next page

fehrest page

back page

«احكام نكاح (ازدواج)»

به واسطه عقد ازدواج زن و مرد به یكدیگر حلال مى شوند، و آن بر دو قسم است: دائم و غیر دائم.

عقد دائم آن است كه در آن مدّتى براى زناشویى نباشد، و زنى را كه به این قسم عقد مى كنند دائمه گویند.

و عقد غیر دائم آن است كه مدّت زناشویى در آن معین شود، مثلا زن را به مدّت یك ساعت یا یك روز یا یك ماه یا یك سال یا بیشتر عقد نمایند، ولى ـ بنابر احتیاط واجب ـ مدّت ازدواج از مقدار عمر زن و شوهر یا یكى از آن دو زیادتر نباشد، و زنى را كه به این قسم عقد كنند متعه مى نامند.

 

احكام عقد

مسأله ۲۴۲۷ ـ در زناشویى ـ چه دائم و چه غیر دائم ـ باید صیغه خوانده شود، و تنها راضى بودن زن و مرد كافى نیست، و صیغه عقد را مى توانند خود زن و مرد بخوانند یا دیگرى را وكیل كنند كه از طرف آنان بخواند.

مسأله ۲۴۲۸ ـ وكیل لازم نیست مرد باشد، و زن هم مى تواند براى خواندن صیغه عقد از طرف دیگرى وكیل شود.

مسأله ۲۴۲۹ ـ زن و مرد تا یقین یا اطمینان پیدا نكنند كه وكیل آنها صیغه را خوانده است نمى توانند ترتیب آثار و احكام نكاح را بدهند، و گمان به این كه وكیل صیغه را خوانده است كفایت نمى كند، و اگر وكیل بگوید صیغه را خوانده در صورتى كه ثقه باشد و ظنّ به خلاف گفته او نباشد، یا از قول او اطمینان حاصل شود كافیست، و در غیر دو صورت ذكر شده اكتفا به اخبار او محلّ اشكال است.

مسأله ۲۴۳۰ ـ اگر زنى كسى را وكیل كند كه مثلا ده روز اورا به عقد مردى در آورد، و ابتداى ده روز را معین نكند، آن وكیل مى تواند هر وقت كه بخواهد اورا ده روز به عقد آن مرد در آورد، ولى اگر معلوم باشد كه زن روز یا ساعت معینى را قصد كرده، باید صیغه را مطابق قصد او بخواند.

مسأله ۲۴۳۱ ـ یك نفر مى تواند براى خواندن صیغه عقد دائم یا غیر دائم از طرف هر دو نفر وكیل شود، و نیز مرد مى تواند از طرف زن وكیل شود و اورا براى خود به طور دائم یا غیر دائم عقد كند، ولى احتیاط مستحبّ آن است كه عقد را دو نفر بخوانند، خصوصاً در صورتى كه وكیل شود كه براى خود عقد كند.

 

دستور خواندن عقد دائم

مسأله ۲۴۳۲ ـ اگر صیغه عقد دائم را خود زن و مرد بخوانند و اوّل زن بگوید: «زَوَّجْتُكَ نَفْسِی عَلىَ الصِّداقِ الْمَعْلُومِ» یعنى خودرا زن تو نمودم به مهرى كه معین شده، و پس از آن بدون آن كه پى در پى بودن ایجاب و قبول عرفاً بهم بخورد مرد بگوید: «قَبِلْتُ التَزْوِیجَ عَلىَ الصِّداقِ المَعْلُوْمِ» یعنى قبول كردم ازدواج را به مهرى كه معین شده یا بگوید: «قَبِلْتُ التَّزْوِیجَ» و قصد كند قبول همان ازدواج بر مهر معلوم را، عقد صحیح است.

واگر دیگرى را وكیل كنند كه از طرف آنها صیغه عقدرا بخواند، چنانچه مثلا اسم مرد احمد و اسم زن فاطمه باشد و وكیل زن بگوید: «زَوَّجْتُ مُوَكِّلَتِی فاطِمَةَ مُوَكِّلَكَ أَحْمَدَ عَلىَ الصَّداقِ الْمَعْلُومِ» و پس از آن بدون آن كه موالات عرفاً به هم بخورد وكیل مرد بگوید: «قَبِلْتُ التَزْوِیجَ لِمُوَكِّلِی أَحْمَدَ عَلَى الصِّداقِ المَعْلُومِ» صحیح مى باشد، و بهتر آن است كه وكیل زن بگوید: «زَوَّجْتُ مُوَكِّلَكَ أَحْمَدَ مُوَكِّلَتِی فاطِمَةَ عَلَى الصِّداقِ المَعْلُومِ».

و بنابر احتیاط مستحبّ لفظى كه مرد مى گوید با لفظى كه زن مى گوید مطابق باشد، مثلا اگر زن «زَوَّجْتُ» مى گوید مرد هم «قَبِلْتُ التَزْوِیجَ» بگوید، هرچند «قَبِلْتُ النِّكاحَ» هم مانعى ندارد.

 

دستور خواندن عقد غير دائم

مسأله ۲۴۳۳ ـ اگر خود زن و مرد بخواهند صیغه عقد غیر دائم را بخوانند، بعد از آن كه مدّت و مهر را معین كردند، چنانچه زن بگوید: «زَوَّجْتُكَ نَفْسِی فِی الْمُدَّةِ الْمَعْلُومَةِ عَلَى الْمَهْرِ الْمَعْلُومِ» و بعد بدون این كه موالات عرفاً به هم بخورد مرد بگوید: «قَبِلْتُ هكَذا» صحیح است.

و اگر دیگرى را وكیل كنند و اوّل وكیل زن به وكیل مرد بگوید: «زَوَّجْتُ مُوَكِّلَتِی مُوَكِّلَكَ فِی المُدَّةِ المَعْلُومَةِ عَلَى المَهْرِ المَعْلُومِ» پس بدون این كه موالات عرفاً به هم بخورد وكیل مرد بگوید: «قَبِلْتُ لِمُوَكِّلِی هَكَذا» صحیح مى باشد.

 

شرايط عقد

مسأله ۲۴۳۴ ـ عقد ازدواج چند شرط دارد:

اوّل: آن كه بنابر احتیاط واجب به عربى صحیح خوانده شود، و اگر خود مرد و زن نتوانند صیغه را به عربى صحیح بخوانند، مى توانند به غیر عربى بخوانند، ولى باید لفظى بگویند كه معنى «زَوَّجْتُ» و «قَبِلْتُ» را بفهماند، هرچند احتیاط مستحبّ آن است كه اگر ممكن باشد كسى را كه مى تواند به عربى صحیح بخواند وكیل كنند.

دوم: مرد و زن یا وكیل آنها كه صیغه را مى خوانند قصد انشاء داشته باشند، یعنى اگر خود مرد و زن صیغه را مى خوانند، زن به گفتن «زَوَّجْتُكَ نَفْسِی» قصدش این باشد كه خودرا زن او قرار دهد، و مرد به گفتن «قَبِلْتُ التَّزْوِیجَ» زن بودن اورا براى خود قبول نماید، و اگر وكیل مرد و زن صیغه را مى خوانند، به گفتن «زَوَّجْتُ» و «قَبِلْتُ» قصدشان این باشد كه مرد و زنى كه آنان را وكیل كرده اند زن و شوهر شوند.

سوم: كسى كه صیغه را مى خواند باید عاقل باشد، و امّا كسى كه بالغ نیست ولى قادر بر انشاء عقد است، در صورتى كه بدون اذن و اجازه ولىّ براى خودش صیغه را بخواند باطل است، و با اذن یا اجازه ولىّ مانعى ندارد، و در صورتى كه صیغه را به وكالت از غیر بخواند، عقدش صحیح است.

چهارم: اگر وكیل زن و شوهر یا ولىّ آنها صیغه را مى خوانند، در موقع عقد، زن و شوهر را معین كنند، مثلا اسم آنهارا ببرند یا به آنها اشاره نمایند، پس كسى كه چند دختر دارد اگر به مردى بگوید: «زَوَّجْتُكَ اِحْدى بَناتِی» یعنى زن تو نمودم یكى از دخترانم را و او بگوید «قَبِلْتُ» یعنى قبول كردم، چون در موقع عقد دختررا معین نكرده اند عقد باطل است.

پنجم: زن و مرد به ازدواج راضى باشند، ولى اگر زن ظاهراً با كراهت اذن دهد و معلوم باشد قلباً راضى است، عقد صحیح است.

مسأله ۲۴۳۵ ـ اگر در عقد یك حرف غلط خوانده شود كه معنى آن را عوض كند، عقد باطل است.

مسأله ۲۴۳۶ ـ كسى كه دستور زبان عربى را نمى داند، اگر عقدرا صحیح بخواند و معناى هر كلمه اى از عقدرا بداند و از هر لفظى معناى آن را قصد نماید، مى تواند عقدرا بخواند.

مسأله ۲۴۳۷ ـ اگر زنى را براى مردى بدون اذن آنان عقد كنند، و بعد زن و مرد آن عقدرا اجازه نمایند، عقد صحیح است.

مسأله ۲۴۳۸ ـ اگر زن و مرد یا یكى از آن دورا به ازدواج اكراه نمایند، در صورتى كه عقدرا خود آنها خوانده باشند، اگر بعد از خواندن عقد راضى شوند، عقد صحیح است، ولى اگر دیگرى خوانده است در صورتى كه اجازه كنند ـ مثلا بگویند به آن عقد راضى هستیم ـ عقد صحیح است.

مسأله ۲۴۳۹ ـ پدر و جدّ پدرى مى توانند براى فرزند نابالغ یا دیوانه خود كه با حال دیوانگى بالغ شده ازدواج كنند، و بعد از آن كه آن طفل بالغ شد یا دیوانه عاقل گردید، اگر ازدواجى كه براى او كرده اند مفسده اى نداشته، نمى تواند آن را به هم بزند، و اگر مفسده اى داشته مى تواند آن را امضاء یا ردّ نماید، ولى در صورتى كه دختر و پسر نابالغ را پدرانشان به یكدیگر تزویج كنند، چنانچه پس از بلوغشان اجازه نكنند احتیاط به طلاق یا عقد جدید ترك نشود.

مسأله ۲۴۴۰ ـ دخترى كه به حدّ بلوغ رسیده و رشیده است ـ یعنى مصلحت خودرا تشخیص مى دهد ـ اگر بخواهد شوهر كند، چنانچه باكره باشد ـ بنابر احتیاط واجب ـ باید از پدر یا جدّ پدرى خود اجازه بگیرد، و اجازه مادر و برادر لازم نیست.

مسأله ۲۴۴۱ ـ اگر دختر باكره نباشد، یا این كه باكره باشد ولى اجازه گرفتن از پدر یا جدّ پدرى ممكن نباشد، یا حرجى باشد و دختر حاجت به شوهر كردن داشته باشد، اجازه پدر و جدّ پدرى لازم نیست.

مسأله ۲۴۴۲ ـ اگر پدر یا جدّ پدرى براى پسر نابالغ خود زن بگیرد، پسر باید بعد از بالغ شدن خرج آن زن را بدهد، و بنابر احتیاط واجب از خرج قبل از بلوغ ـ در صورت تمكین زن و تمكّن پسر از لذت بردن ـ به صلح یا غیر آن یقین به برائت ذمّه حاصل كند.

مسأله ۲۴۴۳ ـ اگر پدر یا جدّ پدرى براى پسر نابالغ خود زن بگیرد، چنانچه پسر در موقع عقد مالى داشته مدیون مهر زن است، و اگر موقع عقد مالى نداشته پدر یا جدّ او باید مهر زن را بدهند.

 

عيبهايى كه به واسطه آنها مى شود عقد را به هم زد

مسأله ۲۴۴۴ ـ اگر مرد بعد از عقد بفهمد كه زن یكى از هفت عیبى را كه ذكر مى شود دارد، مى تواند عقدرا به هم بزند:

اوّل: دیوانگى.

دوم: مرض خوره.

سوم: مرض برص (پیسى).

چهارم: كورى.

پنجم: زمین گیر یا شل بودن، مگر این كه شلى او طورى باشد كه عرفاً عیب شمرده نشود.

ششم: افضاء، یعنى راه بول و حیض یا راه حیض و غائط او یكى شده باشد.

هفتم: آن كه گوشت یا استخوانى در فرج او باشد كه مانع نزدیكى شود.

مسأله ۲۴۴۵ ـ اگر زن بعد از عقد بفهمد كه شوهر او پیش از عقد دیوانه بوده است، یا آلت مردى نداشته، یا بعد از عقد پیش از نزدیكى بریده شود، یا بفهمد مرضى دارد كه نمى تواند نزدیكى نماید، هرچند آن مرض بعد از عقد و پیش از نزدیكى پیدا شده باشد، مى تواند عقدرا به هم بزند، ولى در صورتى كه شوهر نمى تواند نزدیكى نماید باید زن به حاكم شرع رجوع نماید، و حاكم شوهر را یك سال مهلت مى دهد چنانچه شوهر نتوانست با آن زن یا زنى دیگر نزدیكى نماید، پس از آن، زن مى تواند عقد را به هم بزند.

و در صورتى كه مرد بعد از عقد ـ چه پیش از نزدیكى و چه بعد از آن ـ دیوانه شود، بنابر احتیاط واجب زن بدون طلاق نمى تواند جدا شود، و اگر آلت مردى بعد از نزدیكى بریده شود، یا مرض مانع از نزدیكى بعد از آن پیدا شود، زن نمى تواند عقد را به هم بزند.

مسأله ۲۴۴۶ ـ اگر زن بعد از عقد بفهمد كه تخمهاى شوهرش را كشیده اند، در صورتى كه تدلیس كرده و زن را گول زده باشند، مى تواند عقد را بهم بزند، و در غیر صورت تدلیس، اگر خواست عقدرا به هم بزند احتیاط به طلاق ترك نشود.

مسأله ۲۴۴۷ ـ اگر به واسطه آن كه مرد نمى تواند نزدیكى كند زن عقد را به هم بزند، شوهر باید نصف مهررا بدهد، ولى اگر به واسطه یكى از عیبهاى دیگرى كه گذشت مرد یا زن عقدرا به هم بزند، چنانچه مرد با زن نزدیكى نكرده باشد چیزى بر او نیست، و اگر نزدیكى كرده باید تمام مهررا بدهد، مگر اینكه خود زن تدلیس كرده باشد كه در این صورت چیزى بر مرد نیست.

 

عدّه اى از زنها كه ازدواج با آنان حرام است

مسأله ۲۴۴۸ ـ ازدواج با زنهایى كه با انسان محرم هستند ـ مثل مادر و خواهر و دختر و عمّه و خاله و دختر برادر و دختر خواهر و مادر زن ـ حرام است.

مسأله ۲۴۴۹ ـ اگر كسى زنى را براى خود عقد نماید، اگرچه با او نزدیكى نكند، مادر و مادر مادر آن زن و مادر پدر او هرچه بالا روند به آن مرد محرم مى شوند.

مسأله ۲۴۵۰ ـ اگر زنى را عقد كند و با او نزدیكى نماید، دختر و نوه دخترى و پسرى آن زن هرچه پایین روند، چه در وقت عقد باشند یا بعد به دنیا بیایند، به آن مرد محرم مى شوند.

مسأله ۲۴۵۱ ـ اگر با زنى كه براى خود عقد كرده نزدیكى نكرده باشد، تا وقتى كه آن زن در عقد او است نمى تواند با دختر او ازدواج كند.

مسأله ۲۴۵۲ ـ عمّه و خاله انسان و عمّه و خاله پدر و عمّه و خاله پدر پدر یا مادر پدر و عمّه و خاله مادر و عمّه و خاله مادر مادر یا پدر مادر هرچه بالا روند به انسان محرمند.

مسأله ۲۴۵۳ ـ پدر و جدّ شوهر هرچه بالا روند، و پسر و نوه پسرى و دخترى او هرچه پایین آیند، چه در موقع عقد باشند یا بعد به دنیا بیایند، به زن او محرم هستند.

مسأله ۲۴۵۴ ـ اگر زنى را براى خود عقد كند به عقد دائم یا موقّت، تا وقتى كه آن زن در عقد او است نمى تواند با خواهر آن زن ازدواج نماید.

مسأله ۲۴۵۵ ـ اگر زن خودرا ـ به ترتیبى كه در كتاب طلاق مى آید ـ طلاق رجعى دهد، در بین عدّه نمى تواند خواهر اورا عقد نماید، و همچنین ـ بنابر احتیاط واجب ـ در صورتى كه در عدّه متعه باشد، ولى در عدّه طلاق بائن مى تواند با خواهر او ازدواج نماید.

مسأله ۲۴۵۶ ـ انسان نمى تواند بدون اجازه زن خود با خواهر زاده و برادر زاده او ازدواج كند، ولى اگر بدون اذن زنش آنان را عقد نماید و بعد زن اجازه نماید اشكال ندارد.

مسأله ۲۴۵۷ ـ اگر زن بفهمد شوهرش برادر زاده یا خواهر زاده اورا عقد كرده و حرفى نزند، و حرف نزدنش كاشف از رضایت او نباشد، چنانچه بعد رضایت ندهد عقد آنان باطل است.

مسأله ۲۴۵۸ ـ اگر انسان پیش از آن كه دختر خاله خودرا بگیرد با مادر او زنا كند، دیگر نمى تواند با او ازدواج نماید، و بنابر احتیاط واجب دختر عمّه نیز همین حكم را دارد.

مسأله ۲۴۵۹ ـ اگر با دختر عمّه یا دختر خاله خود ازدواج نماید و پس از نزدیكى با آنان با مادرشان زنا كند موجب جدایى آنها نمى شود، ولى اگر پیش از آن كه با آنان نزدیكى كند با مادرشان زنا نماید، احتیاط واجب آن است كه از ایشان به طلاق جدا شود.

مسأله ۲۴۶۰ ـ اگر با زنى غیر از عمّه و خاله خود زنا كند، احتیاط مستحبّ آن است كه با دختر او ازدواج نكند، و اگر زنى را عقد نماید و پیش از آن كه با او نزدیكى كند با مادر او زنا كند، احتیاط واجب آن است كه به طلاق از آن زن جدا شود، ولى اگر با او نزدیكى كند و بعد با مادر او زنا نماید، لازم نیست از آن زن جدا شود.

مسأله ۲۴۶۱ ـ زن مسلمان نمى تواند به عقد كافر در آید، و مرد مسلمان هم نمى تواند با زنهاى كافره غیر اهل كتاب ازدواج كند، ولى متعه كردن زنهاى اهل كتاب یعنى یهود و نصارى مانعى ندارد، و بنابر احتیاط مستحبّ ازدواج دائم با آنها ننماید.

و بعضى از فرقه ها ـ از قبیل خوارج و غلات و نواصب ـ كه خودرا مسلمان مى دانند و در حكم كفّارند، مرد و زن مسلمان نمى توانند با آنها به طور دائم یا موقّت ازدواج نمایند.

مسأله ۲۴۶۲ ـ اگر با زنى كه در عدّه طلاق رجعى است زنا كند، آن زن ـ بنابر احتیاط ـ بر او حرام مى شود، و اگر با زنى كه در عدّه متعه یا طلاق بائن یا عدّه وفات است زنا كند، بعد مى تواند اورا عقد نماید، و معنى طلاق رجعى و طلاق بائن وعدّه متعه و عدّه وفات در احكام طلاق خواهد آمد.

مسأله ۲۴۶۳ ـ اگر با زن بى شوهرى كه در عدّه نیست زنا كند، بعد مى تواند آن زن را براى خود عقد نماید، ولى احتیاط واجب آن است كه از ازدواج با زنى كه زنا دادن او علنى است خوددارى كند، مگر بعد از معلوم شدن توبه آن زن، و احتیاط واجب آن است كه صبر كند تا آن زن حیض ببیند، بعد اورا عقد نماید، و اگر دیگرى بخواهد آن زن را عقد كند این احتیاط مستحبّ است.

مسأله ۲۴۶۴ ـ اگر زنى را كه در عدّه دیگرى است براى خود عقد كند، چنانچه مرد و زن یا یكى از آنان بدانند كه عدّه زن تمام نشده و بدانند عقد كردن زن در عدّه حرام است، آن زن بر او حرام ابدى مى شود، اگرچه مرد بعد از عقد با آن زن نزدیكى نكرده باشد.

مسأله ۲۴۶۵ ـ اگر زنى را كه در عدّه دیگرى است براى خود عقد كند و با او نزدیكى كند، آن زن بر او حرام ابدى مى شود، اگرچه نمى دانسته كه آن زن در عدّه است، یا نمى دانسته كه عقد زن در عدّه حرام است.

مسأله ۲۴۶۶ ـ اگر انسان بداند زنى شوهر دارد و ازدواج با او حرام است و با او ازدواج كند، باید از او جدا شود و بر او حرام ابدى مى شود، و همچنین است اگر نداند كه آن زن شوهر دارد ولى بعد از ازدواج با او نزدیكى كرده باشد.

مسأله ۲۴۶۷ ـ زن شوهر دار اگر زنا كند بر شوهر خود حرام نمى شود، و چنانچه توبه نكند و بر عمل خود باقى باشد، بهتر است شوهر اورا طلاق دهد، ولى در هر صورت باید مهرش را بدهد.

مسأله ۲۴۶۸ ـ زنى را كه طلاق داده اند و زنى كه متعه بوده و شوهرش مدّت اورا بخشیده یا مدّتش تمام شده، چنانچه بعد از مدّتى شوهر كند و بعد شكّ كند كه موقع عقد شوهر دوم عدّه شوهر اوّل تمام بوده یا نه، در صورتى كه در حال شكّ احتمال بدهد كه موقع عقد غافل از عدّه نبوده، عقد شوهر دوم صحیح است، و در غیر این صورت صحّت عقد محلّ اشكال است.

مسأله ۲۴۶۹ ـ مادر و خواهر و دختر پسرى كه لواط داده بر لواط كننده ـ در صورتى كه بالغ بوده ـ حرام است، و همچنین بنابر احتیاط مادربزرگ و دختر دختر; و در صورتى كه لواط دهنده بالغ باشد یا لواط كننده بالغ نباشد، اگر عقد واقع شد بنابر احتیاط واجب زن از مرد به طلاق جدا شود، و همچنین در وقوع عقد بر مادربزرگ و دختر دختر، و اگر گمان یا شكّ كند كه دخول شده بر او حرام نمى شود.

مسأله ۲۴۷۰ ـ اگر با مادر یا خواهر پسرى ازدواج نماید و بعد از ازدواج با آن پسر لواط كند، آنها بر او حرام نمى شوند، هرچند احتیاط مستحبّ آن است كه از زن خود به طلاق جدا شود، خصوصاً در صورتى كه خواهر آن پسر باشد، و احتیاط واجب آن است كه اگر لواط كننده زن خودرا طلاق داده، دوباره با او ازدواج نكند.

مسأله ۲۴۷۱ ـ اگر كسى در حال احرام با زنى ازدواج نماید، عقد او باطل است، و اگر مى دانسته كه ازدواج كردن در حال احرام حرام است، آن زن بر او حرام ابدى مى شود.

مسأله ۲۴۷۲ ـ اگر زنى كه در حال احرام است با مردى كه در حال احرام نیست ازدواج كند، عقد او باطل است، و اگر زن مى دانسته كه ازدواج كردن در حال احرام حرام است، بنابر احتیاط آن مرد بر او حرام ابدى مى شود.

مسأله ۲۴۷۳ ـ اگر مرد طواف نساءرا ـ كه یكى از كارهاى حجّ و عمره مفرده است ـ به جا نیاورد، زنش و زنان دیگر كه به احرام بر او حرام شده بودند حلال نمى شوند، و نیز اگر زن طواف نساء نكند مرد بر او حلال نمى شود، ولى اگر بعد طواف نساءرا انجام دهند، حلال مى شوند.

مسأله ۲۴۷۴ ـ نزدیكى با دخترى كه عقد كرده تا بالغ نشده حرام است، ولى اگر پیش از آن كه نُه سال دختر تمام شود با او نزدیكى كند بعد از بلوغ دختر نزدیكى با او حرام نیست اگرچه افضاء شده باشد، ( معناى افضاء در مسأله «۲۴۴۴» گذشت ).

مسأله ۲۴۷۵ ـ زن آزادى را كه شوهرش سه مرتبه اورا طلاق داده بر شوهرش حرام مى شود، ولى اگر با شرایطى كه در احكام طلاق مى آید با مرد دیگرى ازدواج كند، بعد از وفات یا طلاق شوهر دوم و تمام شدن عدّه، شوهر اوّل مى تواند دوباره با او ازدواج كند.

 

احكام عقد دائم

مسأله ۲۴۷۶ ـ زنى كه عقد دائمى شده نباید بدون اذن شوهر از خانه بیرون رود، و باید خودرا براى هر لذّت مشروعى كه او مى خواهد تسلیم نماید، و بدون عذر شرعى از نزدیكى كردن او جلوگیرى نكند، و اگر این وظایف را انجام دهد، تهیه غذا و لباس و منزل و سایر مایحتاج زن ـ بر طبق آنچه متعارف است ـ بر شوهر واجب است، و اگر تهیه نكند ـ چه توانایى داشته باشد یا نداشته باشد ـ مدیون زن است.

مسأله ۲۴۷۷ ـ اگر زن در كارهایى كه در مسأله پیش ذكر شد اطاعت شوهر را نكند گناهكار است، و حقّ غذا و لباس و منزل و سایر ما یحتاج و همخوابى ندارد، ولى مهر او از بین نمى رود.

مسأله ۲۴۷۸ ـ مرد حقّ ندارد زن خودرا به خدمت خانه ملزم كند.

مسأله ۲۴۷۹ ـ مخارج سفر زن اگر بیشتر از مخارج او در وطن باشد بر شوهر نیست، مگر سفرى باشد كه مخارج آن سفر عرفاً نفقه او باشد، مانند آن كه بیمار باشد و معالجه متوقّف بر سفر باشد، كه در این صورت مخارج سفر به قدر متعارف بر شوهر است، و همچنین اگر شوهر مایل باشد كه زن را به سفر ببرد.

مسأله ۲۴۸۰ ـ زنى كه خرج او بر شوهر است و شوهر خرج اورا نمى دهد مى تواند بعد از مطالبه و امتناع شوهر خرجى خودرا بدون اذن از مال او بردارد، و بنا بر احتیاط واجب ـ اگر ممكن باشد ـ از حاكم شرع براى برداشتن اذن بگیرد، و اگر نتواند از مال او بردارد و اجبار او هم به وسیله متصدّى امور حسبیه میسّر نباشد، چنانچه ناچار باشد كه معاش خودرا تهیه كند، در موقعى كه مشغول تهیه معاش است اطاعت شوهر بر او واجب نیست.

مسأله ۲۴۸۱ ـ مرد ـ بنابر احتیاط واجب ـ در هر چهار شب، یك شب نزد زن دائمى خود بماند، ولى اگر دو زن داشته باشد و نزد یكى از آنها یك شب بماند، واجب است نزد دیگرى نیز یك شب در ضمن چهار شب بماند.

مسأله ۲۴۸۲ ـ شوهر نمى تواند بیش از چهارماه نزدیكى با زن دائمى جوان خود را ترك كند، و همچنین بنابر احتیاط واجب در غیر زن جوان، مگر با رضایت زن، یا آن كه نزدیكى بر مرد ضررى یا حرجى باشد در صورتى كه با ضرر و حرج بر زن مزاحمت نكند، یا آن كه زن ناشزه باشد، و یا آن كه در ضمن عقد بر زن شرط شده باشد كه اختیار نزدیكى با مرد باشد.

مسأله ۲۴۸۳ ـ اگر در عقد دائم مهررا معین نكنند، عقد صحیح است، و چنانچه مرد با زن نزدیكى كند، باید مهر اورا مطابق مهر زنهایى كه مثل او هستند بدهد، ولى در متعه چنانچه مهررا معین نكنند، عقد باطل است.

مسأله ۲۴۸۴ ـ اگر موقع خواندن عقد دائم براى دادن مهر مدّتى معین نكرده باشند، زن مى تواند پیش از گرفتن مهر از نزدیكى كردن شوهر جلوگیرى كند، چه شوهر توانایى دادن مهر را داشته باشد و چه نداشته باشد، ولى اگر پیش از گرفتن مهر به نزدیكى راضى شود و شوهر با او نزدیكى كند، دیگر نمى تواند بدون عذر شرعى از نزدیكى شوهر جلوگیرى نماید.

next page

fehrest page

back page

 
 
http://www.aviny.com/Ahkam/ResalehVahidKhorasani/resale37.aspx?mode=print
Copyright © 2003-2013 - AVINY.COM - All Rights Reserved