فهرست

Next Page

شكيات نماز

مسأله 237 :

شكهايى كه نماز را باطل مى كند از اين قرار است:

1 - شك در شماره ركعتهاى نماز دو ركعتى ، مثل نماز صبح و نماز مسافر. ولى شك در نماز مستحب دو ركعتى و بعضى از نمازهاى احتياط، نماز را باطل نمى كند

2 - شك در شماره ركعتهاى نماز سه ركعتى

3 - اگر در نماز چهار ركعتى شك كند كه يك ركعت خوانده يا بيشتر

4 - اگر در نماز چهار ركعتى پيش از تمام شدن سجده دوّم ، شك كند كه دو ركعت خوانده يا بيشتر

5 - شك بين دو و پنج يا دو و بيشتر از پنج

6 - شك بين سه و شش و بيشتر از شش

7 - شك در ركعتهاى نماز كه نداند چند ركعت خوانده است

8 - شك بين چهار و شش يا چهار و بيشتر از شش .

شكهايى كه نبايد اعتنا شوند

مسأله 238:

شكهايى كه نبايد به آنها اعتنا كرد عبارت است از:

1 - در چيزى كه محل بجا آوردن آن گذشته است ، مثل آنكه (( در ركوع شك كند كه حمد را خوانده يا نه ))

2 - شك بعد از سلام نماز

3 - شك بعد از گذشتن وقت نماز

4 - شك كثير الشك ، يعنى ، كسى كه زياد شك مى كند

5 - شك امام در شماره ركعتهاى نماز، در صورتى كه ماءموم شماره آنها را بداند و نيز شك ماءموم در صورتى كه امام شماره ركعتهاى نماز را بداند

6 - شك در نماز مستحبى

شكهاى صحيح نماز

مسأله 239 :

در نُه صورت اگر در شماره ركعتهاى نماز چهار ركعتى شك كند، بنابر احتياط، بايد فكر كند و اگر يقين يا گمان به يك طرف از شك پيدا كرد، همان طرف را بگيرد و نماز را تمام كند و گرنه به دستورهايى كه گفته مى شود عمل كند.

نُه صورت شك بدين قرار است:

1 - شك بين دو و سه ، بعد از سر برداشتن از سجده دوم ، بنابر اظهر بايد بنا بگذارد به اينكه سه ركعت خوانده و يك ركعت ديگر بخواند و نماز را تمام كند و بعد از نماز يك ركعت نماز احتياط ايستاده يا دو ركعت نشسته بجا آورد.

2 - شك بين دو و چهار، بعد از سر برداشتن از سجده دوم ، كه بايد بنا بگذارد چهار ركعت خوانده و نماز را تمام كند و بعد از نماز، دو ركعت نماز احتياط ايستاده بخواند.

3 - شك بين دو و سه و چهار، بعد از سر برداشتن از سجده دوم ، كه بايد بنا را بر چهار بگذارد و نماز را تمام كند و بعد از نماز، دو ركعت نماز احتياط ايستاده و بعد دو ركعت نشسته بجا آورد.

4 - شك بين چهار و پنج ، بعد از سر برداشتن از سجده دوم ، كه بايد بنا را بر چهار بگذارد و نماز را تمام كند و بعد از نماز، دو سجده سهو بجا آورد.

اگر بعد از ركوع ركعتى كه در آن شك كرده و پيش از سر برداشتن از سجده دوم ، اين شك براى او پيش آيد، بنابر احيتاط واجب ، بايد نماز را دوباره هم بخواند.

5 - شك بين سه و چهار، كه در هر جاى نماز باشد، بايد بنا را بر چهار بگذارد و نماز را تمام كند و بعد از نماز، يك ركعت نماز احتياط ايستاده يا دو ركعت نشسته بجا آورد.

6 - شك بين چهار و پنج ، در حال ايستاده ، قبل از ركوع ، كه بايد بنشيند و تشهد بخواند و سلام دهد و آنگاه يك ركعت نماز احتياط ايستاده يا دو ركعت نشسته ، بجا آورد و بنابر احتياط، دو سجده سهو نيز انجام دهد.

7 - شك بين سه و پنج ، در حال ايستاده ، قبل از ركوع ، كه بايد بنشيند و تشهد بخواند و سلام دهد و دو ركعت نماز احتياط ايستاده بجا آورد.

8 - شك بين سه و چهار و پنج ، در حال ايستاده ، قبل از ركوع ، كه بايد بنشيند و تشهد بخواند و بعد از سلام نماز، دو ركعت نماز احتياط ايستاده و بعد دو ركعت نشسته بجا آورد و سپس دو سجده سهو براى كارهاى زيادى كه انجام داده ، بجا آورد.

9 - شك بين پنج و شش ، در حال ايستاده ، كه بايد بنشيند و تشهد بخواند و سلام دهد و دو سجده سهو بجا آورد.

موارد شكستن نماز

مسأله 240 :

شكستن نماز واجب ، از روى اختيار، حرام است ، ولى براى حفظ مال و جلوگيرى از ضرر مالى يا بدنى ، مانعى ندارد.

شكستن نماز مستحبى ، از روى اختيار، مانعى ندارد.

مسأله 241 :

اگر حفظ جان خود يا كسى كه حفظ جان او واجب است يا حفظ مالى كه نگهدارى آن واجب مى باشد، بدون شكستن نماز ممكن نباشد، بايد نماز را بشكند.

نماز احتياط

مسأله 242 :

كسى كه نماز احتياط بر او واجب است ، بعد از سلام ، بايد فوراً نيّت نماز احتياط كند و تكبير بگويد و بنابر اظهر، حمد را بخواند و به ركوع برود و دو سجده كند.

پس اگر يك ركعت نماز احتياط بر او واجب است ، بعد از دو سجده ، تشهد بخواند و سلام دهد، و اگر دو ركعت نماز احتياط بر او واجب است ، بعد از دو سجده ، يك ركعت ديگر مثل ركعت اول بجا آورد و بعد از ركعت دوم ، تشهد و سلام دهد.

مسأله 243 :

نماز احتياط، سوره و قنوت ندارد و بايد آن را آهسته بخواند.

سجده سهو

مسأله 244 :

براى پنج چيز،بعد از سلام نماز، انسان بايد دو سجده سهو بجا آورد:

1 - اگر در بين نماز، سهواً حرف بزند.

2 - اگر يك سجده را فراموش كند.

3 - اگر در نماز چهار ركعتى بعد از سجده دوم شك كند كه چهار ركعت خوانده ياپنج ركعت ، ولى اگر قبل از تمام شدن سجده دوم شك كند، عمل به وظيفه اى كه قبلاً گفته شد مى نمايد و بنابر احتياط دو سجده سهو بجا مى آورد، و همچنين اگر در حال ايستاده شك كرد كه شش ركعت خوانده يا پنج ركعت ، بدون ركوع مى نشيند و تشهد خوانده ، سلام مى دهد و دو سجده سهو براى ايستادن بيجا و دو سجده ديگر براى شكى كه كرده ، بنابر احتياط انجام مى دهد.

4 - جايى كه نبايد نماز را سلام دهد، مثلاً در ركعت اوّل ، سهواً سلام بدهد.

5 - اگر سهواً چيزى از غير ركن را كم يا زياد كند، بنابر احتياط، دو سجده سهو بجا آورد.

دستور سجده سهو

مسأله 245 :

دستور سجده سهو اين است كه بعد از سلام نماز، فوراً نيّت سجده سهو كند و پيشانى بر مهر بگذارد و بگويد:

((بِسم اللّه و باللّه و صَلَّى اللّه على محمَّدٍ و آل محمّدٍ))

((بِسم اللّه و باللّهِ اللّهُمَّ صَلِّ على محمّدٍ و آل محمّدٍ))

ولى بهتر است بگويد:

((بِسم اللّه و باللّه السَّلامُ عَلَيكَ اءيُّها النَّبِىُّ و رحْمةُ اللّه و بَرَكا تُهُ))

بعد بايد بنشيند و دوباره به سجده رود و يكى از ذكرهايى را كه گفته شد بگويد و بنابر اظهر وقتى سر از سجده برداشت تشهّد بخواند و سپس سلام بدهد.

روزه

تعريف روزه

مسأله 246 :

روزه آن است كه انسان براى انجام دادن فرمان خداوند عالم ، از اذان صبح تا مغرب ، از چيزهايى كه روزه را باطل مى كند و شرح آنها بعداً گفته مى شود، خوددارى كند.

نيّت روزه

مسأله 247 :

انسان مى تواند در هر شب از ماه رمضان ، براى روزه فرداى آن نيّت كند. همچنين جايز است كه شب اوّل ماه روزه همه ماه را نيّت كند.

مسأله 248 :

اگر انسان بخواهد غير از روزه رمضان ، روزه واجب ديگرى بگيرد، بنابر اقوى بايد آن را معين كند مثلاً نيّت كند كه ((روزه قضا)) يا ((روزه نذر)) مى گيرم ولى در ماه رمضان ، لازم نيست نيّت كند كه روزه ماه رمضان را مى گيرم .

مسأله 249 :

اگر روزى را كه شك دارد آخر شعبان است يا اوّل ماه رمضان ، به نيّت روزه قضا يا روزه مستحبى و مانند آن ، روزه بگيرد و در بين روز بفهمد كه ماه رمضان است بايد نيّت روزه رمضان كند.

مبطلات روزه

مسأله 250 :

نُه چيز روزه را باطل مى كند:

1 - خوردن و آشاميدن

2 - استمنا

3 - دروغ بستن به خدا و پيغمبر ص و جانشينان پيغمبر و معصومان

4 - رساندن غبار به حلق

5 - جماع

6 - اماله كردن

7 - باقى ماندن بر جنابت و حيض و نفاس تا اذان صبح

8 - فرو بردن تمام سر در آب

9 - قى كردن

احكام مبطلات روزه

خوردن و آشاميدن

مسأله 251 :

اگر روزه دار، چيزى را عمداً بخورد يا بياشامد، روزه او باطل مى شود، چه خوردن و آشاميدن آن چيز، معمول باشد (مثل نان و آب ) و چه معمول نباشد (مثل خاك و شيره درخت ) و چه كم باشد و چه زياد.

مسأله 252 :

اگر روزه دار، چيزى را سهواً بخورد يا بياشامد، روزه اش باطل نمى شود.

مسأله 253 :

احتياط واجب آن است كه روزه دار، از استعمال آمپولى كه بجاى غذا بكار مى رود، خوددارى كند (بلكه اجتناب خالى از وجه نيست )، ولى تزريق آمپولى كه عضو را بى حس مى كند، يا به جهت ديگر استعمال مى شود، اشكال ندارد.

مسأله 254 :

اگر روزه دار، چيزى را كه بين دندان مانده است ، عمداً فرو ببرد، روزه اش باطل مى شود.

مسأله 255 :

جويدن غذا براى بچه يا پرنده و چشيدن غذا و مانند اينها كه معمولاً به حلق نمى رسد، اگر چه اتّفاقاً به حلق برسد، روزه را باطل نمى كند.

مسأله 256 :

انسان نمى تواند براى ضعف ، روزه را بخورد، ولى اگر ضعف او به قدرى است كه مشقّت شديدى دارد، به طورى كه معمولاً نمى شود آن را تحمّل كرد، خوردن روزه اشكال ندارد، ولى اگر تا سال ديگر خوب شد، بايد قضاى آن را بگيرد.

استمناء

مسأله 257 :

اگر روزه دار استمنا كند. يعنى با خود كارى كند كه منى از او بيرون آيد، روزه اش باطل مى شود.

دروغ بستن به خدا و پيغمبر

مسأله 258 :

اگر روزه دار به گفتن يا به نوشتن يا به اشاره و مانند اينها، به خدا و پيغمبر و جانشينان آن حضرت ، عمداً نسبت دروغ بدهد، روزه او باطل است . و خالى از وجه نيست كه به دروغ بستن به پيغمبران و جانشينان آنها و حضرت زهرا3 ملحق به دروغ بستن به خدا باشد و روزه را باطل كند.

رساندن غبار غليظ به حلق

مسأله 259 :

رساندن غبار يا دود غليظ به حلق ، بنابر اظهر، روزه را باطل مى كند، چه آن غبار، غبار چيزى باشد كه خوردن آن حلال است مثل (غبار آرد) و يا غبار چيزى باشد كه خوردن آن حرام باشد.

مسأله 260 :

اگر غبار و مانند آن ، بى اختيار، به حلق برسد، روزه باطل نمى شود.

جماع

مسأله 261 :

نزديكى ، روزه را باطل مى كند اگر چه فقط به مقدار ختنه گاه داخل شود و منى هم بيرون نيايد.

مسأله 262 :

اگر كمتر از مقدار ختنه گاه داخل شود و منى هم بيرون نيايد روزه باطل نمى شود، ولى اگر كسى كه آلتش را بريده اند كمتر از ختنه گاه را داخل كند بطلان و عدم بطلان روزه اش محل اشكال است .

مسأله 263 :

اگر فراموش كند كه روزه است و نزديكى نمايد، يا او را به نزديكى مجبور نمايند، روزه او باطل نمى شود. ولى چنانچه در هنگام نزديكى يادش بيايد، يا ديگر مجبور نباشد، بايد فوراً از حال نزديكى خارج شود و اگر خارج نشود، روزه او باطل است .

اماله

مسأله 264 :

اماله كردن با چيز مايع اگر چه از روى ناچارى و براى معالجه بنابر اظهر روزه را باطل مى كند.

باقى ماندن بر جنابت ، حيض و نفاس تا اذان صبح

مسأله 265 :

اگر جنب عمداً تا اذان صبح غسل نكند، روزه اش باطل مى شود و كسى كه وظيفه او تيمم است اگر عمداً تيمم ننمايد، روزه اش باطل است .

مسأله 266 :

كسى كه جنب است و مى خواهد روزه واجبى بگيرد كه وقت آن معين است مثل روزه رمضان ، اگر عمداً غسل نكند تا وقت تنگ شود بايد با تيمم روزه بگيرد و روزه او بنابر اظهر صحيح است .

مسأله 267 :

اگر زن در ماه رمضان پيش از اذان صبح از حيض يا نفاس پاك شود و عمداً غسل نكند، يا اگر وظيفه او تيمم است عمداً تيمم نكند، روزه اش باطل است و وجوب كفاره خالى از وجه نيست .

مسأله 268 :

اگر زن نزديك اذان صبح از حيض و نفاس پاك شود و براى هيچكدام از غسل و تيمم وقت نداشته باشد، يا بعد از اذان بفهمد كه پيش از اذان پاك شده روزه او صحيح است .

مسأله 269 :

اگر زن بعد از اذان صبح از خون حيض يا نفاس پاك شود يا در بين روز خون حيض يا نفاس ببيند، اگر چه نزديك مغرب باشد روزه او باطل است .

مسأله 270 :

اگر زنى كه در حال استحاضه است غسلهاى خود را به تفصيلى كه در احكام استحاضه گفته شد بجا آورد روزه او صحيح است ، و بى وجه نيست كه صحت روزه او مشروط به انجام غسلى باشد كه بايد براى نماز صبح انجام دهد، ولى بنابر اظهر غسل نمازهاى مغرب و عشاى شب گذشته و شب آينده در صحيح بودن روزه او شرط نيست .

و بنابر احتياط واجب مستحاضه متوسطه هم مثل كثيره انجام غسلى كه بر او واجب است در صحيح بودن روزه اش شرط است ولى وضوى واجب بر مستحاضه قليله ، شرط صحت روزه نيست .

مسأله 271 :

در تمام مواردى كه غسل واجب است اگر نتوانست غسل كند وجوب تيمم خالى از وجه نيست و بنابر احتياط واجب بعد از تيمم بايد تا اذان صبح بيدار بماند.

فرو بردن سر در آب

مسأله 272 :

اگر روزه دار تمام سر را، عمداً در آب فرو برد اگر چه بقيه بدن از آب بيرون باشد بنابر اقوى روزه اش باطل مى شود.

مسأله 273 :

اگر روزه دار با مانع و حائل غليظى ، دور سر را پوشانده باشد و يا سر را به چيزى آغشته كرده باشد كه مانع از رسيدن آب به آن بشود، فرو بردن تمام سر در آب ، بنابر اظهر، روزه را باطل نمى كند.

مسأله 274 :

فرو بردن سر در آب مضاف ، بنابر احوط، روزه را باطل مى كند.

مسأله 275 :

اگر روزه دار بى اختيار در آب بيفتد و تمام سر او را آب بگيرد، يا فراموش كند كه روزه است و سر را در آب فرو برد، روزه او باطل نمى شود.

مسأله 276 :

اگر انسان فراموش كند كه روزه است و سر را در آب فرو برد، يا ديگرى ، به زور سر او را در آب فرو برد، چنانچه در زير آب ، يادش بيايد كه روزه است ، يا آن شخص دست خود را بردارد، بايد فوراً سر را بيرون آورد و چنانچه بيرون نياورد، روزه اش باطل مى شود.

قى كردن

مسأله 277 :

هر گاه روزه دار، عمداً قى كند، اگر چه به واسطه مرض و مانند آن ناچار باشد، روزه اش باطل مى شود، ولى اگر سهواً و يا بى اختيار قى كند، اشكال ندارد، ولى نبايد آن را عمداً فرو ببرد.

كفاره روزه

مسأله 278 :

كسى كه روزه ماه مبارك رمضان ، بر او واجب است ، اگر به عمد يا شبه عمد، روزه خود را باطل كند، بايد علاوه بر قضاى آن ، كفّاره هم بدهد.

مسأله 279 :

كسى كه كفّاره روزه رمضان بر او واجب است بايد:

يا يك بنده آزاد كند

يا دو ماه روزه بگيرد

يا شصت فقير را سير كند و يا به هر كدام ، يك مُدّ (تقريبا ده سير) طعام ، يعنى گندم يا جو و مانند اينها، بدهد.

دادن پول طعام كافى نيست ، ولى اگر فقير را در خريدن و قبول آن وكيل كند و فقير نيز انجام دهد، كافى است .

مسأله 280 :

كسى كه مى خواهد به عنوان كفّاره قضاى عمدى ماه رمضان ، دو ماه روزه را بگيرد، بايد سى و يك روز آن را پى در پى بگيرد و اگر بقيه آن پى در پى نباشد، اشكال ندارد.

مسأله 281 :

اگر روزه دار در ماه رمضان با زن خود كه روزه دار است نزديكى كند چنانچه زن را مجبور كرده باشد كفّاره روزه خودش و روزه زن را بايد بدهد ولى اگر در اثناء، زن راضى شود، بنابر احتياط واجب مرد دو كفّاره بدهد و زن يك كفاره و اگر زن به نزديكى راضى بوده بر هر كدام يك كفّاره واجب مى شود.

مسأله 282 :

اگر زنى شوهر روزه دار خود را مجبور كند كه نزديكى نمايد يا كار ديگرى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد واجب نيست كفاره روزه شوهر را بدهد.

مسأله 283 :

كسى كه به سبب مسافرت يا بيمارى روزه نمى گيرد، نمى تواند زن روزه دار خود را مجبور به نزديكى كند.

مسأله 284 :

اگر كفاره واجب شود و چند سال آنرا بجا نياورد چيزى بر آن اضافه نمى شود.

كسانى كه روزه بر آنها واجب نيست

مسأله 285 :

اگر كسى مريض باشد به طورى كه بداند يا گمان كند روزه گرفتن براى او ضرر دارد، نبايد روزه بگيرد، و اگر روزه بگيرد روزه اش صحيح نيست ، و در صورت خوف ضرر در صورتى كه خوف او عقلايى باشد، مى تواند روزه اش را افطار كند.

مسأله 286 :

كسى كه به علت پيرى نمى تواند روزه بگيرد يا براى او مشقت دارد، روزه بر او واجب نيست ، و چنانچه تا رمضان بعد بتواند روزه بگيرد، اقوى وجوب قضا است ، و در صورتى كه نتواند تا رمضان بعد روزه را قضا كند، واجب است براى هر روزه يك مُد طعام - كه تقريباً ده سير است - از گندم يا جو و مانند اينها صدقه دهد و همچنين كسى كه توانايى قضاى روزه را داشته ولى به سبب ندانستن حكم ، قضاى آن را تا رمضان بعد تاءخير انداخته ، بايد علاوه بر قضاى روزه به مقدارى كه گفته شد كفاره دهد.

مسأله 287 :

بر پسر يا دخترى كه تازه بالغ شده اند و قدرت بر روزه گرفتن ندارند، روزه واجب نيست و كفاره هم ندارد، ولى قضاء دارد.

مسأله 288 :

زنى كه زاييدن او نزديك است و روزه براى حملش يا خودش ضرر دارد، واجب است افطار نمايد و براى هر روز يك مُد طعام به فقير بدهد و در هر صورت روزه هايى را كه نگرفته ، بعداً قضا نمايد.

مسأله 289 :

زنى كه بچه شير مى دهد و شير او كم است ، چه مادر بچه باشد يا دايه او، چه با اجرت شير بدهد يا بى اجرت ، اگر روزه براى خودش يا بچه اى كه شير مى دهد ضرر دارد، واجب است افطار كند و براى هر روز يك مُد طعام به فقير بدهد، و در هر دو صورت روزه هايى را كه نگرفته بعد از برطرف شدن عذر، بايد قضا نمايد، و اگر كسى پيدا شود كه بى اجرت بچه را شير دهد، يا براى شير دادن بچه ، از پدر يا مادر بچه يا از شخص ديگرى كه اجرت او را بدهد اجرت بگيرد، واجب است كه بچه را به او بدهد و روزه بگيرد.

روزه حرام - روزه مستحب

مسأله 290 :

روزه عيد فطر و قربان حرام است

مسأله 291 :

بنابر احتياط روزه مستحبى براى زن ، بدون اذنِ شوهر صحيح نيست ، چه منافات با حق شوهر داشته باشد و چه نداشته باشد، و اگر شوهر به خاطر منافات با حقش ، زن را از روزه اى كه به نحوى بر خود واجب نموده منع كند، در صورتى كه وقت روزه وسعت دارد زن نبايد روزه بگيرد، ولى اگر وقت روزه تنگ شود اذن شوهر شرط نيست .

مسأله 292 :

بنابر احتياط مستحب در صحيح بودن روزه مستحبى فرزند، اذن پدر و مادر شرط است ، گرچه بنابر اقوى همين كه موجب ناراحتى آنها نشود و يا نهى نكرده باشند روزه اش صحيح است .

استفتائات

1 - آيا زنان هم محتلم مى شوند مثل مردان كه غُسل بر ايشان واجب مى شود و خوددارى كردن از خواب دوم در روزه در حق ايشان نيز لازم است يا نه :

بسمه تعالى

بلكه ممكن است مثل مردان باشند اگر چه بعيد است ، و بر فرض انزال در احتلام و وجوب غسل و بقيه موارد مثل مردانند البته با علم يا اطمينان به اينكه منى مرد نيست .

 

2 - كسانيكه عذر دارند مثل مريض ، مسافر و ديگران اگر روزه بگيرند جايز است از آنها يا نه .

بسمه تعالى

مجزى نيست و قضاى آن روزه بر او واجب است ، مگر مسافرى كه جاهل به حكم باشد و عالم نباشد حتّ ى اجمالاً پس ‍ كفايت مى كند روزه آن به خلاف ناسى . اگر در اثناى روزه جاهل يا ناسى آگاه شوند به مسئله واجب است روزه را افطار كنند. و در شرطيّت عدم خوف در صحّت (به اين معنى كه قضاء واجب باشد در صورت صوم ، به رجاء عدم ضرر و در واقع مضرّ نباشد،) تاءمّل است . بله مى تواند با خوف ضرر عقلانى افطار نمايد.

 

3 - هرگاه عذر حايض و نفساء در جزئى از روز حاصل شود بايد افطار كنند يا نه :

بسمه تعالى

بله بايد افطار كند هر چند كمى قبل از غروب باشد يا خون قطع شود لحظه اى بعد از طلوع فجر.

 

4 - اگر زن حامله اى كه وضع حمل او نزديك باشد، بترسد بر خود و يا بر طفلى كه در شكم اوست از جهت تشنگى يا گرسنگى ، تكليفش چيست .

بسمه تعالى

واجب است افطار نمايد. و همچنين زنى كه شير مى دهد طفل را و كم باشد شير او و بترسد بر ضرر رسيدن به طفل يا بر نفس شيردهند يا شيردادن كه ضررى بر يكى از شيرخوار يا شيردهنده وارد شود. به سبب روزه گرفتن و احوط قصر حكمِ به جواز افطار يا وجوب آن است . و صدقه بدهد زن از مال خود در عوض هر روزى ، به مدّى از طعام و قضا نمايد بعد از زوال عذر.

 

5 - آيا تعلق صدقه در زن شيردهنده ، ميان مادر، مستاءجره و متبرعه فرق مى كند يا نه :

بسمه تعالى

فرقى نيست و همچنين فرق نيست در طفل ميان ولد نسبى و رضاعى و حلال زاده و حرام زاده .

 

6 - زن حامله اى كه وضع حملش نزديك است و زن شيردهى كه بچه شير مى دهد بايد روزه را افطار كنند اگر روزه بگيرند حكمش چيست .

بسمه تعالى

روزه اينها باطل است و قضاء از اينها ساقط نمى شود بطلان و قضاء در صورت صوم به رجاء عدم ضرر با انكشاف عدم آن در واقع ، لكن محل تاءمّل ، صورت عدم حرمت اِضرار بر نفس يا ولد است بدون علم و ظنّ و همچنين است حال در خوف مرض .

 

7 - آيا بر حايض و نفساء قضاء روزه ماه مبارك رمضان واجب است يا نه :

بسمه تعالى

بله واجب است ، و همچين بر كسى كه خواب رفته باشد تمام روز را و نيّت نكرده باشد، يا اينكه روزه را فراموش كرده باشد و نيز كسى كه غسل جنابت را فراموش كرده باشد و بگذرد بر او چند روز يا تمام ماه قضاء بر او واجب است .

 

8 - اگر مردى زن خود را در روز ماه رمضان اجبار كرد بر جماع و هر دو روزه باشند حكمش چيست .

بسمه تعالى

واجب است بر مرد دو كفاره بدهد و اما اگر زن اطاعت مرد را نموده باشد واجب است بر هر كدام يك كفّاره و اگر زن در اثناء راضى بشود بنابراحتياط واجب مرد دو كفّاره و زن يك كفّاره بدهد.

 

9 - اگر كسى در روز ماه رمضان افطار كند و آن را حلال بداند، مرتد است يا نه :

بسمه تعالى

بله مرتد است .

حجّ

تعريف حجّ:

زيارت كردن خانه خدا و انجام اعمالى مخصوص در زمانى خاص را حجّ گويند.

حجّ از اركان دين است و يك بار در تمام عمر بر انسان واجب مى شود.

شرائط وجود حجّ

1 : بالغ باشد.

2 : عاقل و آزاد باشد.

3 : به واسطه رفتن به حجّ مجبور نشود كه كار حرامى را كه اهميّتش در شرع از حجّ بيشتر است انجام دهد يا عمل واجبى را كه از حجّ مهمتر است ترك نمايد.

4 :مستطيع باشد.

شرائط مستطيع بودن

1 : توشه راه و چيزهايى را كه بر حسب حالش در سفر به آن محتاج است دارا باشد و نيز مركب سوارى يا مالى كه بتواند آن را تهيه كند، داشته باشد.

2 : داشتن توانايى جسمى ، جهت انجام اعمال حجّ.

3 : در راه مانعى از رفتن نباشد، و اگر راه بسته باشد يا انسان بترسد كه در راه جان يا آبروى او از بين برود يا مال او را ببرند، حجّ بر او واجب نيست ، ولى اگر از راه ديگرى بتواند برود اگرچه دورتر باشد، در صورتى كه مشقت زياد نداشته باشد و خيلى غيرمتعارف نباشد، بايد از آن راه برود.

4 : داشتن وقت كافى براى رسيدن به مكه و انجام اعمال حجّ.

5 : داشتن مخارج عائله تا برگشت هر چند واجب النفقه او نباشند ولى مردم تاءمين مخارج آنها را لازم بدانند.

6 : داشتن مال يا كسب و كارى كه بعد از بازگشت بتواند با آن زندگى كند و به زحمت نيفتد.

نكته :

چون در اين رساله بحث از احكام بانوان است لذا ما در حجّ فقط به شرائط وجوب حج و مستطيع بودن را ذكر كرديم كه عموميّت دارد و به همين اندازه بسنده كرديم و به استفتائات در اين مورد را متذكر مى شويم :

استفتائات

استطاعت

1 - در صورتى كه ملاك بلوغ در دختران تمام شدن نُه سال هجرى قمرى است آيا با وجود ساير شرايط، حجّ بر آنان واجب مى گردد، در حالى كه رفتن آنها به مكه بدون سرپرست ممكن نيست ؟

بسمه تعالى

در صورتى كه در سفر احتياج به مُحَرّم مثل پدر يا برادر داشته باشند، مخارج آنها جزء شرايط استطاعت حجّ است .

 

2 - اگر زن مهريه را از شوهر بگيرد مى تواند با آن به مكه مشرف شود آيا حق مطالبه دارد؟

بسمه تعالى

در صورتى كه مطالبه مهر از شوهر ناراحتى و يا مشكلاتى در زندگى ايجاد نكند، وى مستطيع است و مطالبه مهر منعى ندارد بلكه لازم است ، ولى اگر موجب ناراحتى براى وى شود و يا مراجعه به حاكم باعث كسرشاءن او گردد، مطالبه لازم نيست .

 

3 - مردى هنگام عقد ازدواج ، يك سفر حجّ به زنش وعده داده ، آيا حجّ بر ذمّه اين زن استقرار پيدا كرده يا نه ؟

بسمه تعالى

تنها وعده سفر موجب استطاعت نمى شود، ولى بر مرد لازم است كه به وعده خود وفا كند.

 

4 - زمانى كه ازدواج كردم با مهريه ام مى توانستم به حجّ مشرف شوم ، ولى چون شوهرم آن را نپرداخت از اين فيض محروم گرديدم و الان كه هزينه حجّ سنگين شده و مهريه هم كفايت نمى كند، آيا حجّ بر ذمّه من مستقر شده يا نه ؟

بسمه تعالى

در فرض مزبور حجّ بر ذمّه شما مستقر نشده است .

 

5 - زن و شوهرى هر دو با هم مشغول كسب مى شوند با در آمد مساوى و حال براى انجام حجّ يك حجّ استطاعت دارند بر كدام يك حجّ واجب است ؟

بسمه تعالى

چون درآمد هر يك وافى به حج نيست بر هيچ كدام حج واجب نمى گردد.

 

6 - اگر خانمى قبل از ازدواج نذر كرده باشد كه حجّى بجا آورد و بعد از آن ازدواج نمود، آيا جهت انجام فريضه حج اجازه شوهر لازم است ؟

بسمه تعالى

اجازه شوهر لازم نيست .

 

7 - زنى كه مهريه زيادى از شوهر طلبكار بوده و فوت كرده ، آيا استيجار حجّ براى او واجب است ؟

بسمه تعالى

در صورتى كه مهريه به اندازه مخارج حجّ كفايت بكند و وصول آن هم در زمان حيات مشكلى نداشته ، حجّ بر او مستقر شد البته با شرائطش .

ازدواج

عقد نكاح يا ازدواج عقدى است كه به وسيله آن زن به مرد حلال مى شود.

اقسام عقد

1 - عقد دائم

2 - عقد غير دائم

عقد دائم

و آن عبارت است از ازدواجى كه مدت در آن معين نشود و زنى را كه به اين صورت عقد مى كنند ((دائمه )) گويند

عقد غير دائم

و آن عبارت است از ازدواجى كه مدت در آن معين شود و زنى را كه به اين صورت عقد كنند ((متعه )) يا ((صيغه )) مى نامند. مثل آنكه به مدت يك ساعت يا يك روز يا يك ماه يا بيشتر عقد نمايند.

احكام عقد

مسأله 293 :

در زناشويى دائم يا غير دائم ، بايد صيغه عقد خوانده شود و تنها راضى بودن زن و مرد كافى نيست و صيغه را يا خود زن و مرد مى خوانند يا ديگرى را وكيل مى كنند كه از طرف آنان بخواند.

مسأله 294 :

وكيل لازم نيست مرد باشد، زن هم مى تواند براى خواندن صيغه از طرف ديگر وكيل شود.

شرايط عقد

مسأله 295 :

بنابر اظهر، ترجمه صيغه عقد به فارسى يا زبان ديگر با وجود قدرت بر عربى كافى است . و احتياط مستحب عربى بودن صيغه است و براى كسى كه آشنا به معناى عربى صيغه نيست و فقط مى داند كه صيغه عقد، به اين لفظ جارى مى شود احتياط مستحب اين است كه هم صيغه عربى و هم ترجمه اش را بخواند و اكتفا كردن او به عربى خالى از تامل نيست .

و اگر نمى توانند صيغه عربى را بخوانند و يا وكيل بگيرند ،قطعاً ترجمه كافى است .

مسأله 296 :

كسى كه صيغه عقد را مى خواند، چه براى خود و چه به عنوان وكيل ، بنابر احتياط واجب ، بايد بالغ و عاقل باشد و در هنگام خواندن صيغه قصد ايجاد عقد نكاح داشته باشد، و اگر در حال مستى صيغه را بخوانند، عقد صحيح نيست .

مسأله 297 :

ولىّ يا وكيل زن يا مرد كه صيغه عقد را مى خوانند، بايد زن و شوهر را به قصد و لفظ معين كنند و در صورتى كه زن و شوهر به لفظ يا قصد معين نشود، چه از روى غفلت باشد يا با قصد خلاف ، عقد باطل است .

مسأله 298 :

حضور دو شاهد عادل ، در عقد دائم و غيردائم لازم نيست ، ولى احتياط مستحب آن است كه حضور داشته باشند.

مسأله 299 :

زن و مرد بايد به عقد راضى باشند، ولى اگر زنى را براى مردى بدون اجازه آنان عقد كنند و بعداً زن و مرد بگويند به آن عقد راضى هستيم ، عقد صحيح است .

مسأله 300 :

اگر زن و مرد يا يكى از آن دو را به ازدواج مجبور نمايند و بعد از خواندن عقد راضى شوند و بگويند به آن عقد راضى هستيم ، عقد صحيح است .

مسأله 301 :

اگر پدر و جد پدرى غايب باشند، به طورى كه نشود از آنان اذن گرفت و ازدواج براى دختر لازم باشد، يا در ازدواج نكردن ضرر يا حرج (يعنى مشقت شديدى ) باشد، و همچنين اگر پدر يا جد پدرى از ازدواج او با كسى كه هم كفو اوست ، با وجود تمام مقدمات و شرائط، ممانعت كنند، و او نيز تمايل به ازدواج دارد و ازدواج هم به مصلحت او باشد، با اجتماع تمام شرائط مى تواند ازدواج نمايد.

موارد فسخ عقد

مسأله 302 :

اگر مرد بعد از عقد بفهمد كه زن يكى از اين هفت عيب را دارد مى تواند عقد را به هم بزند:

1 : ديوانگى .

2 : بيمارى خوره .

3 : بيمارى برص .

4 : كورى .

5 : شل بودن ، به طورى كه معلوم باشد.

6 : گوشت يا استخوان يا غده اى در فرج او باشد، كه مانع نزديكى شود.

7 : افضاء شده باشد.

افضاء يعنى چه :

يعنى مجراى بول يا مجراى حيض و غائط او يكى شده باشد، ولى اگر مجراى حيض و غائط او يكى شده باشد، به هم زدن عقد مشكل است و بايد احتياط شود.

مسأله 303 :

اگر زن بعد از عقد بفهمد كه شوهر او ديوانه است ، يا آلت مردى ندارد، يا عنّين است و نمى تواند نزديكى نمايد، يا بيضه هاى او را كشيده اند، مى تواند عقد را به هم بزند.

مسأله 304 :

اگر مرد يا زن ، به سبب يكى از عيوب كه در دو مسأله قبل گفته شد عقد را بهم بزند، از هم جدا مى شوند و طلاق لازم نيست .

مسأله 305 :

اگر به علّت آن كه مرد عنّين است و نمى تواند نزديكى كند، زن عقد را به هم بزند، شوهر بايد نصف مهر را بدهد، ولى اگر به علت يكى از عيوب ديگر كه گفته شد، مرد يا زن عقد را به هم بزند، چنانچه مرد با زن نزديكى نكرده باشد چيزى بر او نيست و اگر نزديكى كرده ، بايد تمام مهر را بدهد.

مسأله 306 :

دخترى كه به حدّ بلوغ رسيده و رشيده است يعنى مصلحت خود را تشخيص مى دهد اگر بخواهد شوهر كند چنانچه باكره باشد بنابر احتياط تكليفاً بايد از پدر يا جدّ پدرى خود اجازه بگيرد ولى در غير باكره در صورتيكه بكارتش به سبب شوهر كردن از بين رفته باشد اجازه پدر، جدّ پدرى لازم نيست .

احكام عقد دائم

مسأله 307 :

زنى كه عقد دائم شده نبايد بدون اجازه شوهر از خانه بيرون رود و بايد خود را براى هر لذتى كه او مى خواهد تسليم نمايد و بدون عذر شرعى از نزديكى كردن او جلو گيرى نكند، و اگر در اين امور از شوهر اطاعت كند، تهيه غذا، لباس ، منزل و لوازم ديگرى كه در كتب ذكر شده بر شوهر واجب است و اگر تهيه نكند، چه توانايى داشته باشد يا نداشته باشد، مديون زن است .

مسأله 308 :

اگر زن در كارهايى كه در مسأله پيش گفته شد اطاعت شوهر نكند، گناهكار است و حق غذا، لباس ، منزل ، و همخوابى ندارد، ولى مهر او از بين نمى رود.

مسأله 309 :

اگر هنگام خواندن عقد دائم براى دادن مهر، مدتى معين نكرده باشد زن مى تواند قبل از گرفتن مهر از نزديكى كردن شوهر جلوگيرى كند، چه شوهر توانايى دادن مهر را داشته باشد، چه نداشته باشد. ولى اگر قبل از گرفتن مهر به نزديكى راضى شود و شوهر با او نزديكى كند ديگر نمى تواند بدون عذر شرعى از نزديكى شوهر جلوگيرى نمايد.

مسأله 310 :

در صورت فوت زن يا مرد قبل از دخول بنابر اقوى مهر نصف مى شود.

ازدواجهاى حرام

مسأله 311 :

ازدواج با زنهايى كه به انسان ((مَحْرَم )) هستند مثل مادر و خواهر و مادر زن حرام است .

مسأله 312 :

اگر كسى زنى را براى خود عقد نمايد اگر چه با او نزديكى نكند، مادر و مادرِ مادر آن زن و مادر پدر او، و هر چه بالا روند به آن مرد مَحْرَم مى شوند.

مسأله 313 :

اگر زنى را عقد كند و با او نزديكى نمايد، دختر و نوه دخترى و پسرى آن زن هر چه پايين آيند چه در وقت عقد باشند يا بعداً به دنيا بيايند، به آن مرد مَحرَم مى شود.

مسأله 314 :

اگر با زنى كه براى خود عقد كرده نزديكى هم نكرده باشد تا وقتى كه آن زن در عقد اوست نمى تواند با دختر او ازدواج كند.

مسأله 315 :

عمّه و خاله پدر، عمّه و خاله پدرِ پدر، عمّه و خاله مادر، عمّه و خاله مادرِ مادر هر چه بالا روند به انسان محرَم هستند.

مسأله 316 :

پدر و جدّ مرد، هرچه بالا روند، پسر و نوه پسرى و دخترى او هر چه پايين آيند چه در موقع عقد باشند يا بعداً به دنيا بيايند به زن او مَحْرَم هستند.

مسأله 317 :

اگر زنى را براى خود عقد كند دائم باشد يا غير دائم تا وقتى كه آن زن در عقد اوست نمى تواند با خواهر آن زن ازدواج نمايد.

مسأله 318 :

اگر انسان قبل از آن كه دختر عمه يا دخترخاله خود را بگيرد. نعوذبالله با مادر آنان زنا كند، بنابراحوط، ديگر نمى تواند با آنان ازدواج كند.

مسأله 319 :

اگر با دخترعمه يا دخترخاله خود ازدواج نمايد و پيش از آن كه با آنان نزديكى كند، با مادرشان زنا نمايد، عقد آنان اشكال ندارد.

مسأله 320 :

اگر با زنى غير از عمه و خاله خود زنا كند، بنابراظهر، مى تواند با دختر او ازدواج نمايد، ولى احتياط در عدم ازدواج است ولى اگر زنى را عقد نمايد و با او نزديكى كند بعد با مادر او زنا كند، آن زن بر او حرام نمى شود، و همچنين است اگر پيش از آن كه با او نزديكى كند با مادر او زنا نمايد.

مسأله 321 :

زن مسلمان نمى تواند با مرد غير مسلمان ازدواج نمايد و مرد مسلمان هم نمى تواند با زنان كافرى كه اهل كتاب نيستند ازدواج كند، ولى با زنانى كه يهودى و يا نصرانى باشند، موقّتاً به صورت صيغه مى تواند ازدواج نمايد.

مسأله 322 :

اگر با زنى كه در عدّه طلاق رجعى است زنا كند، آن زن بر او حرام مى شود، و اگر با زنى كه در عدّه طلاق بائن ، يا عدّه وفات است زنا كند، بعداً مى تواند او را عقد نمايد.

مسأله 323 :

اگر با زن بى شوهرى كه در عدّه نيست ، زنا كند، بنابراظهر مكروه است كه بعداً آن زن را براى خود عقد نمايد، بلكه احتياط مستحب آن است كه با او ازدواج ننمايد، مگر اين كه زن از كار خود توبه نموده باشد.

مسأله 324 :

اگر زنى را كه در عدّه ديگرى است براى خود عقد كند، چنانچه مرد و زن ، يا يكى از آنان بدانند كه عدّه زن تمام نشده و بدانند عقد كردن زن در عدّه حرام است ، آن زن بر او حرام مى شود، اگر چه مرد بعد از عقد با آن زن نزديكى نكرده باشد.

مسأله 325 :

اگر انسان بداند زنى شوهر دارد و با او ازدواج كند، بايد از او جدا شود و بعداً هم نمى تواند او را براى خود عقد كند، مگر اين كه نداند زن شوهر دارد و با او هم نزديكى نكرده باشد، كه در اين صورت فقط عقد باطل است ، ولى بعد از طلاق او و تمام شدن ايّام عدّه ، ازدواج با آن زن ، بنابراظهر مانعى ندارد.

مسأله 326 :

اگر مرد طواف نساء را كه يكى از اعمال حج است بجا نياورد، زنش كه به واسطه مُحْرِم شدن بر او حرام شده بود حلال نمى شود.

ونيز اگر زن طواف نساء نكند، شوهرش بر او حلال نمى شود، ولى اگر طواف نساء را انجام دهند، به يكديگر حلال مى شوند.

مسأله 327 :

مادر، خواهر، و دختر كسى كه لواط داده ، بر لواط كننده حرام است ، اگر چه لواط كننده و لواط دهنده بالغ نباشند، ولى اگر گمان كند كه دخول شده ، يا شك كند كه دخول شده يا نه ، بر او حرام نمى شود.

احكام نگاه كردن

مسأله 328 :

نگاه كردن مرد به بدن زنان نا مَحْرَم و همچنين نگاه كردن به موى آنان چه با قصد لذت و چه بدون آن حرام است ، و نگاه كردن به صورت و دستهاى آنها اگر به قصد لذت باشد حرام است .

و امّا بدون قصد لذّت ، نگاه به آنها بنابر اظهر جايز است

مسأله 329 :

بنابر احتياط واجب نگاه كردن مرد به بدن و موى دخترى كه نُه سالش تمام نشده ولى خوب و بد را مى فهميد جايز نيست . اگر چه بدون قصد لذت هم باشد.

مسأله 330 :

نگاه كردن زن به بدن مرد نامَحْرَم ، بنابر احتياط واجب حرام است و همچنين نگاه كردن زن به بدن پسرى كه بالغ نشده ، ولى خوب و بد را مى فهمد جايز نيست و اما جواز نگاه كردن زن به قسمتى از بدن مرد نامحرم كه غالباً باز است ، مثل سر، خالى از وجه نيست مگر اينكه اين نگاه كردن كمك به معصيت باشد.

مسأله 331 :

دست زدن مرد به بدن زن نامحرم يا دست زدن زن به بدن مرد نامحرم مثل نگاه كردن حرام است ، و دست زدن مرد به صورت و دستهاى زن نامحرم و بالعكس نيز بنابر اظهر، جايز نيست .

مسأله 332 :

نگاه كردن به زنان اهل ذمّه بلكه به زنان كافرى كه از هنگام تولد محكوم به كفر هستند به جاهايى از بدن آنها كه عادتاً پوشانيده نمى شود، بدون قصد لذّت و در صورتى كه خوف واقع شدن در حرام نباشد، جايز است . و بنابراظهر نگاه كردن به زنان باديه نشين و غير آنها كه عادت به پوشانيدن ندارند، بدون قصد لذّت ، جايز است مگر در صورت خوف وقوع در حرام ، پس معاشرت با آنها در داد و ستد و ساير نيازها، جايز است .

مسأله 333 :

شنيدن صداى زن نا محرم بدون قصد لذت جايز است .

مسأله 334 :

زن بايد بدن و موى خود را از مرد نامَحْرَم بپوشاند اگرچه كمك به حرام و قصد لذتى در بين نباشد، بلكه احتياط واجب آن است كه از پسر غيربالغ كه خوب و بد را مى فهمد نيز خود را بپوشاند. و همچنين احتياط واجب آن است كه مرد هم بدن خود را از زن نامَحْرَم بپوشاند اگرچه كمك بر حرام نباشد، و اگر كمك بر حرام باشد پوشاندن بدن قطعاً واجب است ، همان طور كه پوشاندن عورت از زن نامَحْرَم واجب است . و نيز احتياط واجب آن است كه مرد بدن خود را از دختر نامحرمى كه نُه سالش تمام نشده ولى خوب و بد را مى فهمد بپوشاند، اگرچه قصد لذّتى در بين نباشد.

مسأله 335 :

نگاه كردن به عورت ديگر حتى به عورت بچه مميزى كه خوب و بد را مى فهمد حرام است ولى زن و شوهر مى توانند به تمام بدن يكديگر چه ظاهر و چه باطن را نگاه كنند.

مسأله 336 :

نگاه كردن مرد به بدن مرد ديگر با قصد لذت و همچنين نگاه كردن زن به بدن زن ديگر با قصد لذت حرام است ، ولى بدون قصد لذت جايز است .

مسأله 337 :

اگر مرد براى معالجه زن نا محرم و يا زن براى معالجه مرد نامحرم ناچار شود كه او را نگاه كند و دست به بدن او بزند اشكال ندارد. ولى اگر با نگاه كردن بتواند معالجه كند نبايد دست به بدن او بزند و اگر با دست زدن بتواند معالجه كند نبايد نگاه كند.

مسأله 338 :

اگر انسان براى معالجه كسى ناچار شود كه به عورت او نگاه كند اشكال ندارد.

مسأله 339 :

نگاه كردن و دست زدن به بدن پير زن و بچه غير مميز كه خوب و بد را نمى فهمد، بدون قصد لذت جايز است .

مسأله 340 :

نگاه كردن مرد به صورت زنى كه مى خواهد با او ازدواج كند جايز است به شرط آنكه بداند كه مانع شرعى از ازدواج با او نيست و احتمال هم بدهد كه زن ازدواج را قبول مى كند، و احتمال بدهد كه با اين نگاه كردن اطلاع تازه اى پيدا مى كند و با اين شرائط، نگاه كردن فقط براى مرد جايز است ، اگر چه چند مرتبه باشد، بلكه ، چنين نگاه كردنى براى جلوگيرى از نزاع بعد از عقد مستحب نيز هست و اجازه زن هم در آن لازم نيست .

و بنابر اظهر نگاه كردن به مو و محاسن ديگر آن زن هم با همين شرايط جايز است ، و وجهى دارد كه زن هم بتواند به مردى كه مى خواهد با او ازدواج كند با شرايطى كه گفته شد نگاه كند.

استفتائات

1 - نگاه كردن هر مكلّفى به عورت ديگرى جايز است يا نه .

بسمه تعالى

حرام است اگر چه او مكلّف به پوشانيدن عورت خود نباشد، مثل ديوانه بلكه جايز نيست نگاه كردن به عورت طفل مميِّز و فقط زن و شوهر استثناء هستند.

 

2 - آيا نگاه كردن بر عورت طفل غير مميِّز جايز است يا نه .

بسمه تعالى

بله جايز است .

 

فهرست

Next Page

 
 
http://www.aviny.com/Ahkam/ResalehBahjat/bahjat1004.aspx?mode=print
Copyright © 2003-2013 - AVINY.COM - All Rights Reserved