بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک Instagram

بيانات رهبر معظم انقلاب

در ديدار با دانشجويان,دانش آموزان, سپاهيان و جانبازان

11 / 8 / 79

بـسـم الله الرحمن الرحيم

ولادت بـاسعادت سرور آزادگان جهان, حضرت اباعبدالله (عليه السلام) و روز پـاسـدار, همـچنين روز ولادت حضرت ابوالفضل العباس, علمدار فداكارى و جانـبازى در صحراى كربلا و همچنين ميلاد با سعادت امام سـجاد, سـرور عابدان و نيايشگران, و همچنين روز سيزدهم آبان كه روز تـجلـى دوباره آزادگى و شجاعت و غيرت انقلابى در ملت مسلمان مـاسـت, ايـن ايـام مـتـبرك بر همه شما حضار عزيز و بر همه ملت ايران مبارك باد.

امـسال مناسبت اين ميلادهاى سه گانه و روز پاسدار, مصادف شده است بـا مناسبت سيزدهم آبان, روز اشغال لانه جاسوسى و روز مبارزه با اسـتـكبـار.مـنـاسبتهاى گوناگونى است كه همه تقريبا در چند روز نـزديـك بـه هم مـتـراكم شـده است.جلسه امروز ما هم جلسه اى است مـتـشـكل از عنـاصرى كه هر كدام بـه نـحـوى نـشـانه و نماد اين مـنـاسـبتهاى عظيم هستند.جمعى از پاسداران عزيز ما حضور دارند, چـه پاسداران سپاه پاسداران انقلاب اسلامى, چه پاسداران كميته ها, كه امـروز در نـيـروى انـتـظامـى هسـتـنـد و جمعى از دانشجويان عزيـزمـان, جمـعى از دانـشآمـوزان عزيـزمـان, جمعى از جانبازان عزيـزمـان حـضور دارنـد.جلسه معطر و متبركى است و ان شاالله اين جلـسـه مـورد لـطف الـهـى و نـگاه مـشـفقانـه حـضرت ولـى الـلـه الاعظم(ارواحنافداه) قرار گيرد.

يـك جمله درباره پاسداران عرض كنم و يك جمله درباره دانشجويان و دانـشآمـوزان و يـك جمله در باب جانبازان, تا پيوند اين سه قشر اجتـمـاعى مـا و سـه جمـع موجود در جامعه ما روشن بشود, بعد هم مطلبى را عرض خواهم كرد.

دانـشـجويان و دانشآموزان كه جوانان فعال در عرصه علم و دانش و مـعرفت و آگاهى انـد و كسـانى هستند كه خود را براى آينده اداره كشـور در لايـه هاى مـختلف آماده مى كنند, اينها اميدهاى آينده هر مـلتى و هر جامعه اى هستند, يعنى اين كشور و اين ملت و اين نظام بـراى آينده خود نياز دارد به اين جوانان.پس يكى از عناصر اصلى بـراى عزت هر كشـور و تـامـين آينده هر كشور, جوانانى هستند كه امـروز مـشـغول تحصيلند.هرچه تحصيل اينها, كاركرد اينها, پرورش فكرى و اخلاقى و ديـنـى اينها بهتر و بيشتر باشد, آينده كشور از همـه نظر بيشتر تامين است.علاوه بر اين كه در هر برهه اى از زمان هم دانـشجويان و دانشآموزان مى توانند به تناسب آن برهه و نيازى كه كشور در آن برهه و مقطع زمانى دارد, نقش ايفا كنند.

پـاسداران, آن كسانى هستند كه در حساسترين لحظات تاريخ ملى ما, از همـيـن دانـشـگاههـا و از همين دبيرستانها و از لابلاى قشرهاى مـردم بـيـرون آمـدنـد, در صف مـستحكمى قرار گرفتند و مردانه و شـجاعانـه نـقش ايـفا كردنـد.يـعنـى آن جمـعى از دانـشـجويان و دانـشآموزان كه در دوره اى مثل دوره انقلاب, مثل دوره بسيار حساس و خطرنـاك بعد از انقلاب, مثل دوران جنگ تحميلى آماده شدند, همت كردنـد كه نـقش سـازنـده و قوى ايـفا كنـنـد, ايـنـهـا همـيـن پـاسـدارانـند.همين سردارانى كه امروز شما ملاحظه مى كنيد, اينها در اوايـل انـقلاب جوانـانـى بـودنـد در همـيـن سـنينى كه امروز شـجاع, داراى احـسـاس سـرشـار دينى و انقلابى, همراه با گذشت.در همـان دوران جوانـان ديگرى هم بودند.اينها تنها جوانان كشور كه نـبـودنـد كه يا اين شجاعت را نداشتند, يا به اين اندازه ايمان در آنـهـا قوى نـبود, يا به كارهاى ديگرى از كارهاى كشور سرگرم بـودنـد; نـيـامـدند توى اين ميدان خطيرى كه اين سربازان حقيقى اسـلام و انـقلاب و جان بـركفان در اين ميدان وارد شدند.اينها هم پـس يـكى از اصلـى ترين عناصر عزت ملت و كشور و سربلندى و تامين آيـنـده كشور و نظام ما محسوب مى شوند; آن هم در حساسترين مواقع حـقيـقتا مردانگى هم نشان دادند, كارى هم كه كردند فقط اعمال و ابـراز يـك ايمان پرشور و عاشقانه نبود.البته اين بود, اما فقط ايـن نبود.بلكه در همان حال, با فكر خودشان, با مغز خودشان, با تـلاش اسـتـعدادى و انسانى خودشان, توانستند كارهاى شگفتآورى را بـيـافريـنـند.خيلى از اين تاكتيكهاى نظامى ما, خيلى از كارهاى بـسـيار وسيع عملياتى ما در ميدان جنگ, خيلى از كارهاى اطلاعاتى مـا كه مـنـجر بـه انـهـدام دشـمن شد چه در بخش جنگ, چه در بخش اطلاعات و كارهاى ضدامـنـيـتـى دشـمـن كار همـين جوانها بود, نه مـعلـمـى, نه دوره هاى آموزشى اى در اين زمينه ها نداشتند; اما با احـسـاس نـياز و فشار آوردن براستعدادهاى درونى خودشان, ناگهان مـثل چـشـمـه اى جوشـيـدند و كارهاى شگفتآورى كردند.البته خطرات زيـادى هم ايـنها را تهديد كرد, اما آن خطرها نتوانست اينها را از مـيـدان خارج كنـد.در واقع مـى تـوان گفت براى هر نسل جوانى, پـاسداران ما كه خودشان جوانانى بودند در دوره هاى جنگ و در اين ميدان پرخطر يك الگوى زيبا و جذابند.

جانـبـازان مـا هم عمـدتـا از همين مجموعه فداكار تشكيل شده اند يـعنى كسانى كه با همين احساس و با همين روحيه از محطيهاى شغلى و درسـى و كارى و خانـوادگى خودشان بيرون آمدند, در همان ميدان خطر رفتـند و تا مرز شهادت هم پيش رفتند و منتها شهادت نصيبشان نـشـد و به زندگى برگشتند ليكن با نقص جسمانى, سلامتى خودشان را فداى ايـن راه كردنـد و بـعد هم صبـر كردنـد.وقتـى جانـباز صبر مـى كنـد, وقتى پاى خدا حساب مى كند, وقتى يك جوان نيرومند زيباى بـرخوردار از مـحـسنات طبيعى, با كورى يا از دست دادن پا, دست, كبـد, سلامتى و محروم از بسيارى از خيراتى كه انسان بر اثر سلامت جسـمانى از آنها برخوردار مى شود, در ميان ساير مردم راه مى رود, امـا شـاكر است, اما احساس سرافرازى و سربلندى مى كند كه در راه خداكارى كرده; ايـن قيـمت و ارزشش از شهداى ما كمتر نيست; گاهى هم بـيـشتر است.اين سه تعريف عمومى از سه قشرى كه امروز در اين جا حضور داريد و اين فضا را معطر كرده ايد.

مـن به شما عرض كنم, براى يك ملت اگر عزت سياسى و اجتماعى مطرح اسـت, اگر رفاه مـادى و رفاه در زنـدگى مطرح است, اگر رسيدن به آرزوها و آرمـانـهـاى بـزرگ معنوى و دنيايى و آخرتى هر دو مطرح اسـت, اگر دنـبـال علـم است, اگر دنبال قدرت جهانى و بين المللى اسـت, هرچـه كه ايـن مـلت به دنبال آن است, اين در صورتى تامين مـى شـود كه اين ملت بتواند عناصرى را, چيزهايى را در خود بوجود بـيـاورد; اول ايـمـان اسـت, ايمان به همان هدف, ايمان به همان راه.بـى ايـمانى و ولنگارى و بارى به هرجهتى و دمدمى مزاج بودن, بـا آيـنـده روشـن و افتخارآميز نمى سازد.شما اگر تاريخ را نگاه كنـيـد خواهيد ديد هرملتى هم كه به جايى رسيده است, اولين چيزى كه داشـتـه اسـت, ايـمـان و اعتـقاد بوده است.اگر سير تاريخ را مـطالـعه كنـيد نه تاريخ هزار سال و پنج هزار سال قبل; نه, همين تـاريـخ مـعاصر, همين كشورهايى كه امروز در دنيا هستند; اگر به تـاريخ همينها مراجعه كنيد مى بينيد آنچه كه دارند حالا هرچه هست امـور مـثبت و ايجابى كه از آن برخوردار هستند, اين در يك فصلى بـه آنـهـا داده شـده اسـت كه در آن فصل, ايـن خصوصيـات را داشـته اند.اول ايمان.آن وقت آن جامعه اى كه با فكر درست خود, با تـشـخيـص درسـت خود, عزت و افتخار و سعادت زندگى را در راه خدا يـافتـه است و مى داند كه اگر به دين خدا عمل كند, هم دنيا و هم آخرت, هم مـاديـت و هم مـعنـويت با هم نصيب او خواهد شد, اولين شـرط ايـن راه اين است كه به اين فكر, به اين مبنا, به اين راه ايـمـان داشـتـه باشد.ببينيد خداى متعال درقرآن مى فرمايد:((انا ارسـلـنـاك شـاهدا ومـبـشرا و نذيرالتومنوا بالله ورسوله)); اى پـيـغمـبـر! ما تو را به عنوان شاهد, به عنوان بشارت دهنده, به عنـوان بـيم دهنده فرستاديم تا تو و همه ى كسانى كه با تو هستند, ايـمـان بـيـاورنـد به خدا و پيامبر.خود پيغمبر هم داخل در اين خطاب اسـت; ((لـتـومـنـوا بـالـله و رسوله و تعزروه و توقروه و تـسـبـحوه بكر0 واصيلا)), يعنى تا اين ايمان نباشد, هيچ چيز پيش نـخواهد رفت.اين نكته را در ذهنتان بگنجانيد; آن وقت نگاه كنيد بـبـينيد آن كسانى كه دارند در رخنه به ايمان عمومى تلاش مى كنند و همـيـشـه تـلاش داشته اند دنبال چه هستند.مى دانيد كه اين ايمان پـايه اصلى سعادت و افتخار ملت است.هر عاملى, هر مبلغى كه پايه ايـن ايـمان را سست كند حالا به هر جورى; يا او را دچار وسوسه و تـرديـد كنـد, يـا او را به حالت بى قيدى و لااباليگرى و بارى به هرجهـتـى و ولـنـگارى بـكشـانـد اين دارد آن هدف پليد را دنبال مـى كنـد; يـعنـى با عزت ملى, با افتخار ملى, با سعادت ملت دارد مقابله مى كند.

يـك عنـصر ديـگر, احساس مسووليت است.اين ايمان بايد همراه بشود بـا احـساس مسووليت.يعنى انسان وظيفه اى را متوجه به خود بداند, بـدانـد وظيـفه دارد.بدون احساس مسووليت, اين ايمان كارآيى خود را از دسـت خواهد داد.ايـن دو عنـصر بايد همراه بشود با شجاعت, رشـادت, روحيه آمدن به ميدان, توجه به قدرت درونى خود; چون يكى از چـيـزهايى كه هر مجموعه اى را, هر ملتى را, هر سپاهى را دچار انهزام مى كند, اين است كه از قدرت خود غافل بماند.

امـروز مـلـت ايران نفوذ معنوى و اقتدار سياسى اش در سرتاسر اين مـنـطقه چـه در قسمت كشورهاى خاورميانه, چه در قسمت شرق, چه تا آفريـقا و خيـلـى جاهاى ديـگر گسـتـرده اسـت, اين به خاطر همين كارهاى بـزرگى اسـت كه مـلـت ايران كرده است.امروز نظام جمهورى اسـلامـى يكى از مقتدرترين كشورهاست.اين معنا البته در تحليلهاى سـيـاسـى سـطح بـالاى موجود در حتى كشورهاى دشمن ما مورد اعتراف قرار گرفتـه اسـت.اين را نوشته اند و گفته اند و ثبت شده است.اين اقتـدار و نفوذ معنوى و سياسى اى كه شما نمونه ها و نشانه هايش را امـروز در فلـسطين و در خيلى از كشورهاى غيراسلامى مى بينيد, سعى مـى شود در چشم خود ملت ايران بخصوص در چشم نسل جوان مورد اغفال و تـغافل قرار بـگيـرد, انكار بشود; وانمود بشود كه ملت ايران, مـلـتـى اسـت كه مـنـزوى است, كنار افتاده است, كسى به او توجه نـدارد, ايـن كار آن دشـمـن اسـت.چرا؟ براى اين كه ملت از هويت حـقيـقى خود, از آن نـيـروى عظيـمـى كه در اختـيار دارد, از آن تـوانـايـيهاى خود غافل بماند, اين يكى از نقشه هاى دشمن است.پس شـجاعت و رشـادت و آگاهى از تـوانـايـيهاى خود و اقتدارى كه به خاطر ايـمـان در ايـن مـلت وجود دارد, اين هم يكى از شرايط رقم زدن آن آينده است.

اتـحـاد كلـمـه هم همـين جور.همه با هم متحد باشند.اختلافاتى در مـيـان هر جمـع بشرى هست, شما هيچ جمع بشرى را پيدا نمى كنيد كه بـيـن آنـهـا در مـسائل گوناگون اتفاق واتحادنظر باشد, اما اين اختـلاف نـظر نبايد رشته و پيوند اتحاد را در ملتى, در مجموعه اى بـه هم بـزنـد.حـالا شما ملاحظه كنيد ببينيد توطئه هاى دشمن چگونه اسـت.گروههـايـى هستند كه در اساسى ترين مسائل, فكرشان يكى است, در اعتـقاد بـه اسـلام, در اعتـقاد به شريعت, در اعتقاد به نظام جمـهـورى اسـلامى, در تدين, گاهى در رعايت حتى مستحبات, فكرشان, عقيـده شـان, راهشـان, حـتـى عملشان يكى است; اما با تلقين دشمن ايـنـهـا احـساس جدايى و نفرت از هم مى كنند, در مراكز مربوط به نـظام, جلـوى هم صفآرايى مى كنند, در بين مردم, جلوى هم صفآرايى مـى كنـنـد, در بـخشهاى مختلف, جلوى هم صفآرايى مى كنند! در ميان ايـن مـجمـوعه ها, هر كدام كه نسبت به ديگران سختگيرتر, با اعلام دشـمـنـى صريـح, تـندكننده تر و تيزكننده تر آتش اختلاف باشد, اين بـيـشتر در خدمت دشمنان اين ملت و اين نظام است, چه بداند و چه نـدانـد.اتـحـاد و وحـدت هم يـكى از شـرايط لازم است; اين ساختن وتـامـيـن كردن آينده اين نظام است.البته حرف در اين باره زياد است.

ايـن را هم بـه شـما عرض كنم موفقيت هر ملتى در پيشرفتهاى خود, نـسبت معكوس دارد با نفوذ بيگانگان و دشمنان در آن كشور, اينها نـسبتشان متعاكس است.يعنى هرگاه بيگانه و يك قدرت خارجى ولو آن قدرت خارجى علـنـا اظهـار دشمنى نكرده باشد نفوذش در بين مردم, قشـرهاى مختلف و فضاى سياسى بيشتر باشد, اين ملت را از آينده اى همـراه بـا عزت و همـراه با افتخار و تامين شده, فاصله اش بيشتر اسـت, نه اين كه با هر بيگانه اى بايد ستيزه گرى كرد; نه.گاهى هم انـسـان بـه خاطر مصالح, با بيگانه اى دوستى مى كند, اما به همان بـيـگانـه دوسـت هم نبايد اجازه داد كه در امور داخل اين خانه, ايـن خانواده, اين كشور, اين جامعه بتواند نقش ايفا كند.از اول انـقلاب كه بـكلـى رشته هاى نفوذ آمريكا و ديگر قدرتمندان فقط هم آمـريـكا نـبود; منتها بدترينشان آمريكا بود در اين كشور گسسته شـد, اينها دايم در فكر بودند يك جورى در داخل كشور نفوذ كنند; فكر خودشـان, حـرف خودشـان, كار خودشـان, مقاصد خودشان, هدفهاى خودشـان را در ايـن كشـور پياده كنند.از همه راهها هم براى اين كار اسـتـفاده مـى كنـنـد و در ايـن بيست و يكى و دوسال استفاده كرده انـد.امـروز بـيـشـتـرين كارى كه از آن استفاده مى كنند, راه مـانـور سـيـاسـى اسـت.ايـن كارهاى سياسى به شكلهاى مختلف جلوه مـى كنـد.يك سياسى كار, وقتى مى خواهد مقصود خود را عمل كند, گاهى اخم مـى كنـد, گاهى لـبـخنـد مـى زند, گاهى بغض نشان مى دهد, گاهى تـهديد مى كند, گاهى جلو مىآيد, گاهى پشت مى كند; اينها مانورهاى سـيـاسـى است.يك روز مى گويند ما به ملت ايران خيلى بدى كرديم و مـثلا يـعنـى مـتـاسفيم! يك روز مىآيند عليه ملت ايران توى مجلس سـنـاشـان قانـون تـصويـب مـى كنـنـد; يـك روز مـىآيند خائنين و روسـيـاهتـرين گروهكهاى ضدانقلاب را مورد تمجيد قرار مى دهند; يك روز بـه خاطر ايـن كه ايـران بـا صهيونيسم صريحا وعلنا به خاطر غصبـى كه در فلـسـطين كرده مخالف است, عليه او تبليغات مى كنند; يـك روز پول مى گذارند براى اين كه نظام جمهورى اسلامى را سرنگون كنـنـد; ايـنـها يعنى مانور سياسى; اينها يعنى سياسى كارى.از هر شـيـوه اى اسـتـفاده مـى كنـنـد, در راديوشان, در تبليغاتشان, در تـماسشان با شخصيتهاى داخلى, در فريب دادنشان هر گوشه اى از اين خاكريـز عظيمى را كه ملت ايران در مقابل نفوذ دشمن ايجاد كرده, بـبـيـنند يكى قدرى نرم و نفوذپذير است, همان جا متمركز مى شوند تـا نفوذ كنند; شخصيت سياسى باشد, حزب سياسى باشد, مسوول دولتى بـاشـد.بـراى همـين است كه خداى متعال در سوره فتح كه اين سوره سـرتـاسـر حـماسه و درس است بعد كه اين همه آيات حماسه را بيان مـى كنـد, دربـاره ى اصحـاب پيغمبر مى فرمايد كه ((اشدا على الكفار رحـمـا بـينهم)); اينها در مقابل كفار يعنى همان دشمنانى كه صف بـسـته اند شديدند.مراد از كفار, آن يهودى يا مسيحى نبود كه زير سـايـه پـيـغمبر در مدينه زندگى مى كرد; همان وقت بودند, مسيحى, يـهـودى, داخل مـدينه زندگى مى كردند و پيغمبر و اصحابش با آنها روابـط خوبـى داشـتـنـد; آنـها را ((اشدا على الكفار)) نمى گويد; ((اشـدا على الكفار)) آن كفارى را مى گويد كه يا مثل قريش به طور دايـم علـيه اسلام و مدينه اسلامى در حال تحركات نظامى بودند; يا مـثل يـهـوديـهـا كه در بنى قريظه و يهود خيبر و بقيه جاها قرار داشـتـند; اينها دايم مشغول كارشكنى بودند; بروند اين طرف و آن طرف سـفر كنـنـد, ايـن گروه و آن گروه را علـيه اسلام جمع كنند; لـشكركشى كنند, تحريك كنند, شايعه درست كنند; و يا كسانى كه در چـهـره مسلمان اما با دل كافر و باطن كافر در داخل مدينه زندگى مـى كردند, كه دايم يا با آن كفار دسته اول, يا با آن كفار دسته دوم ارتـبـاط داشـتـند.((اشدا على الكفار)) يعنى اشدا بر اين سه دسـتـه.امـا ((رحـمـا بـيـنـهـم)); بين خودشان رحيم و م مهربان بـودنـد.بـبينيد, اين روش اسلامى است, اين براى اين است كه دشمن بـه هيـچ طريقى در مقابل اين اشدا نمى تواند نفوذ كند.اشدا يعنى چه؟ اشدا, يعنى با استحكام مطلق.درباره آهن مى گويد:

((فيـه بـاس شـديـد)).شديد است, يعنى مستحكم است.شدت در اين جا بـه مـعنـاى ظلـم نـيست, به معناى حتما خونريزى نيست; به معناى اسـتـحكام است; يعنى اين خاكريز بايد شل نباشد; نرم نباشد; اين ديوار بايد رخنه نداشته باشد.

حـرف امـروز مـن و حـرف همـيشه من به جناحهاى سياسى و شخصيتهاى سـيـاسـى در اين كشور اين است كه در مقابل دشمن جورى نباشيد كه دشـمـن احـساس كند از اين طريق مى تواند در دل انقلاب رخنه كند و نـفوذ خودش را گسـتـرش بـدهد.اگر مـن گاهى از بعضى از اشخاص يا بـعضى از مـطبوعات در اين كشور گله كردم, به خاطر اين است.كارى نـكنـنـد كه ايـن احساس را به دشمن بدهند كه مى شود از اين جا در داخل نـظام رخنـه كرد و نفوذ خود را گسترش داد; كه گفتيم هر چه دشـمن نفوذش بيشتر بشود, عزت ملى, اقتدار ملى, عظمت ملى, تامين آيـنـده كشـور ضعيف تر خواهد شد.نسبت اينها, نسبت معكوس است.اگر كسـى بـه دشـمن ميدان مى دهد; اگر كسى روز سيزده آبان را كه روز اعلام خصومـتـهـاى امـريـكاسـت تبديل مى كند به روز ذلت در مقابل امـريـكا, اگر كسى به جاى استحكام وحدت ملى, دايم در فكر تفرقه اسـت, ايـن دارد نـفوذ دشـمـن را زمـيـنه سازى مى كند.پس اين شخص نـمـى تواند ادعا كند كه طرفدار وحدت ملى است, طرفدار مصالح ملى اسـت.ايـن خيـلـى بـد اسـت كه در نـظام اسلامى عده اى دل به دشمن ايـن هم اكتـفا نكنند, مقدسات نظام را زير سئوال ببرند; به اين هم اكتـفا نـكنـنـد, همـان كارى را كه دشمن مى خواهد, عينا همان كاررا بـكنـنـد; يـعنى آن ايمان را كه آن شرط اولى بود در مردم مـتـزلـزل كنـند; آن شجاعت و اعتماد به نفس را در دل جوانها از بـيـن بـبـرند; تيشه بردارند به اين نظام بزنند, به اين ديواره بـزنـنـد تا رخنه ايجاد كنند! اين كارها را بكنند, بعد نظام با آنـهـا بـرخورد كند و طبق قوانين اينها را مجرم بشناسد كه مجرم شـدن در نـظام اسـلامـى, يـك لكه ننگ ابدى است; بله, اگر چنانچه ((الاالـذيـن تـابـوا و اصلحوا و بينوا)); مگر كسى توبه كند; آن چـيـزى را كه افسـاد كرده, اصلاح كنـد, آن ابـهـامى را كه ايجاد كرده, تـبـديل كند به تبيين, خطاى گذشته ى خودش را روشن كند, آن وقت خداى مـتـعال از او خواهد گذشـت, ايـن جرمش تبديل مى شود به صلاح ولـى مـادامـى كه ايـن كارها را نكرده, اين يك مجرم است.آن وقت كسـانى برخلاف قانون, بنا كنند از اين مجرم حمايت كردن; اين جزو بـدتـريـن كارهاسـت! بدترين عادتها در يك كشور همين است كه دسـتـگاههـاى مـختـلـف كشـور, آن ديگرى را متهم كنند; اين معنى ندارد.

اين اصلا انسجام و اتحاد دستگاههاى اداره كننده كشور را مختل مى كند. يـك مـجمـوعه آن وقتـى كامـل اسـت, آن وقتى مى تواند كار كند كه يـكديـگر را تكميل كنند, به هم كمك كنند; نه اين كه اين دستگاه همـه اش بـه فكر ايـن بـاشـد كه آن دسـتـگاه را از حـيـز اعتبار بـيـنـدازد.آن دسـتـگاه هم همه اش به فكر اين باشد كه آن دستگاه ديـگر را نـابـود كند, بدنام كند.اين كه نمى شود.آن كسى كه مجرم يـك انـدازه نيستند.اين جور نيست كه كسى كه يك جرمى انجام داد, يـك سـيـئه, همه حسنات را از بين ببرد.نه, آن هم نيست, اما جرم بـايـد جرم مـحسوب شود.آن چيزى كه طبق قانون و طبق قاعده و روش صحـيـح, تـشخيص داده شده است كه جرم است و صاحبش مجرم است, اين ديـگر نـبايد مورد تشويق و تقدير و احسنت و آفرين چهار نفر آدم بـى تـوجه قرار بگيرد; اين بى توجهى ها و اين چيزهاست كه به آينده كشـور لـطمه مى زند.كسى اين كارها را بكند, بعد بگويد من به عزت مـلى هم عقيده دارم, به سعادت ملت هم عقيده دارم, آينده ملت را هم مى خواهم! اينها با هم نمى سازد.

آنـچـه كه من به شما جوانها چه شما پاسدارها, چه شما دانشجوها, چـه شـمـا دانـشآموزها, چه شما جانبازها عرض مى كنم, اين است كه عزيـزان مـن! شماها جوانهايى هستيد كه نظام, امروز و فردايش بر دوش شـمـاسـت.زمـانى يك عده اى جوان در اين كشور بودند, كارهايى كردنـد, تـا ايـن جا رسـاندند; از حالا به بعد مال شماهاست; روز شماهات; تكليف شماهاست.

شـجاعت و اعتـمـاد بـه نـفس, يـكى از پـايه هاى اصلى است, احساس مـسـوولـيـت, يـكى از پـايـه هاى اصلى است.اتحاد و همبستگى ميان نـيـروهاى مـومـن, يكى از پايه هاى اصلى است و پايه هاى ديگرى هم وجود دارد كه مـن حـالا روى ايـن چـنـد امـر تكيه كردم.اگر همين چـيـزها را مـورد توجه قرار بدهيد, بدانيد كه اين كشور به بركت ايـن انـقلاب و بـه بـركت ايـن نظام, امروز يكى از مستحكمترين و عزيـزتـريـن نـظامـهـاى دنـياست و در آينده يكى از مقتدرترين و سـربـلـنـدتـريـن و پـيـشـروتـرين نظامها و كشورهاى دنيا خواهد بـود.مـسـوولان بايد به وظايف خودشان عمل كنند; نيازهاى مردم را بـفهـمـنـد, درك كنند و تامين كنند.اين مشكلاتى كه امروز در بين مـردم هسـت محروميتها, نابسامانيها, تبعيضها, بيكاريها كه تذكر مـشفقانه ما به مسوولان دائما درباره ى اين چيزهاست, اينها موانع راهنـد; بـرطرف كردن ايـنـهـا هدف نيست; برطرف كردن اينها براى رسـيدن به هدف لازم است.هدف عبارت است از ساختن كشورى كه بتواند الـگو بـاشـد در دنـيا; ((لتكونوا شهدا على الناس)).آن چنان بالا قرار بـگيـريـد كه بـتـوانـيـد ناظر بر همه عالم باشيد; بر همه روشـهـا, بـر همه تمدنها و مدنيتها; اين مراحلى دارد كه من حالا ان شـاالـلـه در يك صحبتى خواهم گفت كه ما الان در كداميك از اين آن پـندارى كه دشمن مى خواهد تلقين كند, اين ملت حسابى جلو رفته و بـه جاهاى خوبـى هم رسيده است ليكن ادامه راه احتياج دارد به ايـن كه ايـن موانع بردeشته بشود.اين فقر, اين بيكارى, بعضى از ايـن فسـادهايـى كه گوشـه و كنـار مـشـاهده مى شود, بعضى از اين اختـلاف افكنـيها و مخالف خوانيها و امثال اينها, مزاحم حركت عظيم مـلـى اسـت; ايـنـها بايستى از سر راه برداشته بشود تا اين ملت بتواند پيش ببرد.

ان شـاالـلـه اگر چـنـانـچـه ايـن ملت همچنان كه موانع بزرگ را, كوههـاى بزرگ را از سر راه خود برداشته است, بتواند اين خارهاى دامـنگير را هم از سر راه خود بردارد, بدانيد ملت ايران و كشور ايـران اسـلامـى عزيـز و نـظام مقدس جمهورى اسلامى در آينده اى كه بـراى شـمـا جوانها ان شاالله آن آينده ديدنى و دست يافتنى است, در قلـه ى كشـورهاى جهـان و تعيين كننده براى مسير انسانها قرار خواهد گرفت.

پروردگارا! به محمد و آل محمد, توجهات و توفيقات و كمك خود را بـراى رسـيـدن بـه اين آينده, به اين ملت و به اين جوانان عزيز عنايت كن.

پـروردگارا! تـوجهـات و ادعيـه ى زاكيـه ى مـولاى ما, ولى غائب ما (ارواحنا فداه) را شامل حال همه ى ما بگردان.

پـروردگارا! ارواح مـطهـر شهيدان عزيز را و روح مقدس امام راحل را از ما راضى كن.

پروردگارا! مارا قدردان كسانى كه جان خود, تن خــود, سلامت خود و فرصتهاى خود را در راه اين انقلاب مصرف كردند, قرار بده.

والسلام عليكم ورحمه الله و بركاته

 
 Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved