنين چيزى هم خيلى كم اتفاق مى‏افتد. امروز روشنگرىِ دينى مهمترين زرهى است كه جامعه‏ى اسلامى ما مى‏تواند بر تن خودش بكند و در مقابل حملات دشمن بايستد؛ لذا با روحانيت و حضور فعال روحانى مخالفند. اگر روحانىِ مؤمن و فعال و كارآمد و هوشمند و هوشيارى باشد، با او بيشتر مخالفند و او را بيشتر آماج حملات خودشان قرار مى‏دهند. لذا امروز حفظ حوزه‏هاى علميه و تربيت طلاب فاضل و علماى بزرگ يك وظيفه‏ى اساسى است؛ اين وظيفه در كرمان هم وجود دارد، در شهرستان‏هاى اين استان هم وجود دارد، در همه جاى كشور هم وجود دارد. بايد فضلاى آگاه، عالم، فقيه، فيلسوف، متكلم، مفسر و محدث كه در عين حال با مسائل جهان و تاريخ و عملكردهاى دشمن آشنا باشند، در حوزه‏هاى علميه تربيت شوند. براى اين هدف بايد فكر كرد.

امروز خوشبختانه برخى از حوزه‏هاى بزرگ ما از اين لحاظ پيشرفت‏هاى زيادى داشته‏اند. امروز حوزه‏ى قم، حوزه‏ى بسيار بابركت و باعظمتى شده است. امروز حوزه‏ى قم از جهت تنوع، نوآورى، آشنايى با مسائل روز و در برخى از موارد حتّى از جهت تعمق، از گذشته‏ى خود جلوتر است. حوزه‏ى قم، حوزه‏ى بسيار بابركتى شده است؛ ليكن اين كافى نيست. حوزه‏ها در همه‏ى نقاط كشور بايد رونق پيدا كنند و علماى بزرگ در حوزه‏ها مستقر شوند؛ همچنان كه بودند. در همين استان كرمانِ شما من بعضى از علما و فقهاى بزرگ را زيارت كرده بودم؛ در كرمان، مرحوم آقاى صالحى؛ در رفسنجان، مرحوم آقاى غروى و مرحوم آقاى نجفى؛ اينها مجتهدان مسلّم بودند؛ تحصيلكرده و درس‏خوانده بودند. در شهرستان‏هاى ديگر هم علماى بزرگ و محترمى بودند كه بنده آنها را از نزديك نديده بودم و نمى‏شناختم. فضلاى درس‏خوانده و برجسته‏ى حوزه‏ى قم بعد از پايان تحصيلاتشان و بعد از گرفتن توشه‏ى لازم بايد برگردند و در اين حوزه‏ها مستقر شوند و اين حوزه‏ها را بسازند.

شما ملاحظه كرديد كه آقاى جعفرى در گزارش خود گفتند از دو هزار و پانصد مسجد استان، پانصد مسجد چون امام جماعت دارد، پس فعال است؛ يعنى دو هزار مسجد امام جماعت ندارد. اگر اين آمار را درست شنيده باشم، آمار خوبى نيست. بسيارى از جاها مسجد ندارد. يقيناً روستاها و نقاط دورافتاده‏يى وجود دارد كه مردم مؤمن و جوان‏هاى بااستعدادى در آن‏جا زندگى مى‏كنند، اما مسجد و روحانى و ملجأ ندارند؛ بايد براى آنها كار و تلاش كرد.

امروز روحانيون در بخش‏هاى گوناگون حضور دارند، كه در گذشته امكان حضور آنها نبود - مثل اداره‏ها، كارخانه‏ها، پادگان‏ها و دانشگاه‏ها - بنابراين بايد متاع قابل عرضه‏يى آماده كرد و به اينها داد. خوشبختانه در معارف اسلامىِ ما متاع قابل عرضه‏ى ارزشمندِ داراى زايندگى از لحاظ معرفتى، فراوان است. اگر كتابهاى آقاى مطهرى مورد مطالعه و مداقه قرار بگيرد، انبوهى از معارف را به ذهن و دل هر خواننده سرازير مى‏كند؛ اينها مهم و لازم است.

درباره‏ى مسائل عمومى كشور هم چند نكته عرض كنم. قانون اساسى ما بسيار خوب و پيشرفته است. قانون اساسى از جمله‏ى همان چيزهايى است كه دشمنان ما آن را آماج حملات خود قرار داده‏اند؛ چون اين قانون اساسى با اين خصوصيات و با اين تقسيم قدرت مى‏تواند كشور را به سامان برساند و جامعه را پيش ببرد. اين قانون اساسى مى‏تواند ضامن حفظ نظام اسلامى باشد؛ نظامى كه پاسخگوى نيازهاى مادى و معنوى انسان‏هاست. اين قانون اساسى مى‏تواند ذهن‏ها را اشباع و اقناع كند و جسم‏ها را به رفاه مادى برساند؛ مى‏تواند دنيا و آخرت مردم را آباد كند. بر اساس اين قانون اساسى، امروز كشور در حال حركت و پيشرفت است. نه اين‏كه نقص و ضعف وجود ندارد - بلاشك ضعف‏ها وجود دارد - منتها شما اگر وضعيت كشور و موقعيت استثنايىِ نظام جمهورى اسلامى را در نظر بگيريد، خواهيد ديد كه از اول انقلاب پيشرفت ما در همه‏ى زمينه‏ها، پيشرفت خوب، در بعضى جاها عالى، و در برخى از بخش‏ها قابل قبول بوده است.

موقعيت استثنايى جمهورى اسلامى به خاطر اين است كه در مقابل دنيايى كه قدرت اساسىِ مادىِ او در دست گرايش‏مندانِ به ماديگرى است - كه به هيچ حقيقت اخلاقى و معنوى و دينى اعتقادى ندارند - سر بلند كرده است. اين قدرتمندان نام مسيحيت را مى‏آورند و بظاهر اعتقاد به مسيحيت در بين اينها ابراز مى‏شود؛ اما از مفهوم مسيحيت به معناى يك دين الهى و اخلاق الهى در دستگاه سياسىِ حاكم بر دنياى استكبارى، دنياى ظلم - دنياى استكبارِ به معناى واقعى، دنياى تعدى و تجاوز و دنيايى كه از علم براى اين‏همه جرائم، حداكثر استفاده را مى‏كند - هيچ خبرى نيست. امروز علم دست كسانى است كه از بشريت بويى نبرده‏اند. علم و فناورى در خدمت اهدافى است كه صددرصد به زيان جامعه‏ى بشرى و به نفع سرمايه‏داران و ثروت‏اندوزان و قدرتمندان است.

اينها موفقيت‏هاى بزرگى هم به دست آورده بودند. حتّى در دنياى دو قطبى با همه‏ى اختلافاتى كه بين آنها بود، چون مبناى كارِ هر دو ماديگرى بود، در بسيارى از مسائل، جهتگيرى‏شان در نهايت، يك جهتگيرى بود. آنها هم در فكر استكبار بودند، منتها دنيا را تقسيم كرده بودند. اگر ملتى هم به فكر آزادى‏خواهى، استقلال و ايجاد يك نظام مستقل مى‏افتاد، آن‏روز دنياى ماركسيستى - و به گمان خودشان سوسياليستى - مى‏رفتند روى آنها دست مى‏گذاشتند و آنها را در پنجه‏ى اقتدار آهنين خودشان مى‏فشردند؛ كه ما ديده بوديم برخى از كشورهايى را كه ملتشان خون داده بودند، فداكارى كرده بودند، كار كرده بودند و انقلابى عليه يك طاغوت به‏وجود آورده بودند؛ اما بعد در دام ماركسيست‏ها افتاده بودند. فشارى كه بر آنها وارد مى‏آمد، از فشارى كه قبلاً بر آنها وارد مى‏آمد، اگر بيشتر نبود، كمتر نبود.

در مقابل يك چنين دنياى مادى، در مقابل يك چنين جبهه‏ى استكبارى، در مقابل دستگاه عظيم سياسى دنيا - كه بويى از معنويت نبرده است - نظامى بر پايه‏ى معنويت شكل گرفته؛ پرچم معنويت را بلند كرده؛ مردم را به خدا و معنويت دعوت مى‏كند؛ وعده‏ى بهروزى دنيوى را از راه گرايش به دين و تمسك به احكام و معارف الهى به آنها مى‏دهد و آزادى مردم و استقلال جامعه را با تمسك به دين تأمين و تضمين مى‏كند. وجود اين نظام براى آنها قابل تحمل نيست.

مسأله، تنها به يك كشور و يك ملت خاتمه پيدا نمى‏كند. امروز جمعيت دنياى اسلام يك پنجم جمعيت همه‏ى دنياست. مسلمانان در اكناف عالم تقريباً يك ميليارد و پانصد ميليون نفر جمعيت دارند. ده‏ها كشورِ مسلمان‏نشين [است] و ميليون‏ها نفر [مسلمان] در كشورهاى غيراسلامى زندگى مى‏كنند؛ اينها احساس كرده‏اند كه اسلام و دين و عقيده و گرايش و دلبستگى اعتقادى‏شان امروز مى‏تواند به مهمترين سؤالهاى مطرح در دنيا پاسخ دهد؛ اينها احساس هويت كرده‏اند. بدون اين‏كه ما در دنيا کاری كرده باشيم، نام انقلاب و نام امام، دنياى اسلام را فراگرفت. در هر نقطه‏يى از دنياى اسلام مسلمانى زندگى مى‏كرد، اگر كسى مى‏رفت، مى‏ديد نام امام، نام انقلاب، معارف انقلاب و شعارهاى انقلاب در آن‏جا مطرح است؛ اين، استكبار را ترساند. دشمنى‏ها با ما به‏خاطر اين است.

عده‏يى مى‏گويند دشمن‏تراشى نكنيد. اصل وجود و هويت جمهورى اسلامى دشمن‏تراشى مى‏كند؛ اصلِ اين‏كه پرچمى به نام اسلام بلند شود و ملتى با شعار معنويت در دنيا اعلام موجوديت كند، جلب دشمنى مى‏كند. ما بيش از اين، دشمن‏تراشى نكرديم. مبارزه و كارشكنى و موذيگرى عليه نظام اسلامى را هميشه آنها عليه ما شروع كرده‏اند؛ ما دفاع كرده‏ايم؛ منتها دفاع جانانه. دفاعى كرده‏ايم كه طرف مقابل فهميده است ما اقتدار دفاع از خود را داريم و بحمداللَّه موفق هم شده‏ايم. دنياى استكبار با وجود چنين نظامى مخالف است. اين مخالفت‏ها و موذيگرى‏ها ادامه هم خواهد داشت؛ ولى تنها راه علاج عبارت است از قوى شدنِ با ايمان، قوى شدنِ با علم، قوى شدنِ با فناورى، قوى شدنِ با ارتباطات اجتماعى، پيوندهاى ملى و همبستگىِ حقيقىِ آحاد ملت با يكديگر. وقتى در شما احساس قدرت كردند، حملات هم كاهش خواهد يافت؛ موذيگرى‏ها هم به‏طور طبيعى كم خواهد شد؛ همچنان‏كه شد.

در دنياى مادى براى اين‏كه بتوانند دشمن را از تهاجم به خود منصرف كنند، نيروى نظامى را تقويت مى‏كنند. آن روزى كه ابرقدرت‏هاى متعددى وجود داشت، آنها براى اين‏كه خود را از شر سلاح اتمىِ طرف مقابل حفظ كنند، سلاح اتمى توليد مى‏كردند؛ در حالى‏كه مى‏دانستند اين سلاح هرگز مصرف نخواهد شد؛ اما براى اين‏كه خودشان را مصون نگه دارند، سلاح اتمى را به عنوان تهديد حفظ مى‏كردند. اقتدار خود را در داخل تأمين مى‏كردند، براى اين‏كه در مقابل دشمن از خودشان صيانت و حفاظت كنند. اقتدارى كه ما مى‏توانيم در داخل به‏وجود بياوريم، با بمب اتمى و سلاح هسته‏يى و تقويت نيروى نظامى نيست. البته تقويت نيروى نظامى در حد متعارف لازم است؛ اما آنچه مى‏تواند ما را در مقابل تهاجم همه‏جانبه‏ى دشمنان در سطوح مختلف حفظ كند، همين فهرستى است كه عرض كردم: تقويت ايمان، تقويت علم، تقويت فناورى، تسلط بر فنون روز، پيشاهنگ شدن در توليد علم، شكوفايى استعدادهاى آحاد ملت و جوانان در رشته‏هاى مختلف - چه علوم انسانى، چه علوم طبيعى، چه انواع گوناگون علوم تجربى - همبستگى ملى و تقويت همدلى در ميان مردم؛ اينهاست كه مى‏تواند يك ملت را تقويت كند؛ مى‏تواند هم دنياى خودشان را آباد كند، هم آنها را از آسيب دشمنان محفوظ نگه دارد. اينها وسيله‏يى است براى حفظ و صيانت؛ ما بايد اينها را دنبال كنيم و خود را متعهد به انجام آن بدانيم.

روحانيت مى‏تواند نقش ايفا كند؛ هم خودسازىِ درونى، خودسازىِ علمى و عملى، هم تشويق جوانان و آحاد مردم به حضور در همين ميدان‏ها، و هم بالاتر از همه تقويت ايمان مردم؛ كه اين مهمترين كارى است كه ما معممين و روحانيون مى‏توانيم انجام دهيم. تقويت ايمان هم بيش از زبان، عمل لازم دارد؛ البته زبان و شيوه‏هاى تبليغ و روش‏هاى نو و محتواى عالى هم لازم دارد.

اميدواريم خداوند متعال همه‏ى ما را به وظيفه‏ى خود در اين زمينه موفق و مؤيد بدارد. ان‏شاءاللَّه خداوند حوزه‏ى علميه‏ى كرمان و علماى كرمان و مبلّغان كرمان و عناصر فعالِ روحانىِ كرمان را محفوظ بدارد و توفيق دهد و روزبه‏روز بر عمق و گستره‏ى اين حوزه بيفزايد.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏
 
 Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved