بخش شهید آوینی حرف دل موبایل شعر و سبک اوقات شرعی کتابخانه گالری عکس  صوتی فیلم و کلیپ لینکستان استخاره دانلود نرم افزار بازی آنلاین
خرابی لینک
 

 

چرا غرب شبکه های ماهواره ای ایران را قطع کرد؟




سؤال این است که چرا این کار را کردند؟ یعنی واقعا برای اتحادیه اروپا بحث تحریم ها مهم است؟ همه می دانند که اروپایی ها زیرمیزی با جمهوری اسلامی بده بستان دارند و اگر نفروشند نمی توانند جواب کارگران شان را بدهند. صدراعظم آلمان خانم مرکل گفته بود که اگر ما بخواهیم تحریم ها را سخت کنیم حداقل باید 40 هزار کارگر را در عرض یک ماه بیکار کنیم. حالا چطور شده که یکباره بحث بستن شبکه های ماهواره ای را مطرح کردند؟




قسمت بیست و دوم برنامه موفق راز با اجرای نادر طالب زاده برگزار شد. فؤاد ایزدی، بیژن نوباوه میهمان این برنامه بودند که با موضوع  ایران در برابر غرب به بحث و گفتگو پرداختند.
طالب زاده: سلام عرض می کنم، به برنامه راز خیلی خوش آمدید. امشب به همراه آقای بیژن نوباوه و دکتر فؤاد ایزدی که قبلا هم در این برنامه در خدمت شان بودیم بحث بسیار خوبی خواهیم داشت.
بحث امشب راجع به چند موضوع است، یکی بسته شدن شبکه های ایران که کار بی سابقه ای است و در ادامه صحبت ها هم قصد داریم به مناظرات هفته گذشته نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا بپردازیم که از طریق این مناظره ها خیلی از مسائل افشا شد. در لج و لجبازی گفتمان ها خیلی مسائل و اتفاقات رخ داد که از کنترل این دو نامزد خارج بود. البته امشب بعضی از این مسائل را درشت می کنیم و ادبیاتی که استفاده کردند را مورد دقت قرار می دهیم و کذب و دروغ بودن مبنای تمام فشاری که به ایران می آورند و همچنین تحریم ها در مناظره ای که امشب بین جو بایدن و براین نشان خواهیم داد مشخص خواهد شد.

 

 

آقای بیژن نوباوه شما هم اهل رسانه و هم نماینده مردم هستید، تا به حال سابقه ای به این شکل نداشتیم که اروپا یک طرفه اقدام به بستن شبکه های ماهواره ای ایران کند و هیچ مقدمه ای هم برای رسیدن به این نقطه نداشتیم، تفسیر شما چیست؟

نوباوه: ظاهر قضیه در بستن ماهواره های برون مرزی جمهوری اسلامی ایران اقدام اتحادیه اروپاست ولی به نظر من اصل موضوع این نیست و حقیقت این است که امروز غربی ها با همه شعارهای پرطمطراق خود درست به قلب خودشان زدند. وقتی بحث از اهانت به اسلام و ادیان الهی شد علنا گفتند جریان آزاد اطلاعات است و هرکسی می تواند حرف بزند ما هم نمی توانیم جلوگیری کنیم ولی الان در مقابل یک کشور قرار می گیرند و ده ها شبکه رادیویی و تلویزیونی آن را که شبکه های عمومی و اجتماعی هستند و هرکسی می تواند در هر کشوی اقدام به پخش آن ها کند را می بندند و درواقع تیری به قلب خودش می زنند که باید این نوع رفتار را در بین افکار عمومی خودشان توجیه کنند.

سؤال این است که چرا این کار را کردند؟ یعنی واقعا برای اتحادیه اروپا بحث تحریم ها مهم است؟ همه می دانند که اروپایی ها زیرمیزی با جمهوری اسلامی بده بستان دارند و اگر نفروشند نمی توانند جواب کارگران شان را بدهند. صدراعظم آلمان خانم مرکل گفته بود که اگر ما بخواهیم تحریم ها را سخت کنیم حداقل باید 40 هزار کارگر را در عرض یک ماه بیکار کنیم. حالا چطور شده که یکباره بحث بستن شبکه های ماهواره ای را مطرح کردند؟

به نظرم بحث فراتر از این حرف هاست. اتفاقا بحران های بسیار مهمی در آمریکا جریان دارد و جنبش وال استریت که چند ماه است روی آن کار می کنید واقعا بحث جدی ای است. اطلاع رسانی راجع به این بحران ها که جامعه داخلی آمریکا را قطعا به فروپاشی منجر خواهد کرد و همچنین مسائلی که امروزه اتحادیه اروپا با آن درگیر است مثل بیکاری در یونان که مرز 25 درصد را هم گذرانده و اگر همین سیاست ها ادامه داشته باشد به 40 درصد هم خواهد رسید که در کل دنیا بی سابقه است آن هم در کشوری که عضو اتحادیه اروپاست و یا مشکلاتی که کشورهای فرانسه و ایتالیا با آن مواجه هستند، موجب اتخاذ این تصمیم شده است.
جریان اطلاع رسانی ای که امروزه در دنیا وجود دارد یک جریان یک طرفه است، تنها کشوری که در خلاف جریان آن در حال حرکت است جمهوری اسلامی ایران است. من با خود آمریکایی ها و انگلیسی ها صحبت کرده ام و خودشان اذعان کرده اند که اطلاعات واقعی را از رسانه های ما می گیرند و ما بعضا اطلاعاتی را منتشر می کنیم که آن ها تشنه آن هستند. این جریان یک سویه از طرف جمهوری اسلامی ایران علیه آن ها که جریان قوی ای است آن ها را وادار به این کار کرد و تحریم ها بهانه بسیار پیش پا افتاده ای است. علاوه بر این من فکر می کنم آن ها به دنبال اقدامات دیگری هم هستند.

در جریانات سوریه و قبل از آن در عراق و افغانستان رسما در شبکه های شان از اخبار ایران پخش می کردند که قدرت اطلاع رسانی ایران در چند سال اخیر را نشان می دهد و همین امر باعث چنین تصمیمی شده است. امروز طرح ترور مایا ناصر خبرنگار پرس تی وی و العالم و حسین مرتضی روشن شده. وقتی انفجار رخ می دهد و این خبرنگاران برای پوشش خبری حاضر می شوند آن ها را با اسنایپر می زنند یعنی این اقدام برنامه ریزی شده بود. این خبرنگاران تنها کسانی بودند که دروغ های آن ها را افشا می کردند. آن ها با پرس تی وی و العالم که خلاف الجزیره و العربیه و تمامی بنگاه های خبرپراکنی اروپایی و آمریکایی هستند نتوانستند مقابله کنند و اقدام به ترور فیزیکی این خبرنگاران کردند. بستن پرس تی وی در لندن چند وقت پیش هم اتفاق افتاده بود.
این اقدام آن ها دامنه وسیعی دارد اما اساس آن به اصول اطلاع رسانی ما برمی گردد که برای آن ها غیرقابل تحمل شده بود. البته آن ها سعی می کنند بستن این شبکه ها را خیلی بزرگ نشان دهند البته بزرگ است ولی نباید برای مردم ما خیلی مهم باشد و ما راه های دیگری پیدا خواهیم کرد. این ها سعی می کنند تحریم ها را بزرگ نشان دهند و تحریم ها را دلیل این کار نشان دهند ولی تحریم ها بهانه است و برای ما تحریم ها همیشه بوده و قطعا تا زمانی که نوکر آن ها نیستیم و می خواهیم آقای خودمان باشیم وجود خواهد داشت که اگر در این خصوص فرصت شد بیشتر توضیح خواهم داد.

 

 
من العالم را به دلیل آشنا نبودن با زبان عربی زیاد ندیدم ولی تیپ آدم هایی که پرس تی وی دعوت می کند افراد صاحب عقیده و صاحبنظر و از اساتید بزرگ و منتقدین و صاحبان کتاب و مقالات هستند. شاید بعد از پرس تی وی راشا تودی که یک شبکه روسی است دیده می شود. در رسانه های غربی جایی برای گفتمان وب سر تاپلی، ری مگاور، فیلیپ جراردی و این گونه افراد که آدم های کمی هم نیستند، وجود ندارد. کارشناسان سابق سیا و اف بی آی الان مخالفین و منتقدین سرسخت سیاست های آمریکا هستند و معتقدند آمریکا توسط اسرائیل ربوده شده. و این افراد جایی برای این که بتوانند حرف شان را بزنند نداشتند ولی پرس تی وی هر روز ده ها نفر از این منتقدین را روی آنتن می آورد. به قول آقای جورج گالووی که نماینده پارلمان انگلیس است صدای بی صداهاست. به نظر من از لحاظ امپراتوری شر خیلی منطقی است که این شبکه را ببندد. آقای ایزدی وقتی این خبر را شنیدید عکس العمل تان چه بود؟

ایزدی: خیلی تعجب نداشت و این گونه اقدامات پیش از این هم سابقه داشت. همانطور که می دانید قبلا پرس تی وی را در آلمان و انگلیس محدود کرده و بستند و مشکلاتی را برای خبرنگاران این شبکه های به وجود آوردند و کاملا مشخص بود که ناراضی هستند. در اسناد ویکی لیکس هم که چاپ شده بود از سفارتخانه آمریکا در لندن سندی چاپ شد که در آن نوشته بود راه هایی برای بستن پرس تی وی باید پیدا کنیم و از این جهت خیلی جای تعجب نداشت. رسانه های غربی سالیانه ده ها میلیون دلار خرج می کنند برای این که تصویری را که کاملا خلاف حقیقت است را از ایران در ذهن مخاطبین غربی ایجاد کنند به همین دلیل خیلی ناراحت می شوند وقتی کسی یا شبکه ای این گفتمان و تصویری که راجع به ایران ایجاد کرده اند نقض کند. چند ماه پیش در این برنامه مصاحبه ای با خانم دکتر گاتنی داشتید که استاد دانشگاه نیویورک بود و در سفری که به ایران داشت ایران واقعی را دیده بود و زمانی که به کشورش برمی گردد در مورد سفرش می نویسد و منتشر می کند که دیدیم چه هجمه و مشکلاتی برایش ایجاد کردند. پرس تی وی هم همین کار را می کرد. دولت های غربی و مخصوصا دولت آمریکا اجازه ورود به پرس تی وی نداده بود نه در سیستم کابلی و نه در سیستم ماهواره ای و درصد خیلی کمی از مردم آمریکا از آن اطلاع داشتند و آن را می دیدند ولی همان درصد کم را هم تحمل نکردند. این نوع برخوردها برخورد جدیدی هم نیست و در 24 آپریل 2009 در نیویورک فردی به نام جواد اقبال را دستگیر کردند و بعد از مدتی که زندان بود دادگاهی کردند و پنج سال و نیم به جرم دیدن شبکه المنار لبنان که دولت آمریکا قطع کرده بود و همچنین فراهم کردن امکان دیدن این شبکه برای همسایگان از طریق کابل برای ایشان زندانی بریدند که هنوز هم در زندان است.

در حقیقت اتفاقی که در حال رخ دادن است که بسیار هم قابل توجه و عجیب است این است غرب گفتمانی را در چند سال قبل راجع به موضوعاتی مانند حقوق بشر ارائه داده و ادعاهای زیادی هم داشتند با جنگ عراق و ابوغریب اتفاق افتاد و یک میلیون نفر کشته شدند یا در افغانستان و پاکستان هر روز تقریبا با هواپیماهای بدون سرنشین مردم معمولی را بمباران می کنند که طبق آمارهای خودشان 98 درصد افرادی که طی این بمباران ها کشته می شوند غیرنظامی هستند 2 درصدی هم که نظامی هستند ممکن است از افراد رده پایین مخالف آمریکا باشند مشخص شده که ادعای درستی نیست و بین گفته و عمل شان تناقض وجود دارد و واقعا به حقوق بشر اعتقاد ندارند. در سخنرانی های رؤسای جمهور آمریکا اگر دقت کنید در درجه اول اول بر حقوق بشر تأکید دارند و راجع به آن صحبت می کنند و بعد از آن راجع به لیبرال دموکراسی و سیستم سرمایه داری و بازار آزاد صحبت می کنند که در چند سال گذشته با ورشکستی هایی که در اروپا و امریکا اتفاق افتاد و 16 تریلیون دلاری قرض دولت آمریکا، بحران در یونان، ایتالیا و اسپانیا و جاهای دیگر این ادعا هم نقض شد و از بین رفت. آخرین نکته ای که زیاد روی آن تأکید می کردند و جا داشت که هنوز هم ادعا کنند بحث آزادی بیان بود که من فکر می کنم کاری که این ها با شبکه های ایرانی کردند دست کمی از اتفاق ابوغریب ندارد و ابوغریب اتفاق افتاد و مشخص شد که چقدر حقوق بشر اعتقاد دارند و با بستن شبکه های ایرانی مشخص شد چقدر به آزادی بیان توجه دارند.

نوباوه: اتفاقا آقای دکتر این مسئله آسیب پذیری آن ها را نشان می دهد و فکر می کنم با توجه به این که با این کار تیر به قلب خود می زنند ولی برای آن ها آن ها قابل تحمل تر است تا این که با ارائه آگاهی های اجتماعی درواقع تئوری غرب افشا شود. اتفاقی که در جریان رسانه ای در کشور ما می افتد بی نظیر است. شما شبکه های روسی را اسم بردید ولی مثل ایران اینقدر جرأت ندارند. حدود 2 سال پیش بود که دستور آمد و عربسَت العالم و پرس تی وی قطع کرد. برای آن ها این که جلوی صدای ما را بگیرند خیلی مهمتر است و تحمل آن را ندارند.
جالب است این را بگویم که یکی از خبرنگاران آمریکایی گفته بود که اتحادیه اروپا با این اقدام گوی سبقت را از آمریکا هم گرفته است. واقعیت این است که در اتحادیه اروپا حدود 440 پارلمانتاریست صهیونیست وجود دارند که قوی تر از لابی پیپک در آمریکا هستند و به عنوان دوستان اروپایی اسرائیل شهرت دارند.

اتفاق جالب است بدانید که در تحریم هایی که سازمان ملل وضع می کند تحریم سوخت هواپیماها و اقلام دارویی در لیست تحریم ها نیست و این تحریم ها کار لابی صهیونیست ها در اروپاست. یوتلست و اقماری که با این ها کار می کنند در فرانسه متمرکز هستند و بیشترین لابی صهیونیست ها و این 440 نفر دوستان اسرائیل نیز در این کشور متمرکز هستند و این ها هستند که به اسرائیل پیشنهاد و مشاوره می دهند که ضربات مهلکی متحمل شده اند که برای شان غیرقابل تحمل است. ببینید در یکی دو ماه اخیر این ها چقدر ایران را تهدید به حمله و زدن تأسیسات هسته ای کرده اند و امروز می بینیم یک پهباد ایرانی تا نزدیک گنبد آهنینی که آمریکا نزدیک به 12 میلیارد دلار صرف حفاظت آن کرده پیش می رود و به ادعای خودشان تا 40 کیلومتری مرکز مهم هسته ای آن ها می رود که هاآرتص در این خصوص نوشته بود که «مطمئن هستیم تمام اطلاعاتی که پهباد ضبط کرده قبل از این که آن را بزنیم منتقل شده است.» خب تمام هیمنه اسرائیل توسط پهبادی که شیخ حسن نصرالله گفت که ایرانی بوده و ما آن مونتاژ کرده بودیم و بحث روسیه هم نیست ریخته می شود و این امر شوخی نیست اسرائیلی که همه فکر می کنند آمریکا جلویش را گرفته که به ایران حمله نکند متوجه می شود که قدرت ایران کمتر از آن ها نیست. بستن شبکه های ماهواره ای ایران در این شرایط یک عکس العمل کاملا منطقی است و حق شان است و البته جز این هم کار دیگری هم نمی توانند بکنند. البته به قول رهبر معظم انقلاب که فرمودند حتی تهاجم فرهنگی برای ما فرصت است به نظر من هم این اتفاق یک فرصت است.

 

 

همیشه از ما و شما که اهل رسانه هستیم سؤال می کنند که رسانه های ایران در چه حدی هستند و اینقدر قدرت دارند که به آن ها رسانه اطلاق شود یا این که می پرسند در مقابل آن ها چه کار می توانیم بکنیم که این عکس العمل آن ها نشان می دهد اتفاقا رسانه های ایران رسانه های مهمی هستند. مخاطب رسانه های فارسی زبان ایرانیان، دانشجویان و متخصصینی هستند که در آن جا زندگی می کنند ولی بقیه که فارسی زبان نیستند و قسمت بعدی مخاطبین عرب زبانان هستند که العالم و الکوثر آن ها را پوشش می دهند و درواقع الجزیر دیگر یک رسانه عربی نیست و زیرمجموعه فاکس و سی ان ان است.

آن رسانه ای که در غرب پرتو دارد و اتفاقا آن را نگاه می کنند شبکه انگلیسی پرس تی وی است. من شاهد هستم چه حجمی از بحث توسط منتقدین غربی در این شبکه صورت گرفته که می توان آمار گرفت که چه کسانی و در چه موضوعاتی صحبت کرده اند و آن را با یورونیوز و الجزیره و حتی با لاشّا و بی بی سی مقایسه کرد. تنوع کسانی که نظرات کاملا مخالف دارند و از همان جا هم هستند و مشهور و جز صاحب نامان آن جا هم هستند و بلوک امپراتوری امروز به آن ها اجازه نمی دهد حتی یک دقیقه شنیده شوند چون اگر شنیده شوند به قول آن نویسنده معلوم می شود امپراتور لخت است.

وقتی این شبکه ها را بستند احساس کردم که وارد عرصه جدیدی شدیم و باید رسانه های خودمان را باور کنیم. به نظر من بستن این شبکه ها به این معناست که رسانه ای وجود دارد که نمی خواهند شنیده شود و البته هشدار است، برای این که نمی خواهند بگذارند کسی ببیند و بفهمد، از طرفی ما را هم باید هوشیار کند که اصلا چرا باید از یوتلست استفاده کنیم چرا از چین و ماهواره های دیگر استفاده نکردیم.

نوباوه: در دانشگاه ها هم که صحبت می شود به دانشجویان می گویم که اتفاقا خود غربی ها می گویند امروز دوران نگفتن تمام شده بلکه دوران چگونه گفتن است «ان الانسان حریص علی مانع» هر آن چیزی که انسان را نسبت به آن منع می کنید اتفاقا نسبت به آن حس پیدا می کنند. آن ها با این کار و با توجه به این که می دانند در غرب چه خبر است مخاطب را از شنیدن منع می کنند و اتفاقا برای حتما شنیدن حس پیدا می کند.

طرحی دو فوریتی را در مجلس پیاده کردیم و در آن موضوع یافتن راه های جدید برای قرار گرفتن کنار مخاطبینی که خواهان ما هستند را مورد بحث قرار دادیم. بنگاه های آزادی بخش و عدالت خواه و رادیو و تلویزیون های خصوصی ای که حرف ما را بزنند وجود دارند و این کار شدنی است و این کار را خواهیم کرد. امروزه اگر رسانه ای را بلوک کردید آن را محبوب کردید. «الحمد الله الذی جعل اعدائنا من الحمقا» خدا را شکر کنید که خدا دشمنان شما را از احمق ها قرار داده. خود اروپایی ها می گویند که نباید بلوک کرد و بلوک کردن یعنی تأیید مجدد ولی این کار را کردند. فرمایش شما کاملا صحیح است و من به عنوان یک فرد رسانه ای در ایران افتخار می کنم که دیده و شنیده می شدیم و این برای مردم ما یک افتخار است.

من داشتم کامنت هایی را که راجع به مقاله ای در مورد بستن ماهواره های ایران توسط یوتلست بود را نگاه می کردم که کامنت های بسیار جالبی بودند و حاکی از این است که از همه جای دنیا مخاطب دارد و مردم راجع به مسائلی که امروز وجود دارد سؤال دارند و تحلیل می خواهند و رسانه های ایران این امکان را فراهم کرده بودند و سه چهار سال است که قوی وارد صحنه شده بودند و همانطور که اشاره کردید متوجه می شویم که اتفاقا رسانه داریم و اتفاقا با این اقدام صاحب نام می شویم.

زمانی که آمریکا به بغداد حمله کرد شبکه الجزیره به این شکل نبود و من رئیس آن را می شناختم که فرد مذهبی ای بود و آزادی بیشتری هم داشت و ابتدای کار این شبکه هم بود و در اولین گزارشاتی که راجع به حمله آمریکا داد، آمریکایی ها مرکز الجزیره را در بغداد مستقیم با گلوله توپ هدف قرار دادند و بعد از آن الجزیره در جهان عرب بر سر زبان ها افتاد. وقتی خبرنگار ما را در دمشق با اسنایپر زدند همه سؤال کردند مگر پرس تی وی چه کار کرده که خبرنگارش را ترور کردند. امروز چنین اقدامی باعث می شود که خود رسانه به رسانه بپردازد. رقیب این رسانه ها رسانه هایی هستند مانند سی ان ان که شاید امکانات زیاد داشته باشد ولی اخبارش صحیح نیست و مردم آمریکا این موضوع را فهمیده اند. سی ان ان مردم آمریکا را به دروغ به دو جنگ کشاند و طی یکسال در خصوص این که صدام در حال ساختن سلاح های کشتار جمعی است همه را فریب داد که بعدها همه متوجه دروغ بودن این موضوع شدند ولی برای اقدامات آن ها کافی بود. آلترناتیو مدیا را در سایت های خبری و رادیو داریم اما چون تلویزیون خیلی گران و تأثیرگذار است نداریم ولی ایران این امکان را مهیا کرد و ایران خیلی چیزهای دیگر را هم مهیا خواهد کرد، خیلی چیزهایی که در غرب نمی توان به آن دست یافت و یکی از جاهایی که افراد آزاد و هوشیار می توانند در آن مقری داشته باشند و اظهار وجود کنند ایران است و تنگ کردن و مهار کردن و بستن ایران بیشتر از این جهت است.

نوباوه: در سازمان ملل معمولا قبل از سخنرانی نمایندگان ایران سمت و سوی سخنرانی ها طور دیگری است و وقتی نماینده ایران صحبت می کند سبک و سیاق سخنرانی رؤسای جمهور دیگر تغییر می کند، به خصوص بعضی کشورها مثل ونزوئلا و آقای چاوز که به آمریکا حمله می کنند و مثل ایران جرأت پیدا کرده ان. یکی از نمایندگان ما تعریف می کرد که نماینده کشوری که من اسم آن را نمی آورم از آمریکای جنوبی وقتی نماینده ما حرف از حقوق بشر زد بلند شد و گفت خب راست می گوید اگر حقوق وجود دارد باید برای همه باشد، وقتی می خواست از درب مجمع عمومی بیرون برود نماینده آمریکا نگره پونته - کسی که بعدها سفیر آمریکا در عراق شد - کت این فرد را کشید و گفت فلان فلان شده فکر نکن نماینده ایران هستی و نمی توانیم به تو حرفی بزنیم این حرف ها چی بود زدی. این ها به این جا رسیده اند که وقتی می توانیم جریانی را مخالف آمریکا به راه اندازیم آن هم در سازمان ملل و رسانه ای هم داریم که به راحتی می تواند ماهیت آمریکایی و اروپایی را افشا کند، نه تنها برای ما خطرناک است بلکه دنیا هم یاد می گیرد. بسیاری از رسانه های دیگر مسائل شان به تأسی از رسانه های ما افشاگرانه است و این بزرگترین خطر برای آن هاست. یوتلست 4200 شبکه تلویزیونی و 1100 شبکه رادیویی را ساپورت می کند و جالب این جاست که فقط بر روی ایران 1000 شبکه تلویزیونی را پوشش می دهد و خیلی برایش سخت است که ایران را حذف کند ولی علت این که این ها این ریسک را قبول می کنند و این هزینه را متحمل می شوند این است که چون فکر می کنند سودی که از خفه کردن صدای ایران نسیب آن ها می شود خیلی بیشتر است. این همان استدلالی است که شما اشاره کردید و رهبر و امام هم فرمودند که ما مهم هستیم و چون مهم هستیم به ما حمله می کنند و این اقدام هم اثبات قدرت رسانه ای ماست.

طالب زاده: درواقع اقدام دیگری در جهت مهار کردن ایران است.

ایزدی: بحث افکار عمومی در همه جای دنیا مخصوصا در کشورهای غربی بسیار مهم است و این نکته ای است که بعضی مواقع آن طور که باید به آن نمی پردازیم.

چرا افکار عمومی مهم است؟ چون یک لایه از دموکراسی در این کشورها برقرار است و مسئولین سیاسی در این کشورها وقتی می خواهند اقداماتی را انجام دهند نیم نگاهی هم به افکار عمومی دارند مثلا در آمریکا سابقه ندارد که جنگی شروع شده باشد مگر این که سیستم رسانه ای و سیاسی کشور افکار عمومی را برای جنگ آماده کرده باشد. به همین خاطر از این که در حوزه افکار عمومی رقیب داشته باشند و کسی باشد که چارچوبی که آن ها قرار داده اند را نقض کند خوف دارند و در رابطه با ایران به دلیل پیشرفت هایی که در حوزه رسانه ای و حوزه اغنا دارند تا به حال موفق بوده اند. آمار مرکز نظرسنجی گالوپ است که 72 درصد مردم آمریکا فکر می کنند که ایران سلاح هسته ای دارد و این طرز تفکر نتیجه این است که این ها رقیب نداشته اند و اجازه نداده اند رسانه های ایرانی خیلی در صحنه حضور پیدا کنند و اجازه ندادند ارتباطی بین منتقدین آمریکایی و ایرانی برقرار شود و حرف ایران شنیده شود. افکار عمومی به راحتی قابل تغییر است و وقتی مردم آمریکا متوجه شوند به آن ها دروغ گفته شده بسیار عصبانی می شوند.

نوباوه: شما فیلم مایکل مور را دیدید. یک جریان افشا کننده است. نوع نگاه این فیلم و حرف هایی که مردم می زدند و می گفتند برای چه بچه های ما را به عراق فرستادید؟ چرا پارلمانتاریست ها بچه های شان را به عراق نمی فرستند؟ و با یکی از نمایندگان سنا صحبت کرد و پرسید آقای نماینده شما بچه ات را با این شرایط به عراق می فرستید؟ مور او هم به این مسئله نظر داشت و می خواست به مردم بگوید که واقعیت چیز دیگری است ولی به شما چیز دیگری می گویند. یک روز در روزنامه یو اس ای تودی که مردمی ترین و پرتیراژترین روزنامه است نوشته بود که «آمار نشان می دهد 46 درصد از دانشجویان آمریکایی نمی دانند ماه به دور خورشید می چرخد یا خورشید به دور ماه؟!» خب حالا ما فکر می کنیم آمریکایی ها خیلی مطلع هستند و همه چیز را می دانند.

پلیس به من گفت کجایی هستی؟ گفتم ایران. گفت: عراق؟ گفتم نه ایران و کلی هم توضیح دادم و اینقدر این مردم بی اطلاع هستند که اگر یک روزی جریان مخالفی این جریانات را افشا کند و به مردم اطلاع دهد، آن روز روز مرگ جامعه آمریکاست.

ایزدی: در کنار افکار عمومی کشورهای غربی با بیداری اسلامی افکار عمومی کشورهای عربی و مسلمان هم اهمیت پیدا کرده است. زمانی که آقای مبارک در مصر حکمرانی می کرد افکار عمومی مصر زیاد تأثیرگذار نبود ولی الان تأثیرگذار است و از این هم خوف دارند و کاری هم که در این راستا کرده اند این است که شبکه های انگلیسی و فارسی و عربی را بسته اند. کشورهای غربی به دلیل افکار عمومی از شبکه های انگلیسی زبان خوف دارند، کشورهای عربی به دلیل بیداری اسلامی از شبکه های عربی خوف دارند و در مورد شبکه های فارسی زبان فکر می کنم از نسل دومی های ما در آن طرف خوف دارند که این شبکه ها را بسته اند و نگاهی که نسل دومی ایرانی به ایران دارد خیلی مواقع از پدر و مادرهای شان جلوتر است.

نوباوه: این ها خاورمیانه، شمال آفریقا و اکثر کشورهای عربی و آمریکای جنوبی و آمریکای شمالی را بسته اند و این پوشش ماهواره های ما را نشان می دهد.

اخیرا آماری را راجع به بیداری اسلامی که در آن جا به بهار عربی معروف است در یکی از مجلات غربی خواندم که خیلی جالب بود. بعد از گذشت یک سال اکثریت افکار عمومی کشورهای عربی از بهار عربی به بیداری اسلامی برگشته اند. خب منادی بیداری اسلامی چه کسی بود؟ این برگشت تفکر به جای صحیح خودش توسط چه کسی صورت گرفته است جز جمهوری اسلامی.

طالب زاده: نکته مهم دیگر این است که آمریکا یک شبِ نمایندگان و نفوذش را در منطقه از دست داد. مطلبی را می خواندم راجع به این که سازمان سیا تا شب آخر از اتفاقاتی که قرار بود در مصر و تونس رخ دهد هیچ اطلاعی نداشت. یکی از مسئولان آن ها شاید رئیس جمهور بود که می گفت من اطلاعات بیشتری از شبکه های ماهواره ای عربی می گیرم تا از سیستم اطلاعاتی آمریکا! درواقع همه غافلگیر شده بودند. مسبب این حرکت ها را هم ایران می دانند و فقط ایران بود که در مقابل غرب ایستاد و این ایستادگی یکی از عوامل بزرگی بود که این ها را به این جا رساند که جدا باید ایران را مهار کنند و انرژی هسته ای را بهانه این مهار قرار دادند که موضوع بحث بعدی است.
این ها خوب می دانند که چه کسی و چه چیزی مسبب این اتفاقات بود و این بیداری ادامه دار است و درواقع سونامی ای است که به تدریج جلو خواهد رفت و هرکسی می گوید شعار ندهید بداند که این اتفاق افتاده. منتها با چه بهانه ای می توانند ایران را تحریم کنند، این که بگویند ایران به دنبال ساخت بمب اتم است. هفته گذشته اتفاقات بامزه ای در تلویزیون آمریکا رخ داد و در مناظره ها چیزهایی افشا شد.

ایزدی: انتخابات ریاست جمهوری آمریکا 16 آبان است و 3 مناظره بین آقای رامنی و اوباما قرار است برگزار شود که دو تای آن برگزار شده و یکی هم قرار است این هفته برگزار شود و یک مناظره هم بین معاونین برگزار می شود که بین جو بایدن و پات راین برگزار شد.
در ایران وقتی مناظره برگزار می کنند کاندیداها زمان مشخصی را در اختیار دارند و صحبت می کنند و بعد با هم مناظره می کنند. در مناظره دوم اوباما و رامنی اتفاقی افتاد. در آمریکا چون سیستم دو حزبی است اجازه ورود حزب سوم را نمی دهند و نماینده حزب سبز خانمی است به اسم استاین با استفاده ابزاری که حزب سبز در آمریکا ایجاد کرده بود برای اولین بار توانسته بود اسمش را در لیست کاندیداها در چهل و چند ایالت آمریکا قرار دهد ولی اجازه نداده بودند در مناظره ها شرکت کند که این خانم در مرکزی که قرار بود مناظره برگزار شود حاضر شد و قصد شرکت در مناظره را داشت که پلیس او را دستگیر کرد و او می گفت «اگر این جا آزادی بیان است و چندصدایی است چرا فقط نماینده دو حزب می توانند صحبت کنند و حزب سوم نمی تواند.»

در حوزه سیاست خارجی موضوع ایران توسط جمهوری خواه ها برای حمله به دموکرات ها استفاده می شود و معتقد هستند دموکرات ها نسبت به ایران ضعیف عمل کرده اند که البته نکته درستی نیست و جنایت هایی که دموکرات ها نسبت به ایران روا داشتند و تحریم هایی که نسبت به ایران اعمال کردند به مراتب از جمهوری خواه ها بیشتر است.

نوباوه: از ابتدای انقلاب آن ها این تحریم ها را اعمال می کردند. در زمان انقلاب کارتر و بعد از آن در زمان کلینتون داماتو که همه دموکرات بودند و الان هم اوباما که بدتر از جورج بوش عمل می کند.

ایزدی: در تاریخ سی و چند ساله انقلاب در حوزه تحریم ها دموکرات ها خیلی موفق تر عمل کرده اند و کارهایی را که آقای اوباما کرد بوش نکرد، مثل خارج کردن گروهک منافقین از لیست گروه های تروریستی.

نوباوه: جالب است که دموکرات ها مدعی حقوق بشر هم هستند و سلاح بُرّای آن ها هم شعار حقوق بشر است و می گویند جمهوری خواه ها میلیتاریست هستند و نظامی گری می کنند. ولی می بینیم که گروهکی مثل منافقین را که دنیا می داند چه کار کرده اند را از لیست گروه های تروریستی خارج می کنند و اساسا با این کار به خودشان ضربه می زنند.
ایزدی: در مناظره ای که بین جو بایدن و پات راین برگزار شد مجری بحث را این طور شروع می کند که ایران بزرگترین تهدید برای آمریکاست و درواقع می خواهد با این جمله به مخاطب ذهنیت بدهد. در آمریکا اتفاقی که می افتد این است که اگر سیاست مداری بخواهد حرف درست و صحیحی بزند اولین کسی که مدعی می شود رسانه های مرتبط با نهادهای صهیونیستی هستند و در واقع قبل از این که شخص دیگری برخورد کند رسانه ها برخورد می کنند از این جهت خانمی که مجری بود با این جمله شروع کرد و بعد راین شروع به حمله به بایدن می کند که شما ضعیف عمل کردید و...

معمولا زمانی که معاون رئیس جمهور یا رئیس جمهور یا وزیر خارجه راجع به ایران صحبت می کنند همان صحبت های تکراری را که همه شنیده اند را تکرار می کنند، اما در مناظره چون نمی خواهند در مقابل حریف شکست خورده باشد (حدود 70 میلیون نفر این مناظره را در آمریکا نگاه می کردند) نمی توانند همان حرف های قبلی را تکرار کنند و از این جهت یک مقدار با صراحت لهجه بهتر و بیشتری سیاست دولت اوباما نسبت به ایران را شرح می دهند و بعد مجبور می شوند واقعیت ها را بگویند - نمونه آن را ما هم در مناظره هایی که برگزار کردیم تجربه کردیم که بعضی مواقع حرف هایی در مناظرات بیان می شود که معمولا گفته نمی شود - کلیپی که وجود دارد بخش مربوط به ایران و جملات بایدن است که در آخر آن کلمه ای وجود دارد به نام ملارکی که کلمه ای کلیدی است و به نظرم هر بچه مدرسه ای ایرانی باید آن را یاد بگیرد. دیکشنری مریم وبستر ملارکی را این گونه ترجمه می کند: Insane sirur foolish talk . Insane sirur یعنی ریاکارانه، foolish یعنی احمقانه و talk هم یعنی حرف. حرف بی ربط مزخرف احمقانه را ملارکی می گویند و یک اصطلاح ایرلندی است. انتهای بحثی که بایدن می کند پات راین می گوید ایران می خواهد سلاح بسازد و نزدیک به سلاح است و همان حرف های ناتانیاهو را تکرار می کند و بایدن در جواب او حرف هایی را می زند که آقای طالب زاده ترجمه می کنند و در انتهای این حرف ها می گوید حرف های راین درباره این که ایران می خواهد سلاح هسته ای تولید کند ملارکی است یعنی مزخرف کامل است. سؤال اینجاست که اگر شما خودتان می دانید که ایران نمی خواهد سلاح هسته ای تولید کند و آن فردی هم که چنین ادعایی می کند ملارکی است پس چرا اینقدر تحریم می کنید.
نوباوه: در زمان بوش، جو بایدن به همراه جان بولتون تندروترین افراد کابینه بودند که به ایران حمله می کردند. جمهوری خواه های تندرو هم به این نتیجه رسیده اند که اینقدر حرف های شان بی ربط است که مردم باور نمی کنند. این افشاگری واقعا از نظر سیاست خارجی برای آمریکا هزینه سنگینی است و قبل از برنامه با آقای ایزدی که صحبت می کردیم می گفتند چرا وزارت خارجه ما در این زمینه بیانیه ای صادر نمی کند.

طالب زاده: این از لحظاتی است که رسانه ما موظف است آن را بزرگ کند. مردم ایران هم باید دقت کنند که آن ها می دانند که حرف ها و ادعاهای شان دروغ است. وقتی از کلمه Bluster و Blonder استفاده می کنند یعنی این حرف هایی که بیان می شود گزافه گویی و دروغگویی و ملارکی است. در این مناظره جو بایدن همیشه به حرف های رقیب می خندید که مجری می پرسد: «برای چه اینقدر می خندید؟» که می گوید: «ما ایرلندی ها به این حرف ها می گوییم ملارکی» یعنی چرت و پرت، پس اگر چرت و پرت است این همه تحریم برای چیست.

ایزدی: بحثی که بایدن مطرح می کند این است که این ادعای ناتانیاهو - که البته از او اسم نمی آورد ولی کاملا مشخص است که منظورش ناتانیاهو است - که اگر ایران به غنی سازی فلان درصد برسد بمب تولید می کند را رد می کند و می گوید اگر شما اورانیوم غنی سازی شده هم داشته باشید باید آن را در یک سلاح قرار دهید تا قابلیت استفاده داشته باشد وگرنه پورد اورانیوم که قابلیت نظامی ندارد و بعد این نکته را به راین می گوید که «ایران حتی اگر اورانیوم غنی شده را هم داشته باشد سلاح آن را ندارد که شما ادعا می کنید بمب اتم دارد از این جهت افرادی که در مورد بمب ایران صحبت می کنند ملارکی صحبت می کنند.»
نوباو: سال هاست که آمریکایی ها با فرافکنی مشکلات و ساختن دشمن فرضی ای مثل ایران همه سیاست های خودشان را توجیه کرده اند. وقتی فردی مثل بایدن یا بولتون که به ضد ایرانی بودن مشهور هستند این سیاست ها را افشا می کنند درواقع ضربه مضاعفی به سیاست آمریکا می زنند و این عمل به این معناست که بقیه حرف های ما هم دروغ است و جامعه آمریکا هم این را نگاه می کند. من یک دفعه بدتر از این را شنیدم که یکی از این ها برگشت گفت Stupid dummy به معنی دهاتی احمق. دهاتی نه به معنای روستایی به این معنا که «هیچ چیز حالیت نیست» و این را به یک سیاستمدار داخل سازمان ملل گفت. این را اگر ما باز کنیم افشاکننده ماهیت غرب در دروغگویی و افکار عمومی خودش است که به نظر من خیلی اهمیت دارد.

طالب زاده: اگر موافق باشید قسمتی از این مناظره را که ابتدا بایدن صحبت می کند و بعد از آن راین جواب می دهد و دوباره بایدن صحبت می کند و بعد خانمی که مجری است نکاتی را می گوید و بعد در پایان به نوعی طنز و خشم و رد کردن مطلق منجر می شود را می بینیم.

بایدن: «سیستم های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل هردو می دانند که ایران اصلا به ساختن سلاح هسته ای نزدیک نیست. فاصله زیادی برای ایرانیان برای رسیدن به سلاح وجود دارد. باید اورانیوم بالای 20 درصد تولید کنند و داخل سلاحی بگذارند که سلاحی ندارند. اگر چنین چیزی باشد هم ما و هم اسرائیل خواهیم دانست پس همه این حرف ها که می شنویم بی سروته است. رئیس جمهور باید بگوید که چه کار کنیم. در سازمان ملل گفته که ما نخواهیم گذاشت که آن ها سلاح هسته ای به دست بیاورند.»

راین: «شاید منظورش رفتن به جنگ باشد. بگذارید از نقطه نظر آن ها (ایرانی ها) ببینیم که چه می گویند آن ها می گویند اوباما تحریم ها را تضعیف کرده و آب به تحریم ها بسته. ایرانی ها با سرعت بیشتری برای رسیدن به سلاح هسته ای در حرکت هستند. آن ها می بینند که همان روزی که اوباما در نیویورک سی تی هست و نتانیاهو هم آن جاست، نتانیاهو را تحویل نمی گیرد و در یک «تاپ شو» شرکت می کند. ایرانی ها نظرشان را عوض نخواهند کرد که باید نظرشان را عوض کنند.»
مجری: «هردوی شما دیدید که او تصویر را گرفت و گفت خط قرمز کجاست که در بهار خط قرمز رخ خواهد داد. شما هردو می توانید بگویید مسئله هسته ای ایران را چطور می توانید حل کنید؟»

راین: «می توانم در مورد زمان با شما بحث کنم که آیا واقعا اینقدر نزدیک است یا خیر که من معتقدم بیشتر است. اگر بخواهیم صلح آمیز انجام دهیم ایران باید نظرش را تغییر دهد.»

طالب زاده: قسمت آخر را توضیح دهم:
بایدن می گوید حرف هایی که تو می گویی یک مشت حرف های توخالی است بعد مجری می گوید منظورت چیست؟ بایدن می گوید یعنی درست و دقیق نیست. ما ایرلندی ها به آن می گوییم ملارکی.
ایزدی: یکی از خط های خبری رسانه های غربی و رسانه های فارسی زبان آن ها این است که در ذهن مردم ایران و مردم خودشان این طور جا بیندازند که ایران را به خاطر انرژی هسته ای تحریم می کنند. اتفاقی که باید بیفتد این است که مردم ایران و مردم خودشان هر بار که بحث سلاح هسته ای ایران را می شنوند باید کلمه ملارکی در ذهنشان تداعی شود.
نوباوه: این افشاگری توسط بایدنی که در حکومت است و این که می خواهد جلوی جمهوری خواه ها را بگیرد خیلی معنا دارد، این افشاگری یعنی هر چه ما گفتیم ملارکی و دروغ است.
طالب زاده: یعنی، این که ایران می خواهد به بمب هسته ای برسد دروغ است و این نکته خیلی مهمی است که روی آنتن زنده دنیا اعتراف کردند.

نوباوه: تاریخ اول انقلاب را نگاه کنید در بیانیه الجزایر به این تحریم ها اشاره دارند و چند 10 میلیارد پول های ما را تحریم کردند و درواقع این تحریم ها از ابتدا بوده و اولین تحریم ها تحت عنوان داماتو از زمان آقای کلینتون از ژانویه 1993 تا ژانویه 2001 شروع شد که چند سال قبل از مسئله هسته ای بوده.

ایزدی: حداقل 7 سال قبل از مسئله هسته ای.

نوباوه: اخیرا مقام معظم رهبری اشاره کردند که این ها بهانه است و این ها می خواهند انقلاب را تحریم کنند و نمی خواهند صدای ما شنیده شود. طبق آماری که خود آمریکایی ها می دهند حدود 204 تحریم علیه کشور ما سازماندهی کرده اند و از این 204 تحریم که شدیدترین نوع تحریم ها در طول تاریخ علیه یک کشور بوده و آمار توسط شرکتی مانند گالوپ منتشر شده که من اسم آن را نمی آورم که گفته نهایت موفقیت غرب در این تحریم ها 34 درصد بوده و ایرانی ها در 66 درصد موارد موفق شده اند تحریم ها را دور بزنند. بحث یوتلست هم که صحبت کردیم یک امر عادی است و این ها همه چیز را تحریم می کنند. علنی تر از این نمی توانستیم این که بحث هسته ای ما ربطی به تحریم ها ندارد را نشان دهیم اگر سناریویی می نوشتیم و خیلی خوب همه چیز را رعایت می کردیم و بازی می کردیم و میلیاردها دلار هزینه می کردیم آیا به این قشنگی می شد که آقای جو بایدن معاون رئیس جمهور که خودش تحریم ها را وضع می کند بگوید این ها دروغ است و این مسئله خیلی مهم است.

طالب زاده: در مقدمه می گوید که هم ما و هم سیستم اطلاعاتی اسرائیل می دانیم که ایران از این حرف ها خیلی فاصله دارد و در صدد ساخت بمب نیست.

نوباوه: جالب این جاست تحریم ها یکی از محورهای تهاجمی رسانه های غربی برای خالی کردن دل مردم ایران است. ممکن است افکار عمومی بگویند ما چه نیازی به قدرت هسته ای داریم، حضرت آقا هم فرمودند از نظر شرعی اصلا ما اعتقادی به بمب نداریم. من بارها گفته ام زمانی که نزدیک به فروپاشی شوروی بود نزدیک به 3 هزار موشک بالستیک و بمب هسته ای داشتند و مجله تایم عکسی را با این مضمون چاپ کرده بود که ژنرالی کنار یک موشک ایستاده بود و مردم زیادی تا آسمان صف بسته بودند و می گفتند به ما نان بده که این ژنرال گفته بود ببخشید من نان ندارم ولی موشک هسته ای داریم. سلاح هسته ای تعیین کننده نیست مگر اسرائیل 200 کلاهک ندارد چرا در مقابل 5500 چریک حزب الله به زانو در آمد. افکار عمومی باید بدانند که آمریکایی ها دروغ می گویند که ما را به خاطر قدرت هسته ای تحریم می کنند، قدرت هسته ای سلاح نیست بلکه های تکنولوژی است و ما نباید آن را رها کنیم و به نظر من رسانه های ما باید روی این مسئله خیلی کار کنند.

جملاتی که حضرت آقا در خراسان فرمودند راجع به این که این ها دروغ می گویند که مؤید فرمایش آقا همین حرفی است که معاون رئیس جمهور آمریکا می گوید: Blonder، Bluster، Melarcky.

ایزدی: آمریکایی ها استاد دوگانه صحبت کردن هستند. در همین مناظره داریم که می گوید ما بودیم که بیشترین تحریم ها را نسبت به ایران اعمال کردیم، ما بودیم که بین دوستان مان علیه ایران اجماع ایجاد کردیم . در همین مناظره و دو جمله بعد اصل موضوع که بحث سلاح است را زیر سؤال می برد.
نوباوه: سؤال من این است که چرا این کار را کرد؟
ایزدی: رقابت انتخاباتی. این نوع ادبیات را در طول سه سال و نیمی که دولت اوباما سرکار است هیچگاه ندیدیم که یک مقام ارشد آمریکایی با این صراحت این مسئله را بیان کند.
نوباوه: فکر می کنید که جمهوری خواهان به این بهانه می خواهند بگویند ما حتما باید جلوی ایران را بگیریم و الان هم ممکن است با این بهانه پیروز شوند؟
ایزدی: مناظره آخر اوباما و رامنی را هفته آینده داریم که موضوع آن هم سیاست خارجی است که به نظر می رسد بحث ایران دوباره در آن مناظره مطرح خواهد شد و فکر می کنم مواردی هم که آن جا مطرح می شود قابل توجه است، منتها رسانه های ما باید این موارد را از دست ندهند.

طالب زاده: سخنرانی رهبری را در خراسان می شنویم:
«.... تحریم برای دیروز و امروز نیست، از اوایل تحریم وجود داشته. البته تشدید کردند، اثر نکرده باز تدبیر دیگری اندیشیدند و باز اثر نکرده است. تحریم از اول بوده است، این ها امروز تحریم ها چه دولت آمریکا چه بعضی از دولت های اروپایی تحریم را به انرژی هسته ای مرتبط کرده اند، دروغ می گویند، آن روزی که آن ها تحریم ها را برقرار کردند انرژی هسته ای در کشور نبود، صحبت آن هم نبود، آن چه که این ها را از ملت ایران عصبانی می کند و به این گونه تصمیم ها وادار می کند سرافرازی ملت ایران است، گردنکشی ملت ایران است...»

طالب زاده: من فکر می کنم حقایق بالاخره بروز خواهد کرد. این که 80 درصد مردم آمریکا را به وسیله رسانه خام کرده اند و برای اولین در تاریخ است که چنین رسانه یک دستی که هیچ مخالفی نمی تواند در آن حرف بزند برای مقابله با پدیده دیگری که در سوی دیگر دنیا وارد صحنه شده به وجود آمده. ولی حسن این خواب بودن این است که این 80 درصد می توانند به صورت خطرناکی بیدار شوند. وضع داخلی آمریکا به هیچ عنوان قابل پیش بینی نیست.

یکی دیگر از مسائلی که با آن روبرو هستند و در مناظره اوباما و رامنی نیز مطرح شد اقتصاد است.
بعد از مناظره که مفسرین جمع شده بود ند تا حرف های دو طرف را تفسیر کنند بحث اصلی وضع وخیم اقتصادی آمریکا بود. یک طرف می گوید کسری بودجه امسال یک تریلیون و نود میلیارد دلار است یعنی هر آمریکایی باید 3500 دلار بپردازد که این کسری جبران شود.

نوباوه: این به غیر از بدهی 16 تریلیون دلاری است.

طالب زاده: به آن اشاره ای نمی کنند چون کشور وحشت می کند و دل همه خالی می شود و از 16 تریلیون دلار هم خیلی بیشتر است. درواقع توهم است که در زمین صاف راه می روند و دقیقا لبه پرتگاه هستند. مفسر می گوید این یک تریلیون را چه کسی می خواهد جبران کند و هر دو طرف هم قول هایی دادند که این کسری را مقداری ترمیم دهند ولی کلافگی در این که نمی توانند کاری کنند در کلیپ بعدی مشخص است.

مفسر: «کسری بودجه امسال یک تریلیون نود میلیارد دلار است. زن و بچه و کودک باید نفری 3500 دلار بپردازند تا جبران شود که غیرقابل تصور است هردو کاندیدا گفته اند من می توانم این کسری بودجه را کم کنم، چطور می خواهند این کار را بکنند، باید سیستم مالیات را تغییر دهند؟ اقتصاد را به حرکت در آورند؟ ولی فراتر از این حرف ها هردو در مورد همه چیز با هم اختلاف نظر دارند.»

طالب زاده: من این قسمت را انتخاب کردم به این دلیل که مقروض بودن و بحران اقتصادی آمریکا جدی است. دو کاندیدا وقتی می خواهند سر چیزی با هم دعوا کنند سر این که چه کسی فرمول بهتری برای حل این موضوع دارد دعوا می کنند. البته این برنامه 10 دقیقه دیگر هم ادامه دارد و این مفسر انیمیشن سه بعدی ای برای نشان دهد وضع موجود آمریکا نشان می دهد که چقدر این وضعیت خطرناک است. این که هر نفر از زن و بچه و کودک باید 3500 دلار بدهند تا کسری بودجه جبران شود رقم کمی نیست و مشخص شدن این مسائل از برکات این مناظره هاست.

نوباوه: بخش مهمی از کسری بودجه آمریکا ناشی از بودجه های نظامی است. بودجه نظامی آمریکا برابر 140 کشور از 198 کشور دنیاست، این آمار برای سال های 2002 و 2003 است. مشکل اقتصادی آمریکا خیلی بزرگ است و عمده مشکلات این کشور هم مربوط به تجاوزات آمریکاست. حالا ما می گوییم که آمریکایی ها خودشان می دانند که بمب هسته ای دروغ بزرگ است ولی آیا جز این توجیه بهتری برای افزایش بودجه های نظامی دارند؟ در حالی که خودشان می دانند خطر بزرگ بیداری اسلامی و آگاهی ملت هاست ولی اگر این را بگویند مردم شان خواهند گفت این حق ملت هاست و به شما چه مربوط است؟

مردم آمریکا خیلی ترسو هستند از این که اسم این بیاید که یک شب ممکن است گازی از یک جایی پخش شود، صدای بمبی جایی شنیده شود می ترسند و در فرافکنی و دشمن تراشی سیاست خارجی آمریکا بهتر از ایران برای آن ها پیدا نمی شود. ببینید روسیه نقش خودش را از دست داده و امروزه چین هم که یک قدرت اقتصادی است، ژاپن هم که مطرح نیست  پس چه کشوری باقی می ماند که آن ها بخواهند بزرگش کنند به جز ایران؟ حالا ایران را بزرگ کرده اند و تبدیل به استخوانی در گلوی آن ها شده و از یک طرف نمی توانند چیزی را به اثبات برسانند چراکه خودشان خودشان را افشا می کنند و از طرفی هم چاره ای ندارند. این ها به جایی رسیدند که القاعده را علم کردند ولی خیلی برای شان بد شد چرا که بن لادن را خودشان درست کرده بودند چطور می توانستند بگویند یک گروه و یک فرقه در مقابل ارتش و ابرقدرتی مثل آمریکا ایستاده است. بزرگ کردن ایران به نظر من امر اجتناب ناپذیری در سیاست خارجه آمریکاست و چاره ای جز این کار ندارند.

ایزدی: من فکر می کنم این مناظره ها یک کلاس آمریکاشناسی است و مخصوصا در مناظره آخری که خیلی هم در هم پیچیدند و بعضی مسائلی را مطرح کردند که در گفتمان معمولی بیان نمی کردند. راجع به نکته ای که شما فرمودید که هر شخص باید 3500 دلار برای جبران کسری بودجه بدهد نکته ای را رامنی در مناظره می گوید که خیلی مهم و جالب است، رامنی می گوید «من سفری داشتم به شهر سنت لوییس و در آن جا با فردی برخورد کردم که حساب کرده بود مالیات هایی که در حوزه های مختلف می پردازد پنجاه درصد درآمدش است.» خب با این مالیات ها چه اتفاقی افتاده؟ طبق آمارهای رسمی ای که خودشان در سال 2007، اعلام کردند 2/19 درصد از خانواده های آمریکایی اینقدر مقروض بودند که اگر تمام آن چه را که مالک آن بودند را می فروختند نمی توانستند قرض خود را بدهند، در سال 2010 این آمار به 5/32 درصد رسیده یعنی تقریبا یکسوم از خانواده های آمریکایی و در 2012 اوضاع بدتر از این شده.

نوباوه: آمار دیگری هم راجع به کوپن های غذایی که به مستمندان می دهند داشتید...

ایزدی: در این مناظره رامنی به اوباما می گوید «زمانی که شما رئیس جمهور شدید 32 میلیون نفر کوپن غذایی می گرفتند و الان 47 میلیون نفر شده اند از جمعیت 312 میلیون نفری.» کوپن غذایی را کسانی دریافت می کنند که اگر دریافت نکنند گرسنه می مانند.
آماری را بتی ساتن نماینده دموکرات ایالت اوهایو ارائه می دهد که طبق آن در 10 سال گذشته روزانه 15 شرکت تولیدی بسته می شود که به طور میانگین و از سال 2010 به این طرف این آمار به 23 شرکت در روز رسیده است.

تحریم ها را برای ما ایجاد کرده اند که اقتصاد و شرکت های ما را مختل کنند ولی در عمل اتفاقی که افتاده این است که الان روزانه 23 شرکت تولیدی در آمریکا به دلیل وضعیت اقتصادی ای که وجود دارد بسته می شود.

نوباوه: سال 1996 زمانی که جمعیت آمریکا نزدیک به 280 میلیون نفر بود آمار اداره مرکزی بهداشت آمریکا حاکی از این بود که از این جمعیت، 46 میلیون نفر فاقد کوچکترین بیمه خدمات درمانی هستند، امروز که جمعیت آمریکا به حدود 300 میلیون نفر رسیده این رقم به بالای 55 میلیون رسیده و این آمار وحشتناکی است در شرایطی که کسی که در آمریکا بیمه نداشته باشد هیچ چی نیست. این ها آماری است که نامزدها به عنوان حربه ای بر علیه دیگری در مناظره ها استفاده می کنند. اوباما زمانی که سرکار آمد اتفاقا روی بحث تأمین اجتماعی و بیمه های خدمات تأکید داشت و گفت شبیه به بیمه های چیپی های اروپایی و آلمان خواهیم کرد که نه تنها نتوانست این کار را بکند بلکه این آمار را به چندین میلیون نفر افزایش داده و الان بر علیه خودش استفاده می شود.

ایزدی: در بخش ابتدایی کلیپ اولی که نشان دادید سؤالی را بایدن از راین با این مضمون می پرسد: «دنبال جنگ می گردی؟» یکی از خبرنگاران آمریکایی تحلی از سخنرانی رامنی در اجلاس چهار سال یکبار در شهر تمپای فلوریدا که حدود یک ماه و نیم پیش برگزار شد ارائه داده بود که طبق آن رامنی اولین کاندید جمهوری خواهی است از سال 1952 - حدود 60 سال پیش - تا کنون از کلمه جنگ استفاده نکرده و برای اولین بار است که یک فردی که کاندید جمهوری خواه ریاست جمهوری آمریکاست بحث از جنگ نمی کند.
نوباوه: می توانید آقای دکتر استدلال کنید به چه دلیل است؟

ایزدی: به دلیل این که مردم آمریکا از جنگ خسته شده اند. ولی باز می خواهند ما را از جنگ بترساند در حالی که در عمل در داخل کشور خودش مشکل دارد  و با توجه به مشکلات اقتصادی ای که وجود دارد نمی توانند اذهان عمومی را به سمت جنگ هدایت کنند.

 

 

طالب زاده: آقای نوباوه من فکر می کنم این عرصه تنگی که در تحریم ایجاد شده فرصتی است که ضعف مدیریت را برطرف کنیم. قبلا خیلی حرف ها را می زدیم ولی الان می بینیم اگر مدیریت درستی نداشته باشیم نمی توانیم کاری از پیش ببریم و شاید بهترین فرصت برای جبران ضعف مدیریتی در طول این 30 سال است.

نوباوه: من آمار را عرض کردم، تحریم خیلی سنگین است ولی این تحریم نیست که ما را اذیت می کند و به نظرم باید مدیریت مان را اصلاح کنیم. الان چیزی خرید و فروش نمی شود چرا باید قیمت ها تغییر کند؟ چرا نمی توانیم کنترل کنیم؟ این شرایط فرصتی است و باید آن را مدیریت کنیم. مردم باید بدانند و می دانند که ما در جنگ هستیم و این نوع دیگری از جنگ است. اگر فرصت سوزی نکنیم خصوصا در بخش عرض و مسائلی که مربوط به آن است من مطمئن هستم به راحتی می توانیم از این پیچ عبور کنیم.

طالب زاده: خیلی ممنون از دو بزرگوار.

بحث ها باقی ماند می ماند و این جدل همچنان برای جمهوری اسلامی ادامه دارد که خود را ثابت کند . این که یک امپراتوری برابر یک کشور ایستاده به خودی خود نشان می دهد که چه وضعیتی داریم و باید چه کار کنیم تا به اصل خودمان برسیم. همه این ها فرصتی است برای جبران کم کاری های گذشته و من جمله وظیفه رسانه است که دقیق تر و شفاف تر و برّاتر و با نوآوری بیشتر برخورد کند و یکی از ابزارها برای حل این بحران در انتها باز رسانه است.


 

منبع: پایگاه 598

 

 
 Copyright © 2003-2014 - AVINY.COM - All Rights Reserved