بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک Instagram

بيانات مقام معظم رهبرى حضرت آيت الله خامنه اى

در اولين ديدار نمايندگان مجلس شوراى اسلامى با ايشان

29 / 3/ 79


بسم الله الرحمن الرحيم

برادران و خواهران عزيز!

نـمايندگان و مـنتخبان مـحترم و هـمكاران جـديد و عـزيز ما, در اداره ى ايـن كـشور بـزرگ و ايـن انقلاب عظيم و رسيدن به هدفها و آرمـانهايى كـه خداى متعال براى ملت مسلمان و مجاهدان راه خودش وعده فرموده! خيلى خوش آمديد.

اولين مطلبى كه هر مسوولى در نظام اسلامى از جمله شما برادران و خـواهران عـزيز مـناسب اسـت كـه در ذهن داشته باشد, شكر خداوند متعال به خاطر اين مسووليت بزرگ است.

ايـن طـور نـيست كـه هروقت انسان بخواهد در خدمت مردم, در خدمت اسـلام و در خدمت هدفهاى عالى قرار بگيرد, اين كار براى او ميسر باشد.

زمانها و شرايط مختلف است و امكانات هميشه در دسترس نيست.

اين شرف بزرگى براى يك انسان مومن و متعهد است كه احساس كند در جـايى قرار گرفته كه مى تواند براى مردم, براى كشور, براى اسلام, بـراى هـدفهاى والايـى كه در عظمت آنها ترديدى نيست, تلاشى بكند, زحمتى بكشد و قدمى بردارد.

عـزيزان مـن! اگـر خـداى متعال هم كمك نكند, قدم از قدم نمى شود بـرداشت.كمك الـهى يـك چيز تصادفى و غيرمنطقى و بى محاسبه نيست; كـمك الـهى هـم مـترتب بر اين است كه انسان از خدا بخواهد, تلاش كند, استغاثه كند و او را به كمك بطلبد.

پـيامبر بزرگوار ما كه اين روزها به نام آن بزرگوار مزين است و ايـام ولادت بـا سـعادت اوسـت و بـراى هـمه ى مومنين و براى همه ى مـسلمانان اسـوه است در هنگامه هاى سخت ملاحظه نمى كرد كه تضرع او پـيش خـدا و كـمك خـواستن او از خدا ممكن است در ذهن مخاطبان و شاهدان وناظران, اين تاثير را بگذارد كه او به خودى خود ناتوان است; به صراحت مى گفت كه من به خودى خود ناتوانم و بدون كمك خدا از مـن كارى برنمىآيد.در جنگ احزاب, در حالى كه همه ى دشمنان از اطـراف, مدينه و پيامبر و گروه مومنين رامحاصره كرده بودند, با ايـن نـيت كـه اسـلام و قـرآن و پـيام جديد را بكلى از بيخ و بن بكنند, پيامبر اكرم در كنار آرايش نظامى, در كنار تدابير بسيار هـوشمندانه يى كـه در آن جـا به كار برد, در كنار تحريض مردم بر مـقاومت, در مقابل چشم مردم بر زمين زانو گذارد! بارها اين كار تـكرار شـد كه در كتابهاى سيره هست.پيامبر دستش را بلند مى كرد, تضرع مى كرد, اشك مى ريخت و مى گفت:

پروردگارا! به ما كمك كن و نصرتت را به ما برسان و به ما توفيق بده.

بـدون كمك الهى نمى توانيم كارى انجام بدهيم; و كمك و رحمت الهى جـز بـا تـوجه و توسل به او, جز با شستشوى دل, جز با خالص كردن نـيت, جـز با كنار گذاشتن هدفهاى حقير و كوچك شخصى ميسر نخواهد بود; و اين انقلاب, با اين روحيه و با اين حالت پيروز شد; و اين مـجلس شـوراى اسـلامى كـه افـتخارى براى نظام جمهورى اسلامى وبرگ زرينى بر شناسنامه ى انقلاب ونظام ماست با اين ترتيب پيش آمد.

مـا قـبل از انقلاب در اين كشور چيزى به نام مجلس شورا را تجربه كـرده بـوديم.هر كس كه آن مجلس و آن اوضاع و آن تاريخ را ديده, يا لمس كرده, يا در آثار خوانده است, قدر اين مجلس و اين انقلاب را مـى داند; قـدر آن مـجاهدتهايى را مـى داند كه باعث شد در طول بـيست ويـك سـال, يك روز مجلس شوراى اسلامى تعطيل نشود.البته آن مجلس هم فرآورده ى اسلام بود.اگر مبارزات اسلامى مومنين به اسلام و عـلماى بـزرگ نـمى بود, آن مـجلس هـم شروع نمى شد; منتها آن مجلس مـنحرف شـد.دو آفـت بـرآن مـجلس مسلط شد:يكى تعطيل و توقف, يكى انـحراف, انـحراف مـجلس هـم ايـن بـود كـه نمايندگان به وظيفه ى نـمايندگى خود عمل نكردند.بعد از مجلس سوم و چهارم به اين طرف, چـهار, پـنج دوره ى مـجلس دو سـاله تـشكيل شـد كه تقريبا براساس انـتخاب مـردم بـود; اما بعد ديگر انتخاب و گزينشى نبود و مردم حضور نداشتند!

هـيچ كـس به قدر آن كسانى كه آن وضعيت را ديدند, يا لمس كردند, يـا شـنيدند و فـهميدند, قـدر ايـن مجلس شوراى اسلامى واين محيط قـانونگذارى آزاد و ايـن گـزينش مردمى حقيقى را نمى داند.خدا را شـكر بگزاريد كه شما را جزو كسانى قرار داد كه بتوانيد در چنين جـايگاه مهم و رفيعى حضور پيدا كنيد; براى او فكر كنيد و تصميم بگيريد و براى انجام وظيفه, كار و تلاش و مجاهدت كنيد.

اين كشور به تلاش و مجاهدت خيلى احتياج دارد.

اين انقلاب يك تجربه ى جديد و يك حرف نو در دنياست.نظام اسلامى يك حـرف تـازه در محيط سياسى عالم است; اين چيزى نيست كه نظامهايى كـه مـنافع كـلان قدرتهاى مستقر و مسيطر عالم به آن آنها وابسته اسـت, حـاضر بـاشند بـه آسـانى از سر اين بگذرند; لذا مقابله و مـعارضه و كـارشكنى و تـهديد مـى كنند; براى اين كه بتوانند اين تـجربه ى جـديد را بـه شـكست بـكشانند.بنابراين, مـشكلات, تحميلى اسـت.علاوه بر ضعفها و فتورها و بى فكريها و عقب ماندگيهايى كه در طـول زمـان بـر مـلت و كشور ما تحميل شد, فشارهاى دشمن هم زياد اسـت.در ايـن محيط حقيقتا جنگ احزابى, مسوولان نظام وظيفه دارند از همه ى توانشان استفاده كنند; براى اين كه بتوانند يك قدم جلو بـروند و كـارى انجام بدهند و يكى از مشكلات را حل كنند و گره ها را بـگشايند; و ايـن بـا اخـلاص, بـا صفا, با همكارى, با حفظ آن مبانى يى كه اين انقلاب براساس آن به وجود آمد, ممكن است.

عـمل به قانون اساسى, علاج اساسى دردهاى اين كشور است; و عمل هم مـتوقف بـر ايـن اسـت كـه عناصر عمل كننده; چه آنهايى كه مجارى اجراى قانون اساسى را معين مى كنند مثل دستگاههاى قانونگذارى چه آن كـسانى كه آن را اجرا مى كنند مثل قوه ى مجريه چه آن كسانى كه عـدالت و تـخلفها را مورد ملاحظه قرار مى دهند مثل قوه ى قضأيه و همه ى دست اندركاران اين كشور در مقام عمل, اخلاص و صفا و مسووليت و انجام وظيفه را ملاك خودشان قرار بدهند; اين اساس قضيه است.

ايـن مجلس بحمدالله مجلسى است كه طبق آمارهاى ارأه شده, عناصر بـسيارى از ايـثارگران, رزمـندگان, مـجريان مـيدانهاى گـوناگون انـقلاب, در آن جـمع شـده اند; كـسانى كـه تـلاش كـرده اند و زحـمت كـشيده اند و جـان خـودشان را در مـعرض فداى در راه اهداف انقلاب گـذاشته اند.بحمدالله سـابقه داران و عـلاقه مندان به انقلاب در اين مجلس جمعند.

مجلس هميشه براى همه براى مردم و براى مسوولان نقطه ى اساسى اميد است; كار مهم شما اين است كه نگذاريد اين اميد ضعيف بشود.البته هـمان طورى كـه جـناب آقاى كروبى اشاره كردند, كليت قانون اساسى بايد موردنظر و توجه شما باشد.در يك برنامه ريزى بلندمدت و ميان مـدت, تـلاشتان ايـن بـاشد كـه تـا آن جـايى كه برعهده ى شماست و فرصتهاى شما اجازه مى دهد, اگر گيرى در اجراى اين قانون هست, آن را بـرطرف كـنيد.انتقادپذيرى مسوولان كه جزو برنامه هاى اين مجلس ذكـر شـد از اسـاسى ترين كـارهاست.در گزينش ومحاسبه ى مسوولان, در ديـوان مـحاسبات, در تـنظيم بـودجه, در تـنظيم بـرنامه, در وضع قـوانين, مـر حقيقت را در نظير بگيريد; اين اساس قضيه است.خيلى از قـوانين ما خوب هستند; اما جواب نمى دهند; چون در اجرا اشكال دارند.اگر حقيقتا چشم بيناى مجلس البته با انصاف, با عدالت, با رعايت حدود الهى متوجه مجريان باشد, اين مشكل برطرف يا لااقل كم خواهد شد; اينـها چيزهاى بسيار مهمى است. البته اولويتها را در نظر بگيرد.

مـن در پـيامى هـم كه به مناسبت افتتاح مجلس به شما عزيزان عرض كـردم, ايـن نـكته را متذكر شدم كه همه ى كارها را دفعتا نمى شود انجام داد; اولويتها را در نظر بگيريد.امروز در بعضى از گفته ها و اظـهارات, راجـع بـه شان و شخصيت وشرف وكرامت انسان در جامعه حـرف زده مى شود اين بلاشك از اصول اسلامى است اما كدام نقض كرامت انـسانى بالاتر از اين كه انسانى, رئيس عأله يى, پدر خانواده يى, در جـامعه يى كـه در آن هـمه چـيز هـم هست, نتواند اوليات زندگى فـرزندان خـودش راتـامين بكند؟! كدام تحقير از اين بالاتر است؟! كدام نقض شخصيت و شرف و كرامت انسانى از اين بالاتر است؟! صبح تا شـب كـار كـند, آخرش به من يا به شما يا به آن مسوول ديگر نامه بـنويسد كـه مـن دو ماه است به خانه ام گوشت نبرده ام! يك وقت در جـامعه گـوشت و مـيوه نـيست, مـن و شما هم نمى خوريم; يك وقت در جـامعه امـكانات رفـاهى نيست, من و شما هم استفاده نمى كنيم; يك وقـت ايـام عـيد كـه مى شود, فرزندان من و شما هم لباس نو بر تن نـمى كنند; در ايـن حـالت كسى احساس سرشكستگى نمى كند البلي0 اذا عـمت طـابت امـا وقـتى هـمه چـيز هـست, وقتى كسانى در جامعه با اسـتفاده از فـرصتهاى نـامشروع تـوانسته اند بـراى خودشان آلاف و اولـوف و زنـدگيهاى تـجملى فـراهم بكنند, وقتى طبقاتى در جامعه هستند كه برايشان پول خرج كردن هيچ اهميتى ندارد, جمع كثيرى از مردم كه در بين اينها رزمندگان و عناصر نظامى وكارمندان دولت و مـعلمان وروسـتأيان و مـردم مـناطق مـحروم و دور ومـناطق جنوب هـستند, نـتوانند نـان و پـنير بـچه هايشان را فراهم كنند, كدام شكستن شخصيت وشرف انسانى از اين بالاتر است؟!

شما مى خواهيد جواب چه كسى را بدهيد؟

شما مى خواهيد دل چه كسى را خوش كنيد؟

شما مى خواهيد چه كسى از شما راضى باشد؟

بله, مساله ى معيشت قطعا در اولويت اول است.معيشت كه نبود؟, دين هـم نـيست; اخـلاق هـم نـيست; حـفظ عصمت و عفت هم نيست; اميد هم نيست.كسى را كه به موقعيتى دست پيدا كرده, به خاطر اين كه براى رفـع نـابسامانى و فقر تلاش و مجاهدت كند و شب وروز خودش را صرف نـمايد, مـلامت نخواهند كرد.اولويتها را پيدا كنيد; مسأل اساسى جامعه اينهاست.

عـزيزان من! شما بدانيد كه دشمن شما, دشمن اين انقلاب, دشمن اين نـظام, بـرنده ترين حـربه يى كـه در اخـتيار خـواهد داشـت, فقر و گـرفـتارى اقـتـصادى مـردم اســت; روى ايــن مـساله بـايد فـكر كـرد.گرفتاريهاى اقـتصادى مردم, همين بيكارىيى است كه در كلمات شـماها تـكرار مى شود و درست هم هست; همين كمبودها و همين مشكلات فـراوان اسـت.البته فـسادهاى گـوناگون, سـواستفاده هاى گوناگون, تـبعيضهاى گـوناگون, مـشكلات ادارى و مـشكلات قـضايى هم در كنارش هـست.اولويت اول بـراى شـما ايـن اسـت كـه امـيد مـردم را حـفظ كنيد.اولويت اول اين است كه شكم مردم را سير كنيد.مى شود نشست و حـرفهاى روشنفكرى زد:اگر فلان طور نشود, فلان طور نخواهد شد; اگر چنين نشود, چنان نخواهد شد; اما بايد ديد واقعيت چيست.

ايـن مـسووليتها امـروز هـست, فردا نيست.همه ى ما در گذريم.مجلس شـوراى اسـلامى بـه فـضل الهى پايدار بوده و پايدار خواهد ماند; لـيكن مـاها كـه پايدار نيستيم; ماها چهار روز در اين جا هستيم ووظايفى داريم كه آن وظايف را بايستى انجام بدهيم.در درجه ى اول بايد خدا را راضى كنيم.

الـبته مـردم را بـايد راضى ودل آنها را شاد كرد; اما در درجه ى اول اين است كه فكر محاسبه ى الهى را بكنيم.

عـزيزان مـن! خـداى مـتعال از هـر ساعت عمر شما در مجلس, از هر تـصميم گيرى شـما, از هـر نشست و برخاست شما كه حالا مهم شده است سوال خواهد كرد.تا چندى پيش, شما مى نشستيد, برمى خاستيد; حركت و گـفتار شما تاثيرى نمى گذاشت; اما امروز شما يك كلمه حرفتان, يك نـشست و بـرخاستتان, يك دست بلند كردن و موضعگيريتان موثر است; ايـن يـك امـكان اسـت; و ايـن امكان با خودش مسووليت سنگينى را مىآورد; در درجه ى اول هم خداى متعال از ما سوال مى كند.

در تشخيصها, در گزينش اشخاص و در گزينش مسوولان, بايد خدا را در نـظر بـگيريد.گزينش بايد گزينش هوشمندانه, عالمانه ودقيق باشد; اينها جزو وظايف حتمى است.

آن كـسى را كـه شـما سـر كـار مىآوريد, آن كسى را كه شما به او اعتراض مى كنيد, آن كسى را كه شما از او سوال مى كنيد, آن كسى را كه شما استيضاح مى كنيد, او يك مسوول در نظام اسلامى است كه قدرت و توانايى و امكانات خود را از شما دارد.در اين كه اين توانايى را به چه كسى بدهيد, چگونه تصميم گيرى كنيد, چگونه تشخيص بدهيد, بايستى دقيق, هوشمندانه و بدون ملاحظه ى اين و آن عمل كنيد.

تـقسيم بندى جـناحها به چپ و راست و مدرن سنتى و غيره, حرف است; ايـنها حـقايق نيست.حقيقت عبارت است از آن تكليف و مسووليتى كه شـما داريـد; آن مهم است; آن چيزى است كه گريبان ما را مى گيرد; آن چيزى است كه ما رابه پاسخگويى در مقابل خدا وادار مى كند.

برادران عزيز! بعضى از كارها توبه دارد, بعضى از كارها توبه هم ندارد; چون اصلاحش ممكن نيست.

شـما بـبينيد در قـرآن كريم بعد از ((الاالذين تابوا)) در موارد مـتعددى دارد:((واصـلحوا)).گاهى توبه نسبت به كار شخصى ماست.در مسأل فردى, كار اشتباه و غلطى از ما سر مى زند, بعد هم به خداى متعال عرض مى كنيم: پروردگارا! اشتباه كرديم, غلط كرديم.

ايـن تمام مى شود و مى رود.يك وقت هست كه اين كار در صحنه ى جامعه تـاثير مـى گذارد; واقـعيتى را به وجود مىآورد يا از بين مى برد; توبه ى اين, به اين است كه آن را اصلاحش كنيم.

مـگر مـمكن است هميشه اصلاح كرد؟ مگر در همه ى موارد ممكن است آب رفته را به جوى باز آورد؟ لذا خيلى بايد دقت كرد.

بنده ضمن اين كه به خاطر اين مسووليت سنگينى كه داريد, بايد به شـما عـزيزان تـبريك عرض كنم, بايد هشدار هم بدهم:مواظب باشيد; ايـن مـسووليت خـيلى سـنگين و كـار خيلى بزرگى است.همان قدر اين مـسووليت سـنگين است كه مسووليت بقيه ى كسانى كه در مسووليت قبل ازشـما بودند يا بعد از شما خواهند آمد.از خداى متعال بايد كمك و حمايت بخواهيد.

وامـدار كـسى هم نبايد بود; فقط وامدار آن سوگندى كه خورده ايد, باشيد.آن سوگند هم سوگند حقيقى است; يعنى قسمى شرعى است كه اگر نـقض بـشود, يـقينا خـلاف شـرع انـجام شده است و پيش خداى متعال مسووليتهاى سنگينى هم براى انسان دارد.

وظـيفه ى مـا ايـن اسـت كه از هويت انقلاب, اساس انقلاب واساس اين نـظام دفـاع كـنيم; و ايـن نـخواهد شد, جز اين كه در نظر داشته بـاشيم كه وظايف ما, در اين قانون اساسى بحمدالله مترقى و جامع نـمى گوئيم بـى عيب و بـى نقص; امـا قطعا جزو جامعترين و كاملترين قوانين اساسى يى است كه امروز در دنيا وجود دارد چيست.

همين قانون اساسى, مجلس را ركن مهم اين نظام قرار داده است.اصل قـضيه ايـن است كه اين ركن, وابسته ى به اين نظام الهى است.كسان پـركار و پـرتلاش و پـرفعاليتى هـستند كـه مايل نيستند اين نظام باكليت خودش يا با روح اسلامى خودش باقى بماند.

وظـيفه هـمه ى ما اين است كه در مقابل تسلط مخالفان اين انقلاب و ايـن نـظام محكم و با قدرت باشيم.اگر خداى متعال به بنده هم كه يك خدمتگزار داراى مسووليت هستم توفيق بدهد, مثل شما وظيفه ى من هـم هـمين اسـت.همه وظيفه دارند در مقابل آن كسانى كه در صددند پايه هاى اين نظام را چه پايه هاى ايمانى آن را, چه پايه هاى فكرى آن را, چه پايه هاى اجرايى آن را سست كنند, بايستند; اين وظيفه ى اسـاسى هـمه ى مسوولان نظام است;  چه   قوه ى  مجريه و در راس آن رئيس جمهور, چه قوه ى مقننه كه شما برادران و خواهران عزيز هستيد, چه قـوه ى قـضأيه و چـه بـقيه ى مسوولان; كه اين حقير هم در مجموعه ى مسوولان قرار دارم.

سـعادت ما, در اين است كه در اين راه بايستيم.ما با خداى متعال تـعهد كـرده ايم كه ايستادگى كنيم; ان شاالله هم به اين تعهد عمل خواهيم كرد.ما نخواهيم گذاشت كه ضدانقلاب و آن كسانى كه از اساس بـا ايـن انـقلاب مخالف بودند, بتوانند در مراكز اثرگذار بر روى افـكار عمومى و بر روى ايمان مردم, مقاصد خودشان را عملى كنند; مـردم هـم ايـن را از شـما مـى خواهند; خـدا هـم ايـن را از شما مى خواهد.

ان شـاالله خداى متعال به شما كمك كند و توفيق بدهد كه اين چهار سـال را بـا عـافيت ديـن و دنـيا بـگذرانيد و خداى متعال را از خـودتان راضى كنيد و آن وقتى كه از اين مسووليت جدا خواهيد شد, بـا احـساس ايـن كه كارى براى اين كشور و اين ملت كرده ايد, جدا بشويد.

از خـداوند مـتعال مى خواهيم كه به همه ى شما عزيزان توفيق عنايت كـند و روز بـه روز بركات خودش را بر شما و بر اين ملت مستمر و مـستدام بـدارد.ان شاالله بـركات حـضرت بـقيه الله الاعظم (ارواحنا فـداه) و دعـاى مـستجاب آن بـزرگوار هم شامل حال همه ى شما و ما باشد.

 

 
 Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved