لاجوردی، به پاکی آسمان آبی
مصاحبه با همرزم شهید

به مناسبت سالروز
شهادت مرد بزرگ و مظلوم لاجوردی مصاحبه ای را با یکی از همکاران بخش تحقیقات
دادستانی انقلاب اسلامی تهران در زمان ریاست شهید لاجوردی جناب آقای حمید آقایی قهرودی
ترتیب دادیم.
فرهنگ نیوز:
با عرض سلام و تشکر از وقتی که به ما دادید، بعنوان اولین سوال
شهید لاجوردی با چه سمتی و در چه سالهایی به افکار عمومی معرفی شد؟
پاسخ:
در بدو انقلاب به ایشان سمت دادستانی انقلاب اسلامی تهران که همان دادستانی مرکز
بود، پیشنهاد شد که ایشان هم قبول کردند. اوج کار ایشان در همان زمان شروع مبارزات
مسلحانه منافقین بود که دادستانی مسئولیت برخورد با منافقین و فرقانیها را برعهده
داشت.
بعد از فروکش کردن جریانات منافقین که اوج آن در سالهای اولیه انقلاب بود،
ایشان هم با تشکیل وزارت اطلاعات کنار رفتند و بعد از مدتی مسئولیت امور زندانها به
ایشان پیشنهاد شد که قبول کردند و تا چند سال هم این مسئولیت را عهده دار بودند.
بعد از این مسئولیت هم یک کارگاه روسری دوزی که از زمان گذشته داشتند همان را اداره
کردند و به این شغل مشغول بودند.
عمده
کار دادستانی انقلاب مبارزه با منافقین بود که البته وابستگان رژیم سابق هم در
دادستانی محاکمه می شدند، شروع کار شهید لاجوردی همزمان با شروع ترورهای گسترده
گروه فرقان بود و بعد از قضیه فرقان، منافقین به عملیات مسلحانه روی آوردند و
گروهکها فعالیتهای گسترده ای را شکل می دادند که با تلاشهای ایشان و دادستانی
فعالیتهای این گروه ها در داخل کشور ضربه های جدی خورد و فرو پاشید. خوب موقعیت
کاری ایشان در آن زمان از حساسیت قابل توجهی برخوردار بود.
فرهنگ نیوز:
طرحهای ابتکاری و کارهای ارزنده ای که ایشان در زمان دادستانی
داشتند چه بود؟
پاسخ:
ایشان واقعا اهل ابتکار عمل و خلاقیت در زمینه برخورد با منافقین بود. یکی از طرح
هایی که به ابتکار ایشان اجرا شد و بسیاری از خانه های تیمی و امن منافقین و گروهک
ها در این طرح ها فاش شد طرح «مالک و مستأجر» بود.
در این طرح مالکان واحدهای مسکونی که واحد مسکونی خود را به مستأجر داده بودند موظف
بودند تا مستأجر خود را در فرم های خاصی به کمیته انقلاب معرفی کنند. خانه هایی که
در دست منافقین بود معرفی نمی شد و خود به خود این خانه ها در تیررس دادستانی قرار
می گرفت که بسیاری از خانه های منافقین به این صورت لو رفت.
فرهنگ نیوز:
رویکرد ایشان در برخورد با منافقین چه بود؟ سرکوب گری یا
بازسازی برای خدمت به انقلاب؟
پاسخ:
تمام هدف و عمل ایشان در جهت بازسازی منافقین بود. با تمام وجود با این ها ساعتها
بحث می کرد، کار تربیتی می کرد تا بلکه ایشان جزء توابین قرار گیرند. نقاط ضعف
عقیدتی شان را برایشان تشریح می کرد و اینگونه اثبات می کرد که شما در انحراف قرار
دارید، بعد خط مشی انقلاب و امام را در سرسپردگی به اسلام توضیح می داد.
در این
بحثها حرفه ای بود و بسیار هم وقت می گذاشت، و اصلا دل پر منافقین از شهید لاجوردی
همین رأفت اسلامی ایشان بود که هیچ خشونت و تند خویی از ایشان ندیدند. ایشان به
معنای واقعی کلمه مصداق «اشدّاء علی الکفّار رحماء بینهم» بود.
می گفت او منافق است
و اگر توبه نکرد باید اعدام شود، ما حق برخورد تند و خشن یا توهین به او را نداریم.
با حسن خلق با همه منافقین روبرو می شد اما با جدیت به بحث می پرداخت و موقع صادر
کردن حکم از هیچ تهدیدی ابایی نداشت.
همین
برخورد ایشان به وفور تاثیرات فراوانی داشت و نیروهای زیادی را جذب انقلاب کرد.
فرهنگ نیوز:
سیره عملی ایشان با توجه به پستهای مهمی که به عهده داشت چگونه
بود؟
پاسخ:
ایشان بسیار ساده زیست بودند و سعی می کردند با پیکان رفت و آمد کنند و در زمان بی
کاری هم در محیط زندان مشغول کشاورزی می شدند. سعی می کردند کمتر از محافظین
استفاده کنند. بعد از آنکه از ریاست سازمان ها بازنشت شدند با روسری دوزی امرار
معاش می کردند. در مورد ساده زیستی ایشان هرچه بگوییم کم است به طوری که از حقوق
دولتی خود استفاده نمی کردند و واقعا علی وار زندگی می کردند.
ایشان
با توجه به نیروهایی که داشتند بدون مرخصی و مزایایی که بود، شبانه روز کار می
کردند تا ریشه نفاق را از بین ببرند. همیشه لبخند بر روی لبهایشان بود و هر کاری می
کردند تربیتی بود. ایشان کارگاه خیاطی که در زندان راه انداختند از موقعیت خودشان
استفاده کردند و لباس اکثر سازمان ها را می خواستند و سفارش می گرفتند و در این
کارگاه می زدند و زندانیان را مشغول به کار کرد و به این واسطه به آنها حقوق می داد
و البته شمّ اقتصادی خوبی هم داشت.
با
هیچ کس هم عقد اخوت نداشت مثلا چند تا از بچه های موتلفه که فرزندان آنها منحرف شده
بودند و زندانی بودند و شهید لاجوردی با خانواده هایشان ارتباط داشت نسبت به
فرزندان آنها با سایر زندانی ها هیچ فرقی نمی گذاشت و با هیچ کس رودربایستی نداشت.

فرهنگ نیوز:
به چه علت پشت سر ایشان حرف های زیادی زده می شد و تهمت های
ناروایی به ایشان می زدند؟
پاسخ:
برای شهید لاجوردی نه تنها نفاق بلکه هیچ گروه ضد انقلابی قابل تحمل نبود و به نظر
من مظلومترین مسئول نظام بود و انسانی بود که به دنیا وابستگی نداشت به طوری که
حاضر نمی شد برای نیروهایش امکانات رفاهی برقرار کند و نظرش این بود که هر کس می
خواهد در اینجا کار کند باید با خدا معامله کند به طوری که همکارانش به او اعتراض
داشتند و این در حالی که بود که می توانست بهترین امکانات را داشته باشد و ایشان به
طور جدی با رفاه طلبی مخالف بود. ایشان همیشه می گفتند که شهید نواب صفوی عنوان می
کردند:
«خدایا تو حکومت اسلامی را به وجود بیاور حتی اگر فقط در آن یک نفس بکشم» و
دیدگاه ایشان اینگونه بود و همیشه به ما می گفتند که اگر دنبال پول و امکانات هستید
اینجا نایستید چرا که سرتان کلاه می رود، بروید دنبال پول و بازار، چرا که تا وقتی
اینجا هستید باید با جانتان کار کنید.
اوایل انقلاب که هر روز یک درگیری و ترور
شخصیت وجود داشتند بلا استثناء بگویم که از بچه های شهید لاجوردی هر روز یک نفر
شهید یا مجروح می شد یا بالاخره درگیری وجود داشت.
علی رقم همه این مسائل شهید
لاجوردی مظلومیتش از این بابت بود که همکاران و زیردستان خودش گله داشتند که مسائل
حفاظتی رعایت نمی شود اما همه به پاکی وی اذعان داشتند و یک الگوی حقیقی بودند.
همین
سادگی و جلوگیری از رفاه برای کارمندان باعث شد برخی صحبتها پشت ایشان به ناحق زده
شد. البته خوش رفتاری و کار تربیتی ایشان با منافقین برای اینکه توبه کنند نیز باعث
شد منافقین بعضی شایعات و تهمتها را متوجه ایشان کردند. مثلا می گفتند که ایشان
زندانیان را شکنجه می کند و بسیار توهین آمیز برخورد می کند در حالی که حتی یک مورد
هم در این زمینه وجود نداشت.
به
یاد دارم که یکبار به خیال اینکه متهمی در دستشویی است بسیار توهین آمیز برخورد
کردم که زود بیرون بیاید در حالی که شهید لاجوردی در دستشویی بودند وقتی بیرون
آمدند من بسیار خجالت کشیدم چند دقیقه بعد با بنده تماس گرفتند که به دفترشان بروم
و ایشان به من گفتند که کوچکترین برخوردی با زندانی بدون حکم شرعی دارای مشکل شرعی
است و باید در آن دنیا خود پاسخگو باشید، حتی وقتی متهمی به مرحله اعدام می رسید می
گفتند که هیچ کس حق هیچگونه توهین را ندارد.
دلیل
اینگونه برخورد شهید لاجوردی این بود که بسیاری منافقین توبه کردند و حتی بعد شهید
شدند و یا در دادسرای انقلاب مشغول به کار شدند و علت اینکه بعدها ریاست سازمان
زندان ها را به ایشان پیشنهاد کردند به خاطر این برخورد تربیتی ایشان بود در حالی
که در دادستانی تهران ایشان بیشترین کارهای اجرایی و قضایی را انجام می دادند.