بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک Instagram

 

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار شركت كنندگان در همايش جهان اسلام چالش ها و فرصت ها

2 / 10 / 1382

بسم‏ اللّه‏ الرّحمن ‏الرّحيم‏

به همه‏ حضار محترم و برادران عزيز خوش‏آمد عرض مى ‏كنم و از اين‏كه دعوت جمهورى اسلامى را اجابت و در اين گردهمايى شركت كرديد، تشكر مى ‏كنم. شما به خانه‏ خود و به ميان برادران خود تشريف آورده ‏ايد و ايران ميهن دوم همه‏ مسلمانان در هر نقطه‏ دنياست.
اين گردهمايى در وقت بسيار لازمى تشكيل شده است؛ زيرا امروز مسلمانان در سرتاسر دنيا با حوادث و تهديدها و چالشهاى جديدى مواجه‏ اند. وقتى يك موجود زنده تهديد مى ‏شود، مقتضاى عقل و منطق اين است كه نيروى خود را جمع كند، فكر خود را به‏ كار بيندازد و در مقابل تهديد، اقدام شايسته و مناسب را بكند. نشستن و سرنوشت را به دست حوادث سپردن، كار يك ملت زنده مثل ملت اسلام نيست. امت اسلامى در همه‏ احوال از سوى اسلام به حركت و قيام و اقدام و فكر تشويق و تحريض شده است. بنابراين جاى اين گردهمايى امروز در دنياى اسلام خالى بود، و شما آن را پُر كرديد. انتظار ما اين است كه به اين اجتماع به حدّ نگاه شود و مسائل دنياى اسلام و توانايى ‏هاى امت اسلامى به‏ طور دقيق مورد بررسى قرار بگيرد و راه استفاده‏ از آن توانايى ‏ها هم مشخص شود. ما به ‏عنوان دولت جمهورى اسلامى كه بحمداللَّه به خداى متعال و به يك ملت بزرگ و زنده متكى هستيم آماده‏ايم سهم و نقش خود را در آنچه امروز وظيفه‏ امت اسلامى است، ايفا كنيم.
درست است كه امروز دنياى اسلام با تهديدهاى تازه‏ اى مواجه است، اما در مقابل، فرصتهايى هم در اختيار امت اسلامى قرار دارد كه در گذشته وجود نداشت. وقتى صحبت از فرصتها مى ‏شود، ذهن ابتدا به سمت فرصتهاى مادى مى ‏رود مثل موقعيت جغرافيايى، سابقه‏ تاريخى، وجود ذخاير زيرزمينى و تراكم جمعيت در دنياى اسلام البته شكى در اينها نيست؛ ليكن توجه كنيم كه دنياى اسلام همه‏ى اينها را داشت، در عين حال استعمار توانست دنياى اسلام را قبضه كند و صدوپنجاه سال، دويست سال دنياى اسلام را عقب نگه‏دارد و ملتهاى مسلمان را به ملتهايى وابسته و عقب‏افتاده تبديل كند؛ بنابراين اينها كافى نيست. البته در برهه‏ اى از زمان، عقب ‏افتادگى و ضعف به معناى اين نيست كه آن ملت يا مجموعه‏ ضعيف، سرنوشتشان ضعف است؛ نه، هر وقت ما به خود بياييم و آنچه را كه از اسلام از ما خواسته، انجام دهيم، همه چيز عوض خواهد شد و مسير دنياى اسلام به سمت پيشرفت به معناى واقعى كلمه خواهد رفت.
به نظر من بزرگترين فرصت دنياى اسلام، خود اسلام است. ما اسلام را داريم و اين بزرگترين نعمتى است كه خداى متعال به ما داده است. "و لأتمّ نعمتى عليكم"؛ خداى متعال اسلام را نعمت خود دانسته است و اين بزرگترين نعمت خداى متعال است. ما هر كارى مى‏كنيم، بايد با اسلامِ خودمان بكنيم. اسلام، هم مى‏تواند با ايمان و معرفت، باطن انسان را مسلح كند؛ و هم مى ‏تواند با دانش و ايجاد وحدت، از لحاظ مادى مسلمانها را مسلح و مجهز كند؛ اين قدرت اسلام است؛ اين قدرت را نبايد دست كم گرفت. امروز وضع دنياى اسلام با پنجاه سال پيش تفاوتهاى زيادى كرده است. امروز دنياى اسلام نسبت به پنجاه سال پيش، هم زنده‏تر، هم بانشاطتر، هم اميدوارتر، هم جوان‏تر و هم جوان‏نگرتر است. اميدهاى زيادى پيش روى ماست؛ اينها را بايد شناخت و جدى گرفت.
امروز مسلمانان دنيا به اسلام افتخار مى ‏كنند. دوره ‏اى بود كه مسلمانان به اسلام هيچ افتخار نمى ‏كردند. خيلى از عناصر مسلمان و روشنفكران مسلمان به دورى از اسلام و كنار گذاشتن اسلام افتخار مى ‏كردند؛ اما امروز جوانان و روشنفكران ما در سرتاسر دنياى اسلام به تمسك به اسلام و به معرفت اسلام و به اسلام افتخار مى‏كنند؛ اين فرصت بسيار عظيمى است.
امروز رقباى اصلى تفكر اسلامى يعنى ماركسيسم، كمونيسم و سوسياليسم از صحنه حذف شده‏ اند. يك روز اين چالش بزرگ اسلام بود كه با الحاد ماركسيستى مبارزه و در واقع از خودش دفاع كند. امروز آن رقبا در مقابل واقعيت هاى دنيا از صحنه خارج شده‏اند و شكست خورده‏اند و اسلام رشد كرده است. امروز اسلام سياسى، با قدرت وارد صحنه شده است؛ اين در دنياى اسلام وجود نداشت. هرچه از اسلامِ سياسى گفته مى‏شد، حواله به قرون اوليه‏ اسلام داده مى‏شد. امروز اسلامِ سياسى وسط صحنه است و كارايى و قدرت خودش را ثابت كرده و نشان داده است كه مى ‏تواند بايستد، سازندگى كند و خودش را اثبات نمايد؛ اين فرصت بسيار بزرگى است.
در نيم قرن پيش و قبل از آن، كسانى كه مى‏ خواستند بر سرنوشت مسلمانها مسلط شوند، به مسلمانها مژده‏ مدرنيته را مى‏دادند؛ مى ‏گفتند در مقابل ما تسليم شويد، در مقابل فرهنگ ما به زانو دربياييد؛ ما مدرنيته را به شما اهداء مى‏ كنيم.
امروز مسلمانها وقتى به اين گذشته نگاه مى‏كنند، مى ‏بينند مدرنيته در دنياى اسلام جز وابستگى بيشتر و فساد، چيزى به‏بار نياورد؛ جز ضعف ملتها و حكومتهاى اسلامى، چيزى عايد مسلمانها نكرد. مدرنيته مسلمانها را عالم و مبتكر نكرد؛ آنها را وابسته كرد. بنابراين امروز از اين جهت، آگاهى و روشن‏ بينى مسلمان ها بمراتب بيشتر از مسلمان هاى نسل گذشته‏ ماست.
امروز ليبراليسم در زادگاه خود دچار تناقض است. همان كسانى كه شعار دفاع از آزادى سر مى ‏دادند، امروز در كشورهاى زادگاه آزادىِ فردى و ليبراليسم و در مراكز سياستگذارىِ آنها روشهايى را به‏كار مى‏ گيرند كه نقطه‏ مقابل آزادى است. غرب امروز در مقابل سركوب بچه ‏هاى فلسطينى جوابى ندارد. غرب امروز در مقابل اشغال عراق و افغانستان و كشتارهاى فجيعى كه در اين دو كشور اتفاق افتاده، نمى‏تواند از خودش دفاع كند. غرب در برابر مردم سالارى دينى و آراء ملتهايى كه در اين چند سال تجربه شد به اسلام رأى دادند و امريكايى ‏ها به ‏زور با آنها مقابله كردند، هيچ دفاعى از خودش ندارد و نمى‏تواند پاسخ دهد. غرب امروز در مقابل اهانت به كرامت زن هيچ پاسخ و دفاعى ندارد. امروز در دنياى غرب زادگاه آزادى و دمكراسى كرامت زن از دست رفته‏است؛ فساد جنسى در حد اعلاست و خانواده رو به ويرانى است. آمارهايى كه درباره‏ى ويرانى بنيان خانواده در كشورهاى غربى داده مى‏شود، تكان دهنده و بهت‏آور است. غرب با شعار ليبراليسم مى‏خواست دنيا را خاضع كند و امروز اينها تناقضات ليبراليسم است. امروز امريكا و استكبار در مقابل اسلام دچار انفعالند. بعد از آن كه امريكا ده‏ها سال در منطقه‏ى آسيا و خاورميانه از ديكتاتورها بصراحت دفاع كرده و ديكتاتورها را سركار آورده، امروز شعار دمكراسى براى اين منطقه مى‏دهد! كيست كه نداند پشتيبان مستبدان و ديكتاتورهاى اين منطقه خود امريكا بود؟ امروز براى همه روشن شده كه پشتيبان صدام خود امريكا بود. چراغ سبز حمله‏ى به ايران و ايجاد يك جنگ هشت ساله را امريكايى‏ها به صدام دادند. صدام پرورش يافته امريكايى ‏ها بود؛ آنها بزرگش كردند، آنها قدرتش دادند، آنها امكان به كارگيرى سلاح شيميايى را به او دادند، آنها بودند كه در مقابل كشتار عظيم مردم حلبچه و بسيارى از جوانان ما كه با سلاح شيميايى از بين رفتند، سكوت كردند. هنوز در كشور ما بسيارند جوان هايى كه دچار آفت شيميايى ‏اند. هر چند هفته يك‏بار خبر شهادت يكى از اين جوانهاى صالح و مجاهد و مؤمن پخش مى‏شود كه اينها با سلاح شيميايى صدام جانباز شدند و حالا جان مى‏دهند. غرب در مقابل اينها سكوت كرد. امروز همين غرب است كه در اين‏جا شعار دمكراسى مى‏دهد؛ اين انفعال در مقابل مردم‏سالارى دينى اسلامى است. مردم‏سالارى دينى يعنى آراء مردم از نگاه منطق دين، با احترامى كه دين براى آراء مردم قائل است. دين براى انسانها كرامت قائل است؛ دين براى حكومتها در مقابل مردم مسؤوليت جدى قائل است؛ دين، استبداد و ديكتاتورى را از هيچ حاكمى و تحت هيچ عنوانى نمى‏پذيرد؛ اسلام ما اين است؛ مردم‏سالارى اسلامى يعنى اين؛ يعنى مردم‏سالارى متكى به يك منطق قوى و روشن، با همان معيارهايى كه اسلام براى حكومت‏كنندگان در هر جامعه اى قائل است. امروز اين در دنيا مطرح شده، در واقعيت پياده شده؛ فقط در كتابها و ذهنها نيست. در طول بيست و پنج سال گذشته، ما در جمهورى اسلامى بيست و چهار انتخابات داشته‏ايم و مردم پاى صندوقها آمده‏اند و رأى داده‏اند و اين نظام را برپا داشته و حفظ كرده‏اند. مظهر كامل مردم‏سالارى اين است. امريكا در مقابل اين، دچار انفعال است كه امروز شعار مردم‏سالارى در خاورميانه سر مى‏دهد.
امروز دنيا دچار خلأ ايدئولوژى است. در هيچ نقطه‏يى از دنيا هيچ فكر روشن و ثابتى كه جوامع بتوانند بر محور آن، حركتى را براى خود سازماندهى و آينده‏يى را تصوير كنند، وجود ندارد. اسلام امروز فرصت دارد تا در دنيا خود را مطرح كند. اسلام روى نقاطى تكيه كرده است كه آرزوى ديرين انسانها از اول تاريخ بشر تا امروز است. اسلام روى عدالت و اخوت و برادرى و كرامت انسان تكيه كرده؛ امروز بشر تشنه‏ى اينهاست. بشر، تشنه‏ى كرامت و عدالت و انسانيت واقعى است؛ اسلام روى اينها تكيه كرده است. امروز وقت آن است كه اسلام با همان شكل ناب و حقيقىِ خود در دنيا مطرح شود و روشنفكران و سياسيون مسلمان اين را به صورت يك پرچم در دنيا بلند كنند و در مقابل چشم همه‏ى مردم دنيا نگه‏دارند. جاذبه‏ى اسلام ناب خيلى زياد است. دشمنان اسلام و امروز در رأس همه‏ى آنها، صهيونيسم و امريكا مايل نيستند اسلامِ ناب چهره نشان دهد. آنها مى‏خواهند اسلام را در دو شكل منحصر كنند: يكى شكل متحجر، شبيه آنچه در اسلام طالبان ديده شد؛ سر تا پا تعصب خشك و بدون منطق و علم و معرفت، تا همه‏ى چشمها متنفر شود و صورتها از اسلام برگردد. و يا اسلامى كه هويت خود را در مقابل غرب به‏طور كامل از دست بدهد؛ يعنى اسلام التقاطى؛ اسلامى كه هرچه غربى‏ها مى‏گويند، از آنها بپذيرد و فرهنگ غرب را در پوشش اسلام ترويج كند و خودش هيچ حرفى براى گفتن نداشته باشد. امروز دشمنان اسلام مى‏خواهند اسلام به يكى از اين دو صورت جلوه كند؛ اما اسلامى كه به‏طور جدى وارد صحنه مى‏شود و براى امت اسلامى عزت و عظمت و اقتدار و عدالت و مردم‏سالارى و پيشرفت علمى مى‏خواهد يعنى اسلام زندگى‏ساز حاضر نيستند مطرح شود. البته امروز دشمنان اسلام و در رأس آنها امريكا و صهيونيسم مى‏دانند درون امت اسلامى نيروى عظيمى متراكم است؛ لذا از آن واهمه دارند و مى‏ترسند؛ بنابراين با جهان اسلام با نام اسلام مبارزه نمى‏كنند؛ با نامهاى ديگرى مبارزه مى‏كنند. مفهوم تروريسم را بسط مى‏دهند تا حركتهاى آزاديخواهانه را بكوبند. مى‏خواهند مبارزان فلسطينى را كه امروز شجاع‏ترين مجاهدان راه اسلامند تحت عنوان تروريست بكوبند. مى‏خواهند جوانان مبارز لبنان، عراق، افغانستان و جوانان مبارز هر نقطه‏ى دنياى اسلام را كه با انگيزه‏هاى استكبارى و دخالت بيگانه مقابله مى‏كنند، با عنوان تروريست از صحنه خارج كنند؛ يا به بهانه‏ى سلاح كشتار جمعى، به بهانه‏ى حقوق بشر، به بهانه‏ى دمكراسى با دنياى اسلام مقابله كنند. امروز اين بهانه‏ها را استكبار مطرح مى‏كند، براى اين‏كه از مقابله‏ى با اسلام به نام اسلام واهمه دارد.
بنابراين درست است كه امروز دنياى اسلام با تهديدهاى تازه‏يى مواجه است، اما اين فرصتهاى بزرگ و تازه هم در دنياى اسلام وجود دارد. امروز قشر عظيمى از جوانان مسلمان در سرتاسر دنياى اسلام چشم از شهوات و فرآورده‏هاى رنگين غرب مى‏پوشند و در دلِ خود ايمان به خدا، و در عملِ خود تعبد در مقابل دين را شعار خود قرار مى‏دهند؛ هم در ايران اين‏طور جوانها بسيارند، هم در دنياى اسلام فراوانند؛ چه در شرق دنياى اسلام و چه در غرب آن. امروز روشنفكران زيادى در دنياى اسلام به نام اسلام حرف مى‏زنند؛ به نام اسلام مى‏نويسند و به نام اسلام هنر خود را مجسم مى‏كنند؛ اينها فرصتهاى دنياى اسلام است. امروز دنياى اسلام تا حدود زيادى قدرت خود را شناخته و مى‏داند مى‏تواند قدرتمند باشد. اگر تهديد بزرگ است، فرصت هم بسيار زياد است. اين ما هستيم كه بايد تلاش كنيم.
حديثى از نبى‏اكرم (صلّى‏اللَّه‏عليه‏واله‏وسلّم) نقل شده است كه: "مثل المؤمن كمثل سنبلة تنام مرّة و تقوم مرّة"؛ مؤمن ريشه‏كن نمى‏شود. ممكن است طوفان حوادث او را به زمين بخواباند، اما با اندك فرصتى سرپا بلند مى‏شود و باز رشد مى‏كند و پيش مى‏رود. قرآن هم فرموده است: "كشجرة طيبة اصلها ثابت و فرعها فى‏السّماء تؤتى اكلها كلّ حين باذن ربها". ما هستيم كه بايد تلاش كنيم اين ثمره را به نضج برسانيم؛ و اين كار ممكن است.
ما در جمهورى اسلامى ايران همت خود را گذاشته‏ايم تا اين پايه‏هاى اساسى را مستحكم كنيم. ما از مردم‏سالارى كه متخذ از اسلام و حكم اسلام است، عدول نخواهيم كرد. اسلام هم پذيرش فرمانروايان را در احكامى مثل بيعت مشخص و روشن كرده است؛ ما اين را از بن‏دندان قبول داريم؛ ما اين را از غرب نگرفته‏ايم؛ اين متعلق به ماست؛ متعلق به اسلام است؛ بنابراين ما پاى اين ايستاده‏ايم.
ما در برابر نفوذ و دخالت بيگانگان ايستاده‏ايم. با همه‏ى دنيا، علم و معرفت و تجربه و كالاى مادى و معنوى را تبادل مى‏كنيم و اهل تعامل هستيم؛ اما مطلقاً نفوذ و دخالت و اعمال قدرت و سيطره را از هيچ كس نمى‏پذيريم. دشمنان ما كسانى كه با جمهورى اسلامى و ايران اسلامى بجد دشمنى مى‏كنند از اين نقطه بشدت ناراحتند. ما نشان داده‏ايم كه بر اين موضوع پافشارى داريم. ما نشان داده‏ايم كه مى‏توانيم، و معتقديم همه‏ى دنياى اسلام مى‏توانند.
ما اعتقاد به بسط عدالت داريم. بسط عدالت در جامعه، از مشكل‏ترين و دشوارترين كارهاست؛ مى‏خواهيم اين كار را بكنيم. در اين زمينه گامهايى هم برداشته‏ايم؛ اما بين آنچه ما امروز در آن قرار داريم و آنچه اسلام از ما خواسته، فاصله‏ى بسيار زيادى است؛ اين كار تلاش لازم دارد. ما معتقديم بايد در اين مسأله متمركز شويم و تلاش كنيم، و ان‏شاءاللَّه تلاش هم مى‏كنيم.
ما معتقد به بسط علم و معرفت هستيم و در اين راه پيشرفتهاى زيادى كرده‏ايم. ما معتقديم دنياى اسلام با سابقه و عمق و ريشه‏ى فرهنگ و علمى‏يى كه دارد، مى‏تواند در ميدان علم و معرفت قدمهاى بسيار بلندى بردارد. دنياى اسلام را عمداً از علم و معرفت دور نگهداشتند. ما به جوانان و دانشمندانِ خود توصيه كرديم توليد علم كنند. درست است كه علم را از ديگرانى كه آن را دارند، بايد آموخت؛ اما در حد آن نبايد توقف كرد. ما معتقديم به ترجمه‏ى علم نبايد اكتفا كنيم؛ بايد علم را توليد كنيم؛ و اين كار را جوانان ما شروع كرده‏اند و در ميدانهاى متعددى توفيقات بسيار بزرگى به دست آورده‏اند. ما اين‏كار را خواهيم كرد و ادامه خواهيم داد.
ما به تقويت بنيه‏ى مادى و معنوى جامعه و مردم خود معتقديم؛ هم بايد بنيه‏ى مادى‏شان را تقويت كنيم و توليد ثروت كنيم چون كشور ما بالقوه ثروتمند است و هم بنيه‏ى معنوى، يعنى ايمان و روحيه‏ى آنها را تقويت كنيم؛ و اين جزو وظايف ماست.
امروز در دنياى اسلام مهمترين خطرى كه ما را تهديد مى‏كند، تفرقه است. ما از هم جدا شديم و دستهايمان را به هم گره نكرديم؛ لذا دشمن در ما طمع كرد. وقتى از هم جدا باشيم، دشمن در ما طمع مى‏كند. پيشنهاد ما به همه‏ى دولتها و حكومتهاى دنياى اسلام و به همه‏ى ملتهاى مسلمان، وحدت و اتحاد و نزديكى است. از اختلافات بايد عبور و صرف‏نظر كرد. بعضى اختلافات را مى‏شود حل كرد؛ آنها را حل كنيم. بعضى اختلافات ممكن است در كوتاه مدت قابل حل نباشد؛ بايد از آنها اغماض و عبور كنيم. اين درست همان نقطه‏يى است كه صهيونيست‏ها و امريكايى‏ها از آن زيان مى‏بينند و همه‏ى تلاش خود را عليه آن به‏كار انداخته‏اند. اختلافات قومى، مذهبى، طايفه‏يى، سياسى و ارضى، همه تحريك شده‏ى دشمنان است. زمينه‏هاى اين‏گونه اختلافها در بين خود ما وجود داشته، منتها ما غفلت كرده‏ايم و آن زمينه‏ها را از بين نبرده‏ايم؛ آنها هم آمده‏اند از غفلت امت اسلامى استفاده كرده‏اند و اين اختلافات را تشديد كرده‏اند و ما را به جان هم انداخته‏اند. چقدر از نيروهاى مادى و معنوى ما صرف اين دعواها و جنگهاى گوناگون قومى و ملى و مذهبى و طايفه‏يى شده است. ما معتقديم اين را بايد به صورت يك هدف جدى دنبال كرد.
اعتقاد بنده اين است كه امروز در دنياى اسلام، دشمنان اسلام و امت اسلامى به‏طور عمده از دو سلاح استفاده مى‏كنند؛ يكى سلاح رعب، ديگرى سلاح تطميع. دولتها و روشنفكران و برگزيده‏ها و آحاد ملت را گاهى مرعوب و گاهى تطميع مى‏كنند؛ و هر دوى اينها شبكه‏هاى شيطان است. از ارعاب آنها نبايد ترسيد؛ "الّذين قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم فزادهم ايمانا و قالوا حسبنااللَّه و نعم الوكيل فانقلبوا بنعمة من اللَّه و فضل لم يمسسهم سوء". اينها براى ما درس است؛ بايد اين‏طورى حركت كنيم. نبايد از ارعاب دشمن مرعوب شد. به تطميع دشمن هم نبايد دل بست؛ چون دشمن هيچ خيرى نمى‏رساند و تطميع او دامى بيش نيست. اين قضيه، هم در مورد اشخاص، هم در مورد دولتها و حكومتها، هم در مورد نخبگان و هم در مورد آحاد مردم صدق مى‏كند. به تطميع آنها اميدوار نشويم و از ارعاب آنها نترسيم. ما قدرتمنديم؛ "و انتم الأعلون ان كنتم مؤمنين".
در پايان عرايضم تأكيد مى‏كنم كه در اين سمينار و گردهمايى خود بگرديد، راه‏ها را پيدا كنيد. شما برگزيدگان دنياى اسلام هستيد. هر يك نفر از شما، هر يك فكر از فكرهاى شما، مى‏تواند منشأ يك تحول و يك حركت در بخشى از جامعه‏ى بزرگ اسلامى و امت اسلامى باشد. وقتى اين فكرها روى هم جمع شد، مى‏تواند راه‏هاى زيادى را در مقابل ما باز كند.
دشمن را بايد شناخت. دشمن‏شناسى يكى از مهمترين كارهاست. امروز دشمن بزرگ دنياى اسلام، امريكا و صهيونيسم است؛ شيطانهاى بزرگ اينهايند. از همه‏ى شيطانها بدتر و نحس‏تر و خطرناك‏تر، امريكا و صهيونيسم‏اند كه امروز دستشان به‏طور كامل و واضح در دست هم است. هيچ‏وقت مثل امروز اينها با همديگر رفيق و همراه نبوده‏اند. دشمن اصلى اينهايند. بت بزرگى كه بايد شكست، اينهايند. اين دشمن را بايد شناخت و به همه‏ى آحاد مردم و زبدگان و نخبگان جوامع اسلامى معرفى كرد. نبايد در شناخت دشمن اشتباه كرد. بعضى‏ها دشمن واقعى و اصلى را نديده مى‏گيرند و چيزهاى فرعى را به‏عنوان دشمن به حساب مى‏آورند؛ اين خطاى بزرگى است و ممكن است سالها عمر دنياى اسلام را هدر دهد. ما به فضل پروردگار در شناخت دشمنمان اشتباه نكرديم و اشتباه نخواهيم كرد. با ما انواع و اقسام دشمنى‏ها مى‏شود؛ ولى ما هرگز اين دشمنى‏ها را به جاى دشمنى اصلى و بزرگ عوضى نمى‏گيريم. خيلى از دشمنى‏ها را ما نديده مى‏گيريم و به‏حساب نمى‏آوريم. دشمن واقعى، آن‏جاست. نكته‏ى بعد در اين خصوص اين است كه شيوه‏هاى دشمنى را هم بايد شناخت؛ يعنى دشمن از چه راه‏هايى وارد مى‏شود و اقدام مى‏كند و چه‏كار مى‏كند.
آخرين مطلب را در ضمن اين آيه‏ى شريفه عرض مى‏كنم كه فرمود: "قل انّما اعظكم بواحدة ان تقوموا للَّه مثنى و فرادى ثمّ تتفكّروا"؛ قيام‏للَّه مثنى و فرادى واجب‏ترين كار ماست؛ در همه‏ى سطوح هم اين ممكن است.
بار ديگر به شما برادران عزيز خوش‏آمد عرض مى‏كنم و از اين‏كه زحمت كشيديد و به اين‏جا تشريف آورديد، تشكر مى‏كنم و خدا را شكر مى‏كنم كه به من توفيق داد تا شما را در اين جلسه‏ى صميمى و برادرانه و بى‏پيرايه ملاقات كنم.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته

 

 
 Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved