بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک Instagram

 

‏‏بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار اساتيد دانشگاه‏ها‏‏‏‏

26/ 09/ 83

 بسم الله الرحمن الرحيم

چند جمله‏يى عرض مى‏كنيم، بعد آماده و منتظر مى‏نشينيم براى استماع بيانات دوستانى كه اين‏جا تشريف دارند.
اولاً به همه‏ى برادران و خواهران خوش ‏آمد عرض مى‏كنم و خود را سعادتمند مى‏شمرم، به‏خاطر اين‏كه اين جلسه تشكيل شد و دانشمندان و فرزانگان و استادانى در اين‏جا گرد آمدند؛ اين براى من مايه‏ى بهجت و مسرت و افتخار است. اگر مى‏توانستيم ترتيبى بدهيم كه همه‏ى اساتيد كشور در جلسه‏يى جمع مى‏شدند و در خدمتشان مى‏بوديم و ساعتها مى‏نشستيم و مى‏شنيديم، يقيناً آن را ترجيح مى‏داديم. طبعاً اين كار ميسر نيست؛ لذا فعلاً به همين اندازه كه در خدمت دوستان هستيم، بسنده مى‏كنيم؛ «ما لا يدرك كله لا يترك جزئه».

جلسه با اين هدفها تشكيل مى‏شود: در درجه‏ى اول، تكريم اساتيد. اين يك كارِ نمادين است، براى اين‏كه ما بدين وسيله اخلاص و ارادت خود را به استادان رشته‏هاى گوناگون علوم و گردانندگان حقيقى و معنوى دستگاه علم و دانشگاه در كشور نشان دهيم؛ چون مى‏دانيم ترويج علم اگر چند مقدمه داشته باشد، يكى از آنها تكريم عالم است؛ بنابراين مايليم عملاً اين تكريم را اعلام كنيم.
هدف دوم از اين جلسه اين است كه چيزهايى را از زبان شما بشنويم. آنچه در ذهن شماست، لبّ آن را در اين‏جا مطرح كنيد و بنده مستمع خوبى هستم و اميد اين را دارم كه اين شنيدن، منشأ خير و اثر هم بشود. بديهى است كه در وقت كوتاه جلسه‏ى ما فقط تعداد معدودى مى‏توانند اين فرصت را پيدا كنند كه در اين جلسه حرف بزنند؛ ليكن باز هم «ما لا يدرك كلّه لا يترك جزئه»؛ اگر به همه‏ى مطلوب دسترسى نيست، به آنچه در دسترسى هست، بايد بسنده كرد. شايد برخى از چيزهايى كه شما خواهيد گفت، براى حضار جلسه يا براى من تازگى نداشته باشد؛ ولى يقيناً بسيارى از آنها تازگى خواهد داشت. بعلاوه، در شنيدن، اثرى هست كه در دانستن نيست؛ لذا بايد شنيد. از طريق همين شنيدن، كارهايى هم بحمداللَّه انجام گرفته است. اين جلسه را ما در سالهاى گذشته در ماه رمضان تشكيل مى‏داديم. شايد برخى يا بسيارى از شما برادران و خواهران در آن جلسات هم حضور داشته‏ايد. امسال به اين دليل كه بتوانيم از بعضى از دوستانى هم كه در غير تهران هستند، در اين جلسه پذيرايى و از آنها استفاده كنيم، جلسه را بعد از ماه رمضان گذاشتيم و امشب اين توفيق براى ما پيدا شده است. بنابراين، هدف دوم، شنيدن از شماست؛ اين براى ما مفيد است...
همه‏ى آنچه اين‏جا گفته شده، به‏نحوى دنبال شده است؛ بعضى بهتر، بعضى قوى‏تر، بعضى هم به‏طور متوسط. يعنى اين‏طور نيست كه سخنى گفته بشود و فقطِ صرف گفتن در اين جلسه باشد. چون من خواستم ببينم در جلسات گذشته، آقايان چه مطالبى مطرح كرده‏اند، گفتم در اين‏باره گزارشى تهيه كنند. در اين گزارش، مواردِ دنبال شده آمده بود؛ بعضى در رابطه‏ى با دولت بود، بعضى در رابطه‏ى با برخى دستگاه‏هاى ديگر بود، برخى در رابطه‏ى با دانشگاه‏ها بود. درعين‏حال تعقيب نقاط مورد نظر به صورت اجرايى يك مطلب است، و پراكندن فكر درست در فضا، مطلب ديگرى است؛ و اين دومى مهمتر است. اين‏كه شما سخنى را بر زبان بياوريد و اين فكر را در فضا بپراكنيد، بدون ترديد در آينده، سازنده‏ى جهت و سمت حركت خواهد شد؛ بسته به اين است كه پراكننده تا چه اندازه اين سخن را منطقى و قوى و متكى به استدلال و واقعيتها بر زبان آورده باشد. بنابراين، اين هم هدف بعدى است كه ان‏شاءاللَّه برخى از كارها در اين‏جا به نتايجى مى‏رسد و دنبال مى‏شود.
دايره‏ى مطالبى كه شما بيان خواهيد كرد، نامحدود است؛ يعنى از طرف من هيچ حد و مرزى براى آنچه بيان خواهد شد، وجود ندارد. اصلاً اصرار دارم در اين خصوص محدوديت وجود نداشته باشد؛ ولى مى‏خواهم دو سر فصل را هم مطرح كنم كه در صحبت‏هاى خود اگر به اينها توجه كنيد و درباره‏ى اينها هم سخنى بگوييد، خوب است:
يكى عبارت است از راه‏حل عملگراتر شدن و كارآمدتر شدن پژوهش و تحقيق در كشور؛ چه از سوى استادان و برگزيدگان، و چه از سوى دانشجويانى كه در دانشگاه‏ها پايان‏نامه‏هايى را مى‏نويسند. در حين تحصيل يا در پايان تحصيل، از سوى دانشجو و استاد، ساعتهاى بسيار ذى‏قيمتى صرف تهيه‏ى يك پايان‏نامه يا يك پژوهش در دانشگاه مى‏شود. آيا گزينش اين عناوين، حساب شده و در جهت نيازهاى كشور است؟ آيا محصول پژوهش و تحقيقى كه استاد و دانشجو، مشتركاً و يا به‏طور دستجمعى انجام داده‏اند، به مرحله‏ى اجرا و عمل مى‏رسد؟ آيا به اين وسيله، دانشگاه ما، دانش ما و رتبه‏ى تحقيقاتى ما رشد مى‏كند يا نه؟ بعضى از دانشجويان پايان‏نامه‏هاى خود را جلد كرده و قشنگ براى بنده مى‏فرستند. من در كتابخانه‏ى خودم قفسه‏يى را براى همين پايان‏نامه‏ها گذاشته‏ام. متأسفانه من مجال نمى‏كنم از اينها استفاده كنم - حالا در آن رشته‏هايى كه براى من قابل استفاده است - ولى عناوينى كه روى اينها مى‏بينم، بعضى خيلى جالب و شيواست و آدم دوست مى‏دارد اين موضوع را تحت اين عنوان دنبال كند. بعضى هم عناوينى است كه خيلى حاشيه‏يى و دور از مسير حركت علمى و عملى و اجرايى كشور است. براى اين‏كه اين پژوهش، اين پايان‏نامه و اين كار مهم - كه ساعتهاى گرانبهايى صرف آن شده - به‏كار بيايد، چه راه‏حلى وجود دارد؟ اين را در مطالبى كه بيان مى‏كنيد، اگر مطرح كنيد، مفيد است.
دوم اين‏كه بحمداللَّه ما امروز در مجموعه‏ى اساتيد و دانشجويانمان روح تعهد در مسائل اجتماعى را خيلى بارز مشاهده مى‏كنيم. من دانشگاهِ قبل از انقلاب را هم كاملاً يادم هست. امروز احساس تعهد دانشجو و استاد نسبت به مسائل كشور و مسائل اجتماعى خوب است - كه نمونه‏هايش را هم داريم مى‏بينيم - ليكن چه كنيم كه اين احساس مسؤوليت و اين روح تعهد در مقابل سرنوشت كشور، تقويت شود؟ كارى كنيم كه در محيط دانشگاه - اين محيط پُرنشاط و پُرتپش؛ محيطى كه از علم و روحيه‏ى تحقيق و همراه با نشاط و جوانى، سرشار و لباب است - اين احساس تعهد و مسؤوليت بيش از پيش وجود داشته باشد و همه يا اكثريت قاطع اساتيد و دانشجويان نسبت به سرنوشت و آينده‏ى كشور و آينده‏ى نسلها احساس مسؤوليت كنند و روح‏فردگرايى و به فكر سرنوشت شخص خود بودن، قدرى تضعيف شود؛ يعنى نه دانشجو و نه استاد، همه‏ى همّ و غمشان اين نباشد كه آينده‏يى براى شخصِ خودشان بسازند. معمولاً اين‏طورى است كه براى مردم عادى مسائل شخصى در خيلى از موارد ترجيح پيدا مى‏كند. اگرچه از ديد اسلام همه بايد مصالح و سرنوشت عمومى را بر مصالح و منافع شخصى ترجيح دهند، ليكن از نخبگان، زبدگان و برجستگان - كه مظهر آنها مجموعه‏ى استاد و دانشجو هستند - توقع اين است كه روحيه‏ى به فكر سرنوشت خود بودن، بر روحيه‏ى به فكر سرنوشت كشور بودن ترجيح پيدا نكند.
طبيعتاً ما انتظار نداريم كه از اين جلسه‏ى دوستانه و صميمى، مثل يك سمينار علمىِ تخصصى بهره‏بردارى كنيم. البته من توصيه مى‏كنم در همه‏ى زمينه‏هاى مهم، سمينارهاى واقعى برگزار شود؛ نه شكلى و صورى. گاهى انسان مى‏بيند سمينار و كنگره‏ى بين‏المللى يا داخلى برگزار مى‏شود، اما اغلب، ته‏اش چيزى درنمى‏آيد. واقعاً بايد سمينارهاى علمىِ تخصصىِ مفيد تشكيل شود. ما از اين جلسه‏ى صميمىِ دوستانه انتظار آن‏طور چيزى را نداريم؛ اما اين جلسه چون در سطح كشور منعكس مى‏شود، مى‏تواند الهام‏بخش باشد و سررشته‏هاى فكرىِ زيادى را به همه‏ى آحاد كشور - تا آن‏جايى كه صفحه‏ى تلويزيون جلوى آنهاست - بدهد.
من منتظرم دوستان شروع كنند. ظاهراً قرار است آقاى دكتر عزيزى جلسه را اداره بفرمايند. از ايشان هم خيلى متشكريم كه قبول زحمت كردند؛ دانشمند و برجسته، متعهد و متخصص.
بيانات معظمٌ‏له پس از سخنان اساتيد
بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏
جلسه‏ى بسيار مفيد و خوبى بود. اگرچه مجال نشد همه‏ى دوستان، برادران و خواهران و لااقل همه‏ى آنهايى كه مايل بودند صحبت كنند، مطالبى را بفرمايند؛ ليكن همان مقدارى كه گفته شد، مفيد بود. بنده نكاتِ بيان شده را يادداشت كردم، بعد هم تفاصيل اينها ان‏شاءاللَّه مورد توجه قرار خواهد گرفت.
نبايد تصور كرد كه مجموعه‏ى انسانىِ يك ملت، يك حركت بسيط مى‏تواند داشته باشد. حركتها، جمع‏بندى شده‏ى مجموعه‏ى احساسات، انگيزه‏ها و تحركها در كل جامعه است. ما بحمداللَّه در بخشهاى بسيار زيادى داريم پيشرفت مى‏كنيم. اين‏طور تصور نشود كه ما از واقعيات جامعه بى‏خبر مى‏مانيم؛ نه، من بحمداللَّه با بدنه‏ى مردم مرتبطم. شما آقايان و خانمهايى كه اين‏جا تشريف داريد، بخشى از مجموعه‏ى نخبگان كشور هستيد. بنده با غيرنخبه‏ها، با مردم عادى، با روحانيون، با ائمه‏ى جماعات و با خانواده‏هاى گوناگون ارتباط دارم؛ گاهى هم به خانه‏هاى مردم مى‏روم و روى فرش و زير سقفشان مى‏نشينم؛ بنابراين واقعيتها را مى‏بينم؛ اين‏طور نيست كه ندانم و نبينم. اين تصور و توقع هم منطقى نيست كه ما فكر كنيم بايد يكسره بدون ريزش و بدون وجود نمودها و نمونه‏هايى كه نمى‏پسنديم، جلو برويم؛ نه، بالاخره ريزشها و رويشهايى هست؛ سقوطها و عروجهايى هست؛ مجموعه‏ى انسانىِ جمع‏بندى شده را بايد محاسبه كرد. مشكلاتى هم كه دوستان بيان كردند، من آنها را محتمل مى‏دانم و قبول مى‏كنم. خيلى از اين مشكلات و اين گره‏ها وجود دارد، اما در كنارش امور مثبت و موجبات - چيزهايى كه مايه‏ى اميد و سرور مى‏شود - وجود دارد. تلاشى كه بايد بكنيم، اين است كه مشكلات را برطرف كنيم. در مجموع، آنچه به‏نظرم مى‏رسد، اين است كه ما در زمينه‏ى تربيت نخبگان - كه يك بخش عمده‏ى آن در عرصه‏ى آموزش دانشگاهى است - هم در بخش آموزش و هم در بخش پژوهش، نياز به تمركز بيشترى از سوى مسؤولان داريم. مسؤولان كشور در اين زمينه بايد با يك نگاه واقع‏بين و با يك محاسبه‏ى صحيح و - براى كوتاه‏مدت - غيرمادى به مسأله نگاه كنند. اگرچه در بلندمدت يقيناً ثروت و پيشرفت و رشد مادى كشور هم در گرو همين‏هاست، منتها در مسائل دانشگاه، در كوتاه‏مدت بايد محاسبات را بر مبناى مسائل مالى و اقتصادى و مادى قرار نداد. نه اين‏كه الان اين نگاه وجود ندارد؛ من مى‏بينم هم در سازمان مديريت و برنامه‏ريزى و هم در مجموعه‏ى دولت اين نگاه وجود دارد و مسؤولانى كه در رأس اين كارها هستند، خودشان غالباً دانشگاهى و اهل تحصيلات عاليه هستند؛ كسانى هستند كه قدر تحصيلات و تحقيق را مى‏شناسند؛ ولى بايد برنامه‏ريزى شود؛ مديريت لازم است. همين مسأله‏ى هجرت نخبگان يا فرار مغزها - كه آقايان به بيانهاى خوبى اشاره كردند - هرچند بخشى از آن بلاشك به امكانات و امثال آن مرتبط است، بخشى هم به مسائل معنوى ربط دارد؛ اما بخشى هم مربوط به مديريتهاست. ما، هم در وزارت علوم و بخشهاى مختلف تحقيقاتى، و هم در مديريت دانشگاه‏ها نياز به اين داريم كه انسانهايى كه اين مسؤوليتها را بر عهده دارند، با نگاه مديريتىِ كارآمد و پخته و سنجيده با اين مسأله برخورد كنند. يقيناً پيشرفت كاروان علم و تحقيق در كشور احتياج دارد به مديريت؛ به تعبير برخى از دوستان، به نظارت، اشراف، برنامه‏ريزى، جهتدهى و هدف معين كردن نياز دارد؛ بدانيم براى كار تحقيقاتى راهبرد ما چيست؛ چه كنيم كه اين تحقيقات و اين آموزش براى كشور مفيد باشد و به‏كار كشور بيايد، كه دوستان هم در اين زمينه مطالب خوبى بيان كردند.
افق كار در كشور، بسيار خوب است؛ استعدادها خوب است؛ امكانات موجود كشور، قابل قبول است؛ اين امكانات را مى‏شود افزايش داد. دستگاه‏هاى مسؤول دولتى و اجرايى علاقه‏مندند به علم اهميت بدهند و اين را قبول كرده‏اند كه علم، محور توسعه‏ى حقيقى براى كشور است. ما بدون علم نمى‏توانيم به‏جايى برسيم؛ هم در سند چشم‏انداز بيست‏ساله اين آمده، هم در مذاكراتى كه حول‏وحوش اين مسأله وجود دارد، اين معنا بوضوح براى همه تبيين شده است. همت لازم است؛ هم در دستگاه‏هاى مديريتى، هم در شما اساتيد محترم و كسانى‏كه بالمباشره مسؤوليد.

آنچه مهم است، توليد علم است. دوستان آمارهايى دادند، من هم اين آمارها را قبول دارم، به ما هم در زمينه‏ى پيشرفتهاى تحقيقى و مقالات منتشره‏ى در مجلات علمى و معتبر دنيا هم گزارشهايى داده شده؛ منتها توجه كنيد كه توليد علم - يعنى شكستن مرزهاى علم و پيشرفت كردن - با تحصيل علم و تبحر در علم تفاوت دارد؛ ما اوّلى را نياز داريم. نه اين‏كه به دومى نياز نيست، اما دومى كافى نيست. اين‏كه نوشته و تحقيق و فرآورده‏ى ذهن دانشمندان در زمينه‏ى علوم مختلف - چه علوم انسانى، چه علوم تجربى - بيايد و خوب دانسته شود و همين‏ها محور تشخيص و معرفت‏نهايى انسان شود، چيز مطلوبى نيست. ما مى‏بينيم كه در زمينه‏هاى مختلف، تحقيق و پژوهش و رسيدن به نظريه در دنياى مادى و دنياى غرب، مبناى قابل قبول و مورد اعتمادى نبوده؛ بخصوص در زمينه‏ى علوم انسانى، كه در علوم تجربى و در فناورى هم اثر خودش را نشان مى‏دهد. نگاه اسلام به انسان، به علم، به زندگى بشر، به عالم طبيعت و به عالم وجود، نگاهى است كه معرفت نوينى را در اختيار انسان مى‏گذارد. اين نگاه، زيربنا و قاعده و مبناى تحقيقات علمى در غرب نبوده. تحقيقات علمى در غرب، در ستيز با آنچه آن را دين مى‏پنداشتند، آغاز شده. البته آنها حق داشتند؛ دينى كه رنسانس عليه آن قيام كرد و خط فكرى و علمى دنيا را در جهت مقابل و مخالف آن ترسيم كرد، دين نبود؛ توهمات و خرافاتى بود با عنوان دين. دينِ كليسايىِ قرون وسطايى، دين و معرفت دينى نبود. بديهى بود كه عقده‏ها و گره‏ها در ذهن دانشمندان و نخبگان و زبدگان فكرى باقى بماند و برايش راه علاجهاى ضددينى و غيردينى پيدا كنند. لذا هنوز چگونگى كنار آمدن علم و دين براى آنها مسأله است؛ ليكن مسأله‏ى ما اين نيست. در جهان‏بينى ما، علم از دل دين مى‏جوشد و بهترين مشوق علم، دين است. دينى كه ما مى‏شناسيم، جهان‏بينى دينى‏يى كه ما از قرآن مى‏گيريم، تصويرى كه ما از آفرينش و از انسان و از ماوراءالطبيعه و از توحيد و از مشيت الهى و از تقدير و قضا و قدر داريم، با علم سازگار است؛ لذا توليدكننده و تشويق‏كننده‏ى علم است. نمونه‏اش را شما در تاريخ نگاه كنيد؛ ببينيد حركت علمى در قرون اوليه‏ى اسلام بر اثر تشويق اسلام آن‏چنان اوج گرفت كه تا آن‏روز در دنيا بى‏سابقه بود - در همه‏ى زمينه‏ها - و علم و دين با هم آميخته و ممزوج بود و دانش و تحقيق و فن در حد خود پيشرفت كرد. پايه و مبناى علوم انسانى‏يى كه امروز در غرب مطرح است، از اقتصاد و جامعه‏شناسى و مديريت و انواع و اقسام رشته‏هاى علوم انسانى، بر مبناى يك معرفت ضددينى و غيردينى و نامعتبر از نظر كسانى است كه به معرفت والا و توحيدىِ اسلامى رسيده باشند. ما در اين زمينه‏ها بايد كار كنيم. در زمينه‏ى علوم تجربى بايد كار و تلاش كنيم. قدرت پيشرفت علمى و باز كردن راه‏هاى نو و گشودن افقهاى جديد را بايد در خودمان به‏وجود بياوريم؛ همت ما بايد اين باشد؛ توقع، اين است. خوشبختانه ما پيشرفت كرده‏ايم؛ بوضوح مى‏شود اين را ديد. اگر قرار بود در محيط غيردينى و ضددينى، علم پيشرفت كند، از لحاظ علمى لااقل پيشرفت مى‏كرديم. ما از لحاظ علمى، عقب‏مانده و عقب نگه‏داشته شده بوديم. بيش از پنجاه سال، تحرك و جوشش علمى در اين كشور كُند بود؛ در بعضى از بخشها تعطيل بود. موانعى كه به‏وجود آوردند، براى اين ملت مثل سم كشنده‏يى بود. باور را از ملت ما گرفتند. ملت و نخبگان و مغزهاى ما را به هر آنچه از بيرون اين مرزهاست، آن‏چنان دلبسته كردند كه اصلاً كسى اين مجال و اين جرأت و اين شجاعت را پيدا نكند كه فكر كند مى‏توان برخلاف آن حرفها يا غير از آن حرفها و آن نظريه‏ها، نظريه‏يى ارائه كرد. ما هنوز هم تا حدودى گرفتار آن حرفها هستيم. البته اسلام به ما خودباورى داد و انقلاب به ما جرأت بخشيد. آنچه امروز مشاهده مى‏كنيم، نتيجه‏ى همين جرأت است؛ بايد اين جرأت را تقويت كرد و پيش رفت. استعدادهاى ما خوب است. جوانهاى ما خوبند. اگر همين كارهايى كه آقايان اشاره كردند - شناسايى و جذب استعدادها در زمان خود، هدايت صحيح اينها، به كار گرفتن اينها، سازماندهى معنوىِ صحيح در زمينه‏ى نخبگان - صورت بگيرد، كه هم انجام شدنى است و هم ان‏شاءاللَّه اراده‏اش وجود دارد؛ و اگر همين بنياد نخبگانى كه ما پيشنهاد كرديم، در نهاد رياست جمهورى تشكيل شود - كه شنيدم مقدماتش را دارند فراهم مى‏كنند و اساسنامه‏يى هم نوشته‏اند - ان‏شاءاللَّه به اين سمت پيش خواهيم رفت.
البته من اين نكته را هم تصحيح كنم. دوستان چند جا در خلال فرمايشاتشان به ما گفتند «دستور بدهيد». بنده در اين زمينه‏ها هيچ دستورى به كسى نمى‏دهم؛ چون كار ما در اين زمينه دستورى نيست؛ مثلاً به وزارت علوم دستور بدهم در اين زمينه اين‏طورى عمل كند؛ نه، ما به دولت و مسؤولان به صورت اعلام سياستها، چارچوب‏ها را مى‏دهيم. يا بعضى از دوستان گفتند به قاضى دستور بدهيد. بنده به قاضى دستور نمى‏دهم؛ قاضى كار خودش را مى‏كند، مسؤوليتِ كار خودش را هم دارد؛ كمااين‏كه دستگاه‏هاى دولتى مسؤوليت خود را دارند. ما تلاش و دنبال‏گيرى مى‏كنيم تا اين كارها ان‏شاءاللَّه در مسير و بستر قانونى و صحيح و منطقىِ خود تحقق پيدا كند. اين چيزها دستورى نيست. خيلى مشكلات هم با دستور و بخشنامه و امثال اينها حل نمى‏شود.
به‏هرحال اميدواريم ان‏شاءاللَّه خداوند متعال به اجتماع امشب ما بركت دهد و آنچه را كه شما گفتيد و يا در ذهنتان هست، و آنچه لابد بعضى دوستان خواهند نوشت و خواهند داد، وسيله‏يى بشود براى اين‏كه كار ما در زمينه‏ى آموزش عالى باز هم پيشرفت بيشترى بكند.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏

 

 

 

 

 
 Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved