بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک Instagram

 

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار دانشجويان در ماه مبارك رمضان‏‏‏‏‏

10/ 08/ 83

 بسم الله الرحمن الرحيم

چند سالى است كه در ايام مبارك ماه رمضان رهبر معظم انقلاب اسلامى، با قشر دانشجو گفت و شنود صميمانه‏يى را دارند. امسال نيز در روز شانزدهم ماه رمضان اين فرصت براى عده‏يى از دانشجويان مهيا شد. معظمٌ‏له هدف از اين ديدار را تكريم دانشگاه و دانشجو، همدلى مجموعه‏هاى مختلف دانشجويى، و بالاخره فرصتى براى شنيدن مطالب دانشجويان ذكر فرمودند. متن كامل بيانات آقا و خلاصه صحبت دانشجويان در ذيل تقديم مى‏شود:

دانشجويان عزيز! خيلى خوش‏آمديد. سالهاست كه اين جلسه در روزى از روزهاى ماه مبارك رمضان به همين ترتيب تشكيل مى‏شود. بناى اين جلسه بر حرف زدن من نيست؛ حرف زدن شماست. بنده با دانشجوها خيلى حرف دارم - حرفهاى گفتنى و لازم - اما آنها را در ديدارهاى دانشجويى كه به دانشگاه‏ها مى‏روم يا در بعضى از سفرها كه جلسات جوانها تشكيل مى‏شود، در ميان مى‏گذارم. جلسه‏ى ماه رمضان عمدتاً براى اين است كه از شما بشنوم. غرض ما هم از اين جلسه دو سه چيز است:

 اول، تكريم دانشگاه و دانشجوست. اين كار، نمادين است. ما مى‏خواهيم به اين وسيله، ارزش معنوى و كرامت دانشگاه و دانشجو با زبان رسايى بيان شود؛ اين يكى از رساترين زبانهاست. ما اين‏جا تقريباً دو ساعت وقت مى‏گذاريم براى اين‏كه با شما بنشينيم صحبت كنيم.

 دوم اين است كه مجموعه‏هاى دانشجويى كنار هم قرار بگيرند. البته بديهى است مجموعه‏هاى دانشجويى‏يى مورد نظرند كه در چارچوب قوانين كشور و اصول بنيادين جمهورى اسلامى مشغول فعاليت هستند. البته هر كس پايبندتر به مبانى، پايبندتر به تقوا و پايبندتر به فكر درست و ايمان باشد، براى ما عزيزتر است - در اين ترديدى نيست - اما مجموعه‏ى تشكلهايى كه با شاخص مبانى فكرى و عملى اسلام و نظام جمهورى اسلامى حركت مى‏كنند، براى ما مورد قبول و مطلوب هستند. همچنين جمعى از نخبگان بخشهاى ديگر - به همان ترتيبى كه الان دوستمان بيان فرمودند - كنار هم مى‏نشينند و يك مجموعه و يك تصوير جمعى را در برابر چشم اين ملت ارائه مى‏كنند؛ چون جلسه‏ى ما را بعد همه‏ى مردم خواهند ديد.

 سوم اين‏كه براى من اين فرصتِ بسيار مغتنمى است تا از شما مطالبى را بشنوم؛ چون شما - چه از تشكلها، چه از نخبگان - حرفهايى داريد كه براى من شنيدنى است. من هر وقت از دانشجوها سخنى شنيده‏ام، آن را يادداشت كرده‏ام. اين يادداشتها هم فقط نوشتن روى كاغذ نيست؛ اينها مى‏رود در چرخه‏ى كار و تلاش و اقدام؛ بعضى در رابطه‏ى با دانشگاه‏ها، بعضى در رابطه‏ى با وزارتخانه، بعضى در رابطه‏ى با بخشهاى ديگر دولتى مطرح مى‏شود و تا آن‏جايى كه ممكن است، تعقيب مى‏شود؛ و اگر خواسته يا تذكرى هست، مورد توجه قرار مى‏گيرد.

 خوشحاليم كه امسال هم توفيقى پيدا شد؛ منتها متأسفانه وقت كم شده؛ يعنى الان تقريباً يك ساعت و نيم بيشتر وقت نداريم. به‏هرحال دوستان شروع كنند. خواهش مى‏كنم در مقدمه‏ى صحبتها از اظهار محبت و تعارف با بنده هم خوددارى شود.

 آقاى ابوالقاسم اُجاقلو - رتبه‏ى اول المپياد دانشجويى الهيات و معارف اسلامى:

با توجه به رسالت بنياد نخبگان كشور - كه جنابعالى دستور تأسيس آن را داده‏ايد - مبنى بر توسعه‏ى علمى و فنى كشور، خواستار آن هستيم كه در ساختار آن، صرفاً از نخبگان علمى كشور استفاده شود؛ يعنى طبق فرمان حضرتعالى، اين بنياد زير نظر شخص رئيس‏جمهور باشد، نه مراجع و مراكز ديگرى مانند سازمان جوانان.
گاهى ديده مى‏شود يك فرد پس از احراز شرايط نخبه‏شدن، بنا به دلايلى - كه قابل بررسى است - مسيرى كه گام برداشته شده، تداوم نمى‏يابد. دلايلى همچون:
- عدم صلاحيت كافى آزمونهاى برگزار شده‏
- عدم حصول روحيه‏ى علمى و تحقيق در افراد مزبور
- عدم دسترسى به امكانات مورد نياز تحصيلى و پژوهشى
- اعمال بعضى سياستهاى نادرست در مقاطع مختلف‏
اين دلايل باعث مى‏شود كه در پويايى علمى نخبگان ضعفهاى قابل توجهى احساس شود.
در اين مجال، سؤالى به ذهن خطور مى‏كند كه ديدگاه و برنامه‏هاى مسؤولان درباره‏ى چگونگى پررنگ كردن نقش نيروهاى داراى پتانسيل بالا در توليد علم و فناورى چيست؟ طبق آمار موجود، حدود 85 درصد از نيروهاى مزبور در سطح استادى و دانشجويى تحصيلات تكميلى نقش كمرنگى در توليد علم و فناورى دارند. لذا مشاركت نيروهاى مربوطه و سياستگذارى صحيح و دقيق مى‏تواند ما را در رده‏ى ده كشور نخست توليدكنندگان علم در جهان قرار دهد.
در ضمن دغدغه‏ى فرهنگى ما در حوزه‏ى دانشگاه نيز كم اهميت نيست. به نظر مى‏رسد دانشگاه در ايران بايد از فضاى علمى و معنوىِ مطلوبى برخوردار باشد. مسأله، مربوط به اعمال نوعى نظم متناسب با فرهنگ و تمدن ما در دانشگاه‏هاست.
در پايان، به نمايندگى از جامعه‏ى نخبگان، آمادگى خود را در جهت پيشبرد اهداف نظام مقدس جمهورى اسلامى ايران اعلام مى‏دارم.

آقاى ودود حيدرى، مسؤول بسيج دانشجويى دانشگاه علوم پزشكى تهران:

سخنان من در چهار محور است:
اول، توجه به معنويت و تربيت و پرورش اسلامى و توجه به نماز در محيطهاى دانشگاهى است. ما معتقد هستيم مسؤولان نظام - بخصوص متوليان بخش آموزش و پرورش و آموزش عالى - اصلى‏ترين وظيفه را در اين خصوص دارند. اصولاً در بستر معنويت است كه مى‏توان بحث عدالتخواهى را هم به نوعى دنبال كرد.
دوم، تجربه نشان داده، هر جا از نيروهاى پرتلاشِ جوان باضافه‏ى حاكميت تفكر بسيجى در مديريت استفاده شده، شاهد نتايج بسيار درخشانى بوده‏ايم.
سوم، با عنايت به نامگذارى سال 83 به سال پاسخگويى از سوى جنابعالى و با توجه به بستر مناسب دانشگاه جهت تحقق اين امر، ما از ابتداى سال از مسؤولان مختلف دعوت كرده و عاجزانه خواهش كرديم در جلسات ما شركت كنند؛ ولى على‏رغم پيگيريهاى متعدد، ما هيچ پاسخى دريافت نكرديم.
چهارم، دغدغه‏ى دانشجويان ما در خصوص مسائل هسته‏يى است. ما معتقديم هيچ قابل قبول نيست كه ما از حق قانونى خود - حتى يك قدم - عقب‏نشينى كنيم. ملت ايران هم قطعاً هيچ كوتاهى و عقب‏نشينى را از اين موضع نخواهند پذيرفت.

آقاى چاردُلى، دانشجوى دندانپزشكى شاهد:

دانشجويان شاهد امروز در هر جاى اين مملكت به هر تخصصى نياز باشد، آن تخصص را فراگرفته‏اند و در تمام رقابتهاى علمى خارج و داخل شركت مى‏كنند.
طبق آمارى كه مسؤولان آموزش عالى داده‏اند، معدل دانشجويان شاهد يك نمره از معدل دانشجويانى كه از سهميه استفاده نكرده‏اند، بيشتر است؛ و اين برخلاف آن‏چيزى است كه در سطح جامعه و در گفته‏هاى بعضى از مسؤولان كشور رواج دارد كه مى‏گويند دانشجوى شاهد با بنيه‏ى علمى ضعيف وارد دانشگاه مى‏شود. امروز خيلى از كرسى‏هاى تدريس دانشگاه در دست فرزندان شاهد است.
بحث امنيت ملى و فناورى هسته‏يى، بحث داغ امروز است؛ بخصوص اين‏كه اين كودك استثنائى امريكا، اسرائيل چندين بار تهديد كرده كه حمله مى‏كنيم. در داخل هم بعضى اوقات شايعه مى‏شود كه صاحبان اصلى نظام به‏خاطر مشكلات موجود ممكن است از آرمان‏ها فاصله گرفته باشند. بنده اين‏جا عرض مى‏كنم كه اصلاً اين‏طور نيست. اگر شما فرمان دهيد كه اين فرزندان دوباره وارد صحنه‏هاى دفاع مقدس شوند، اين كار را مى‏كنند و باز هم جهان را در حيرت فرو خواهند برد.
نكته‏ى ديگر اين‏كه نهادهاى فرهنگى جامعه در مورد نشر و توسعه‏ى فرهنگ شهادت در جامعه ظاهراً فقط به كشيدن تمثال مقدس شهدا بر روى ديوارها و كارهايى از اين قبيل پرداخته‏اند. تقاضاى ما اين است كه از اين به بعد در ترويج و اشاعه‏ى فرهنگ شهادت و رسيدگى به مسائل خانواده‏هاى شهدا، فرزندان شهدا را نيز وارد كار كنند.

آقاى محمد دهقانى، برگزيده‏ى جشنواره‏ى جوان خوارزمى و دانشجوى مهندسى كامپيوتر:

در سال پاسخگويى، كداميك از متوليان فرهنگ كشور خود را پاسخگوى ايجاد خرده فرهنگهاى معارض با ارزشها و هنجارهاى جامعه مى‏دانند؟
حمايت از نخبگان علمى، حمايت از تشكيل سمينارهاى علمى، هموارسازى مسير ثبت اختراعات، پذيرش دانشجوى خارجى، اصلاح سيستم پذيرش دانشجو در مقاطع مختلف، تشويق به افزايش كيفيت توليدات علمى و تشويق پژوهشگران در توليد علم مى‏تواند به توسعه‏ى علمى كشور شتاب بخشد.
در رابطه‏ى با نهضت علمى و جنبش نرم‏افزارى اين سؤال مطرح است كه از سوى مسؤولان آموزش عالى در دولت و شوراى عالى انقلاب فرهنگى چه مكانيزمى براى اجرايى كردن نهضت توليد علم و جنبش نرم‏افزارى برداشته‏اند؟ آيا بهتر نيست متوليان امر، مثل دولت، مجلس، شوراى عالى انقلاب فرهنگى و... مأمور پيگيرى اين موضوع شوند و به اطلاع عموم برسانند؟ راه رشد و پيشرفت، تسليم نشدن است. نسل دانشگاهى قبل، در محاصره‏ى دانش غرب و در بدترين شرايط توانست به بالاترين مدارج علمى برسد كه نمونه‏ى آن، پيشرفت در علوم هسته‏يى، سلولهاى بنيادين و صدها نمونه‏ى ديگر است كه ما در دانشگاه‏ها از اين موارد خبر داريم.
براى من باعث افتخار است كه از مقامات دولتهاى دشمن در اخبار رسمى شنيده‏ام كه با ناراحتى و نااميدى اعلام كرده‏اند كه ايران در چند ماه آينده چند ماهواره به مدار زمين مى‏فرستد. اين حق مشروع ماست كه از پتانسيل علمى خويش در جهت اعتلاى دين و ميهن استفاده كنيم. از همين‏جا، از جانب نخبگان كشور به ملت عزيزمان قول مى‏دهيم كه نسل آينده مى‏تواند دهها برابر پيشرفتهاى دهه‏ى اخير را به سرانجام برساند؛ به شرط آن‏كه از طرف مسؤولان اجرايى و قانونگذاران حمايت شويم.

آقای پرويز امينى، دبير كل اتحاديه انجمنهاى اسلامى مستقل:

تا كنون در راه تحقق بخشيدن به گام دوم انقلاب اسلامى - يعنى كارآمد سازى انقلاب اسلامى پس از دفاع مقدس - دو نسخه در عرصه‏ى اجتماعى و مديريتى كشور تجويز گرديده است؛ يكى گفتمان توسعه‏ى اقتصادى و ديگرى گفتمان توسعه‏ى سياسى است. قطع‏نظر از برخى تفاوتها، اين دو نسخه دو مشكل اساسى دارد: اول، عدم جامعيت و نگاه تك بعدى به شؤون گوناگون زندگى انسان و محدود كردن آن به مسائل اقتصادى و سياسى. دوم، وارداتى و غير بومى بودن اين دو مدل است.
گفتمان عدالت و دقائق نظرى آن به دليل جامعيت و فراگيرى و تأكيد بر توزيع متناسب و عادلانه‏ى ثروت، قدرت و منزلت و ريشه داشتن در متون دينى و اصالت داشتن در رفتار پيشوايان شيعى، خصوصاً حضرت على (ع)، يكتا راهبرد كارآمدى نظام اسلامى و اساس مشروعيت آن به‏شمار مى‏آيد كه مؤلفه‏هاى اساسى آن را مى‏توان به صورت اضلاع يك مثلث نشان داد: ضلع اولِ گفتمان عدالت، جنبش نرم‏افزارى و نهضت توليد علم است. براى تحقق عدالت در موقعيت كنونى مناسبات و روابط اجتماعى، نياز به طراحى نهادها و ساختارهاى نو و متناسب با عقلانيت اسلامى است و نهضت و حركت توليد دانش مى‏بايست بتواند ظرفيت نرم‏افزارى سخت‏افزار نظام سياسى را براى مديريت عادلانه و توزيع ثروت و قدرت و منزلت ايجاد كند.
ضلع دوم گفتمان عدالت، مبارزه‏ى بى‏امان، قاطع و همه‏جانبه با ريشه‏ها و مظاهر فساد اقتصادى و بروكراتيك از سوى حاكميت است. ضلع سوم گفتمان عدالت، پاسخگويى حاكميت به مردم است، كه اين خود نيازمند به نهادينه‏شدن فرهنگ پاسخگويى در حاكمان است؛ يعنى داشتن باور درونى به اين‏كه سؤال و پرسش حق مسلم مردم و پاسخگويى و مسؤوليت‏شناسى وظيفه‏ى خطير حاكمان است، و نيز بالابردن قدرت اجتماعى مردم و افزايش توان نقادى ملت از طريق نهادهاى مدنى براى پاسخگو كردن حاكمان، على‏رغم ميل باطنى آنان.
انتخابات رياست جمهورى آينده دقيقاً از منظور كارآمدى نظام واجد اهميت و حساسيت ويژه است و به نظر مى‏رسد با توجه به رشد عقلانيت انتخاباتى در جامعه در طى برگزارى نزديك به بيست و پنج انتخابات و نيز رشد جامعه‏پذيرى سياسى، بايد بگوييم در اين انتخابات كانديداها مى‏بايست با شفافيت و صراحت وارد عرصه‏ى انتخابات شوند. اتحاديه انجمنهاى اسلامى دانشجويان مستقل سراسر كشور معتقد است براى حاكم شدن فضاى شفاف و زمينه‏ساز شدن عقلانيت انتخاباتى، نامزدها و جريانهاى سياسى كشور مى‏بايست به اين سؤال اساسى پاسخ دهند: تحليل آنها از وضعيت كنونى نظام سياسى چيست؟ برنامه‏هاى آنها با ذكر جزئيات، شاخصهاى تيم اجرايى و از همه مهمتر معرفى كابينه‏ى احتمالى باشد. آيا دانشجويان حق ندارند كه بدانند وزير علوم و تحقيقات و همچنين وزير بهداشت و درمان آينده‏ى آنان چه كسى خواهد بود؟

دوستمان مطالب مهمى را در ميان گذاشتند. هم مسأله‏ى كارآمدى مهم است، هم مسأله‏ى گفتمان دولت، كه ايشان اين را با كارآمدى مرتبط كردند، كه كاملاً درست و مهم است. سال پاسخگويى هم كه ما مطرح كرديم، بايد به آن توجه شود؛ منتها يكى دو نكته‏ى ظريف در اين‏جا وجود دارد كه بايد به آن توجه شود: اولاً وقتى شما سؤال مى‏كنيد و پاسخ مى‏خواهيد، بايد سؤالى بكنيد كه پاسخ آن - از سوى هر كسى - قابل تشخيص و ارزيابى كمّى باشد؛ والاّ اين‏كه شما بگوييد «آيا مى‏دانيد كه از قِبل بيكارى چه مشكلاتى پيش مى‏آيد؟»، جوابش اين است كه بله، مى‏دانيم. «چه‏كار مى‏كنيد؟» همين كارهايى كه مى‏بينيد داريم مى‏كنيم. اين‏طور طرح پرسش، چيزى عايد نخواهد كرد. يا از قوه‏ى قضاييه بپرسيد «شما براى رفع اين ويرانه در پنج سال گذشته چه كار كرديد؟» آنها چند صفحه به شما آمار خواهند داد كه اين كارها را كرده‏ايم. پاسخگويى مقوله‏ى بسيار حساسى است. چيزى كه شما بايد به آن اهتمام داشته باشيد، خواست است. خواست عدالت و رفع فساد، بسيار مهم است. اين خواستها بايد وجود داشته باشد. در كنار اين خواستها، اين‏طور هم نباشد كه همه‏ى كارهايى را كه مسؤولان كرده‏اند، انسان زير سؤال ببرد و مورد ترديد قرار دهد؛ نه، واقعاً در همين زمينه‏هايى كه شما مطرح كرديد، كارهاى خوب و زيادى صورت گرفته؛ منتها اداره‏ى كشور در مقطع امروز كار بسيار مشكلى است. مى‏دانيد امروز ما در يك چالش عظيم قرار داريم با مراكز قدرتى كه فكر آنها اين است كه اگر اين نظام كارآمدى خود را به‏طور كامل اثبات كند، عرصه براى آنها تنگ خواهد شد؛ كمااين‏كه همين الان هم آنها مى‏بينند در مقابل نظام جمهورى اسلامى كم‏كارى كرده‏اند كه نظام ما توانسته به پيشرفتهايى كه دوستان اشاره كردند، نايل آيد. البته به شما عرض بكنم؛ پيشرفتها در بخشهاى مختلف، بيش از اينهاست. گفتمان عدالت، يك گفتمان اساسى است و - همان‏طور هم كه چند روز پيش در جلسه‏يى مطرح كردم - همه چيز ماست. منهاى آن، جمهورى اسلامى هيچ حرفى براى گفتن نخواهد داشت؛ بايد آن را داشته باشيم. اين گفتمان را بايد همه‏گير كنيد؛ به‏گونه‏يى كه هر جريانى، هر شخصى، هر حزبى و هر جناحى سر كار بيايد، خودش را ناگزير ببيند كه تسليم اين گفتمان شود؛ يعنى براى عدالت تلاش كند و مجبور شود پرچم عدالت را بر دست بگيرد؛ اين را شما بايد نگه داريد و حفظ كنيد؛ اين مهم است. اما در برخورد با آنچه شده، بايد خانگى برخورد كنيد؛ نه بيگانه‏وار و معترض. بالاخره كارهاى زيادى انجام گرفته، احياناً كوتاهى‏هايى هم شده؛ اما بايد مشكل را حل كرد. نبايد نتيجه‏ى قهرى نحوه‏ى بيان اين باشد كه بعد از چندى انسان احساس كند كه به كل مجموعه بشدت معترض است؛ نه، شما براى موفقيت كل مجموعه داريد تلاش مى‏كنيد؛ اصلاً همه‏ى تلاشتان اين است كه نظام را پيش ببريد. هرچه مى‏توانيد، جزئيات را تكميل كنيد. در بخشهايى كه خلأ وجود دارد، هرچه مى‏توانيد، كمك كنيد تا خلأ برطرف شود. هرچه مى‏توانيد، شعار اصلى عدالت و آنچه را مربوط به عدالت است، تقويت و همگانى و در ذهن‏ها تعميق كنيد و روى پشتوانه و فلسفه‏ى فكرى آن كار كنيد - اينها لازم است - اما كارى نكنيد كه مخالفان شما اين ترديد را دامن بزنند كه آيا نظام اسلامى مى‏تواند؟ آيا نظامى اسلامى توانسته؟ البته كه مى‏تواند؛ البته كه توانسته! مدعى دستگاه‏هاى مختلف از لحاظ كارآمدى، خودِ بنده هستم. من دائماً نسبت به كارآمدى، از اينها سؤال و مطالبه مى‏كنم؛ اما بنده اعتقادم اين است كه نظام اسلامى از همه‏ى دولتهايى كه در دوران استعمار و دوران نزديك به استعمار در كشور ما وجود داشته، قوى‏تر عمل كرده است. بدون ترديد نظام جمهورى اسلامى در همه‏ى بخشها قوى عمل كرده است. عناصر مؤمن و كارآمد در نظام وجود داشته‏اند؛ پشتوانه‏ى مردمى هم به آنها كمك كرده است. در بخشهايى ما با قدرت وارد ميدان شده‏ايم كه فكرش را نمى‏توانستيم بكنيم. در همه‏ى بخشها اين‏طور است. الان جاى توضيح و بيان آمار نيست. البته اقتضاى اين دوره‏ى از نظام جمهورى اسلامى، اقتضاى كار بيشتر، انقلابى‏تر، مؤمنانه‏تر و همه‏ى امكانات را بيش از اين به ميدان آوردن است؛ اين را قبول داريم. البته كم‏كارى وجود دارد، اما ناكارآمدى وجود ندارد؛ بين اينها بايد تفكيك قائل شد. ناكارآمدى وجود ندارد؛ نظام اسلامى كارايى دارد. يك نشانه‏ى كارايىِ نظام، وجود شماست. جوان دانشجوى مؤمن و معتقد به نظام مى‏تواند حرف و انگيزه‏ى خودش را قوى در فضاى جامعه مطرح كند. حرف شما فردا در تمام فضاى جامعه منتشر مى‏شود؛ اين نكته‏ى خيلى مهمى است؛ اين خودش كارآمدىِ اين نظام است. كارآمدى نظام غير از كارآمدى اين دستگاه يا آن دستگاه است؛ نظام، نظام كارآمدى است. البته كارآمدى نظام، مجموعه‏ى عملكرد مثبت و منفى‏يى است كه دستگاه‏هاى نظام دارند؛ اما اين برآيند مثبت است.

آقای هامون طهماسبى، دارنده‏ى مدال نقره‏ى جهانى المپياد شيمى:

آنچه امروز در گفتگوى ما با غربى‏ها در وين و پاريس مى‏گذرد، بر سر ذخاير سوختى ما نيست؛ بلكه بر سر نيروى انسانى دانشمند ماست كه توانسته با طى كردن راههايى از جهان علم و دانش، خود را در سطح جهانى مطرح كند. مسأله بر سر دانش هسته‏يى ماست و اين‏كه غرب نمى‏خواهد ما با وارد شدن به باشگاه هسته‏يى جهان، سد راه تأمين منافع زياده‏خواهانه‏ى آنان باشيم. اگر امروز آنها برترى علمى دارند و در علم معلم ما هستند، از اين واهمه دارند كه در آينده به همت فرزندان ايران، ما معلم آنها در علم شويم.
چرا روند حمايت و جذب نخبگان ايرانى كند و دلسردكننده است؟ سرمايه‏گذارى و حمايت نهادهاى دولتى و خصوصى از نخبگان و دانش‏پژوهان مى‏تواند در تسريع روند پيشرفت و جبران عقب‏ماندگى‏هاى علمى كشور ما مؤثر باشد. با وجود اين مشكلات، ما به آينده اميدواريم و نخواهيم گذاشت سايه‏ى يأس و نااميدى به ما حاكم شود.
البته من از كمك و حمايت از نخبگان هميشه دفاع مى‏كنم و اعتقاد هم دارم كه اين كار درست است؛ منتها به نظر من خوب است بين ورزشكارها و نخبگان علمى مقايسه نشود. ده‏ها سال است كه اين كار در دنيا معمول است، در كشور ما هم همين‏طور معمول بوده است؛ اما مطرح كردن نخبگان علمى چند سال است كه در اين‏جا معمول شده؛ در سابق چنين چيزى وجود نداشته. اين كار يواش‏يواش فرهنگ خواهد شد؛ به يك مسأله‏ى جدى و همگانى تبديل خواهد شد. البته اين هم هست كه در دنيا روح عوامانه‏ى گرايش به ورزش غلبه دارد؛ اين را بايد تصديق كرد. الان شما مى‏بينيد كه گاهى يك كشور را به يك فوتباليست مى‏شناسند. آن كشور لابد سياستمدار دارد، نخبه‏ى علمى دارد، عالم دارد؛ اما هيچ‏كس از آنها را نمى‏شناسند؛ گاهى خود آن كشور را هم نمى‏شناسند! دنيا به ورزش گرايش دارد، اما گرايش درستى نيست؛ من اين گرايش را تأييد نمى‏كنم. كشور ما هم يك مقدار تابع همين قضيه است. در كشور ما كه مهد ورزشهاى ديگرى مثل كشتى است، در عين حال الان فوتبال جاذبه‏ى بيشترى دارد؛ افراد مسابقات فوتبال را تماشا مى‏كنند و به هيجان مى‏آيند و با احساسات عمومى دنيا همسطح مى‏شوند. اينهايى كه شما مى‏خواهيد، ان‏شاءاللَّه درست خواهد شد. اعتقاد من اين است كه خيلى از اين كارها را شماها قبل از آن‏كه خودتان مصدر امور شويد، ان‏شاءاللَّه خواهيد ديد كه درست شده؛ بخشى از آنها هم مى‏ماند براى اين‏كه وقتى شما مصدر امور شديد؛ چون اينها كارهاى بلندمدت است.

آقای اميرعباس اسماعيلى: دبيركل اتحاديه تشكلهاى سياسى اسلامى دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامى:

اشتغال نسل جوان يكى از مهمترين دغدغه‏هاى دانشجويان و جنبش دانشجويى است. براى حل اين مشكل، تكيه بر نيروهاى بالقوه و ذخاير ملى و استفاده‏ى مناسب از متخصصان دلسوز و... امكان‏پذير است.
مسأله‏ى دستيابى به انرژى هسته‏يى با اهداف صلح‏آميز، از مهمترين خواستهاى نسل جوان است. حفظ اتحاد و تعامل صحيح با مجامع جهانى و بها ندادن به دشمنان، ما را در رسيدن به اين هدف كمك مى‏كند.
انتخابات رياست جمهورى بايد به‏عنوان دغدغه‏ى اساسى مطرح گردد.
ديدگاه تبعيض‏آميزى در نگاه مسؤولان به دانشگاه آزاد اسلامى در مقايسه با دانشگاه‏هاى دولتى وجود دارد.
انتظار ما اين است كه به تشكلهاى دانشجويى كه اهل جنجال نيستند، توجه بيشترى شود و فقط به تشكلهايى كه زخم بر نظام مى‏زنند، توجه نشود.
نمايندگان جنبش دانشجويى بايد به تأسيس يك نظام ضدسلطه براى دفاع از مظلوم و مردم فلسطين اقدام كنند.

آقای اميررضا نيكان، نماينده‏ى نخبگان:

ما نمى‏خواهيم مركز حمايت از نخبگان، مانند نظام‏هاى ادارى سازمانهاى ديگر شود؛ بلكه تقاضاى ما اين است كه نظام از ما اين سؤال مهم و حياتى را بپرسد كه كشور متقاضى چه خدماتى از نخبگان است.
اطلاعات و تجربيات مديران كشور بهتر است به‏وسيله‏ى سيستمى ضبط شود تا مورد استفاده‏ى مديران و مسؤولان آينده قرار گيرد. ما دوست داريم از تجربيات زياد شما نيز براى شروع كار استفاده شود.

ثبت تجارب، اين‏طورى نيست كه مثلاً يك مدير بنشيند بنويسد: تجربه‏ى من در اين قضيه اين است. تجارب در اسناد و مدارك و نوشته‏هاى يك مجموعه منعكس است. مثلاً تجربيات مجموعه‏هاى اقتصادى - بانك مركزى، سازمان مديريت، وزارت اقتصاد و غيره - در اسناد و منابع و دفاتر ثبت است. بنابراين در سير كارها تجربه به‏دست مى‏آيد و همان‏جا هم ثبت مى‏شود. اين‏طور نيست كه تجربه‏ها مى‏آيد و با آدمها مى‏رود و نابود مى‏شود؛ بعد افراد بعدى مى‏آيند و از آنها استفاده نمى‏كنند. اين‏كه ما بگوييم در كدام بخشها، در كدام پروژه‏ها و در كدام رشته‏ها بايد كار و تحقيق شود، البته اين كارِ ويژه و تخصصى است. به نظر ما همان بنيادى كه گفتيم، ان‏شاءاللَّه اگر تشكيل شود، يك قسمت هم به اين چيزها اختصاص پيدا مى‏كند؛ اولويتها را معين خواهد كرد و به اين چيزها خواهد پرداخت. منتها معلوم است كه يك كشور از نخبگان خودش چه مى‏خواهد. يك كشور از نخبگان خودش مى‏خواهد كه به نيازها و مطالبات عمومى و به مصالح كشور بينديشند؛ به آنها پاسخ دهند و خودشان را متعهد بدانند. من در جمع نخبگان المپيادى - البته الحمدللَّه الان همه‏ى شما نخبه هستيد؛ بنده همه‏ى شما جوانها را به يك معنا نخبه مى‏دانم - مكرر گفته‏ام كه نخبگان توجه داشته باشند خود را از ملت طلبگار ندانند. ما به مسؤولان مرتب سفارش مى‏كنيم به نخبگان رسيدگى كنند؛ اينها سرمايه‏ها و گنجينه‏هاى كشورند و البته بايد به اينها رسيدگى شود؛ در اين شكى نيست. يك مطلب اين است كه ما مسؤولان بايد خود را براى پشتيبانى، حمايت و دفاع از نخبگان مسؤول بدانيم؛ اما حرف ديگر اين است كه ما بگوييم نخبگان خود را از ملت ايران و از كشورشان طلبگار بدانند؛ اين دومى مطلقاً قبول نيست. همه‏ى ما بدهكاريم: بدهكار به اين ملت، بدهكار به اين تاريخ، بدهكار به نسلهاى آينده. كسانى كه كشور را ترك مى‏كنند و به خارج مى‏روند، يك وقت مى‏روند تا معلوماتشان را تكميل كنند و برگردند؛ چه اشكالى دارد؟ اين اصلاً مانعى ندارد. مثلاً در اين‏جا نيازى دارند - كارگاهى، وسيله‏ى كارى، درسى، دانشى، رتبه‏يى، استادى - اين نياز در اين‏جا برآورده نمى‏شود؛ در فلان نقطه‏ى دنيا برآورده مى‏شود؛ بنابراين به آن‏جا مى‏روند و استفاده مى‏كنند و برمى‏گردند؛ اين‏كه مورد تأييد ماست؛ ما از اين كار گله‏يى نداريم. اما كسانى‏كه كشور را رها مى‏كنند و به پشت سرشان نگاه نمى‏كنند، اينها سودى نمى‏برند. اينها خانه‏ى خود را كه مال خودشان است و همه آنها را محلى و صاحبخانه مى‏دانند، رها مى‏كنند؛ به نقطه‏يى مى‏روند كه اجير شوند! اجيرى و مزدورى است؛ مزدورى با پول زياد؛ خيلى فرق مى‏كند. در خانه‏ى خود زندگى كردن، در فضاى خانه‏ى خود تنفس كردن، خود را صاحبخانه دانستن؛ اين كجا؟ اين‏كه يك ايرانى به فلان نقطه‏ى دنيا برود - مثلاً به استراليا يا كانادا يا اروپا - گيرم مركزى هم پيدا كند كه در آن‏جا كار كند و حقوقى هم بگيرد؛ آن حقوق هم ده برابر حقوقى باشد كه در ايران خواهد گرفت؛ اما آن‏جا صاحبخانه نيست، همه او را بيگانه مى‏دانند، كسى او را صاحبِ حق نمى‏داند، با او احساس خويشاوندى نمى‏كند؛ اين كجا؟ اين‏طور نيست كه رفتن به خارج امتيازى محسوب شود؛ نه، ماندن در اين‏جا امتياز است. شما در خانه‏ى خود، براى مردم خود و براى خانواده‏ى خود كار مى‏كنيد؛ و اين ارزش بسيار بالايى است. نخبگان از اين ملت و از اين كشورند و توقع ما اين است كه براى اين ملت و اين كشور هم باشند. البته به مسؤولان هم مرتباً سفارش مى‏كنيم و بر خودمان هم لازم مى‏دانيم كه از اين جماعت نخبه - كه ذخاير كشورند - استفاده و حمايت كنيم.

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

جلسه‏ى امروز ما جلسه‏ى بسيار خوبى بود. همان‏طور كه اول جلسه عرض كرديم، قرار بر اين است كه بنده بشنوم و دوستان مطالبى را بفرمايند. هدف از اين جلسه هم در درجه‏ى اول تكريم نسبت به دانشگاه است؛ مى‏خواهيم به دانشگاه و دانشجو در فضاى عمومى كشور احترام گذاشته شود. احترام به دانشجو و دانشگاه به معناى احترام به دانش است؛ به معناى اين نيست كه ما براى قشرى مجاز مى‏دانيم كه داراى تبختر و نخوت باشد؛ نه، به هيچ وجه اين‏طور نيست. تكريم دانشجو و دانشگاه به معناى تكريم علم است. اگر كشور ما در زمينه‏ى علم سرمايه‏گذارى و تلاش نكند، مسلماً باز هم سالهاى متمادى در پيشرفت همه‏جانبه و توسعه‏ى كشور تأخير خواهد افتاد؛ كمااين‏كه عقب‏ماندگى‏هاى كشور ما در دوره‏ى حكومت طاغوت - چه پهلوى‏ها و چه قاجارها - به‏خاطر اين بود كه به مقوله‏ى علم در اين كشور اهميت داده نشد و علم را محترم نشمردند. وقتى در جامعه‏يى علم محترم شمرده مى‏شود كه استعداد و سرچشمه‏ى درونى عناصر انسانى كشور جوشان شود و علم بومى گردد. سرمايه‏گذارى براى علم، بايد با اين هدف باشد؛ والّا اين‏كه ديگران فرآورده‏هاى علمى داشته باشند و فرمولها و كلماتى را به ما بياموزند و ما بدون اين‏كه هيچ عمقى از آن به‏دست بياوريم، آن كلمات را ياد بگيريم، به پيشرفت هيچ كشورى كمك نمى‏كند؛ نه ما و نه هيچ كشور ديگرى. در گذشته سرچشمه‏ى علم در اين كشور خشك شده بود. از طرق مختلف اين كار صورت مى‏گرفت: يكى اين بود كه درمقابل هيمنه‏ى پيشرفت دانش غربى، اين تصور در كشور ما غليظ شد و مورد تأكيد قرار گرفت كه ايرانى قادر نيست، ايرانى نمى‏تواند، ايرانى استعداد لازم را براى پيشرفت علمى و صنعتى ندارد. امروز اين حرف به گوش شما بيگانه و ناآشناست؛ اما بدانيد كه در يك دوره‏ى طولانى، اين فكر در كشور توليد و ترويج شد؛ گفتند ايرانى به درد ادبيات مى‏خورد - ادبيات بزم و گل و بلبل و اين‏طور چيزها - آن هم ادبيات به معناى شعر؛ والّا تحقيقات ادبى را هم باز بايد اروپايى‏ها و مستشرقين اروپايى مى‏آمدند مى‏كردند. ايرانى به درد كارهاى جدى و اساسى نمى‏خورد. نتيجه‏ى فقر علمى، فقر صنعتى شد. نتيجه‏ى فقر صنعتى، خرج كردن همه‏ى سرمايه‏ها براى رسيدن به سطح زندگى معمولىِ متعارف دنيايى شد؛ يعنى وارد كردن، صنعت مونتاژ، دايم دنبال ديگران دويدن، نفت و همه‏ى سرمايه‏هاى داخلى را تقديم كردن. نتيجه‏ى ديگرش اين بود كه خيلى از استعدادهاى طبيعى - غير از استعدادهاى انسانى - در كشور ما متوقف ماند. وقتى مردمى دانشمند نبودند، اهل صنعت نبودند و فناورى و علم نداشتند، از بسيارى از ثروتهاى موجود طبيعى خودشان هم غافل مى‏مانند. سالهاى متمادى مى‏گذشت؛ نفت در اين كشور بود، اما كسى نبود كه بداند اين نفت چيست و به چه درد مى‏خورد! ديگرانى كه پيشرفت كرده بودند، اين ماده را مى‏شناختند و كاربرد آن را مى‏دانستند؛ لذا آنها آمدند آن را كشف و استخراج كردند؛ صاحب آن شدند و به سود خودشان تصرف كردند؛ هم در كشور ما و هم در اغلب كشورهاى نفت‏خيز دنيا. همه‏ى اينها دنباله‏ى عقب‏ماندگىِ علمى است. وقتى علم نباشد، صنعت نيست. وقتى صنعت نباشد، بسيارى از ثروتهاى جامعه كشف نمى‏شود. وقتى صنعت نباشد، همه‏ى موجودى براى به‏دست آوردن صنعت روز خرج مى‏شود؛ دنباله‏روى از بيگانه و گرفتنِ ناگزيرِ فرهنگ بيگانه و تبعيت ناگزير از سياست‏هاى بيگانه هم به دنبالش پديد مى‏آيد. همه‏ى اينها ناشى از بى‏علمى است. بنابراين علم بايد در كشور ترويج شود. يكى از كارهاى مهم انقلاب همين بود؛ علم را در داخل كشور ترويج كرد. اول انقلاب در برهه‏ى كوتاهى ما ناگزير شديم دانشگاه نداشته باشيم. دانشگاه به مناسبت انقلاب فرهنگى و مسائلى كه در دانشگاه بود، تعطيل شد. دانشگاه‏ها به اصرار دانشجوها تعطيل شد. در همين دانشگاه تهران گروهكها اتاق جنگ درست كردند؛ يعنى از دانشگاه به‏عنوان وسيله‏يى براى آشوب، فتنه، جنگ با انقلاب، جنگ با نظام و جنگ با اسلام استفاده كردند! دانشگاه در برهه‏ى كوتاهى تعطيل شد؛ ليكن بعد از اين برهه‏ى كوتاه، فعاليت علمى و دانشگاه و دانشجو به شكل معجزه‏آسايى پيشرفت كرد. شماها امروز در وسط جريان قرار داريد؛ درست احساس نمى‏كنيد كه ما چه وضعى داشتيم و از كجا به كجا رسيديم. ما در اين كشور سالهاى متمادى براى معالجات خودمان بناچار از پزشك تايلندى و پاكستانى و هندى استفاده مى‏كرديم؛ چون پزشك در اين كشور به‏قدر لازم نبود؛ اما امروز يكى از دغدغه‏هاى نظام اين شده كه اين‏همه پزشك اضافى را چگونه به‏كار بگمارد. بعضى‏ها براى اين قضيه غصه مى‏خورند. به نظر من اين كج‏سليقگى است؛ غصه نيست. آن روز براى اداره‏ى تعداد معدود دانشگاه‏هاى كشور، ما استاد نداشتيم. البته اول انقلاب تعدادى استاد از كشور رفتند؛ اما آنهايى كه رفتند، آنقدر زياد نبودند؛ درباره‏ى شمار آنها مبالغه شد. امروز خوشبختانه ما اساتيد فعال و مشغول در اين‏همه دانشگاهى كه در كشور به‏وجود آمده، فراوان داريم. تعداد دانشگاه‏هاى امروز نسبت به گذشته قابل مقايسه نيست. ممكن است در سياستگذارى‏ها و اجراى آن سياست‏ها اشتباهاتى وجود داشته باشد - از گسترش كمّى به اين شكل، من به‏طور مطلق دفاع نمى‏كنم - ليكن نكته‏ى اصلى اين است كه به علم اهميت داده شد. من امروز مى‏خواهم همين نكته را به شما عرض كنم. عزيزان من! به علم اهميت دهيد. كليد اصلى باز كردن قفلهاى گوناگون، اهميت دادن به علم است. البته در كنار آن، اين امر بديهى را هم بايد در نظر داشته باشيد كه علم و عالم همان‏قدر كه مى‏توانند مفيد باشند، مى‏توانند مضر هم باشند؛ «چو دزدى با چراغ آيد گزيده‏تر برد كالا». اگر كسى كه علم در وجود او هست، تقوا و پرهيزگارى و امانت و صداقت در او نباشد، مى‏تواند موجود مضرى باشد؛ مى‏تواند عليه كشور و مصالح كشور، علم خودش را مورد استفاده قرار دهد. بنابراين در كنار علم، فرهنگ و تزكيه و اخلاق و معنويت هم لازم است؛ در اين هيچ شبهه نكنيد. حركتهايى كه انجام مى‏دهند براى اين‏كه محيط دانشگاه و دانشجو را محيط بى‏دينى و بى‏معنويتى كنند، به نظر من گرچه يك مقدارش از روى غفلت است، اما يك مقدارش هم حساب شده است. در اين قضيه خيلى‏ها مقصرند؛ هم در دانشگاه‏ها مقصر وجود دارد، هم در خود دستگاه‏هاى وزارتى و دولتى. عده‏يى حساب شده مى‏خواهند محيطهاى دانشجويى و دانشگاه را - كه محيط علم و گسترش علمى و رشد علمى و پرورش علمى و آينده‏ى علمى كشور است - از معنويت تهى كنند تا در آن، ايمان و تقوا و معنويت و خدا و تعهد دينى وجود نداشته باشد؛ اين قطعاً حركتى است به ضرر مصالح كشور.

پروردگارا! دلهاى جوان و آماده و مستعد را از نور معرفتِ خودت سرشار كن. پروردگارا! نشست صائمانه‏ى اين جوانان عزيز را كه در ساعتى از روز ماه رمضان انجام گرفت، مشمول بركات و توجهات خاص خودت قرار بده. پروردگارا! جوانان ما را از صلاح و سداد برخوردار بفرما. پروردگارا! آينده‏ى كشور را به‏دست اين جوانان، آينده‏ى علم و معرفت و تقوا قرار بده؛ دشمنان را از نفوذ در اين كشور و در نظام جمهورى اسلامى روزبه‏روز مأيوس‏تر بفرما؛ قلب مقدس ولى‏عصر را از ما شاد و خشنود كن؛ شهداى ما را با پيغمبر و اولياى پيغمبر محشور بفرما؛ روح مطهر امام بزرگوار را با اوليايت محشور كن.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏

 

 

 

 
 Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved