بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک Instagram

متن كامل بيانات مقام معظم رهبرى

در جمع انبوه زائران ومجاوران حرم امام رضا (ع)

06 / 01 / 79


بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله رب العالمين الحـمدلله الذى جعلنا من المتمسكين بولايته امـيرالمومنين والائمه المعصومين عليهم السلام.

والـسلام والـصلا عـلى سـيدنا و نـبينا و حـبيب قلوبنا ابى القاسم الـمصطفى مـحمد و عـلى آلـه الاطيبين الاطـهرين الـمنتجبين الائمـه الهداه المهديين سيما بقيه الله فى الارضين.

قال الله الحكيم فى كتابه:

اليوم اكملت لكم دينكم و اتمت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا عيد سعيد غدير را كه درروايات ما از آن به عيدالله الاكبر تعبير شـده است به همه ى شيعيان جهان, به ملت شريف ايران, به شما حضار مـحترم, و به همه ى كسانى كه براى معارف اصيل الهى ارج و منزلتى قائل هستند, تبريك عرض مى كنم.

ايام اول سال و روزهاى شادمانى عمومى مردم است: عيد نوروز, قبل از آن عيد قربان, امروز هم عيد غدير. درايـن فــضاى بـانشاط و شـاد, و در كـنار مـرقد نـورانى حـضرت ابـى الحسن امـام على بن موسى الرضا(عليه السلام والسلام) اولين مطلبى كـه مـى خواهم در جـمع شـما برادران و خواهران گرامى و عزيز عرض بكنم, راجع به خود مساله ى غدير است.

غدير يك مساله اسلامى است يك مساله ى فقط شيعى نيست.

درتـاريخ اسـلام, پـيامبر اكرم يك روز سخنى برزبان رانده و عملى انـجام داده است كه اين سخن و اين عمل, از ابعاد گوناگون داراى درس و معناست.

نـمى شود مـا بـگوييم كـه از غدير وحديث غدير, فقط شيعه استفاده كـند امـا بـقيه مـسلمانان از محتواى بسيار غنى يى كه دراين كلام شريف نبوى هست و مخصوص يك دوره هم نيست, بهره نبرند.

الـبته چـون درقـضيه غدير, نصب اميرالمومنين (عليه الصلا والسلام) به امامت و ولايت وجود دارد, شيعه يك دلبستگى بيشترى به اين روز و ايـن حــديث دارد ولـى مـضمون حـديث غـدير, فـقط مـساله نـصب امـيرالمومنين بـه خـلافت نـيست مـضامين ديـگرى هـم دارد كه همه مسلمانان مى توانند از آن بهره ببرند.

درمـورد اصـل واقـعه غـدير, خوب است كه همه افرادى كه به مسايل تـاريخ اسلام علاقه مندند, بدانند كه قضيه غدير, يك قضيه مسلم است مـشكوك نـيست فـقط شـيعيان نـيستند كـه آن را نقل كرده اند بلكه محدثان سنى چه دردوره هاى گذشته, چه دردوره هاى ميانى و بعدى اين مـاجرا را نـقل كـرده اند يعنى همين ماجرايى كه درسفر حجه الوداع پيامبر اكرم درغديرخم اتفاق افتاد.

كـاروان بـزرگ مـسلمانان كـه درايـن سـفر بـا پيامبر حج گزارده بـودند, بعضى جلو رفته بودند پيامبر پيكهايى را فرستاد تا آنها را بـه عـقب بـرگردانند و ايـستاد تـا آنهايى كه عقب مانده اند, برسند.

اجـتماع عـظيمى درآن جـا تشكيل شد بعضى گفته اند نود هزار, بعضى گفته اند صدهزار, بعضى هم گفته اند صدوبيست هزار نفر درآن اجتماع حضور داشتند.

درآن هـواى گـرم, مـردم ساكن جزيرالعرب كه خيلى از آنها هم مال بـيـابانها و روسـتاها بـودند و بـه گـرما عـادت داشـتند طـاقت نـمىآوردند روى زمـين داغ بـايستند عـباهايشان را زير پاهايشان مـى گذاشتند تـا طـاقت بياورند و بايستند اين درروايات مربوط به اهل سنت هم آمده است.

درچـنين شـرايطى, پـيامبر اكـرم امـيرالمومنين را از زمين بلند مى كند و جلوى چشم خلايق نگه مى دارد و مى گويد: من كنت مولاه فهذا على مولاه, اللهم وال من والاه و عاد من عاداه.

الـبته اين جملات, قبل و بعد هم دارد اما مهمترين قسمتش اين است كـه پـيامبر دراين جا مساله ى ولايت يعنى حاكميت اسلامى را به طور رسـمى و صريح مطرح مى كند و اميرالمومنين را به عنوان شخص, معين و مطرح مى نمايد.

ايـن را هـمان طور كـه لابـد شنيده ايد و من هم عرض كردم, برادران اهـل سـنت مـا دركـتابهاى مـعتبر نه يكى, نه دو تا دردهها كتاب مـعتبر نـقل كـرده اند كـه مرحوم علامه ى امينى اينها را جمع كرده است, و غير از ايشان هم كتابهاى زيادى دراين خصوص نوشته اند. بـنـابراين, ايـن روز, اولا روز ولايــت اســت ثــانيا روز ولايـت اميرالمومنين است.

در ايـن جـمله يى كـه پيامبر بيان كرده اند, معناى ولايت چيست؟ به طـور خـلاصه مـعنايش ايـن اسـت كه اسلام در نماز و روزه و زكات و اعـمال فردى و عبادات خلاصه نمى شود, اسلام داراى نظام سياسى است, حكومتى بر مبانى مقررات اسلامى پيش بينى شده است.

در اصطلاح و عرف اسلامى, نام حكومت, ولايت است. ولايـت, چه طور حكومتى است؟ ولايت, آن حكومتى است كه شخص حاكم با آحـاد مـردم داراى پـيوندهاى محبتآميز و عاطفى و فكرى و عقيدتى است.

آن حـكومتى كه زوركى باشد آن حكومتى كه با كودتا همراه باشد آن حـكومتى كـه حـاكم, عقايد مردمش را قبول نداشته باشد و افكار و احـساسات مردمش را مورد اعتنا قرار ندهد آن حكومتى كه حاكم حتى در عـرف خود مردم مثل حكومتهاى امروز دنيا از امكانات خاص و از بـرخورداريهاى ويـژه بـرخوردار بـاشد و براى او, منطقه ى ويژه يى بـراى تـمتعات دنـيوى وجـود داشته باشد, هيچكدام به معناى ولايت نيست.

ولايـت, يـعنى آن حـكومتى كـه در آن, ارتـباطات حـاكم بـا مردم, ارتـباطات فكرى, عقيدتى, عاطفى, انسانى و محبتآميز است مردم به او مـتصل و پـيوسته اند به او علاقه مندند و او منشا همه اين نظام سـياسى و وظايف خود را از خدا مى داند و خود را عبد و بنده ى خدا مى انگارد. استكبار در ولايت وجود ندارد.

حـكومتى كه اسلام معرفى مى كند, از دمكراسيهاى رايج دنيا مردمى تر اسـت بـا دلـها و افكار و احساسات و عقايد و نيازهاى فكرى مردم ارتباط دارد حكومت در خدمت مردم است. از جنبه ى مادى, حكومت براى شخص حاكم و ولى و تشكيلات حكومتى, به عنوان يك طعمه نبايد محسوب بشود و الا ولايت نيست.

اگـر آن كسى كه در راس حكومت اسلامى است, براى حكومت, براى خود, بـراى ايـن شـان و مـقامى كه به او رسيده است يا مى خواهد به او بـرسد, كيسه ى مادىيى دوخته باشد, آن شخص, ولى نيست آن حكومت هم ولايت نيست. در حـكومت اسـلامى, آن كسى كه ولى امر است يعنى كار اداره ى نظام سـياسى به او سپرده شده است از لحاظ قانون با ديگران يكسان است او حـق دارد بسيارى از كارهاى بزرگ را براى مردم و كشور و اسلام و مسلمين انجام دهد اما خود او محكوم قانون است.

از روز اول تا امروز, و بخصوص بعد از تشكيل نظام جمهورى اسلامى, در مـعناى ولايـت تحريف كردند به دروغ ولايت را چيزى غير از آنچه كـه هـست, مـعرفى كـردند گـفتند ولايـت مـعنايش اين است كه مردم مـحجورند بـه سرپرست و قيم احتياج دارند آدمهاى نام و نشان دار, ايـن را صـريحا در كتابها و مطبوعاتشان نوشتند! دروغ محض, تهمت بـه اسلام, تهمت به ولايت! در غدير, مساله ولايت, به عنوان يك امر رسـمى از سوى پيامبر مطرح شد و اميرالمومنين به عنوان مصداق آن تعيين گرديد كه البته تفاصيل زيادى دارد و شما آن را مى دانيد و اگر كسانى هم از تفاصيل آن اطلاعى ندارند بخصوص جوانان بهتر اين اسـت كه در نوشته ها و كتابهاى استدلالى و علمى آن را دنبال كنند كه كتابهايى هم در اين زمينه نوشته شده و مفيد است.

بـنده در آغـاز سـال جـارى, شعار وحدت ملى و امنيت ملى را مطرح كردم. امـروز مايلم درباره اين دو شعار, به شما عزيزانى كه در اين جا تـشريف داريـد و نـيز به همه ملت ايران, چند مطلب كوتاه را عرض كنم. هـمين مـساله غـدير هم مى تواند مايه وحدت باشد همچنان كه مرحوم آيـت الله شـهيد مـطهرى مـقاله يى بـا عنوان الغدير و وحدت اسلامى دارد. او كـتاب الـغدير را كه درباره مسائل مربوط به غدير است يكى از محورهاى وحدت اسلامى مى داند كه درست هم است. ممكن است به نظر عجيب بيايد, اما واقعيت مطلب همين است.

خـود مـساله غـدير, غـير از آن جـنبه يى كه شيعه آن را به عنوان اعـتقاد قـبول كـرده است يعنى حكومت منصوب اميرالمومنين از طرف پـيامبر, كـه در حـديث غدير آشكار است اصل مساله ى ولايت هم مطرح شده است, اين ديگر شيعه و سنى ندارد. اگـر امـروز مـسلمانان جـهان و ملتهاى كشورهاى اسلامى شعار ولايت اسـلامى را سر بدهند, بسيارى از راههاى نرفته و گرههاى ناگشوده ى امـت اسـلامى بـاز خـواهد شد و مشكلات كشورهاى اسلامى به حل نزديك خواهد شد. مـساله ى حـكومت و نظام سياسى و حاكميت سياسى, يكى از دشوارترين مسائل براى كشورهاست.

بـعضى كـشورها دچار استبداد و ديكتاتورىاند بعضى دچار حكومتهاى فـاسدند, بـعضى دچـار حكومتهاى ضعيف اند بعضى دچار حكومتهاى دست نشانده اند. اگـر حكومت اسلامى به معناى حقيقى يعنى همان ولايت به عنوان شعار بـراى مـسلمانان مطرح بشود, علاج ضعف را هم مى كند علاج اقتصاد را هـم مـى كند عـلاج دسـت نشاندگى را هم مى كند علاج ديكتاتورى را هم مى كند. بـنابراين, پـرچم ولايت, يك پرچم اسلامى است. من از همه ى برادران شـيـعه و سـنى در كـشور خـودمان دعـوت مـى كنم فـعلا آن مـحدوده ى جـغرافيايى خودمان را مطرح مى كنم كه به مساله ى غدير با اين چشم نـگاه كنند و اين بخش از حديث غدير و مساله ى غدير را مورد توجه قرار دهند.

بـرادران سـنى مـا هـم مثل ما روز غدير را عيد بگيرند عيد ولايت براى اين كه اصل تولد مساله ى ولايت, اهميتش بسيار زياد است, مثل اهـميت ولايـت امـيرالمومنين كـه اين ديگر بين ما و برادران سنى مشترك است. هـم در دوران بـعد از پـيروزى انـقلاب, هم پيش از پيروزى انقلاب, هـميشه عـقيده ى من براين بود كه امروز شيعه و سنى بايد اختلافات ديرين خود را در تعامل روزمره ى خودشان كنار بگذارند جنگ و دعوا را كـنار بـگذارند و مـشتركات خـود را بـچسبند كـه ايـن يكى از مشتركات مى تواند باشد الان هم عقيده ام همين است. امـروز در دنيا خيلى تلاش مى شود كه بين شيعه و سنى اختلاف بيفتد, كـه البته كسانى كه اهل فكر و تحليل اند, مى دانند كه استكبار از اين كار چه فوايد و منافعى مى برد.

هـدفشان ايـن اسـت كـه ايـران را از مجموعه ى كشورهاى اسلامى جدا كـنند انـقلاب اسلامى را مخصوص مرزهاى ايران كنند فشار روى ايران را از سـوى كـشورهاى اسـلامى ديگر زمينه سازى كنند و از درسآموزى مـلتهاى ديگر از درسهاى ملت ايران جلوگيرى نمايند ما بايد درست نقطه ى مقابل عمل كنيم. هـركس چـه در مـحيط سـنى, چه در محيط شيعه به همدلى و ارتباطات حـسنه و دوسـتانه بـين شـيعه و سنى كمك كند, او به نفع انقلاب و اسلام و هدفهاى امت اسلامى كار كرده است هركس سعى در جدايى بكند, درست نقطه ى مقابل آن حركت كرده است. بـنده اطـلاع نـزديك دارم كـه الان در بـعضى از كشورهاى اسلامى كه نمى خواهم از آنها اسم بياورم از صندوقهايى كه مرتبط با اهداف و امـيال بـيگانگان است, پولهايى را مى گذارند و صرف مى كنند مخصوص ايـن كـه عـليه شـيعه, عـليه عقايد شيعه, عليه تاريخ شيعه كتاب بـنـويسند و در دنـياى اسـلام پـخش كـنند! آيـا آنـها بـه تـسنن علاقه مندند؟ نه, آنها مى خواهند نه شيعه باشد, نه سنى نه با شيعه دوسـت اند, نـه بـا سـنى منتها چون امروز درايران حكومت اسلامى و پـرچم اسـلام را يك مجموعه ى شيعى در دست گرفته اند و همه پاىبندى مـلت ايران را به تشيع مى دانند, لذا اينها هرچه دشمنى با انقلاب هـم دارنـد, بـر سـر شيعه خالى مى كنند! با شيعه مبارزه مى كنند, بـراى ايـن كـه نگذارند حاكميت سياسى اسلام و اين پرچم افتخار و عـزت بـه جاهاى ديگر سرايت كند و مورد جذب جوانان كشورهاى ديگر شود هيچكس نبايد به اين خيانت دشمنان كمك كند. نـه در كـشور ما, نه در محافل اسلامى, نه در مجموعه هاى شيعى, نه در كـشور خـودمان در بين برادران سنى, هيچكس نبايد كارى كند كه به خواست استكبار كه ايجاد نقار و دشمنى است كمك شود.

البته ما با اين بيانمان, نه مى خواهيم بگوييم كه شيعه, سنى شود يا سنى, شيعه بشود نه هم مى خواهيم بگوييم كه شيعه و سنى به قدر تـوان و مـقدورات خـودشان, بـراى تـحكيم عقايد خودشان كار علمى نكنند. اتـفاقا كار علمى, خيلى خوب است هيچ اشكالى ندارد كتابهاى علمى بـنويسند در مـحيطهاى عـلمى, نـه در محيطهاى غيرعلمى, آن هم با لحنهاى بد و غلط. بـنابراين, اگر كسى مى تواند منطق خود را ثابت كند, هيچ ما جلوى كـار او را نـبايد بگيريم اما اگر كسى مى خواهد با حرف, با عمل, با شيوه هاى گوناگون, اختلاف ايجاد كند, اين را ما فكر مى كنيم كه در خـدمت دشـمن است هم سنى ها بايد مراقب باشند, هم شيعه ها بايد مراقب باشند. وحدت ملى را كه ما گفتيم, شامل اين هم مى شود.

الـبته مـن همين جا عرض بكنم كه امروز كسانى وحدت ملى را نه به عنوان شعارهاى مذهبى, بلكه با شعارهاى سياسى خدشه دار مى كنند. مـا بـه ايـنها هـم نـصيحت كـرديم و امـروز هم نصيحت مى كنيم كه نگذارند وحدت اين ملت بزرگ و متحد خدشه دار بشود. جـداكردن بـدنه هاى اين ملت بزرگ از يكديگر, خدمت به دشمنان اين ملت است. اگـر ايـن مـلت بزرگ و رشيد, وحدت ملى را در اين كشور حفظ كند, آن وقت اين وحدت, براى وحدت ملتهاى ديگر زمينه سازى مى شود. اگـر يـك امـت اسـلامى بـا حدود يك و نيم ميليارد نفر جمعيت, در مـسائل اسـاسى خودشان متحد باشند, شما ببينيد چه قدرت عظيمى در دنـيا بـه وجود مىآيد اما اگر وحدت ملى خدشه دار شد ديگر حرف زدن از وحـدت جـهان اسلام يك سخن افسانه گون است و همه مى خندند عده يى مى خواهند اين را به وجود بياورند. وحدت ملى چگونه تامين مى شود؟ .

يـكى از چـيزهايى كـه وحـدت ملى را تامين مى كند, اين است كه آن كـسانى كه سخنشان در ميان مردم, حوزه ى تاثيرى دارد يا مسئولند, يـا چـهره مـوجه ديـنى اند چـهره ى روحـانى اند, چهره سياسى اند در اظهارات خودشان كارى نكنند كه يك گروه و جناح از مردم, دلهاشان نسبت به ديگران چركين شود فتنه انگيزى نكنند. الـبته فـتنه انگيختن و بـددل كردن مـردم نسبت به يكديگر, يكى از مواد برنامه يى است كه دشمنان نسبت به اين ملت در نظر دارند. هـمين راديـوهاى بـيگانه, هـمين مراكز خبرى, شايد بشود گفت نصف حـرفهايشان طراحى شده است, براى اين كه بتوانند دلهاى گروهى از مـردم را نـسبت بـه گروه ديگرى بدبين و مكدر كنند اصلا مى نشينند طراحى مى كنند كه اين طور بگوييم كه اين اثر را بكند. آن كـسانى كـه زبـان و قلمشان كار مى كند, در درجه اول بايد اين را رعايت كنند كه آنچه مى گويند, ايجاد بدبينى نكند. مـردم نـسبت بـه يـكديگر بـدبين بشوند, يا مردم نسبت به مسئولان بدبين بشوند, اين باز يك نوع فتنه سازى و گناه ديگرى است.

بـعضيها همه همتشان اين است كه با شايعه پردازى, با جعل خبر, با پـرداختهاى تـقلبآميز خـبر ممكن است يك خبر اصلش هم راست باشد, اما به نوعى آن را پردازش كنند تا مطلب دروغ و خلاف واقعى را در ذهن مخاطب القا كند دلهاى مردم, جوانان و خوانندگان و شنوندگان خـودشان را نسبت به مسئولان نظام بدبين كنند آنها را دچار ترديد كنند, اين كار چه فايده اى دارد؟ جز كند كردن حركت پيشرفت ملت و كشور, هيچ فايده اى ديگرى ندارد, جز اين كه مسئولان را دراين كار مـردد كند, مردم را نسبت به آينده نااميدكند و نيروى عظيم اميد را ازمردم بگيرد, هيچ فايده يى ندارد.

بـعضى سعى مى كنند افرادى را به همه نظام و يا به برخى ازمسئولان نـظام بـدبين كـنند, درحـالى كه اگر حقيقتا سخن حقى وجود داشته باشد, آن سخن حق ممكن است ازطريقى به گوش مسئول يا مسئول مافوق او منتقل شود كه آثار خيلى بهترى هم داشته باشد. حـادثه اى اتـفاق مـى افتد, تـرورى مـى شود, جنايتى در جايى اتفاق مـى افتد, آن قـدر حرف خلاف, توهمآميز و حيرتآور براى خواننده از زبـان كـسانى كـه هيچ احساس مسئوليتى نمى كنند, شنيده مى شود! آن كـسانى كـه ازواقـعيت ها خـبردارند, مى بينند كه چه قدر اينها يا دورنـد, يـا خـودشان را عـمدا از واقـعيت دورنگه مى دارند اينها چيزهايى است كه وحدت ملى را خدشه دار مى كند. بنابراين, وحدت ملى يكى ازاساسى ترين خواسته هاى يك ملت است. اگـر مـلتى بـا اتـحاد كـلمه درميدان اقتصاد وارد بشود, پيشرفت مى كند جنگى برايش پيش بيايد و وارد بشود, پيشرفت مى كند. با وحدت ملى, آبرويى ملت را بهتر مى شود حفظ كرد. يـك مـلت, تمام آرمانهاى بزرگ خودش را درسايه وحدت ملى مى تواند به دست آورد. اخـتلاف, تـفرق كـلمه, جـدايى دلـها ازيـكديگر, رودررو قراردادن جـناحها و گـروهها و اشـخاص و شخصيتها با يكديگر, نمى تواند هيچ خدمتى بكند. بـنابراين, ايـن يك اصل است كه اميدواريم همه رعايت بكنند, اين خواست ومطالبه ما ازمسئولانى است كه با افكار عمومى مردم سروكار دارند. مقوله دوم, مقوله امنيت ملى است. امـنيت مـلى بسيارمهم است. البته امنيت ملى شامل امنيت داخلى و امنيت خارجى است.

امـنيت خـارجى, يعنى آن جايى كه امنيت يك كشور ازناحيه نيروهاى خـارج ازاين مرز تهديد مى شود يا نيروهاى نظامى- مثل جنگهايى كه اتـفاق مـى افتد بـه مرزهاى يك كشور حمله كنند يا تهاجم سياسى و تبليغاتى عليه يك كشور صورت گيرد, كه گاهى موجب اختلال و اغتشاش مـى شود, كه اين هم مكرر دركشورها ديده شده و مشكلاتى را به وجود آورده است. امـنيت داخلى, يك طيف وسيع ازتلاشى است كه اگر همه مسئولان ذىربط بـا هـمه تـوان كـار بـكنند, خواهند توانست اين خواسته بزرگ را تامين كنند لذا امنيت چيز كمى نيست. هـمان طـور كـه مـن اول سال عرض كردم, اگر امنيت نباشد, فعاليت اقتصادى هم ديگر نخواهدبود. اگر امنيت نباشد, عدالت اجتماعى هم نخواهدبود. اگـر امـنيت نباشد, دانش و پيشرفت علمى هم نخواهدبود. اگرامنيت نـباشد, هـمه رشته هاى يك مملكت بتدريج از هم گسسته خواهدشد لذا امنيت, پايه و اساس است.

البته امنيت, مثالهاى مهمتر و مثالهاى كم اهميت تر هم دارد. مـثال نـاامنى كـه هـمه آحـاد مـردم مـمكن است در زندگى روزمره خودشان, يا با آن برخورد كرده باشند, يا ازديگران شنيده باشند, چـيزهايى اسـت كـه اگـر چـه حايز اهميت است, اما آن چنان تهديد كـننده نـيست مثل سرقتها كه البته دستگاهها بايد جلوى اينها را هم بگيرند. سـرقت, مـقوله يى اسـت كه دستگاههاى انتظامى بايد با جديت مقابل آن بايستند. عـده يى بـراى اهداف پست وحقير خودشان امنيت خانواده ها را به هم مـى زنند ايـن يـك مـثال براى ناامنى است اما يك مثال درجه ى اول نيست. نـاامنى از قـبل انـسانهاى لاابـالى و شـرور و اوباش و اراذل كه طبعا شرارت دارند و محيط زندگى را ناامن مى كنند, اين هم ناامنى است. در گـوشه و كنار ما گزارشهايى داريم كه حتما هم بعضى از شما در جاهايى ديده ايد يا شنيده ايد آدمهايى كه پاى بند به هيچ قانون و ضابطه يى نيستند انسانهاى شريرى كه در كوچه ها و محله ها براى ملت و نواميس و آبروى مردم ناامنى درست مى كنند. ايـن هـم بـه عـهده ى دسـتگاههاى انتظامى و قضايى است كه با اين اراذل و اوبـاش و نـاامن سازان مـحيط زنـدگى و كـار مردم برخورد كنند, تا كسانى كه به صرف اين كه يك وسيله ى برنده و يك حربه به دست مىآورند, خيال نكنند كه حق دارند هر غلطى و هر عمل نادرستى را انـجام بـدهند اينها بدانند كه ناامن كردن محيط زندگى مردم, سـزا و مـجازاتش فقط اين نيست كه چهار صباح بروند در فلان زندان بخوابند.

اسـلام بـراى كـسانى كـه مـحيط زندگى را ناامن مى كنند و مردم را مى ترسانند و اخافه مى كنند, مجازاتهاى سنگين ترى گذاشته است. اگـر, هـم در مـورد اينها, و هم در مورد سارقان, حكم الهى جارى بـشود بخصوص آن كسانى كه حرفه شان را اين قرار داده اند مطمئنابه ميزان زيادى تاثير خواهد گذاشت. مـلاحظه ى بـعضى از رودربـايستى هاى جـهانى و امـواج تـبليغاتى را نكنند ببينند حكم خدا چيست. حـكم الـهى, هـمه چيز را در جاى خود و با ميزان صحيح معين كرده است. ناامنى اقتصادى, بخش ديگرى از ناامنى است. آن كـسانى كـه مـحيطهاى اقـتصادى را نـاامن مـى كنند اگـر كسانى سـرمايه هاى كـوچكى دارنـد, ايـنها بـا كـارهاى غـيرقانونى, بـا زرنگى ها, اين سرمايه هاى كوچك و امكانات مردم را نابود مى كنند و به سود خودشان مصادره مى كنند. آنـهـايى كـه بـالاتر از ايـن, امـكانات دولـتى و عـمومى را بـا زرنـگى ها, با تسلط بر قوانين و مقررات و گريزگاههاى قانونى, به نفع خودشان مصادره مى كنند و هر جا كه بتوانند, از سواستفاده هاى شخصى نمى گذرند اينها محيطهاى اقتصادى را ناامن مى كنند. شـما ببينيد اگر در يك كشور وضع اقتصادى بيمار است, يكى از چند عـلت وجـود همين گريزگاهها از قانون است, كه كسانى مى توانند با استفاده از اينها سو استفاده كنندو جيبهاى خودشان را پر كنند و امكانات مردم و دولت را به نفع و سمت خودشان بكشانند.

از هـمه ايـنها بـالاتر, ناامنى اجتماعى است كه در حقيقت ناامنى ملى, بيشتر متوجه به اين نمونه است. مـحيطهاى كـار را نـاامن كـنند مـحيطهاى عـلمى را نـاامن كـنند محيطهاى دانشجويى را ناامن كنند. ايـن كـه مـن قبلا هم اشاره كردم كه يك مقام آمريكايى در يك ماه قـبل از اين, خبر داد كه در ايران ناامنى وجود خواهد داشت, اين ناامنى است. ايـنها برنامه هايى دارند بايستى هم آحاد مردم هوشيار باشند, هم كسانى كه بيشتر آماج توطئه هاى اينها هستند, هوشيار باشند. از اول انـقلاب تـا حالا, بارها دشمن تلاش كرده است گذشت نزديك به نـيم قـرن, حـالا اعتراف كرده اند كه كودتاى 28مرداد را آنها راه انـداخته اند! اعتراف كرده اند كه از حكومت سركوبگر و ديكتاتور و فـاسد شـاه پـهلوى حـمايت كـرده اند! بـعد از ايـن كه از كودتاى 28مـرداد, نـزديك بـه چـهل و هـفت سـال مى گذرد, اما حالا اعتراف كـرده اند كـه آن كـودتا را ما راه انداخته ايم و بيست و پنج سال حـكومت ديكتاتور و سركوبگر و فاسد و وابسته ى شاه را ما حمايت و پـشتيبانى كـرده ايم! حالا اعتراف كرده اند كه ما صدام حسين را در جـنگ بـا ايـران حمايت كرده ايم! به نظر شما ملت مظلوم ايران در مقابل اين موضع و اين اعترافات, چه احساسى پيدا مى كند؟ هشت سال جنگ از طرف رژيم عراق عليه ما تحميل شد شهرها بمباران شد منابع حـياتى از بين رفت جوانان به شهادت رسيدند هزارها ميليارد ثروت مـلى نـابود شـد فـرصتها مـشغول شد يك جنايت عظيم تاريخى اتفاق افتاد. هـمان روزهـا مـا هـميشه تكرار مى كرديم كه آمريكاييها دارند به صـدام حسين كمك مى كنند در سخنرانيهاى همان ايام جنگ, بارها اين مـطلب را مى گفتيم اما خودشان منكر بودند و مى گفتند ما بى طرفيم! حـالا بـعد از آن كه از پايان جنگ, دوازده سال مى گذرد, اين وزير آمـريكايى در يك سخنرانى واضح در يك مركزى, به طور رسمى اعتراف مـى كند كـه مـا به صدام حسين كمك كرده ايم! حالا سوال اين است كه اين اعترافات شما به چه درد ما مى خورد.

حـالا كـه بيست و پنج سال محمدرضا پهلوى ظالم سركوبگر فاسد دشمن مـلت را براين ملت مسلط كرديد و آنها پدر اين ملت را درآوردند, شـما اعـتراف مى كنيد كه بله, ما آن وقت اين كار را كرديم! ''آن وقـت مـا اين كار را كرديم'', به درد حالا چه مى خورد؟! كسى بزند فـرزند و عزيز انسان را نابود كند, بعد هم بگويد ببخشيد! اينها بـبخشيد هـم نـمى گويند! الان نـمى گويند مـا مـعذرت مى خواهيم فقط اعتراف مى كنند! شما كودتاى 28مرداد را راه انداختيد بعد از آن, سـالهاى متمادى اين كشور را اسير ظلم و فساد كرديد حالا مى گوييد كـه بـله, مـا كـرديم! ايـن اعتراف شما نسبت به آن روز, به درد امـروز مـا چـه مـى خورد؟! مـن حالا مى گويم كه ممكن است بيست سال ديـگر, بـيست و پـنج سـال ديگر, يك وزير ديگر آمريكايى بيايد و اعـتراف كند كه بله, ما در فلان اوقـات يعنى همين سالهايى كه ما زنـدگى مـى كنيم عـلـيه ايـران ايـن توطئه را چيديم اين حركت را كـرديم اين كار خلاف را انجام داديم دشمنانشان را اين طور تجهيز كـرديم, در داخل, مخالفانشان را اين طور سازماندهى كرديم و ,,, بـعد از آن كه سالها از جرم و جنايت گذشته است و الان هم شما به جـنايات شـبيه آن سـالها اشـتغال داريـد, اعتراف به چه درد ملت ايـران مـى خورد؟! شـما در بـياناتتان دو كلمه مى گوييد كه ايران داراى ملت بزرگ و فرهنگ كهنى است آيا همين كافى است كه اين همه خـيانت و دشمنى و حق كشى نسبت به اين ملت را از ياد ببرد؟! بچه گول مى زنيد؟! اين ملت, ملت كهنى است. خود اين ملت خيلى بهتر مى داند كه ملت كهنى است و مواريث فرهنگى باارزشى دارد.

مـا خودمان قبل از شما اطلاع داريم كه جايگاه جغرافيايى ما, جايگاه بـسيارمهم و استراتژيك است اما اينها را شما الان زحمت كشيده ايد و تـازه فـهميده ايد؟! اين وضعيت كسانى است كه با يك ملت, جز از موضع قلدرى و قدرت طلبى نمى خواهند برخورد كنند. عـيب بـزرگ آمـريكا كه بلاى بزرگ بشريت امروز است اين است كه با مـلتها و مـردم دنـيا مـى خواهد ازمـوضع قـلدرى و ارباب و رعيتى بـرخوردكند! بـا اوپـك ازموضع قلدرى با ملتها و با سياست خارجى فـلان كـشور ازموضع قلدرى! قلدرى براى چه؟ آيا براى آرمانى؟ نه, قـلدرى بـراى منافع خودشان! مى خواهند گردن كلفتى كنند كه منافع خودشان را تامين كنند.

مـمكن اسـت يك كشور و ملتى به هردليلى زير بار اين قلدرى برود, امـا اگـر مـلتى مـثل مـلت ايـران, مسئولانش وامدار شما نيستند, دسـتشان زيـركارد شـما نـيست, نقطه ضعف پيش شماها ندارند, كارى نـكرده اند كه بترسند شما عليه شان افشاگرى بكنيد, با ملت ارتباط دارنـد, مـلت ايـران هم ملتى است كه عزت و اسلام وايستادگى براى عقيده و زندگى با اعتقاد راسخ و استقلال را آزمايش كرده است, اگر چـنين مـلتى نـخواست زير بار قلدرى شما برود, آيا اين ملت جرمى كـرده و گـناهى مـرتكب شـده است؟ اگـر ملتى نخواست اين قلدرى را بـپذيرد, گـفت مـا اساس قلدرى و زورگويى شما را رد مى كنيم, اگر مـلتى درچـنين مـوضع صـريحى ايستاد, شما با كدام وسيله و ابزار مـى خواهيد اين ملت را ازپاى درآوريد؟ چطور مى توانيد؟ ابرقدرتها اصـرارشان اين است كه اين طور وانمود كنند كه ما هركار بخواهيم دردنيا انجام بدهيم, آن كار انجام مى گيرد. درجـاهايى هـم همين طور اتفاق مى افتد اما چرا؟ به خاطر اين است كه سران آن كشورها دست نشانده وضعيفند. ابـرقدرتها بـه دروغ ادعـا مـى كنند كه هركارى بخواهند مى توانند انجام بدهند.

حـكومت اسلامى و ملت ايران با بيست سال ايستادگى و پيشرفت خودش, بـا ايـن كـه ابرقدرت آمريكا با همه وجود با اين ملت و هدفهايش مـخالف بود, اما ثابت كرد كه نه آمريكا, نه هيچ ابرقدرت ديگرى, نـه همه ابرقدرتها روى هم, درمقابل ملتى كه بيدار و شجاع است و حـق خود را مى شناسد و ازحق خود دفاع مى كند, هيچ غلطى نمى توانند بـكنند! مـن مى گويم دولت آمريكا الان هم كه اعتراف مى كند بيست و پـنج سـال ازديكتاتورى دفاع كرده است, باز از آن ديكتاتورى دارد دفـاع مـى كند مـنتها دفـاع تـبليغاتى و موذيانه! امروز آنها كه نـيستند, آنـها كـه بـه جهنم رفتند, اما تفاله ها و زباله هايشان درآمـريكا زيـر چـتر حـمايت دولـت آمريكا هستند, دست نشاندگان و مزدورانشان درهر نقطه اى از دنيا اگر درگوشه و كنار كشور خودمان هم پيدا بشوند مورد حمايت آمريكا هستند.

الان هـمين وزيـره آمريكايى درهمين سخنانش هم از رژيم شاه تبليغ و تـعريف دروغ كرده است, مى گويد كه رژيم شاه ديكتاتور و بد بود, مـنتها اقـتصاد ايران را شكوفا كرد! اين بزرگترين وخندهآورترين دروغى است كه يك وزير خارجه مى تواند درشرايط فعلى بر زبان جارى كـند! آيـا اقـتصاد ايـران را آنـها شكوفا كردند؟! اين نكته را مـخصوصا جـوانان بدانند كسانى كه در آن زمان بوده اند, وقايع را ازنـزديـك لـمس كـرده اند كـه ايـران در رژيـم گـذشته, نـه فـقط ازلـحاظاقتصاد زمان آنها, بلكه از لحاظ حتى پايه هاى اقتصادى كه تـاسالها بـعد هم اثرش باقى ماند بزرگترين خيانت را رژيم پهلوى بـه اقـتصاد ايران كرده است! ايران را به انبار كالاهاى وارداتى كـم ارزش و بـى فايده ى غـربى تـبديل كردند ابزارهاى بنجل, چيزهاى زيـادى و غيرلازم با پولهاى كلان! كشاورزى اين كشور را كه يك روز بـكلى خـودكفا بـود, بكلى نابود كردند, به طورى كه بعد از گذشت سالها هنوز هم كه هنوز است, كشاورزى ما به حال اول برنگشته است چـون سـيل مـهاجرتهايى كـه بـا تشويق آنها به سمت شهرها به راه افتاد, چيزى نبود كه به آسانى بشود جلوى آن را گرفت, ملت را از لحاظ كشاورزى, وابسته ى به بيگانه كردند.

آن روز گـندم ايـران را از آمـريكا مى خريدند, سيلوى گندم را هم شـورويها مـى ساختند! يـعنى هـم از لـحاظ گـندم, هم از لحاظ جاى نگهدارى گندم, وابسته بودند. آن روز روسـتاها را تخريب كردند صنعت كشور را كه وقت پيشرفت آن بـود مـتوقف نـگه داشتند آن پيشرفتى كه بايد درصنعت پيش مىآمد, براى اين كه بتواند جلوى واردات را بگيرد, ايجاد نشد جلوى صنعت فـعال درايـن كشور گرفته شد آن صنعتى ترويج شد كه وابستگى اش به خارج, به قدر كالاهاى توليدشده بود, يا حتى بيشتر. عـلم را مـتوقف كـردند.دم از دانـشگاه و دانـشجو زدند, اما عملا دانـشگاههاى كـشور از كمترين فعاليت علمى برخوردار بودند! هركس مـغز فـعال و اسـتعداد درخـشانى بود, اگر مى خواست كار كند, اگر درداخـل كـشور سـركوبش نمى كردند, مجبور بود برود بيرون كار كند اين جا نمى شد. كـمپانيهاى خـارجى را بربيشترين منابع اقتصادى كشور مسلط كردند و بيشترين ذخاير نفتى را به صورت رايگان از دست دادند.

الـبته امـروز هـم قـيمت نـفت ارزان اسـت امروز هم اين پولى كه تـوليدكنندگان نـفت براى نفت مى گيرند, حقيقتا شايد بشود گفت كه يك دهم آن پولى است كه بايد بگيرند. هـمين حـالا مـن ايـن را بـه شـما عـرض بكنم كه پولى كه دولت هاى واردكـننده نـفت به عنوان ماليات دريافت مى كنند, بيشتر از سودى اسـت كه كشورهاى صادركننده نفت از پول فروش نفت به دست مىآورند الان هم همين طور است اما آن روز با امروز قابل مقايسه نبود. سـالهاى مـتمادى, تـا اوايل دهه پنجاه, قيمت هربشكه نفت زير يك دلار بـود بـعد خـود اروپاييها وامريكاييها براى اين كه بتوانند اجـناس خـودشان را به قيمت گران به اينها بفروشند, و چون اينها تـوان پـولى نداشتند, به اراده خود آنها قيمت نفت تكانى خورد و بـه حـدود هشت, نه دلار رسيد تا اينها پولى پيدا كنند و بتوانند با آن, اجناس كارخانجات آنها را بخرند همين طور هم شد. درايـران زمـان رژيـم شـاه, درصـندوقهاى مـتعلق بـه امريكاييها پـولهايى بـى حساب ريـخته مـى شد, تـا درمـقابل آنـها قطعات يدكى هـواپيما و چـيزهايى كـه لازم بـود, باز بى حساب و كتاب به اينها بدهند و بفروشند اصلا مساله ساخت مطرح نبود.

اقـتصاد آن روز ايـران, بـراى مـلت ايـران بدترين اقتصادها بود البته براى غارتگران و امريكاييها چيز خيلى خوبى بود. ايـن جـناب, حـالا بـعد از گـذشت سـالهاى متمادى كه هرتحليل گر و اقـتصاددانى مـى داند آن روز هم مى دانستند و برافراد وارد پنهان نـبود كـه رژيـم شـاه چـه بـلايى برسر اقتصاد كشور درآورده است, مـى گويد كه آن رژيم, اقتصاد كشور ايران را شكوفا كرده است! چرا الان ايـن حـرف را مـى زند؟ ايـن بـراى آن است كه تا آن جوانى كه امـروز در ايـن كـشور هست و احيانا از شرايط اقتصادى موجود رنج مـى برد, تـصور بكند كه در دوران رژيم گذشته, شرايط اقتصادى خوب بـوده اسـت! اين شيطنت را آن جناب سياسى, خيلى ساده با اين قصد بيان مى كند و نيت اين است كه بگويد و شايع كند كه اقتصاد ايران در زمـان گـذشته, اقتصاد شكوفايى بود! بدترين دوران براى طبقات فـقير, بـدترين دوران از لـحاظ غارتگرى و چپاولگرى منابع طبيعى تـوسط بـيگانگان بخصوص آمريكا در اين كشور, اين دوران بوده است امـا وى حـالا مـى گويد كه از لحاظ اقتصادى, شكوفا بوده است! قصد اين دشمنان خارجى, ايجاد ناامنى و اختلاف و ايجاد ترديد و تزلزل است.

اگـر امـروز مـلت ايـران و مـسئولان كشور به آمريكا به چشم دشمن نگاه مى كنند, اين يك عمل بى دليل نيست. گفتند بياييد ديوار بى اعتمادى را برداريم. آن جـناب در آن جـا گـفت در اين جا هم بعضى قلم بدستها فورا از خـدا خـواستند هـمينهايى كـه به احتمال زياد بعضى شان وابسته به هـمان مـراكز هـم هـستند و از آن جـا پشتيبانى مى شوند فورا اين مـساله را دنبال كردند! مساله ى اعتماد و عدم اعتماد نيست مساله ايـن اسـت كـه مـلت ايـران به گذشته خود كه نگاه مى كند, تا اول انـقلاب, از دولت آمريكا يكسره دشمنى نسبت به خودش مشاهده مى كند بـعد از اول انقلاب هم تا امروز, يكسره دشمنى هاى آمريكا را نسبت بـه خـودش, نسبت به مصالح ملى و نسبت به حكومت مورد علاقه ى خودش ملاحظه مى كند. الـبته بـعضى از ايـن دشـمنى ها را هنوز هم انكار مى كنند اما به بـعضى ديـگر اعتراف مى كنند! كمك به صدام را اعتراف كردند يقينا در آينده نه چندان دورى اعتراف خواهند كرد كه بمب هاى شيميايى را با چه وسيله در اختيار دولت عراق گذاشتند. مـا ايـن هـمه مجروح شيميايى داريم به خاطر اين حوادث, اين همه افراد معلول داريم اين همه ضرر ديديم. هرچه كه ملت ايران نگاه مى كند, از اين چيزها مى بيند.

الان هـم در زمـان كـنونى, وسـايل تـبليغاتى شان عـليه ايران است امـكانات سـياسى شان عليه ايران است رسما پول براى دشمنى امنيتى تصويب كردند, كه عليه ايران است تلاش سياست خارجى شان دايما عليه ايران است. ملت ايران نگاه مى كند, مى بيند كه يك دشمن آن طرف ايستاده است. بـنابراين, تلقى ملت ما از دولت آمريكا اين نيست كه نسبت به او اعتماد ندارد بلكه او را دشمن خود مى داند. ايـن بـحث هم كه مى گويند ما مايليم با دولت ايران مذاكره كنيم, نـوعى كـار مـقدماتى است, براى اين كه بتوانند دشمنى هاى بيشترى بكنند اينها فريب است. ايـن طور نيست كه عده اى بگويند ما برويم با آمريكا مذاكره كنيم تـا ايـن دشمنى ها برطرف بشود نه, دشمنى آمريكا با مذاكره برطرف نمى شود. آمريكا دنبال منافع خودش در ايران است.

اگـر در ايـن جـا حكومت دست نشانده مثل حكومت رژيم شاه بود, آن طور به ملت ايران ضربه مى زند كه آن روز زد. اگـر حـكومت مـستقلى بـاشد, اين طور دشمنى مى كند كه امروز دارد مى كند. مـااگر مـقايسه كـنيم, خـواهيم ديد كه باز ضرر اين كه اسان با اسـتقلال در مـقابل آمريكا بايستد, به مراتب كمتر از اين است كه تسليم زورگوييهاى آمريكا بشود. مـلت ايـران بـا اين برداشت, با روحيه شهامت و شجاعت و فداكارى خـود, در مقابل توطئه و فريب, در مقابل ايجاد ناامنى, در مقابل دشـمنى, اتـكا خودش به نيروى ذاتى خود, به عقل خود, به تدبير و خـرد مـسئولان كشور, و به شجاعت و ايستادگى خود است و مطمئن است كـه خواهد توانست همه دشمنان خود را همچنان كه بعضى از دشمنان, ديـروز دشـمن بـودند و بعد به ارتباط كننده عادى تبديل شدند از جمله آمريكا را, از دشمنى با خودش پشيمان كند.

پرورگارا! به محمد و آل محمد تفضلات خود را دم به دم بر اين ملت نازل كن. ايـن مـلت را در راه رسـيدن به هدفهاى بزرگى كه براى خود ترسيم كرده است, موفق و پيروز بفرما. پروردگار! دشمنان اين ملت را سركوب و منكوب كن.

پـروردگارا! به محمد و آل محمد آن كسانى كه عليه اين ملت توطئه و اقـدام مـى كنند, نيروهاى حقيقى و غيبى خود را عليه آن به كار بينداز.

پـروردگارا! دفاع جانانه اين ملت را از حيثيت و استقلال و دين و شخصيت خود, يكى از انواع مجاهدات مقرب راه خودت قرار بده.

پروردگارا! جوانان ما را حفظ كن و دلهاى نورانى شان را بيشتر با خودت آشنا كن.

پروردگارا! گرفتاريهاى اين ملت را به زودى زود بر طرف بفرما. خـدمتگزاران بـه اين ملت را كمك كن خيانت كنندگان به اين ملت را به دست قهر و خشم خودت گرفتار كن.

قلب مقدس ولى عصر را از ما شاد و خشنود كن.

روح مطهر امام را از ما شاد و خشنود بفرما.

ارواح طيبه شهدا را از ما خشنود و راضى بگردان.

والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته

 

 
 Copyright © 2003-2015 - AVINY.COM - All Rights Reserved