next page

fehrest page

back page

 

احكام ظرف ها

(مسأله 189) ظرفى كه از پوست سگ يا خوك يا مردار ساخته شده، خوردن و آشاميدن در آن حرام است. و نبايد آن ظرف را در وضو و غسل و كارهايى كه بايد با چيز پاك انجام داد، استعمال كنند. ولى استعمال چرم سگ و خوك و مردار در كارهايى كه طهارت در آنها شرط نباشد، اشكال ندارد.

 

(مسأله 190) خوردن و آشاميدن از ظرف طلا و نقره و استعمال آنها حرام است ولى استعمال آنها در زينت اتاق حرام نيست و نگاه داشتن نيز -خصوصاً به عنوان ذخيره مالى- حرام نمى باشد.

 

(مسأله 191) از ساختن ظرف طلا و نقره و مزدى كه براى آن مى گيرند بنابر احتياط بايد اجتناب كرد.

 

(مسأله 192) از خريد و فروش ظرف طلا و نقره و سودى هم كه فروشنده مى گيرد، بنابر احتياط بايد اجتناب كرد.

 

(مسأله 193) گيره استكان كه از طلا يا نقره مى سازند اگر بعد از برداشتن استكان، ظرف به آن گفته شود، استعمال آن چه به تنهايى و چه با استكان حرام است; و اگر ظرف به آن گفته نشود، استعمال آن مانعى ندارد; و نيز بايد از سرمه دان و عطردان طلا اجتناب كرد.

 

(مسأله 194) استعمال ظرفى كه روى آن را آب طلا يا آب نقره داده اند اشكال ندارد.

 

(مسأله 195) اگر فلزى را با طلا يا نقره مخلوط كنند و ظرف بسازند چنانچه مقدار آن فلز به قدرى زياد باشد كه ظرف طلا يا نقره به آن نگويند استعمال آن ظرف مانعى ندارد.

 

(مسأله 196) اگر انسان غذايى را كه در ظرف طلا يا نقره است در ظرف ديگر بريزد اين استعمال جايز است; ولى اگر بخواهد از ظرف دوم غذا بخورد و خالى كردن ظرف براى آن نباشد كه غذا خوردن از ظرف طلا يا نقره جايز نيست، اين استعمال حرام مى باشد.

 

(مسأله 197) استعمال ظرف طلا يا نقره در حال ناچارى اشكال ندارد.

 

(مسأله 198) استعمال ظرفى كه معلوم نيست از طلا يا نقره است يا از چيز ديگر، اشكال ندارد.

 

(مسأله 199) استعمال طلاى سفيد حكم طلاى سرخ و زرد را دارد; ولى استعمال پلاتين ـ كه اهل فن مى گويند فلز ديگرى است ـ اشكال ندارد.

 

وضو
 

كيفيّت وضو گرفتن

(مسأله 200) در وضو واجب است صورت و دست ها را بشويند و جلوى سر و روى پاها را مسح كنند.

 

(مسأله 201) درازاى صورت را بايد از بالاى پيشانى، جايى كه موى سر بيرون مى آيد تا آخر چانه شست و پهناى آن به مقدارى كه بين انگشت وسط و شست قرار مى گيرد بايد شسته شود و اگر مختصرى از اين مقدار را نشويد وضو باطل است و براى آن كه يقين كند اين مقدار كاملا شسته شده بايد كمى اطراف آن را هم بشويد.

 

(مسأله 202) اگر احتمال دهد چرك يا چيز ديگرى در ابروها و گوشه هاى چشم و لب او هست كه نمى گذارد آب به آنها برسد، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد، بايد پيش از وضو وارسى كند كه اگر هست برطرف نمايد.

 

(مسأله 203) بايد صورت و دست ها را از بالا به پايين شست و اگر از پايين به بالا بشويد وضو باطل است.

 

(مسأله 204) اگر دست را تر كند و به صورت و دست ها بكشد، چنانچه ترى دست به قدرى باشد كه به واسطه كشيدن دست، آب كمى بر آنها جارى شود كافى است.

 

(مسأله 205) بعد از شستن صورت بايد دست راست و بعد از آن دست چپ را از آرنج تا سر انگشت ها بشويد.

 

(مسأله 206) براى آنكه يقين كند آرنج را كاملا شسته بايد مقدارى بالاتر از آرنج را هم بشويد.

 

(مسأله 207) كسى كه پيش از شستن صورت، دست هاى خود را تا مچ شسته، در موقع وضو بايد تا سر انگشتان را بشويد، و اگر فقط تا مچ را بشويد وضوى او باطل است.

 

(مسأله 208) در وضو شستن صورت و دست ها مرتبه اول واجب و مرتبه دوم جايز و مرتبه سوم و بيشتر از آن حرام مى باشد. منظور از مرتبه اول آن است كه تمام عضو را بشويد; خواه با يك مشت آب باشد يا چندين مشت. وقتى كه تمام شد يك مرتبه حساب مى شود.

 

(مسأله 209) بعد از شستن هر دو دست بايد جلوى سر را با ترى آب وضو كه در دست مانده مسح كند.

 

(مسأله 210) يك قسمت از چهار قسمت سر، كه مقابل پيشانى است جاى مسح مى باشد. احتياط لازم آن است كه از درازا به اندازه درازاى يك انگشت و از پهنا به اندازه پهناى سه انگشت بسته مسح نمايد.

 

(مسأله 211) لازم نيست مسح سر بر پوست آن باشد بلكه بر موى جلوى سر هم صحيح است; ولى كسى كه موى جلوى سر او به اندازه اى بلند است كه اگر مثلا شانه كند به صورتش مى ريزد، يا به جاهاى ديگر سر مى رسد، بايد بيخ موها را مسح كند; يا فرق سر را باز كرده پوست سر را مسح نمايد و اگر موهايى را كه به صورت مى ريزد يا به جاهاى ديگر سر مى رسد جلوى سر جمع كند و بر آنها مسح نمايد، يا بر موى جاهاى ديگر سر، كه جلوى آن آمده مسح كند باطل است.

 

(مسأله 212) بعد از مسح سر بايد با ترى آب وضو كه در دست مانده روى پاها را از سر  يكى از انگشت ها تا مفصل پا مسح كند.

 

(مسأله 213) احتياط لازم آن است كه به اندازه پهناى سه انگشت بسته مسح نمايد، و بهتر از آن مسح تمام روى پا و دو برآمدگى در دو طرف است.

 

 

(مسأله 214) اگر در مسح پا، همه دست را روى پا بگذارد و كمى بكشد كافى نيست بلكه بايد دست ها را تا مفصل بكشد.

(مسأله 215) در مسح سر و روى پا، بايد دست را روى آنها بكشد و اگر دست را نگه دارد و سر يا پا را به آن بكشد وضو باطل است; ولى اگر موقعى كه دست را مى كشد سر يا پا مختصرى حركت كند، اشكال ندارد.

 

(مسأله 216) جاى مسح بايد خشك باشد و اگر به قدرى تر باشد كه رطوبت كف دست به آن اثر نكند مسح باطل است; ولى اگر ترى آن به قدرى كم باشد كه رطوبت محل، مانع از تأثير رطوبت كف دست نباشد، كافى است.

 

(مسأله 217) اگر براى مسح، رطوبتى در كف دست نمانده باشد نمى تواند دست را با آب خارج تر كند، بلكه بايد از اعضاى ديگر وضو رطوبت بگيرد و با آن مسح نمايد.

 

(مسأله 218) اگر رطوبت كف دست فقط به اندازه مسح سر باشد، مى تواند سر را با همان رطوبت مسح كند، و براى مسح پاها از اعضاى ديگر وضو رطوبت بگيرد.

 

(مسأله 219) مسح كردن از روى جوراب و كفش باطل است; ولى اگر به واسطه سرماى شديد يا ترس از دزد و درنده و مانند اينها نتواند كفش يا جوراب را بيرون آورد، بر آنها مسح كند و تيمّم نيز بنمايد.

 

(مسأله 220) اگر روى پا نجس باشد و نتواند براى مسح، آن را آب بكشد بايد تيمّم كند.

وضوى ارتماسى

(مسأله 221) وضوى ارتماسى آن است كه انسان صورت و دست ها را به قصد وضو در آب فرو برد يا آنها را در آب فرو برد و به قصد وضو بيرون آورد. و اگر موقعى كه دستها را در آب فرو مى برد نيّت وضو كند و تا وقتى كه آنها را از آب بيرون مى آورد و ريزش آب تمام مى شود به قصد وضو باشد، وضوى او صحيح است. و اگر موقع بيرون آوردن از آب قصد وضو كند و تا وقتى كه ريزش آب تمام مى شود. به قصد وضو باشد نيز وضوى او صحيح است.

 

(مسأله 222) در وضوى ارتماسى هم بايد صورت و دستها از بالا به پايين شسته شود، و براى تحقق آن دو صورت وجود دارد: 1ـ صورت و دست ها را در آب فرو مى برد، قصد وضو كند و صورت را از طرف پيشانى و دست ها را از طرف آرنج در آب فرو برد. 2ـ موقع بيرون آوردن از آب قصد وضو كند و صورت را از طرف پيشانى و دست ها را از طرف آرنج بيرون آورد. و بهتر اين است كه صورت اول را بر صورت دوم مقدّم بدارد و بهتر از همه اين است كه وضوى ترتيبى بگيرد.

 

(مسأله 223) اگر وضوى بعضى از اعضاء را ارتماسى و بعضى را غيرارتماسى انجام دهد اشكال ندارد.

 

دعاهايى كه موقع وضو گرفتن مستحب است

(مسأله 224) كسى كه وضو مى گيرد مستحب است موقعى كه نگاهش به آب مى افتد بگويد:

بِسمِ اللهِ و بِاللهِ و الْحَمْدُ للهِ الّذِي جَعَلَ الماءَ طَهوراً وَ لَمْ يَجْعَلْهُ نَجِساً

و موقعى كه پيش از وضو دست خود را مى شويد بگويد:

اللَّهُمَّ اجْعَلْني مِنَ التّوّابينَ و اجْعَلْني مِنَ المُتَطَهِّرينَ

و در وقت مضمضه كردن يعنى آب در دهان گردانيدن بگويد:

اَللَّهُمَّ لَقِّنّي حُجَّتي يَوْمَ ألْقاكَ و أطْلِقْ لِساني بِذِكْرِكَ

و در وقت استنشاق يعنى آب در بينى كردن بگويد:

اَللَّهُمَّ لا تُحَرِّمْ عَلىَّ رِيحَ الجَنَّةِ و اجْعَلْني مِمَّنْ يَشُمُّ رِيحَها و رَوْحَها و طِيبَها

و موقع شستن صورت بگويد:

اَللَّهُمَّ بَيَّضْ وَجْهي يَوْمَ تَسْوَدُّ فِيهِ الوُجُوهُ و لا تُسَوِّدْ وَجْهي يَوْمَ تَبْيَضُّ فِيهِ الوُجُوهُ

و در وقت شستن دست راست بخواند:

اللَّهُمَّ أعْطِني كِتابِي بِيَمِيني و الْخُلْدَ فى الجِنانِ بِيَساري و حاسِبْني حِساباً يَسيراً

و موقع شستن دست چپ بگويد:

اللَّهُمَّ لا تُعْطِني كِتابي بِشِمالي و لا مِنْ وَرَاءِ ظَهْري و لا تَجْعَلْها مَغْلولَةً إلى عُنُقي و أعوذُ بِكَ مِنْ مُقَطَّعاتِ النِّيرانِ

و موقعى كه سر را مسح مى كند بگويد:

اللَّهُمَّ غَشِّني بِرَحْمَتِكَ و بَرَكاتِكَ و عَفْوِكَ

و در وقت مسح پا بگويد:

اللَّهُمَّ ثَبِّتْني عَلَى الصِّراطِ يَوْمَ تَزِلُّ فِيهِ الأقْدامُ و اجْعَلْ سَعْيي فى ما يُرْضِيكَ عَنّي يا ذَا الجَلالِ و الإكْرام

 

شرايط وضو

شرايط صحيح بودن وضو سيزده چيز است:

شرط اول ـ آن كه آب وضو پاك باشد .

شرط دوم ـ آن كه مطلق باشد.

(مسأله 225) وضو با آب نجس و آب مضاف باطل است; اگرچه انسان نجس بودن يا مضاف بودن آن را نداند يا فراموش كرده باشد و اگر با آن وضو، نمازى هم خوانده باشد، بايد آن نماز را دوباره با وضوى صحيح بخواند.

 

شرط سوم ـ آنكه آب وضو مباح باشد و بنابر احتياط واجب فضايى كه در آن وضو مى گيرد و ظرف آن نيز مباح باشد.

(مسأله 226) وضو با آب غصبى و با آبى كه معلوم نيست صاحب آن راضى است يا نه حرام و باطل است ولى اگر سابقاً راضى بوده و انسان نمى داند كه از رضايتش برگشته يا نه وضو صحيح است. و نيز اگر آب وضو از صورت و دست ها در جاى غصبى بريزد، وضوى او صحيح است; خواه در غير آنجا بتواند وضو بگيرد يا نه.

(مسأله 227) كسى كه نمى خواهد در مسجدى نماز بخواند اگر نداند آب آن را براى همه مردم وقف كرده اند يا براى كسانى كه در آنجا نماز مى خوانند، نمى تواند از آب آن وضو بگيرد; ولى اگر معمولا كسانى هم كه نمى خواهند در آنجا نماز بخوانند از آب آن وضو مى گيرند ـ كه كاشف از اجازه عمومى باشد ـ مى تواند از آب آن وضو بگيرد.

(مسأله 228) اگر فراموش كند آب، غصبى است و با آن وضو بگيرد وضوى او صحيح است; و اگر خودش آب را غصب كرده باشد احتياط آن است كه وضو را اعاده كند.

 

شرط چهارم ـ هرگاه بخواهد وضوى ارتماسى بگيرد بايد ظرف آب وضو مباح باشد، ولى اگر با دست از ظرف غصبى آب بردارد و وضو بگيرد، صحيح است.

(مسأله 229) اگر در حوضى كه مثلا يك آجر يا يك سنگ آن غصبى است وضو بگيرد صحيح است.

(مسأله 230) اگر در صحن يكى از امامان يا امامزادگان كه سابقاً قبرستان بوده حوض يا نهرى بسازند، چناچه انسان نداند كه زمين صحن را براى قبرستان وقف كرده اند، وضو گرفتن در آن حوض و نهر اشكال ندارد.

 

شرط ششم ـ آنكه اعضاى وضو موقع شستن و مسح كردن پاك باشد.

(مسأله 231) اگر پيش از تمام شدن وضو جايى را كه شسته يا مسح كرده نجس شود، وضو صحيح است.

(مسأله 232) اگر غير از اعضاى وضو، جايى از بدن نجس باشد وضو صحيح است. ولى اگر مخرج را از بول يا غائط تطهير نكرده باشد احتياط مستحب آن است اول آن را تطهير كند بعد وضو بگيرد.

(مسأله 233) اگر يكى از اعضاى وضو نجس باشد و بعد از وضو شك كند كه پيش از وضو آنجا را آب كشيده يا نه، چنانچه در موقع وضو ملتفت پاك بودن و نجس بودن آنجا نبوده، وضو باطل است و اگر مى داند ملتفت بوده; يا شك دارد كه ملتفت بوده يا نه وضو صحيح است و در هر صورت جايى را كه نجس بوده بايد آب بكشد.

(مسأله 234) اگر در صورت يا دست ها بريدگى يا زخمى است كه خون آن بند نمى آيد و آب براى آن ضرر ندارد، بايد در آب كر يا جارى فرو ببرد و قدرى فشار دهد كه خون بند بيايد، بعد به شيوه اى كه در وضوى ارتماسى گفته شد، وضو بگيرد.

 

شرط هفتم ـ آنكه وقت براى وضو و نماز كافى باشد.

(مسأله 235) هرگاه وقت به قدرى تنگ باشد كه اگر وضو بگيرد تمام نماز يا مقدارى از آن بعد از وقت خوانده مى شود، بايد تيمّم كند; ولى اگر براى وضو و تيمّم يك اندازه وقت لازم باشد بايد وضو بگيرد.

(مسأله 236) كسى كه در تنگى وقت نماز، بايد تيمّم كند، اگر به جاى تيمّم وضو بگيرد صحيح است چه براى آن نماز وضو بگيرد يا براى كار ديگر.

 

شرط هشتم ـ آن كه به قصد قربت يعنى براى انجام فرمان خداوند عالم وضو بگيرد و اگر براى خنك شدن يا به قصد ديگرى وضو بگيرد باطل است.

(مسأله 237) لازم نيست نيّت وضو را به زبان بگويد يا از قلب خود بگذراند; ولى بايد در تمام وضو نيّت استمرار داشته باشد، به طورى كه اگر از او بپرسند چه مى كنى؟ بگويد وضو مى گيرم.

 

شرط نهم ـ آنكه وضو را به ترتيبى كه گفته شد بجا آورد يعنى اول صورت و بعد دست راست و بعد دست چپ را بشويد و بعد از آن سر و بعد پاها را مسح نمايد و بنابر احتياط واجب، پاى راست را پيش از پاى چپ مسح كند.

شرط دهم ـ آنكه كارهاى وضو را پيوسته به هم انجام دهد.

(مسأله 238) كارهاى وضو را بايد چنان بجا آورد كه بگويند پشت سرهم انجام مى دهد، در اين صورت وضوى او صحيح است. هرچند بر اثر گرمى هوا و وزش باد، اعضاى سابق خشك شده باشد; مثلا موقعى كه مى خواهد دست راست را بشويد صورت او خشك شود; ولى اگر طورى انجام دهد كه پشت سرهم نباشد وضوى او باطل است; هرچند بر اثر سردى هوا، اعضاى قبلى، خشك نشده باشد.

 

شرط يازدهم ـ آنكه شستن صورت و دست ها و مسح سر و پاها را خود انسان انجام دهد و اگر ديگرى او را وضو دهد، يا در رساندن آب، به صورت و دست ها و مسح سر و پاها به او كمك نمايد، وضو باطل است.

(مسأله 239) كسى كه نمى تواند وضو بگيرد بايد نايب بگيرد كه او را وضو دهد. و چنانچه مزد هم بخواهد، در صورتى كه بتواند بايد بدهد. ولى بايد خود او نيّت وضو كند و با دست خود مسح نمايد و اگر نمى تواند بايد نايبش دست او را بگيرد و به جاى مسح او بكشد، و اگر اين هم ممكن نيست بايد از دست او رطوبت بگيرند و با آن رطوبت، سر و پاى او را مسح كنند.

 

شرط دوازدهم ـ آنكه استعمال آب براى او مانعى نداشته باشد.

(مسأله 240) كسى كه مى ترسد كه اگر وضو بگيرد، مريض شود يا اگر آب را به مصرف وضو برساند سخت تشنه بماند، نبايد وضو بگيرد، ولى اگر نداند كه آب براى او ضرر دارد و وضو بگيرد، و بعد بفهمد ضرر داشته وضوى او صحيح است.

 

(مسأله 241) اگر رساندن آب به صورت و دست ها به مقدار كمى كه وضو با آن صحيح است ضرر ندارد و بيشتر از آن ضرر داشته باشد، بايد با همان مقدار وضو بگيرد.

 

شرط سيزدهم ـ آنكه در اعضاى وضو مانعى از رسيدن آب نباشد.

(مسأله 242) اگر مى داند چيزى به اعضاى وضو چسبيده ولى شك دارد كه از رسيدن آب جلوگيرى مى كند يا نه، بايد آن را برطرف كند يا آب را به زير آن برساند.

 

(مسأله 243) اگر در صورت و دست ها و جلوى سر و روى پاها به واسطه سوختن يا چيز ديگر برآمدگى پيدا شود، شستن و مسح روى آن كافى است و چنانچه سوراخ شود، رساندن آب به زير پوست لازم نيست، بلكه اگر پوستِ يك قسمت آن كنده شود، لازم نيست آب را به زير قسمتى كه كنده نشده برساند، ولى چنانچه پوستى كه كنده شده گاهى به بدن مى چسبد و گاهى بلند مى شود بايد آن را قطع كند يا آب را به زير آن برساند.

 

(مسأله 244) جايى را كه بايد شست و مسح كرد هر قدر چرك باشد، اگر چرك آن مانع از رسيدن آب به بدن نباشد اشكال ندارد، و اگر بعد از گچ كارى و مانند آن چيز سفيدى كه جلوگيرى از رسيدن آب به پوست بدن نمى كند بر دست بماند وضو صحيح است، ولى اگر شك كند كه با بودن آنها آب به بدن مى رسد يا نه، بايد آنها را برطرف كند.

 

(مسأله 245) اگر پيش از وضو بداند كه در بعضى از اعضاى وضو مانعى از رسيدن آب هست و بعد از وضو شك كند كه در موقع وضو آب را به آنجا رسانده يا نه، وضوى او صحيح است، ولى اگر بداند كه موقع وضو ملتفت آن مانع نبوده بايد دوباره وضو بگيرد.

 

(مسأله 246) اگر بعد از وضو چيزى كه مانع از رسيدن آب است در اعضاى وضو ببيند و نداند موقع وضو بوده يا بعد پيدا شده، وضوى او صحيح است; ولى اگر بداند كه در وقت وضو ملتفت آن مانع نبوده، احتياط واجب آن است كه دوباره وضو بگيرد.

 

احكام وضو

(مسأله 247) كسى كه در كارهاى وضو و شرايط آن مثل پاك بودن آب و غصبى نبودن آن خيلى شك مى كند بايد به شك خود اعتنا نكند.

 

(مسأله 248) اگر شك كند كه وضوى او باطل شده يا نه، بنا مى گذارد كه وضوى او باقى است ولى اگر بعد از بول استبراء نكرده و وضو گرفته باشد و بعد از وضو رطوبتى از او بيرون آيد كه نداند بول است يا چيز ديگر، وضوى او باطل است.

 

(مسأله 249) كسى كه شك دارد وضو گرفته يا نه بايد وضو بگيرد.

 

(مسأله 250) كسى كه مى داند وضو گرفته و حدثى هم از او سر زده، مثلا بول كرده، اگر نداند كدام جلوتر بوده، چنانچه پيش از نماز است بايد وضو بگيرد، و اگر در بين نماز است، احتياطاً نماز را تمام كند و وضو بگيرد و اگر بعد از نماز است بايد وضو بگيرد و بنابر احتياط واجب نمازى را كه خوانده دوباره بخواند.

 

(مسأله 251) اگر بعد از نماز شك كند كه وضو گرفته يا نه نماز او صحيح است، ولى بايد براى نمازهاى بعد وضو بگيرد.

 

(مسأله 252) اگر در بين نماز شك كند كه وضو گرفته يا نه، نماز او باطل است و بايد وضو بگيرد و نماز را بخواند.

 

(مسأله 253) اگر بعد از نماز شك كند، كه قبل از نماز وضوى او باطل شده يا بعد از نماز، نمازى كه خوانده صحيح است.

 

(مسأله 254) اگر انسان مرضى دارد كه بول او قطره قطره مى ريزد يا نمى تواند از بيرون آمدن غائط خوددارى كند چنانچه يقين دارد كه از اول وقت نماز تا آخر آن به مقدار وضو گرفتن و نمازخواندن مهلت پيدا مى كند، بايد نماز را در وقتى كه مهلت پيدا مى كند بخواند و اگر مهلت او به مقدار كارهاى واجب نماز است، بايد در وقتى كه مهلت دارد فقط كارهاى واجب نماز را بجا آورد و كارهاى مستحب آن مانند اذان و اقامه را ترك كند.

 

(مسأله 255) اگر به مقدار وضو و نماز مهلت پيدا نمى كند ولى در بين نماز فقط چند مرتبه بول و غائط از او خارج مى شود به طورى كه اگر بخواهد بعد از هر كدام وضو بگيرد مشكل نيست، در اين صورت بايد بنابر احتياط واجب ظرف آبى پهلوى خود بگذارد و هر وقت چيزى از او خارج شد وضو بگيرد و بقيّه نماز را بخواند و حتّى الإمكان همان نماز را با يك وضو، دوباره بخواند و اگر در بين آن نماز وضوى او باطل شد اعتنا نكند; اما اگر چنان پى در پى از او خارج مى شود كه اين كار براى او مشقّت بار است; يك وضو كافى است.

 

(مسأله 256) چنان كه گفته شد هرگاه بول يا غائط طورى پى در پى از او خارج شود كه وضو گرفتن بعد از هر دفعه براى او بسيار مشكل باشد، يك وضو كافى است، بلكه مى تواند دو نماز مانند ظهر و عصر را با همان يك وضو بخواند، اگرچه احتياط آن است كه براى هر نماز يك وضو بگيرد.

 

(مسأله 257) هرگاه اين گونه افراد با اختيار خود بول يا غائط كنند بايد وضو بگيرند.

 

(مسأله 258) هرگاه مرضى دارد كه نمى تواند از خارج شدن باد جلوگيرى كند بايد به وظيفه كسانى كه نمى توانند از بيرون آمدن بول و غائط خوددارى كنند عمل نمايد.

 

(مسأله 259) كسى كه غائط پى در پى از او خارج مى شود، در صورتى كه مشكل نباشد بايد براى هر نمازى وضو بگيرد و فوراً مشغول نماز شود، ولى براى بجا آوردن سجده و تشهد فراموش شده و نماز احتياط كه بايد بعد از نماز انجام داد در صورتى كه آنها را بعد از نماز فوراً بجا بياورد، وضو گرفتن لازم نيست.

 

(مسأله 260) كسى كه بول او قطره قطره مى ريزد بايد براى نماز به وسيله كيسه اى كه در آن، پنبه يا چيز ديگرى است كه از رسيدن بول به جاهاى ديگر جلوگيرى مى كند، خود را حفظ كند و احتياط واجب آن است كه پيش از هر نماز مخرج بول را كه نجس شده آب بكشد و نيز كسى كه نمى تواند از بيرون آمدن غائط خوددارى كند، چنانچه ممكن باشد بايد به مقدار نماز از رسيدن غائط به جاهاى ديگر جلوگيرى نمايد، و احتياط واجب آن است كه اگر مشقّت ندارد، براى هر نماز، مخرج غائط را آب بكشد.

 

(مسأله 261) كسى كه نمى تواند از بيرون آمدن بول و غائط خوددارى كند، در صورتى كه ممكن باشد و مشقت و زحمت و خوف خطر نداشته باشد بايد به مقدار نماز از خارج شدن بول و غائط جلوگيرى نمايد، اگرچه خرج داشته باشد. بلكه اگر مرض او به آسانى معالجه شود، احتياط واجب آن است كه خود را معالجه كند.

 

(مسأله 262) كسى كه نمى تواند از بيرون آمدن بول و غائط خوددارى كند بعد از آنكه مرض او خوب شد، لازم نيست نمازهايى را كه در وقت مرض مطابق وظيفه اش خوانده قضا كند، ولى اگر در بين وقت نماز، بهبودى يابد، بايد نمازى را كه در آن وقت خوانده، دوباره بخواند.

 

چيزهايى كه بايد براى آنها وضو گرفت

(مسأله 263) براى شش چيز وضو گرفتن واجب است:

اول براى نمازهاى واجب غير از نماز ميّت.

دوم براى سجده و تشهد فراموش شده، اگر بين آنها و نماز، حدثى از او سرزده مثلا بول كرده باشد.

سوم براى طواف واجب خانه كعبه.

چهارم اگر نذر يا عهد كرده يا قسم خورده باشد كه وضو بگيرد.

پنجم اگر نذر كرده باشد كه جايى از بدن خود را به خط قرآن برساند.

ششم براى آب كشيدن قرآنى كه نجس شده يا بيرون آوردن آن از جاى آلوده، در صورتى كه مجبور باشد دست يا جاى ديگر بدن خود را به خط قرآن برساند، ولى چنانچه معطل شدن به مقدار وضو بى احترامى به قرآن باشد، بايد بىوضو كار خود را انجام دهد.

 

(مسأله 264) دست زدن به خط قرآن، يا رساندن جايى از بدن به خط قرآن براى كسى كه وضو ندارد حرام است. ولى اگر قرآن را به زبان فارسى يا به زبان ديگر ترجمه كنند، اشكال ندارد.

 

(مسأله 265) جلوگيرى بچه يا ديوانه از دست زدن به خط قرآن واجب نيست، ولى اگر دست زدن آنان بى احترامى به قرآن باشد، بايد جلوگيرى كنند.

 

(مسأله 266) كسى كه وضو ندارد، حرام است اسم خداوند متعال را به هر زبانى نوشته شده باشد، مس نمايد. و مسّ اسم مبارك پيغمبر و امامان و حضرت زهرا(عليهم السلام)هم اگر هتك حرمت و بى احترامى باشد حرام است.

 

(مسأله 267) اگر پيش از وقت نماز به قصد اين كه با طهارت باشد وضو بگيرد يا غسل كند صحيح است.

 

(مسأله 268) كسى كه يقين دارد وقت داخل شده اگر نيّت وضوى واجب كند و بعد از وضو بفهمد وقت داخل نشده، در صورتى كه اگر هم وقت داخل نشده بود، وضو مى گرفت; وضوى او صحيح است.

 

(مسأله 269) مستحب است انسان براى نماز ميّت و زيارت اهل قبور و رفتن به مسجد و حرم امامان (عليهم السلام) وضو بگيرد، و همچنين براى همراه داشتن قرآن و خواندن و نوشتن آن و نيز براى مسّ حاشيه قرآن و براى خوابيدن وضو گرفتن مستحب است و نيز مستحب است كسى كه وضو دارد دوباره وضو بگيرد و اگر براى يكى از اين كارها وضو بگيرد هر كارى را كه بايد با وضو انجام داد، مى تواند بجا آورد; مثلا مى تواند با آن وضو نماز بخواند.

 

چيزهايى كه وضو را باطل مى كند

(مسأله 270) هفت چيز وضو را باطل مى كند:

اول بول.

دوم غائط.

سوم باد معده و روده كه از مخرج غائط خارج مى شود.

چهارم خوابى كه به واسطه آن چشم نبيند و گوش نشنود ولى اگر چشم نبيند و گوش بشنود، وضو باطل نمى شود.

پنجم چيزهايى كه عقل را از بين مى برد: مانند ديوانگى و مستى و بى هوشى.

ششم استحاضه زنان كه بعداً گفته مى شود.

هفتم كارى كه براى آن بايد غسل كرد مانند جنابت، حيض، نفاس و مسّ ميّت.

 

احكام وضوى جبيره

چيزى كه با آن زخم و شكستگى را مى بندند و دوايى كه روى زخم و مانند آن مى گذارند «جبيره» ناميده مى شود.

(مسأله 271) اگر در يكى از جاهاى وضو زخم يا دمل يا شكستگى باشد، چنانچه روى آن باز است و آب براى آن ضرر ندارد، بايد به طور معمول وضو گرفت.

 

(مسأله 272) اگر زخم يا دمل يا شكستگى در صورت و دست ها كه روى آن باز باشد و آب ريختن روى آن ضرر داشته باشد، چنانچه كشيدن دست تر بر آن ضرر ندارد، دست تر بر آن بكشد و بنابر احتياط مستحب پارچه پاكى روى آن بگذارد به گونه اى كه جزء جبيره حساب شود و دست تر را روى پارچه هم بكشد; و اگر اين مقدار هم ضرر دارد يا زخم نجس است و نمى شود آب كشيد، بايد اطراف زخم را به طورى كه در وضو گفته شد، از بالا به پايين بشويد و بنابر احتياط واجب پارچه پاكى روى زخم بگذارد و دست تر روى آن بكشد و اگر گذاشتن پارچه ممكن نيست، شستن اطراف زخم كافى است.

 

(مسأله 273) اگر زخم يا دمل يا شكستگى در جلوى سر يا روى پاها باشد و روى آن باز باشد، چنانچه نتواند آن را مسح كند، بايد پارچه پاكى روى آن بگذارد و روى پارچه را با ترى آب وضو كه در دست مانده مسح كند، و اگر گذاشتن پارچه ممكن نباشد، بايد به جاى وضو تيمّم كند و بهتر است يك وضوى بدون مسح هم بگيرد.

 

(مسأله 274) اگر روى دمل يا زخم يا شكستگى بسته باشد، چنانچه بازكردن آن ممكن است و زحمت و مشقّت هم ندارد و آب هم براى آن ضرر ندارد، بايد روى آن را باز كند و وضو بگيرد، چه زخم و مانند آن در صورت و دست ها باشد يا جلوى سر و روى پاها.

 

(مسأله 275) اگر زخم يا دمل يا شكستگى در صورت يا دست ها باشد و بشود روى آن را باز كرد چنانچه ريختن آب روى آن ضرر دارد و كشيدن دست تر ضرر ندارد، دست تر روى آن بكشد.

 

(مسأله 276) اگر نمى شود روى زخم را باز كرد ولى زخم و چيزى كه روى آن گذاشته پاك است و رسانيدن آب به زخم ممكن است و ضرر و زحمت و مشقّت هم ندارد، بايد آن را به روى زخم برساند، و اگر زخم يا چيزى كه روى آن گذاشته نجس است; چنانچه آب كشيدن آن و رساندن آب به روى زخم، بدون زحمت و مشّقت ممكن باشد، بايد آن را آب بكشد و موقع وضو آب را به زخم برساند و در صورتى كه آب براى زخم ضرر دارد، يا آنكه رساندن آب به روى زخم ممكن نيست، يا زخم نجس است و نمى شود آن را آب كشيد، بايد اطراف زخم را بشويد و اگر جبيره پاك است روى آن را مسح كند و اگر جبيره نجس است يا نمى شود روى آن را دست تر كشيد، مثلا دوايى است كه به دست مى چسبد، پارچه پاكى را به طورى كه جزء جبيره حساب شود، روى آن بگذارد و دست تر روى آن بكشد. و اگر اين هم ممكن نيست، احتياط واجب آن است كه وضو بگيرد و اگر همه مواضع تيمّم و يا بعضى از آن بى مانع باشد تيمّم هم بنمايد.

 

(مسأله 277) اگر جبيره تمام صورت يا تمام يكى از دست ها يا تمام هر دو دست را گرفته باشد، بايد وضوى جبيره اى بگيرد و بنابر احتياط واجب تيمّم هم بنمايد.

 

(مسأله 278) اگر جبيره تمام اعضاى وضو را گرفته باشد; بايد تيمّم بنمايد.

 

(مسأله 279) كسى كه در كف دست و انگشت ها جبيره دارد و در موقع وضو دست تر روى آن كشيده است، مى تواند سر و پا را با همان رطوبت مسح كند يا از جاهاى ديگرِ وضو، رطوبت بگيرد.

 

(مسأله 280) اگر جبيره تمام پهناى روى پا را گرفته ولى مقدارى از طرف انگشتان و مقدارى از طرف بالاى پا باز است، بايد جاهايى كه باز است روى پا را و جايى كه جبيره است روى جبيره را مسح كند.

 

(مسأله 281) اگر در صورت يا دست ها چند جبيره باشد، بايد بين آنها را بشويد و اگر جبيره ها در سر يا روى پاها باشد، بايد بين آنها را مسح كند و در جاهايى كه جبيره است بايد به دستور جبيره عمل نمايد.

 

(مسأله 282) اگر جبيره بيشتر از معمول اطراف زخم را گرفته و برداشتن آن ممكن نيست، بايد به دستور جبيره عمل كند و بنابر احتياط واجب تيمّم هم بنمايد و اگر برداشتن جبيره ممكن است بايد جبيره را بردارد; پس اگر زخم در صورت و دست ها است اطراف آن را بشويد و اگر در سر يا روى پاها است اطراف آن را مسح كند و براى جاى زخم به دستور جبيره عمل نمايد.

 

(مسأله 283) اگر در جاى وضو زخم و جراحت و شكستگى نباشد ولى به جهت ديگر، آب براى آن ضرر داشته باشد، بايد تيمّم كند.

 

(مسأله 284) اگر جايى از اعضاى وضو را رگ زده است و نمى تواند آن را آب بكشد يا آب براى آن ضرر دارد اگر روى آن بسته است، بايد به دستور جبيره عمل كند.

 

(مسأله 285) اگر در جاى وضو يا غسل چيزى چسبيده است كه برداشتن آن ممكن نيست، يا به قدرى مشقّت دارد كه نمى شود تحمّل كرد، بايد به دستور جبيره عمل كند.

 

(مسأله 286) غسل جبيره اى مثل وضوى جبيره اى است، ولى بايد آن را ترتيبى بجا آورند.

 

(مسأله 287) كسى كه وظيفه او تيمّم است اگر در بعضى از جاهاى تيمّم او زخم يا دمل يا شكستگى باشد، بايد به دستور وضوى جبيره اى، تيمّم جبيره اى نمايد.

 

(مسأله 288) كسى كه بايد با وضو يا غسل جبيره اى نماز بخواند، چنانچه بداند كه تا آخر وقت، عذر او برطرف نمى شود، مى تواند در اول وقت نماز بخواند، ولى اگر اميد دارد كه تا آخر وقت، عذر او برطرف شود، احتياط واجب آن است كه صبر كند و اگر عذر او برطرف نشد در آخر وقت نماز را با وضو يا غسل جبيره اى بجا آورد.

 

(مسأله 289) اگر به خاطر درد چشم، شستن صورت ضرر دارد، بايد وضو يا غسل جبيره اى انجام دهد، و احتياطاً تيمّم هم بنمايد.

 

(مسأله 290) كسى كه نمى داند وظيفه اش تيمّم است يا وضوى جبيره اى بنابر احتياط واجب بايد هر دو را بجا آورد.

 

(مسأله 291) نمازهايى را كه انسان با وضوى جبيره اى خوانده اگر عذرش تا آخر وقت مستمر باشد، صحيح است و با همان وضو مى تواند نمازهاى بعدى را بخواند ولى اگر براى آنكه نمى دانسته تكليفش جبيره است يا تيمّم، هر دو را انجام داده باشد بايد براى نمازهاى بعد وضو بگيرد.

next page

fehrest page

back page

 
 
http://www.aviny.com/Ahkam/ResalehSobhani/resale03.aspx?mode=print
Copyright © 2003-2013 - AVINY.COM - All Rights Reserved