بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار مردم قم

18 /10 /1382

بسم‏ اللّه‏ الرّحمن ‏الرّحيم‏

 مسؤولان رژيم ايالات متحده‏ى امريكا تاكنون به هيچ‏وجه نشان نداده‏اند كه ذره‏يى از دشمنىِ خود را نسبت به نظام اسلامى و مردم ايران كم كرده باشند، بلكه در همين حال هم وقيحانه مردم، دولت و نظام را متهم كردند و متهم مى‏كنند؛ دائم تهديد مى‏كنند و چهره‏ى جنگى، خصمانه و خشم‏آلود به خود مى‏گيرند، بعد از آن طرف هم دو كلمه حرف مى‏زنند؛ پنجه‏ى چُدنى خودشان را پنهان مى‏كنند در يك دستكش حرير! نمى‏شود كه آن دشمنى‏ها و آن نيّات شوم را نديد. • بنده حزب و شخصيت نمى‏شناسم؛ بنده اين را مى‏شناسم كه كسى كه مى‏آيد به مجلس، بايد با تقوا باشد؛ اولين شرط تقواست ... بايد طرفدار محرومين باشد ... بايد ضد فساد هم باشد و با فساد مالى و اقتصادى بشدت و بجدّ، از بن‏دندان و نه به لفظ، مخالف باشد، تا با فساد مبارزه كند. و البته توانمند، با اخلاص و عالم هم باشد. صلاحيت بر اساس اين مسائل است ... در قانون اين مسائل پيش‏بينى شده است. اگر قانون به‏طور دقيق و غيرجانبدارانه از يك جناح و يك گروه و يك حزب رعايت شود، همين چيزى كه ما مى‏خواهيم، تحقق پيدا خواهد كرد. 18 / 10 / 1382 بسم‏اللّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏ به شما برادران و خواهران عزيز قمى؛ به جوانان مؤمن و مردم مقاوم و طلاب و فضلاى معزز حوزه‏ى علميه‏ى قم خوشامد عرض مى‏كنيم. روز نوزدهم دى بدون شك يكى از ايام‏اللَّه است. اين روز در تاريخِ بعد از خود و مسير حركت در طول انقلاب و نهضت، تأثير اساسى داشت. اگر قيام مردم قم در طليعه‏ى اين نهضت و در پيشانى انقلاب ثبت نمى‏شد، به گمان زياد بدخواهان ملت ايران و دشمنان انقلاب حتّى هويت اسلامى نهضت را هم ممكن بود انكار كنند. با اين كار، قم مظهر قيام مؤمنانه‏ى مردم، مظهر اعتصام به حبل ‏اللَّه و مظهر «قوموا للَّه مثنى و فرادى» شد. بنابراين روز نوزدهم دى نقطه‏ى عزيمت در نهضت و انقلاب اسلامى ايران است. در اين حركت تاريخى، هم مردم قم و هم حوزه‏ى معظم و جليل‏القدر علميه‏ى قم نقش داشتند. جوانان و مرد و زن قم، قبل از آن حركت و با آن حركت، نشان دادند كه پايبندى آنها به اسلام لقلقه‏ى زبان نيست و حوزه‏ى علميه‏ى قم و مراجع معظم قم در آن روز نيز ثابت كردند كه ظرفيت و استعداد هدايت يك موج عظيم مردمى را در اين اقيانوس بيكران دارا هستند. اينها چيزهايى نيست كه زايل شود. امروز هم همان ايمان، همان مردم، همان حوزه‏ى علميه در قم استوار است؛ لذا قم محور اساسى انقلاب بوده و خواهد بود. جوانهاى قم نقش و سهم بسيار بزرگ خود را فراموش نكنند. آن روز، روز شروع بود. امروز، روز استمرار در صراط مستقيم است. اگر آن روز آن حركت مهم بود، امروز هم دقت و احتياط براى زاويه نخوردن به صراط مستقيم و منحرف نشدن مهم است. خداوند متعال به پيغمبر و اصحاب پيغمبر فرمود: «انّ الّذين قالوا ربّنا اللَّه ثمّ استقاموا»؛ يعنى در اين راه بمانيد و استقامت كنيد؛ راه را گم نكنيد؛ خط را اشتباه نكنيد؛ هدف را فراموش نكنيد؛ اين خطاب به ما و خطاب به همه‏ى ملت ايران است. وقتى با همان نيت و با همان عزم، يك ملت راه خود را استمرار بخشيد و از تاب و توان نيفتاد - كه نمى‏افتد - دروازه‏هاى مدينه‏ى موعود الهى؛ مدينه‏ى سعادت، به روى مردم باز خواهد شد. بعد از پيروزى انقلاب همه‏ى همت دشمنان انقلاب و مستكبران در اين متمركز بود كه حالا كه كار از دستشان دررفت، شايد بتوانند راه اين راهروان را منحرف كنند؛ همچنان كه در قيام مشروطه كردند. و همه يا بيشتر تلاش اين بيست‏وپنج ساله بر اين موضوع متمركز بود كه اين خط الهى و اين راه صحيح و صراط مستقيم گم نشود. البته فضلا، جوانان، بزرگان و مراجع معظم حوزه در اين زمينه مسؤوليت سنگينى دارند؛ همه سهيمند. و هوشمندى مردم، شجاعت و روح صفا و آزادگى آنها - كه بحمداللَّه در همه جاى كشور متجلى است و در قم به صورت نمايانى وجود دارد - تضمين‏كننده‏ى تداوم اين راه است. لازم است چند جمله‏يى درباره‏ى مصيبت سنگين زلزله‏ى بم عرض كنيم؛ چون اين‏گونه حوادث براى كشور و ملت به‏صورت يكپارچه دهشتناك و سهمگين است، نه فقط براى آن مردم مصيبت‏ديده‏ى داغدار. در اين قضيه، نمى‏شود مصيبت را رها و فراموش كرد و از آن درس نگرفت. مسأله‏ى مصائب طبيعى در بينش اسلامى مسأله‏يى قابل توجه است. اين مصائب هست، هميشه و همه‏جا هم هست. جان باختن انسانها و مصائب زندگى ناگزير هست و اجتناب‏ناپذير است، ولى در هر مصيبتى درسهايى وجود دارد كه بايد آنها را آموخت و از تكرار مصائب جلوگيرى كرد. يك مطلب خطاب به مصيبت‏ديدگان بم؛ اينهايى كه جوانها، پدر و مادر، فرزندان و عزيزانشان را از دست دادند - كه مصيبت سنگينى براى آنهاست - عرض مى‏كنم؛ يك مطلب به مردم و يك مطلب هم به مسؤولان. مصيبت‏ديدگان بم بدانند كه اين‏گونه مصائب سنگين در معيار و ديوان الهى بدون اجر نيست؛ اجر هر مصيبت به تناسب سنگينى آن مصيبت است و مصيبت‏ديدگان بايد خدا را پاسخگوى دل داغديده و نياز روح درهم شكسته‏ى خود بدانند؛ به خدا توكل كنند. كلام «انّا للَّه و انّا اليه راجعون» درست است؛ التيام است؛ تسلاى دل مصيبت‏ديدگان است. آن كسى كه مى‏داند در مقابل هر مصيبتى - چه مصيبت طبيعى، چه مصيبت تحميلى - كه بر انسان وارد شد، خداى متعال به او پاداش روشنى‏بخش مى‏دهد كه چشم و دل او را روشن مى‏كند، به‏طور قهرى تسلّى پيدا مى‏كند؛ اين واقعيت است. خداى متعال مى‏فرمايد: «اولئك عليهم صلواة من ربّهم و رحمة»؛ صلوات و رحمت الهى بر مصيبت‏ديده، بزرگترين پاداش اوست. اين تعارف و سرسلامتى زبانى نيست، بلكه فيض و فضل الهى بر مصيبت‏ديده است؛ لذا در جاى ديگرى از قرآن مى‏فرمايد: «هو الّذى يصلّى عليكم و ملائكة ليخرجكم من الظّلمات الى النور»؛ صلوات الهى انسان را از ظلمت خارج مى‏كند؛ به نور رهنمون مى‏شود؛ تاريكى‏ها را از انسان مى‏گيرد؛ اين بزرگترين دستاورد مصيبت‏ديده است. اين عزيزان ما در مقابل اين داغ عظيم و مصيبت بزرگ، خدا را به ياد داشته باشند و با او درد دل و محاسبه كنند؛ از خدا كمك و تسلّى بخواهند؛ خداى متعال اجر خواهد داد. خطابِ به مردم اين است كه اولاً مردم سرتاسر كشور در اين حادثه كار بزرگى كردند كه اين كار اگرچه انسانى، اسلامى و عمل به نداى وجدان و دعوت خداى متعال به برّوتقوا بود، ليكن در عين حال حركتى سياسى بود كه مردم انجام دادند و همبستگى ملى و حضور و گذشت خود را در مقابل چشم مردم دنيا قرار دادند و نشان دادند كه به نظام اسلامى - كه متصدى و مسؤول كمك رسانى است - اعتماد دارند. در رژيمهايى كه مردم از حكومت جدايند، مردم خودشان وارد ميدان امداد مى‏شوند و به دستگاه‏هاى حكومتى اعتماد نمى‏كنند؛ مثل رژيم سابق كه ماها در مناطق آسيب‏ديده مستقر مى‏شديم و مردم به ماها كمك مى‏كردند؛ به دولت و حكومت اعتنا و اعتماد نمى‏كردند؛ حق هم داشتند. اين‏جا مردم نشان دادند كه به دستگاه‏هاى حكومتى؛ بسيج، كميته‏ى امداد، هلال احمر و دستگاه ‏هاى گوناگون اعتماد دارند و لطيف‏ترين كار خود را به وسيله‏ى آنها انجام مى‏دهند. اين يك حركت عظيم سياسى از سوى ملت ايران بود. خيال نكنيد كه محاسبه‏گران بين‏المللى اين چيزها را نمى‏بينند و نمى‏فهمند؛ چرا، هر جلوه‏ى همبستگى و حضور شما مردم، يك سپر دفاعى در مقابل شما از هجوم دشمن به‏وجود مى‏آورد. وقتى ببينند كه مردم اين‏طور در صحنه‏اند و حاضر به يارى و كمك هستند؛ همبستگى دارند؛ چه بين خودشان و چه بين خودشان و دستگاه‏هاى نظام، مى‏فهمند كه پنجه‏زدن به روى اين كشور و اين ملت و اين نظام آسان نيست. بنابراين بنده مجدداً از كمك، حضور، دغدغه و ابراز احساسات مردم صميمانه سپاسگزارى مى‏كنم. البته اين كمكها بايد ادامه پيدا كند؛ ولو حالا كمك جنسى على‏الظاهر - آن‏طور كه مسؤولان مى‏گويند - مورد نياز نيست؛ اما به‏هرحال هميارى لازم است و يارى رساندن مردم ان‏شاءاللَّه مى‏تواند به ادامه‏ى اين كار كمك كند. مطلب ديگرى كه به مردم عرض مى‏كنيم اين است كه اين مصائب طبيعى، معلول و محصول عملكرد خود بشر است. اينها بلايى است كه خود ما با كوتاهى‏ها و سهل‏انگارى‏ها براى خودمان درست مى‏كنيم. اگر آن كسى كه متكفل ساختن خانه‏ى زيد و عمرو است، خود را مسؤول بداند و خوب، علمى و با دلسوزى كار كند، يا زلزله تلفاتى نخواهد داشت، يا اين‏قدر نخواهد داشت. نتيجه‏ى كوتاهى اين مى‏شود كه اين‏طور خسارت سنگين؛ از دست رفتن چندين هزار نفر، پيش مى‏آيد و داغش بر دل ملت مى‏ماند. بايد خيلى احساس مسؤوليت شود. كسانى كه ساختمان مى‏سازند؛ كسانى كه خانه به مردم مى‏فروشند؛ كسانى كه در دستگاه‏هاى دولتى مسؤول نظارت بر اين امور هستند و كسانى كه سرمايه ‏هاى خود را در اين راه به‏كار مى‏اندازند، مسؤولند و اينها بايد فكر چنين چيزى را بكنند. آن جايى كه مسؤوليت و وظيفه به سراغ كسى‏آمد، خسارت كم مى‏شود؛ اما آن جايى‏كه بى‏مسؤوليتى شود، مصيبت پيش مى‏آيد - «فبما كسبت ايديكم«؛ »ما اصابك من سيّئة فمن نفسك» - و عده‏يى از مردم بى‏گناه و مظلوم قربانى مى‏شوند. بنابراين آحاد كسانى كه در اين زمينه‏ها فعاليت دارند، مسؤوليت دارند و بايد متوجه اين نكات باشند؛ خودشان خسارتها را كم كنند. مسؤولان هم در اين زمينه بايد ميداندار باشند و نبايد بگذارند عده‏يى با سهل‏انگارى‏هاى خود جان مردم را تهديد كنند. بم، تنها شهر ايران نيست كه در خطر و معرض چنين حوادثى است؛ در همه‏جا اين حرف هست. مسؤولان و دستگاه‏هايى كه متصدى اين امورند، موظفند؛ بايد دقت و رعايت كنند. نكته بعدى اين است كه دستگاه‏هاى مسؤول بايد در كمك‏رسانى و امداد هم وظايفشان را خوب انجام دهند. ما از دستگاه‏هاى مختلفى كه در اين قضيه فعاليت كردند، تشكر مى‏كنيم؛ هم از هلال‏احمر و سپاه و ارتش و بخصوص بسيج و هم از كميته‏ى امداد و ديگرانى كه در اين ميدان وارد شدند و در اين چند روز به كارهاى بهداشتى، ترابرى، برق و تلفن پرداختند كه همه‏شان كارهاى خوب و برجسته‏يى كردند؛ ليكن آن‏جا كار خيلى زياد است. بنده خبر و اطلاع دارم كه كمبودهايى هست و بايستى مسؤولان به اين كمبودها توجه كنند و مردم مصيبت‏ديده را يك‏بار ديگر دچار مصيبتِ بى‏عدالتى و نرسيدن و بى‏توجهى نكنند. البته ما اين مسائل را به مسؤولان تذكر داده‏ايم و باز هم خواهيم گفت. اين مطلب را هم عرض كرديم، براى اين‏كه معلوم باشد كه ما اين مسائل را از مسؤولان مطالبه مى‏كنيم و لازم مى‏دانيم كه آنها به اين وظايف سنگين عمل كنند؛ نمى‏شود اغماض كرد. البته در اين قضيه‏ى زلزله، كه مصيبت بزرگى براى مردم بود، براى عده‏يى از سياست‏بازان بين‏المللى و مستكبر هم فرصت و درواقع حادثه‏ى خوشايندى فراهم شد كه بتوانند كارها و اغراض سياسى خود را دنبال كنند، كه جنجال امريكايى‏ها در اين مسأله از همين قبيل است. در مقابل سيل كمكهايى كه از اطراف كشور، با اين حجم انبوه و عظيم، به اين مردم شد و همچنين در كنار كمكهاى بين‏المللى، كمكى هم از طرف دولت مستكبر امريكا رسيد كه البته براى مردم بود و مسؤولان موظف بودند كه همه‏ى كمكها را قبول كنند و به جاى خود برسانند؛ اما اين چه ربطى دارد به اين‏كه دشمنى‏هاى پيوسته، لاينقطع، دايمى، عميق و بنيانى رژيم مستكبر امريكا با ملت، كشور و منافع و مصالح ايران و نظام مورد علاقه‏ى مردم فراموش شود؟! مسؤولان رژيم ايالات متحده‏ى امريكا تاكنون به هيچ‏وجه نشان نداده‏اند كه ذره‏يى از دشمنىِ خود را نسبت به نظام اسلامى و مردم ايران كم كرده باشند، بلكه در همين حال هم وقيحانه مردم، دولت و نظام را متهم كردند و متهم مى‏كنند؛ دائم تهديد مى‏كنند و چهره‏ى جنگى، خصمانه و خشم‏آلود به خود مى‏گيرند، بعد از آن طرف هم دو كلمه حرف مى‏زنند؛ پنجه‏ى چُدنى خودشان را پنهان مى‏كنند در يك دستكش حرير! نمى‏شود كه آن دشمنى‏ها و آن نيّات شوم را نديد. البته ما اهل لجبازى نيستيم، اهل منطق و استدلاليم. رژيم ايالات متحده‏ى امريكا به ملت ايران سالها ظلم كرده است؛ با نظام اسلامى سالها مخالفت كرده است؛ انواع توطئه‏ها را عليه اين ملت و نظام اسلامى به راه انداخته است؛ از رژيم غاصب صهيونيستى، با همه‏ى جناياتى كه اين رژيم مى‏كند، به‏طور دائم و متزايد دفاع كرده است؛ به ملتهاى عراق و افغانستان آن جفاها و ظلم‏ها را كرده است و هنوز هم مى‏كند؛ نيتِ شوم نسبت به نظام اسلامى و عقايد مردم و مصالح ما دارد و هرجا منافع كشور ما بوده، اگر توانسته دست‏اندازى كرده است كه جلويش را بگيرد؛ نيت حضور قدرتمندانه در ايران و بلعيدنِ منابع مالى و حياتى آن را دارد. آنچه ملت ايران را در مقابل اين‏گونه ژستهاى دروغين هشيار و خشمگين مى‏كند، اينهاست. اين كارها را كنار بگذارد، ما با كسى لجبازى نداريم. يك ملت را اين‏طور تهديد و تحقير كردن، مورد تهاجم سياسى قرار دادن، سعى در تجزيه‏ى آن ملت كردن، فشارهاى گوناگونِ اقتصادى بر آن وارد آوردن، نظام حاكمِ بر آن ملت و كشور را اين‏طور تهديد كردن و با زبان استكبار و زورگويى و قلدرى حرف زدن و بعد هم يك‏جا لبخند دروغى تحويل دادن، باعث مى‏شود مردم از اين حرفها بدشان بيايد و خشمگين شوند. ملت ايران ملتى است مستقل، آزاد، هوشمند، و بشدت به هويت ملى و اسلامى خود علاقه‏مند؛ از هرگونه تهديدى بشدت بيزار و متنفر؛ و غيرپذيراى دخالت خارجى‏ها و سلطه‏ى بيگانه؛ و ملتى آقا و عزتمند كه هر كس با اين ملت از در صلح و مسالمت و دوستى و تعامل معمولى وارد شود، با ملتى خوب، پذيرا و علاقه‏مند روبه‏رو مى‏شود؛ اما اگر كسى بخواهد به اين ملت زور بگويد، تهديد كند، قصد سلطه‏ى بر آن را داشته باشد و دائم چنگ و دندان به او نشان دهد، معلوم است كه اين ملت، ملتى نيست كه زير بار كسى برود. شما ملت عزيز ايران بدانيد - و مى‏دانيد - كه قدرتمند هستيد. همين كه دشمن بيست‏وپنج سال است كه مى‏خواهد شما را از هويت دينى و ملى خودتان خالى كند و نتوانسته، دليل بر قدرت شماست. همين كه دشمن دست به تهديد مى‏زند، نشانه‏ى قدرتمندىِ ملت ايران است. اين قدرتمندى را روزبه‏روز زياد كنيد و نشان دهيد كه در صحنه حضور داريد. هر ملتى كه از صحنه بيرون رفت و فضاى سياسى، اقتصادى و فرهنگى كشور را رها كرد، سوءاستفاده كُن‏ها و بيگانه‏ها فورى به آن فضا مى‏آيند و مالك و صاحب آن مى‏شوند. كشورتان را نگه داريد. كشور براى شماست؛ ايران براى شماست و براى هيچ‏كس ِ ديگر نيست؛ خودتان اين كشور و اين نظام را با ايمان، عزم، وحدت و قدرتى كه خدا به شما داده است، نگه داريد. انتخابات در پيش است. حضور در انتخابات يكى از مستحكمترين وسيله‏هايى است كه اين ملت مى‏تواند آن را مثل يك زره پولادين در مقابل خود و در مقابل حمله‏ى دشمنان و سوءنيت و بد دلىِ مستكبران و دخالت‏كنندگان نگه دارد. انتخابات بسيار مهم است. آنچه كه بنده در انتخابات از خداى متعال خواسته‏ام و مى‏دانم كه ملت عزيز ما هم همين را مى‏خواهد، اين است كه انتخابات پُرشور، سالم، قوى و با حضور ملت انجام بگيرد و ان‏شاءاللَّه خداى متعال توفيق بدهد به ملت ما كه نمايندگان صالح و توانمند و كارآمدى را به مجلس بفرستند. يكى از مهمترين اركان نظام، مجلس شوراى اسلامى است. اگر در مجلس نمايندگان مؤمن، بااخلاص و توانمند حضور داشته باشند، مجلس خيلى از گره‏ها را مى‏تواند باز كند. مهمترين موضوعى كه بنده توقع و اهتمامِ به آن دارم، انتخابات است. البته انتخابات ميدان رقابت است و افراد بايستى با هم رقابت كنند؛ رقابت سالم. هر كسى كه به اين نظام معتقد و پايبند است، مى‏تواند وارد ميدان انتخابات شود. كسانى كه اين نظام و قانون اساسى را قبول ندارند، آمدنشان به مجلس خطاست و خودشان هم بايستى بدانند كه از نظر اين ملت آمدن آنها به مجلس خطاست. معلوم است كه كسانى كه اين قانون اساسى و اين ملت و كارها و شعارها و راه و اهدافش را قبول ندارند، نبايد به مجلس بيايند؛ اما آن كسانى كه نظام، اسلام، قانون اساسى و امام را قبول دارند، بايد به ميدان رقابت بيايند؛ منتها رقابت سالم و نه رقابت لجوجانه و عنادآميز. اين جناحها و خطوط و احزاب هم از نظر بنده اعتبارى ندارند. بعضى خودشان كه كش‏مكش مى‏كنند هيچ، سعى مى‏كنند كه رهبرى و دستگاه‏هاى نظام را هم وانمود كنند كه در دعواهاى جناحى و خطىِ اينها واردند؛ اين مطلب درست نيست. بنده حزب و شخصيت نمى‏شناسم؛ بنده اين را مى‏شناسم كه كسى كه مى‏آيد به مجلس، بايد با تقوا باشد؛ اولين شرط تقواست؛ «انّ اكرمكم عنداللَّه اتقاكم». ديگر اين كه، بايد طرفدار محرومين باشد؛ بداند كه در كشور محروميت هست و سعى و همت او باشد كه رفع محروميت كند. بايد ضد فساد هم باشد و با فساد مالى و اقتصادى بشدت و بجدّ، از بن‏دندان و نه به لفظ، مخالف باشد، تا با فساد مبارزه كند. و البته توانمند، با اخلاص و عالم هم باشد. صلاحيت بر اساس اين مسائل است و مسؤولان دستگاه‏هاى مختلف - چه وزارت كشور، چه شوراى نگهبان و چه دستگاه‏هايى كه در زيرمجموعه‏ى اين مراكز مشغول فعاليت هستند - بايد معيارشان را قانون قرار دهند؛ زيرا در قانون اين مسائل پيش‏بينى شده است. اگر قانون به‏طور دقيق و غيرجانبدارانه از يك جناح و يك گروه و يك حزب رعايت شود، همين چيزى كه ما مى‏خواهيم، تحقق پيدا خواهد كرد. دستگاه‏هاى دولتى مراقب باشند كه نقش داور را ايفا كنند. در يك بازى ورزشى داور نقش مشخصى دارد. اگر هر يك از دو تيمى كه با هم مسابقه مى‏دهند، پيروز شوند، در حقيقت داورى كه خوب داورى كرده، پيروز شده است؛ اما اگر داور رفت سراغ يكى از دو تيم - رفت سراغ اين جناح يا آن خط - چه آن تيم پيروز شود، چه شكست بخورد، داور شكست خورده است. دستگاه‏هاى دولتى نقش داورى خود را حفظ كنند و مراقب باشند گرايش به اين حزب و آن حزب و اين جناح و آن خط پيدا نكنند. قانون را مخلصاً، خالصاً رعايت كنند؛ همه چيز درست خواهد بود؛ مردم هم قدرت انتخاب پيدا مى‏كنند. البته كسانى كه به عنوان نامزد انتخابات به مردم معرفى مى‏شوند، معنايش اين است كه اينها صلاحيت دارند و اين معرفى، امضاى صلاحيت اينهاست. دستگاه‏ها بايستى مراقب باشند كه اين امضاء بيهوده، خلاف و دروغ نباشد. اين دروغ گفتن به مردم است؛ هم رد كردنِ آدم صالح، هم پذيرفتنِ آدم ناصالح؛ هر دو بد و هر دو خلاف است. دستگاه‏ها مراقب باشند كه اين خلافها انجام نگيرد، تا ان‏شاءاللَّه روز انتخابات برسد و مردم نگاه كنند و با فكر آزاد و رأى درست، كسى را كه به نظر خودشان صالح‏تر است، با شناخت و معرفت انتخاب كنند و به مجلس بفرستند. يك مجلس معتبر و آبرومند مى‏تواند براى كشور خيلى مفيد باشد. اميدواريم پروردگار متعال تفضلات، نِعَم و رحمت خودش را از اين ملت قطع نكند و همچنان كه در طول اين ساليان متمادى همواره حول و قوّه و اراده‏ى الهى بر كمكِ به اين ملت تعلق گرفته است، در آينده هم ان‏شاءاللَّه همين‏طور باشد و همه مشمول ادعيه‏ى زاكيه‏ى حضرت بقيةاللَّه (ارواحنافداه) باشند. والسّلام عليكم و رحمةاللّه و بركاته‏

 
 Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved