طهارت‏

احكام آبها

س 73 : اگر قسمت پايين آب قليلى كه به طور سرازير و بدون فشار به پايين مى‏ريزد، با نجاست برخورد كند، آيا قسمت بالاى اين آب همچنان پاك باقى مى‏ماند؟
ج: اگر سرازيرى آب بگونه‏اى باشد كه جريان از بالا به پايين بر آن صدق كند، قسمت بالاى آن پاك است.

س 74 : آيا براى پاك شدن لباس متنجس، بعد از شستن با آب جارى يا كر فشار دادن آن در خارج از آب لازم است يا با همان فشار داخل آب پاك مى‏شود؟
ج: در شستن لباس و مانند آن با آب جارى يا كر، فشار دادن شرط نيست، بلكه هر عملى كه موجب جابجايى آب داخل آن ولو در داخل همان آب كر يا جارى شود هر چند با تكان دادن شديد باشد، براى طهارت كافى است.

س 75 : حكم وضو و غسل با آبى كه به طور طبيعى غليظ است چيست؟ مانند آب دريايى كه بر اثر وجود املاح فراوان غليظ شده است مثل درياچه اروميه يا موارد ديگرى كه غلظت بيشترى دارند.
ج: مجرد غلظت آب به سبب وجود املاح، مانع از صدق عنوان آب مطلق بر آن نمى‏شود، و براى ترتب آثار شرعى آب مطلق، صدق عنوان آن در نظر عرف كافى است.

س 76 : آيا براى ترتب آثار كر بودن آب، علم به كر بودن آن واجب‏است يا اين كه بناء بر كر بودن آب كافى است؟ (مانند آب موجود در دستشويى‏هاى قطار و غيره)
ج: اگر حالت سابقه كر بودن آب احراز شود، بنا گذاشتن بر كر بودن آن جايزاست.

س 77 : در مساله  ـ147ـ رساله امام خمينى «قدس سره» آمده است: «در طهارت و نجاست به گفته كودك مميّـز تا زمان بلوغ اعتناء نمى‏شود» اين فتوا تكليف دشوارى است. زيرا به طور مثال مستلزم اين است كه پدر و مادر تطهير فرزندشان را پس از قضاء حاجت تا سن پانزده سالگى به عهده بگيرند. لطفاً وظيفه شرعى ما را بيان فرماييد.
ج: قول كودكى كه در آستانه بلوغ است در اين باره معتبر مى‏باشد.

س 78 : گاهى به آب موادى اضافه مى‏كنند كه آن را به رنگ شير در مى‏آورد، آيا اين آب مضاف است؟ حكم وضو و تطهير با آن چيست؟
ج: آن آب حكم آب مضاف را ندارد.

س 79 : در تطهير، چه فرقى بين آب كر و آب جارى است؟
ج: هيچ تفاوتى با هم ندارند.

س 80 : اگر آب شور جوشانده شود، آيا با آبى كه از بخار آن بدست مى‏آيد مى‏توان وضو گرفت؟
ج: اگر آب مطلق بر آن صدق كند، آثار آب مطلق را دارد.

س 81 : آيا در شستن لباسهاى نجس با آب كر، فشردن هم واجب است؟ يا آنكه بعد از زوال نجاست، همين كه آب، محل نجاست را فرا گرفت كافى است؟
ج: همين كه آب كر لباسهاى نجس را پس از زوال عين نجاست فرا گرفت سپس از آن هر چند با تكان دادن در داخل آب جابجا و خارج شد، كافى است و فشار دادن لازم نيست.

س 82 : آيا گليم يا فرش نجسى را كه با آب لوله‏كشى متصل به منبع آب شهرى شستشو مى‏دهيم به مجرد رسيدن آب لوله‏كشى به محل نجس، پاك مى‏شوند يا بايد آب غساله از آن جدا شود؟
ج: در تطهير با آب لوله‏كشى جدا شدن آب غساله شرط نيست، بلكه به مجرد رسيدن آب به مكان نجس بعد از زوال عين نجاست و حركت غساله از جاى خود، طهارت حاصل مى‏شود.

س 83 : براى پاك شدن كف پا يا كفش، راه رفتن به مقدار پانزده گام شرط است. آيا اين كار بايد بعد از زوال عين نجاست صورت بگيرد يا پانزده گام رفتن با وجود عين نجاست كافى است؟ و آيا پس از آنكه عين نجاست با پانزده گام از بين رفت، كف پا يا كفش پاك مى‏شود؟
ج: راه رفتن به مقدار پانزده گام براى حصول طهارت شرط نيست، بلكه ميزان راه رفتن روى زمين خشك و پاك به مقدارى است كه باعث از بين رفتن عين نجاست شود و در موردى كه عين نجاست قبلا از بين رفته باشد كمترين مقدار راه رفتن كه صدق راه رفتن بر آن نمايد كافى است.

س 84 : آيا كف پا يا ته كفش با راه رفتن روى زمينى كه آسفالت شده پاك مى‏شود؟
ج: زمينهاى آسفالت و يا آغشته به قير پاك كننده كف پا يا ته كفش نيستند.

س 85 : آيا آفتاب از مطهّرات است؟ اگر هست شرايط مطهّريت آن چيست؟
ج: تابيدن آفتاب باعث طهارت زمين و همه اشياء غير منقول از قبيل ساختمان و چيزهايى كه در آن بكار رفته است مانند چوب، در، پنجره و مانند آن مى‏شود، به شرطى كه عين نجاست قبلا ً از آنها زا ئل شده باشد و در موقع تابش آفتاب‏ ، تر باشند و به وسيله آفتاب خشك شوند.

س 86 : لباسهاى نجسى كه در موقع تطهير، آب را رنگين مى‏كنند، چگونه پاك مى‏شوند؟
ج: اگر رنگ دادن لباس باعث مضاف شدن آب نشود، لباسهاى نجس با ريختن آب بر آن، پاك مى‏شوند.

س 87 : كسى كه براى غسل جنابت آب را در ظرفى مى‏ريزد و در هنگام غسل قطرات آب به داخل ظرف مى‏چكد، آيا موجب نجس شدن آب مى‏گردد؟ و آيا مانع از تمام كردن غسل با آن آب مى‏شود؟
ج: اگر از آن قسمت بدن كه پاك است آب به داخل ظرف بچكد، آب پاك است و مانعى براى تمام كردن غسل با آن وجود ندارد.

س 88 : آيا تطهير تنورى كه با گِل آغشته به آب نجس ساخته شده است، امكان دارد؟
ج: ظاهر آن با شستن قابل تطهير است و طهارت ظاهر تنور كه خمير به آن مى‏چسبد براى پختن نان كافى است.

س 89 : روغن نجسى كه از بدن حيوانى بدست آمده است، آيا با انجام فعل و انفعالات شيميايى بر روى آن به طورى كه ماده‏ى آن داراى خواص جديدى شود، بر نجاست خود باقى مى‏ماند يا اين كه حكم استحاله را پيدا مى‏كند؟
ج: براى طهارت مواد نجس حيوانى مجرّد انجام فعل و انفعالات شيميايى كه خاصيت جديدى به آن مواد ببخشد، كافى نيست.

س 90 : در روستاى ما حمامى وجود دارد كه سقف آن مسطح و صاف است و از آن قطرات حاصل از بخار آب بر سر استحمام كنندگان مى‏چكد. آيا اين قطرات پاك است؟ آيا غسل بعد از چكيدن اين قطرات صحيح است؟
ج: بخار حمام و قطراتى كه از سقف پاك مى‏چكد محكوم به طهارت است، و چكيدن اين قطرات بر بدن باعث نجاست آن نمى‏شود و به صحت غسل ضرر نمى‏رساند.

س 91 : با توجه به اينكه بر اساس تحقيقات علمى، وزن آبهاى فاضلاب‏ها در اثر اختلاط با مواد معدنى و آلودگى به ميكرب 10% بيشتر از وزن طبيعى آب است، اگر در اينگونه آبها در تصفيه‏خانه‏ها تغييراتى بوجود آيد و بوسيله عمليات فيزيكى، شيميايى و بيولوژيكى، مواد معدنى آلوده و ميكروبها را از آن جدا سازند. به طورى كه بعد از تصفيه كامل از جهت فيزيكى (رنگ، بو، طعم) و از جهت شيميايى (مواد معدنى آلوده) و از جهت بهداشتى (ميكروبهاى مضر و تخم انگلها) بمراتب بهداشتى‏تر و بهتر از آبهاى بسيارى از نهرها و درياها بويژه آبها يى كه براى آبيارى استفاده مى‏نمايند گردد. آيا اين آبها كه قبل از تصفيه نجس هستند، با اعمال مذكور پاك شده و حكم استحاله بر آنها جارى مى‏گردد يا آنكه پس از تصفيه هم محكوم به نجاست هستند؟
ج: به مجرد جداسازى مواد معدنى آلوده و ميكربها و غير آن از آبهاى فاضلابها، استحاله تحقق پيدا نمى‏كند. مگر اين كه عمل تصفيه با تبخير آب و تبديل دوباره بخار به آب، انجام شود. البته مخفى نيست كه اين حكم در موردى جارى است كه آبهاى فاضلابها متنجس باشند در حالى كه معلوم نيست كه آنها دائماً متنجس باشند.

س 92 : در منطقه ما ميّت را روى تخت چوبى غسل مى‏دهند. اگر فرض شود كه نجاست ظاهرى بر ميّت باشد، آيا با اين كه مى‏دانيم چوب، آبى را كه بار اول بر ميّت مى‏ريزيم در خود فرو مى‏برد، تخت چوبى به تبعيت از طهارت ميّت پاك مى‏شود؟
ج: تخت چوبى با غسل دادن ميّت پاك مى‏شود و احتياج به تطهير جداگانه ندارد.

 

احكام تخلـّى‏

س 93 : عشاير بخصوص در ايام كوچ كردن، آب كافى براى تطهير در اختيار ندارند، آيا چوب و سنگريزه براى تطهير مخرج بول كفايت مى‏كند؟. و مى‏توانند با اين حال نماز بخوانند؟
ج: مخرج بول جز با آب پاك نمى‏شود. ولى نماز كسى كه توانايى تطهير بدن خود با آب را ندارد صحيح است.

س 94 : حكم تطهير مخرج بول و غائط با آب قليل چيست؟
ج: براى طهارت مخرج بول با آب قليل دو بار شستن بنابراحتياط لازم است، و براى طهارت مخرج غايط شستن تا مقدارى كه عين نجاست و آثار آن از بين برود لازم است.

س 95 : بر حسب عادت، نمازگزار بايد بعد از بول كردن استبراء نمايد. در عورت من زخمى وجود دارد كه هنگام استبراء بر اثر فشار از آن خون جارى شده و با آبى كه براى تطهير استفاده مى‏كنم مخلوط مى‏شود و باعث نجاست بدن و لباسم مى‏گردد. اگر استبراء نكنم احتمال دارد زخم زودتر بهبود يابد ولى با استبراء و فشارى كه بر آن وارد مى‏شود زخم باقى خواهد ماند و خوب شدن آن سه ماه طول خواهد كشيد. خواهش مى‏كنم بيان فرماييد كه عمل استبراء را انجام بدهم يا خير؟
ج: استبراء واجب نيست. بلكه اگر موجب ضرر شود جايز هم نخواهد بود. البته اگر استبراء نشود و بعد از بول كردن رطوبت مشتبه خارج شود، حكم بول را دارد.

س 96 : دانشجو يى هستم كه از چند سال پيش دچار مشكلى شده‏ام كه باعث اذيت و ناراحتى شديد من شده است. و آن اين كه گاهى بعد از بول و استبراء مايعى از مجراى بول خارج مى‏شود كه مقدار آن به يك چهارم حجم يك قطره نمى‏رسد، اين مايع گاهى پنج دقيقه يا بيشتر بعد از بول خارج مى‏شود. در گذشته كه استبراء نمى‏كردم حجم آن به مقدار چند قطره بود ولى اكنون كه استبراء مى‏كنم به اندازه يك چهارم قطره يا كمتر از آن شده است. نمى‏دانم اين مايع پاك و نماز با آن صحيح است يا خير؟
ج: رطوبت مشكوكى كه بعد از استبراء از انسان خارج مى‏شود محكوم به طهارت است مگر اين كه يقين حاصل شود كه بول است.

س 97 : گاهى بدون اختيار از انسان بعد از بول و استبراء رطوبتى خارج مى‏شود كه شبيه بول است. آيا اين رطوبت نجس است يا پاك؟ اگر انسان بعد از مدتى بطور اتفاقى متوجه اين مس أله شود، نمازهاى گذشته‏اش چه حكمى دارد؟ آيا از حالا به بعد بر او واجب است در مورد خروج اين رطوبت غير اختيارى بررسى نمايد؟
ج: اگر بعد از استبراء رطوبتى خارج شود كه بول بودن آن مشكوك باشد، حكم بول را ندارد و محكوم به طهارت است، و بررسى و جستجو در اين باره لازم نيست.

س 98 : لطف بفرما ييد در صورت امكان راجع به اقسام رطوبتى كه گاهى از انسان خارج مى‏شود، توضيح دهيد.
ج: رطوبتى كه گاهى بعد از خروج منى از انسان خارج مى‏شود، وَذى نام دارد. و رطوبتى كه بعضى از اوقات بعد از بول خارج مى‏شود، و َدْى ناميده مى‏شود. و رطوبتى كه بعد از ملاعبه زن و مرد با يكديگر خارج مى‏شود، م َذى نام دارد. همه اين رطوبتها پاك است و باعث نقض طهارت نمى‏شود.

س 99 : اگر كاسه توالتها در جهت مخالف سمتى كه اعتقاد دارند قبله است، نصب شود و بعد از مدتى متوجه شويم كه جهت كاسه با جهت قبله 20 تا 22 درجه تفاوت دارد. آيا تغيير جهت كاسه توالت واجب است يا خير؟
ج: انحراف از قبله به مقدارى كه انحراف از سمت قبله بر آن صدق كند، كافى است و اشكال ندارد.

س 100 : بر اثر بيمارى در مجارى ادرار، بعد از بول و استبراء، ادرارم قطع نمى‏شود و رطوبت مى‏بينم. براى معالجه به پزشك مراجعه نموده و به دستورات او عمل كردم ولى بيمارى‏ام معالجه نشد. وظيفه شرعى من چيست؟
ج: بعد از استبراء، به شك در خروج بول اعتنا نمى‏شود، و اگر يقين داريد كه بول به صورت قطره قطره از شما خارج مى‏شود، بايد به وظيفه مسلوس كه در رساله عمليه امام خمينى «قدس سره» ذكر شده است عمل نمائيد. و تكليفى زائد بر آن نداريد.

س 101 : كيفيت استبراء قبل از تطهير مخرج غايط چگونه است؟
تفاوتى بين استبراء قبل از تطهير مخرج غائط و بعد از تطهير آن، از نظر كيفيت وجود ندارد.

س 102 : استخدام در بعضى از شركت‏ها و مؤسسات مستلزم معاينات پزشكى است كه گاهى مشتمل بر كشف عورت است. آيا اين عمل در صورت نياز جايز است؟
ج: كشف عورت در برابر شخص ديگـر هر چند لازمه استخدام باشد، جايز نيست، مگـر در صورتــى كه ترك ك ــار براى او مشقت آور بوده و مضطر ّ به آن باشد.

س 103 : در هنگام تخلّى، مخرج بول با چند مرتبه شستن پاك مى‏شود؟
ج: محل دفع بول بنابر احتياط واجب با دو مرتبه شستن با آب قليل پاك مى‏شود.

س 104 : مخرج مدفوع را چگونه مى‏توان تطهير كرد؟
ج: مخرج مدفوع را به دوگونه مى‏توان تطهير كرد، اول آنكه با آب شستشو كند تا نجاست زايل شود و پس از آن آب كشيدن لازم نيست. دوم آنكه با سه قطعه سنگ يا پارچه پاك و امثال آن، نجاست را پاك نمايد و اگر با سه قطعه، نجاست زائل نشد با قطعات ديگرى آن را كاملا ً پاك كند، و به جاى سه قطعه مى‏تواند از سه جاى يك قطعه سنگ يا پارچه استفاده كند.

 

احكام وضو

س 105 : به نيت طهارت براى نماز مغرب وضو گرفتم، آيا براى من با اين وضو مسّ قرآن كريم و خواندن نماز عشا ء جايز است؟
ج: بعد از آنكه وضو به طور صحيح محقق شد، تا زمانى كه باطل نشده است، انجام هر عمل مشروط به طهارت، با آن جايز است.

س 106 : كسى كه در جلوى سرش موى مصنوعى گذاشته است و در صورت نگذاشتن آن به مشقت مى‏افتد، آيا مسح بر موى مصنوعى براى او جايز است؟
ج: موى مصنوعى اگر به نحو كلاه گيس باشد واجب است براى مسح آن را بردارد، ولى اگر موى مصنوعى بر پوست سركاشته شده باشد و برداشتن آن از جلوى سر باعث عسر و حرجى شود كه عادتاً قابل تحمل نيست مسح بر روى آن مجزى است.

س 107 : شخصى گفته است كه هنگام وضو فقط بايد دو مشت آب بر صورت ريخته شود. و اگر بار سوم آب ريخته شود وضو باطل خواهد بود. آيا اين سخن صحيح است؟
ج: ريختن چندين مشت آب بر صورت اشكال ندارد، ولى شستن كامل صورت و دستها بيشتر از دوبار، مشروع نيست.

س 108 : آيا چربيها يى كه به طور طبيعى در مو و صورت بوجود مى‏آيند، مانع محسوب مى‏شوند؟
ج: مانع محسوب نمى‏شود مگر آنكه به حدّى باشد كه مانع از رسيدن آب به پوست و مو گردد.

س 109 : مدت زمانى مسح پاهايم را از سر انگشتان انجام نمى‏دادم بلكه فقط روى پا و مقدارى از انگشتان را مسح مى‏كردم. آيا اين مسح صحيح بوده است؟ و در صورت عدم صحت، نمازهايى را كه خوانده‏ام بايد قضا كنم؟
ج: اگر مسح پا شامل سر انگشتان پا نباشد، وضو باطل و قضاى نمازهاى خوانده شده واجب است. و در صورتى كه انسان شك داشته باشد كه آيا هنگام مسح، از سر انگشتان پا مسح مى‏كرده است يا نه؟ وضو و نمازهاى خوانده شده محكوم به صحت هستند.

س 110 : بر آمدگى روى پا كه هنگام مسح، دست بايد تا آنجا كشيده شود كدام است؟
ج: مشهور كفايت مسح پا تا همان برآمدگى روى پا نرسيده به مفصل ساق است كه از آن به برآمدگى روى پا تعبير مى‏شود. ولى احتياط واجب اين است كه مسح تا مفصل ساق كشيده شود.

س 111 : وضو در مساجد و مراكز و ادارات دولتى كه دولت در ساير كشورهاى اسلامى بنا مى‏كند چه حكمى دارد؟
ج: جايز است و مانع شرعى ندارد.

س 112 : آيا اگر در وضو براى يك بار شستن چندين مرتبه آب به عضو ريخته شود به وضو ضرر مى‏زند؟ و اگر با چندين مرتبه آب ريختن نيت يك بار شستن نمايد ولى بيشتر از يك بار شستن حاصل شود، وضو چه حكمى دارد؟
ج: ملاك قصد انسان و يك بار شستن است و چندين بار آب ريختن ضررى به صحت وضو نمى‏رساند.

س 113 : چشمه‏اى است كه سرچشمه آن در زمين ملكى شخصى قرار دارد. اگر بخواهيم آب آن را به وسيله لوله به منطقه‏اى كه چند كيلومتر با آن فاصله دارد، انتقال دهيم، بايد لوله از زمين‏هاى ملكى اين شخص و افراد ديگر عبور نمايد، آيا در صورت عدم رضايت اين افراد، استفاده از آب چشمه براى وضو و غسل و ساير تطهيرات جايز است؟
ج: اگر چشمه در كنار ملك غير خودبخود جوشيده باشد و قبل از جريان آن در زمين ملكى مجاور آبهاى آن وارد لوله شود، و يا در صورت وجود چشمه در داخل ملك غير، آب آن از عمق زمين وارد لوله شود و از زمينى كه چشمه در آن يا در كنار آن قرار دارد و از زمينهاى ديگر براى عبور لوله استفاده شود، مصرف آب اشكال ندارد، مشروط به اين كه استفاده از آب عرفا تصرف در زمينى كه چشمه در آن يا در كنار آن قرار دارد و همچنين زمينهاى ديگرى كه لوله از آن عبور مى‏كند، محسوب نشود.

س 114 : در محله ما فشار آب ضعيف است بطورى كه گاهى آب بر اثر پايين بودن فشار آن به طبقات بالا نمى‏رسد. در طبقات پايين هم فشار آب بسيار ضعيف است. بعضى از همسايگان براى استفاده از آب، پمپ فشار نصب كرده‏اند كه هنگام استفاده از آن، آب طبقات بالا قطع مى‏شود در طبقات پايين هم ممكن است آب قطع نشود ولى فشار آن به حدى ضعيف مى‏شود كه امكان استفاده از آب وجود ندارد. مشكل در اوقات وضو و غسل بيشتر مى‏شود به طورى كه گاهى نمى‏توان از آب استفاده كرد، ولى زمانى كه پمپ آب كار نمى‏كند همه ساكنين طبقات مى‏توانند براى وضو و غسل و انجام فريضه نماز از آب استفاده كنند. از طرفى هم سازمان آب، نصب پمپ و استفاده از آن را ممنوع اعلام كرده است. و چنانچه از نصب پمپ آب در منازل مطلع شود به صاحبان آنها اخطار داده و در صورت عدم توجه آنان، خود سازمان آب اقدام به جمع آورى پمپ‏ها و جريمه صاحبان آنها مى‏نمايد. با توجه به اين مطالب به دو سؤال زير پاسخ فرما ييد:
الف: آيا نصب پمپ فشار آب جهت استفاده از آب بيشتر از نظر شرعى جايز است؟
ب: در صورت عدم جواز استفاده از پمپ فشار آب، وضو و غسل با آبى كه بوسيله پمپ جذب مى‏شود چه حكمى دارد؟
ج: در فرض سؤال، نصب و استفاده از پمپ فشار جايز نيست و وضو و غسل با آبى كه بوسيله پمپ بدست مى‏آيد محل اشكال است.

س 115 : نظر جنابعالى درباره وضو گرفتن قبل از داخل شدن وقت نماز چيست؟ در پاسخ به يكى از استفتائات فرموده‏ايد كه با وضويى كه نزديك اول وقت نماز گرفته مى‏شود مى‏توان نماز خواند. منظور شما از نزديك اول وقت نماز، چه مقدار است؟
ج: ملاك صدق عرفى نزديكى وقت نماز است، و اگر در آن وقت براى نماز وضو گرفته شود اشكال ندارد.

س 116 : آيا شخصى كه وضو مى‏گيرد، مستحب است هنگام مسح قسمت پايين انگشتان پا يعنى جا يى كه موقع راه رفتن با زمين تماس پيدا مى‏كند را مسح نمايد؟
ج: محل مسح پا عبارت است از روى پا از سر انگشتان و استحباب مسح پايين انگشتان پا ثابت نشده است.

س 117 : اگر شخص وضو گيرنده هنگام شستن دستها و صورت به قصد وضو اقدام به باز و بسته كردن شير آب نمايد، اين كار او چه حكمى دارد؟
ج: اشكال ندارد و به صحت وضو لطمه‏اى نمى‏زند. ولى اگر بعد از فراغت از شستن دست چپ و قبل از مسح با آن، دستش را روى شيرى كه خيس است بگذارد و آب وضوى دستش با آب خارج از وضو مخلوط شود، صحت مسح با رطوبتى كه مختلط از آب وضو و آب خارج است، محل اشكال است.

س 118 : آيا براى مسح مى‏توان از غير آب وضو استفاده كرد؟ و همچنين آيا مسح سر حتماً بايد با دست راست و از بالا به پايين باشد؟
ج: مسح سر و پاها بايد با رطوبتى كه از آب وضو در دستها مانده كشيده شود و احتياط آن است كه مسح سر با دست راست باشد، ولى كشيدن مسح از بالا به پايين لازم نيست.

س 119 : بعضى از زنها ادعا مى‏كنند كه وجود رنگ روى ناخن مانع وضو نيست و مسح روى جوراب نازك هم جايز است. نظر شريف جنابعالى در اين باره چيست؟
ج: در صورتى كه رنگ مانع از رسيدن آب به ناخن باشد وضو باطل است و مسح بر جوراب هر قدر هم نازك باشد، صحيح نيست.

س 120 : آيا مجروحان جنگى كه قطع نخاع شده‏اند و قدرت نگهدارى بول را ندارند، جايز است در نماز جمعه شركت كرده و به خطبه‏ها گوش دهند و با عمل به وظيفه شخص مسلول، نماز جمعه و عصر را بخوانند؟
ج: شركت آنان در نماز جمعه اشكال ندارد، ولى با توجه به اينكه بر آنان واجب است بعد از وضو گرفتن بدون فاصله زمانى، شروع به خواندن نماز كنند و براى نماز عصر دوباره وضو بگيرند، مگر اين كه بعد از وضوى اول حدثى از آنان صادر نشود كه دراين صورت وضوى اول براى هر دو نمازشان كافى است، بنابراين وضوى قبل از خطبه‏هاى نماز جمعه در صورتى براى خواندن نماز جمعه كافى است كه بعد از وضو حدثى از آنان سر نزند.

س 121 : شخصى كه قادر بر وضو گرفتن نيست، فرد ديگرى را براى انجام وضو به نيابت مى گيرد و خودش نيت نموده و با دست خود مسح مى‏كند و اگر قادر بر مسح نباشد نايب دست او را گرفته و با آن مسح مى نمايد. اگر از اين كار هم عاجز باشد، نايب از دست او رطوبت گرفته و مسح مى‏كند. حال، اگر اين شخص دست نداشته باشد چه حكمى دارد؟
ج: اگر اين شخص كف دست نداشته باشد، براى مسح، رطوبت از ساعد او گرفته مى شود، و اگر ساعد هم نداشته باشد رطوبت از صورت او گرفته شده و سر و پا با آن مسح مى‏شوند.

س 122 : آيا هنگام وضو بايد ظرف آب لوله دار باشد؟ آيا اگر ظرف آب لوله‏دار نباشد وضو باطل است؟
ج: ظرف آب وضو لازم نيست لوله‏دار باشد. وضو گرفتن با آبى كه در ظرف قرار دارد اشكال ندارد، اعم از اين كه آب از ظرف بر دست ريخته شود يا با دست آب از ظرف برداشته شده و بر اعضاى وضو ريخته شود.

س 123 : در نزديكى محل برگزارى نماز جمعه مكانى براى وضو گرفتن وجود دارد كه تابع مسجد جامع است و پول آب آن از غير بودجه مسجد پرداخت مى شود. آيا شركت كنندگان در نماز جمعه جايز است از آن آب، استفاده كنند؟
ج: چون آب آن براى وضو گرفتن همه نمازگزاران بطور مطلق قرارداده شده است، استفاده از آن اشكال ندارد.

س 124 : آيا وضو يى كه قبل از نماز ظهر و عصر گرفته شده، براى خواندن نماز مغرب و عشا هم با علم به اين كه در اين مدت هيچيك از مبطلات وضو از وى سرنزده است، كافى است؟ يا آنكه هر نمازى نيت و وضوى جداگانه‏اى دارد؟
ج: براى هر نمازى وضوى جداگانه لازم نيست. بلكه با يك وضو تا زمانى كه باطل نشده مى تواند هر مقدار نماز كه مى‏خواهد بخواند.

س 125 : آيا وضو گرفتن به نيت نماز واجب قبل از داخل شدن وقت آن جايز است؟
ج: وضو گرفتن براى خواندن نماز واجب، اگر نزديك داخل شدن وقت آن باشد اشكال ندارد.

س 126 : به علت فلج شدن هر دو پايم به كمك كفش طبى و عصاى چوبى راه مى روم، و چون به هيچ وجه بيرون آوردن كفش هنگام وضو برايم امكان ندارد، اميدوارم وظيفه شرعى مرا در رابطه با مسح هر دو پا بيان فرما ييد.
ج: اگر بيرون آوردن كفش براى مسح پاها براى شما دشوار است ، مسح بر روى كفش كافى و مجزى است.

س 127 : اگر بعد از رسيدن به مكانى تا چند فرسخى آن به جستجوى آب بپردازيم و آب آلوده و كثيفى را بيابيم، در اين حالت تيمم براى ما واجب است يا وضو گرفتن با آن آب؟
ج: اگر آن آب پاك و مطلق باشد و استعمال آن ضررى نداشته باشد، وضو واجب‏است و نوبت به تيمم نمى‏رسد.

س 128 : آيا وضو به خودى خود مستحب است؟ و آيا مى توان قبل از داخل شدن وقت نماز به قصد قربت وضو گرفت و با همان وضو نماز خواند؟
ج: وضو به قصد طهارت از نظر شرعى مستحب و مطلوب است. و خواندن نماز بإ؛*$ض‏ظظ وضوى مستحب جايز است.

س 129 : كسى كه هميشه در وضويش شك مى‏كند، چگونه مى‏تواند به مسجد برود و نماز بخواند و به قرائت قرآن كريم و زيارت معصومين عليهم السلام بپردازد؟
ج: شك در بقاى طهارت بعد از وضو اعتبار ندارد، و تا يقين به نقض وضو پيدا نكرده است مى‏تواند با آن نماز بخواند و قرآن قرائت كند.

س 130 : آيا در صحت وضو شرط است كه آب بر همه قسمتهاى دست جريان پيدا كند يا آنكه كشيدن دست تر بر آن كافى است؟
ج: صدق شستن منوط به رساندن آب به تمام عضو است هر چند بوسيله دست كشيدن باشد. ولى مسح با دست مرطوب به تنها يى كافى نيست.

س 131 : آيا مسح سر همانطوركه با دست راست صحيح است، با دست چپ هم صحيح است؟ و آيا مسح سر از پا يين به بالا جايز است؟
ج: مسح سر با دست چپ جايز است هر چند احوط مسح سر با دست راست است، و احوط اين است كه از بالا به پايين يعنى از فرق سر به طرف پيشانى باشد، هر چند بر عكس هم جايز است.

س 132 : آيا در مسح سر، مرطوب شدن مو كافى است يا اين كه رطوبت بايد به پوست سر هم برسد؟ و هنگامى كه شخصى از موى مصنوعى استفاده مى كند، مسح سر را چگونه انجام دهد؟
ج: مسح پوست سر واجب نيست. موى مصنوعى هم اگر قابل برداشتن نباشد، مسح بر آن مجزى است.

س 133 : ايجاد فاصله زمانى در شستن اعضاء هنگام وضو يا غسل، چه حكمى دارد؟
ج: فاصله زمانى (عدم موالات) در غسل اشكال ندارد. ولى در وضو اگر فاصله به مقدارى باشد كه اعضاى قبلى خشك شوند، وضو باطل است.

س 134 : وضو و نماز كسى كه پى در پى از او باد به مقدار كم خارج مى‏شود، چه حكمى دارد؟
ج: اگر نتواند وضوى خود را تا آخر نماز حفظ كند و تجديد وضو در اثناء نماز هم براى او دشوار باشد، مى تواند با هر وضو يى يك نماز بخواند. يعنى براى هر نماز به يك وضو اكتفا كند هر چند وضوى او در بين نماز باطل شود.

س 135 : بعضى از افرادى كه در مجتمع هاى مسكونى زندگى مى كنند از پرداخت هزينه خدماتى كه از آنها استفاده مى كنند از قبيل هزينه آب سرد و گرم، تهويه، نگهبانى و مانند آنها، خوددارى مى كنند. آيا روزه و نماز و ساير عبادات اين افراد كه بار مالى اين خدمات را بدون رضايت همسايگان به دوش آنان مى‏اندازند، از نظر شرعى باطل است؟
ج: هر يك از مشتركين از نظر شرعى به مقدارى كه از امكانات مشترك استفاده مى كند، نسبت به هزينه خدمات مديون است. و اگر از پرداخت پول آب با قصد استفاده از آن، امتناع كند، وضو و غسل او محل اشكال و بلكه باطل است.

س 136 : شخصى غسل جنابت نموده و بعد از گذشت سه تا چهار ساعت مى خواهد نماز بخواند، ولى نمى داند غسلش باطل شده است يا خير؟ اگر احتياطاً وضو بگيرد، اشكال دارد يا خير؟
ج: در فرض مذكور وضو واجب نيست ولى احتياط هم مانعى ندارد.

س 137 : آيا كودك نابالغ، محدث به حدث اصغر مى شود ؟ آيا مى توان قرآن را در دسترس او قرارداد تا آن را مسّ كند؟
ج: بله، با عارض شدن مبطلات وضو، كودك نابالغ هم مُحد ِث مى شود، ولى مس كتابت قرآن بر او حرام نيست و بر مكلّف واجب نيست او را از دست زدن به نوشته قرآن باز دارد.

س 138 : اگر عضوى از اعضاى وضو بعد از شستن آن و قبل از اتمام وضو ، نجس شود، چه حكمى دارد؟
ج: نجس شدن آن عضو اگر از اعضاى مسح نباشد به صحت وضو ضرر نمى‏رساند، ولى تطهير آن عضو براى پاك شدن از نجاست بخاطر نماز واجب است.

س 139 : آيا بودن چند قطره آب بر روى پا هنگام مسح، براى وضو ضرر دارد؟
ج: واجب است محل مسح از آن قطرات خشك شود تا هنگام مسح، رطوبت دست بر پا تاثير بگذارد نه بر عكس.

س 140 : كسى كه دست راست او از بالاى مرفق قطع شده، آيا مسح پاى راست از او ساقط است؟
ج: مسح پاى راست از او ساقط نمى شود بلكه بايد با دست چپ بر آن مسح كند.

س 141 : كسى كه در اعضاى وضوى او زخم يا شكستگى باشد چه وظيفه اى دارد؟
ج: اگر در اعضاى وضو زخم يا شكستگى است و روى آن باز باشد و آب براى آن ضرر ندارد بايد آن را بشويد و اگر شستن آن مضر است بايد اطراف آن را بشويد. و احتياط آن است كه اگر كشيدن دست تر بر آن ضرر ندارد، دست تر بر آن بكشد.

س 142 : كسى كه محل مسح او زخم است چه وظيفه‏اى دارد؟
ج: اگر نمى تواند روى زخم محل مسح دستِ تر بكشد بايد به جاى وضو تيمم كند. ولى در صورتى كه مى تواند پارچه‏اى روى زخم قرار دهد و بر آن دست بكشد احتياط آن است كه علاوه بر تيمم، وضو نيز با چنين مسحى بگيرد.

س 143 : كسى كه جاهل به بطلان وضويش است و بعد از وضو متوجه آن مى شود، چه حكمى دارد؟
ج: اعاده وضو براى اعمال مشروط به طهارت، واجب است، و هرگاه با وضوى باطل نماز خوانده باشد اعاده آن نيز واجب است.

س 144 : كسى كه در يكى از اعضاى وضويش زخمى وجود دارد كه حتـى اگر جبيره هم بر روى آن قرار دهـد دائما ً از آن خون مىآيد، چگونه بايد وضو بگيرد؟
ج: واجب است جبيره‏اى را بر روى زخم بگذارد كه خون از آن بيرون نمى آيد مثل نايلون.

س 145 : آيا در وضوى ارتماسى جايز است چند بار دست و صورت را داخل آب كنيم يا اين كه فقط دو بار جايز است؟
ج: جايز است دوبار دست و صورت را در آب فرو ببرد. بار اول به قصد شستن واجب و بار دوم به قصد شستن مستحب. ولى در وضوى ارتماسى در مورد دستها بايد قصد شستن وضوئى آنها هنگام خارج كردن آنها از آب باشد، تا بتوان از اين طريق مسح را با آب وضو انجام داد.

س 146 : آيا خشك كردن رطوبت بعد از وضو مكروه است؟ و در مقابل آيا خشك نكردن آن مستحب است؟
ج: اگر دستمال يا پارچه معينى را مخصوص اين كار قرار دهد، اشكال ندارد.

س 147 : آيا رنگ مصنوعى كه زنها از آن براى رنگ كردن موى سر و ابروى شان استفاده مى‏كنند، مانع از صحت وضو و غسل است؟
ج: اگر صرفاً رنگ باشد و داراى جرمى كه مانع از رسيدن آب به مو شود، نباشد، وضو و غسل صحيح است.

س 148 : آيا جوهر از موانعى است كه وجود آن بر روى دست باعث بطلان وضو مى‏شود؟
ج: اگر جوهر مانع از رسيدن آب به پوست شود وضو باطل است. و تشخيص اين موضوع بر عهده مكلّف است.

س 149 : آيا اگر رطوبت مسح سر به رطوبت صورت متصل شود، وضو باطل مى شود؟
ج: اشكال ندارد، ولى از آنجا يى كه احتياط در مسح پاها اين است كه با رطوبتى كه از آب وضو در كف دو دست باقى مانده صورت بگيرد، لذا براى رعايت اين احتياط بايد هنگام مسح سر، دست به قسمت بالاى پيشانى نرسد و با رطوبت صورت برخورد نكند تا اين كه رطوبت دست كه هنگام مسح پا به آن نياز دارد با رطوبت صورت مخلوط نشود.

س 150 : شخصى كه وضويش نسبت به وضوى متعارف بين مردم وقت بيشترى مى گيرد، براى يقين پيدا كردن به شستن اعضاى وضو چه كارى بايد انجام دهد؟
ج: بايد از وسوسه اجتناب نمايد، و براى اين كه شيطان از او نااميد شود بايد به وسوسه‏ها اعتناء نكند و كوشش كند همانند ساير اشخاص به مقدارى كه از نظر شرعى واجب است اكتفا نمايد.

س 151 : بعضى از قسمت‏هاى بدنم خالكوبى شده است، گفته مى شود كه غسل و وضو و نمازم باطل هستند و نمازى از من پذيرفته نمى شود. اميدوارم مرا در اين باره راهنمايى فرمائيد.
ج: اگر خالكوبى مجرد رنگ باشد و بر ظاهر پوست چيزى كه مانع از رسيدن آب بر آن شود وجود نداشته باشد، وضو و غسل صحيح است و اشكال در صحت نماز وجود ندارد.

س 152 : اگر بعد از اين كه انسان بول و استبراء كرد و وضو گرفت، رطوبتى كه مردد بين بول و منى است از او خارج شود، چه حكمى دارد؟
ج: در فرض سؤال براى تحصيل يقين به طهارت از حدث واجب است هم غسل كند و هم وضو بگيرد.

س 153 : لطفا ً تفاوت وضوى زن و مرد را بيان فرما ييد.
ج: بين زن و مرد در افعال و كيفيت وضو فرقى نيست. جز اين كه براى مردها مستحب است هنگام شستن آرنج از قسمت بيرونى آن شروع كنند و زنها از قسمت داخلى آن.

 

مسّ اسماء و آيات الهى‏

س 154 : مسّ ضميرها يى كه به ذات بارى تعالى بر مى گردند مثل ضمير جمله «بسمه تعالى» چه حكمى دارد؟
ج: ضمير حكم لفظ جلاله را ندارد.

س 155 : نوشتن اسم جلاله «الله» بصورت «ا...» و «اله» مرسوم شده است. كسانى كه بدون وضو اين دو كلمه (الف و اله) را مسّ مى كنند چه حكمى دارند؟
ج: همزه و نقاط، حكم لفظ جلاله را ندارد ولى كلمه «اله» همان حكم لفظ جلاله را دارد.

س 156 : در جا يى كه من كار مى كنم در مكاتبات خود كلمه «الله» را به صورت «ا...» مى‏نويسند. آيا نوشتن‏ الف‏ و سه نقطه به جاى لفظ جلاله «الله» از نظر شرعى ‏صحيح‏ است؟
ج: از نظر شرعى مانعى ندارد.

س 157 : آيا جايز است به صرف احتمال مسّ لفظ جلاله «الله» توسط افراد بدون وضو، از نوشتن آن خوددارى نموده و يا بصورت «ا...» نوشته شود؟
ج: مانعى ندارد.

س 158 : نابينايان براى خواندن و نوشتن از خط برجسته‏اى معروف به خط بريل كه با لمس انگشتان خوانده مى‏شود، استفاده مى‏كنند. با توجه به اين كه اين خط قراردادى از شش نقطه تشكيل شده است، لطفا به سؤال ذيل پاسخ فرماييد:
آيا بر نابينايان واجب است كه هنگام فراگيرى قرآن كريم و مسّ اسماء طاهره كه با خط برجسته بريل نوشته شده است، وضو داشته باشند يا خير؟
ج: نقاط برجسته‏اى كه علامت حروف اصلى هستند، حكم آن حروف را ندارند و در مواردى كه به عنوان علامتى براى حروف قرآن كريم و اسماء طاهره استفاده مى‏شوند، مسّ آنها نياز به طهارت از حدث ندارد.

س 159 : مسّ اسمهايى از قبيل عبدالله و حبيب الله بدون وضو چه حكمى دارد؟
ج: مسّ لفظ جلاله بدون وضو جايز نيست اگر چه جز يى از يك اسم مركب باشد.

س 160 : آيا جايز است زن حائض گردنبندى را به گردن بيندازد كه نام مبارك پيامبر «صلى الله عليه و آله» بر آن نقش شده است؟
ج: به گردن آويختن آن اشكال ندارد ولى واجب است اسم مبارك پيامبر «صلى الله عليه و آله» با بدن تماس نداشته باشد.

س 161 : آيا حرمت مسّ نوشته‏هاى قرآن بدون وضو اختصاص به موردى دارد كه در قران كريم باشد، يا شامل مواردى كه نوشته قرآنى در كتاب ديگرى يا تابلو يا ديوار و غير آنها هم باشد، مى‏گردد؟
ج: حرمت مسّ كلمات و آيات قرآنى بدون وضو اختصاص به قرآن كريم ندارد. بلكه شامل همه كلمات و آيات قرانى مى‏شود هر چند در كتاب ديگرى يا در روزنامه، مجله، تابلو، نقاشى ديوارى و غير آنها باشد.

س 162 : خانواده‏اى به قصد خير و بركت هنگام خوردن برنج از ظرفى استفاده مى‏كنند كه آيات قرآنى از جمله آيةالكرسى روى آن نوشته شده است. آيا اين كار اشكال دارد؟
ج: اگر با وضو باشند و يا غذا را با قاشق از ظرف بر مى‏دارند اشكال ندارد.

س 163 : آيا كسانى كه بوسيله دستگاه تحرير اسماء جلاله يا آيات قرآنى و يا نامهاى معصومين عليهم السلام را مى‏نويسند، بايد در حال نوشتن آنها با وضو باشند؟
ج: اين كار مشروط به طهارت نيست، ولى آن نوشته‏ها را نبايد بدون وضو مسّ كرد.

س 164 : آيا مسّ آرم جمهورى اسلامى ايران كه روى نامه‏ها و بليطهاى اتوبوس نقش شده است، حرام است؟
ج: اگر در نظر عرف اسم جلاله محسوب و خوانده شود، مسّ آن بدون طهارت حرام است و در غير اين صورت اشكال ندارد، اگر چه احوط ترك مس آن بدون طهارت است.

س 165 : آيا آرم جمهورى اسلامى ايران از اسماء جلاله محسوب مى‏شود يا خير؟ و چاپ آن بر اوراق ادارى و استفاده از آن در مكاتبات و غير آن، چه حكمى دارد؟
ج: نوشتن و چاپ لفظ جلاله يا آرم جمهورى اسلامى ايران در مكاتبات اشكال ندارد، و احوط اين است كه احكام لفظ جلاله در آرم جمهورى اسلامى ايران هم رعايت شود.

س 166 : قسمت بالاى بعضى از اوراق رسمى ادارى مزيّن به آرم جمهورى اسلامى ايران است، و در اوراقى كه در بيمارستانها و درمانگاهها مورد استفاده قرار مى‏گيرند، عبارت «هوالشافى» وجود دارد. پرتاب اين اوراق بعد از استفاده به طرفى، يا آلوده كردن آنها به خون، چه حكمى دارد؟
ج: تزيين اوراق مكاتبات به لفظ جلاله و كلماتى كه در حكم آن است اشكال ندارد، ولى بايد از بى احترامى و نجس كردن آنها اجتناب شود.

س 167 : استفاده از تمبرهاى پستى كه بر روى آنها آيات قرآنى چاپ شده است، و يا چاپ لفظ جلاله و اسماء خداوند «عزّ و جلّ» و آيات قرآنى و يا چاپ آرم مؤسساتى كه مشتمل بر آياتى از قرآن كريم است، در روزنامه‏ها و مجلات و نشرياتى كه همه روزه منتشر مى‏شوند، چه حكمى دارد؟
ج: طبع و نشر آيات قرآنى و اسماء جلاله وامثال آن اشكال ندارد، ولى بر كسى كه به دستش مى‏رسد واجب است احكام شرعى آنها را رعايت نمايد و از بى احترامى و نجس كردن و مسّ بدون وضوى آنها خوددارى كند.

س 168 : در بعضى از روزنامه‏ها اسم جلاله يا آيات قرآنى نوشته مى‏شود، آيا پيچاندن غذا با آنها، يا نشستن بر آنها و يا استفاده از آنها به جاى سفره و يا انداختن آنها در زباله، با توجه به مشكل بودن استفاده از راههاى ديگر، جايز است يا خير؟
ج: استفاده از اين روزنامه‏ها در مواردى كه از نظر عرف بى احترامى به چيزى كه هتك حرمت آن حرام است از قبيل لفظ جلاله و آيات قرآنى كه در روزنامه نوشته شده است، محسوب نشود، و در معرض نجاست هم قرار نگيرد، اشكال ندارد.

س 169 : انداختن تمبرهاى پستى كه در بردارنده اسم جلاله هستند، در سطل زباله چه حكمى دارد؟ آيا مسّ آنها بدون وضو صحيح است؟
ج: مسّ نوشته لفظ جلاله بدون وضو و يا نجس كردن آن و يا انداختن آن در مكانهايى كه موجب اهانت و بى احترامى است، جايز نيست.

س 170 : آيا مسّ نقش كلمات روى انگشترها، جايز است؟
ج: اگر از كلماتى باشد كه شرط جواز مسّ آن طهارت است، مسّ آن بدون طهارت جايز نيست.

س 171 : آيا جايز است مغازه داران كالاهاى فروخته شده خود را در روزنامه‏اى كه يقين داريم در آن اسم جلاله «اللّه» تبارك و تعالى و مانند آن نوشته شده است، بپيچند؟ آيا مسّ آنها بدون وضو جايز است؟
ج: پيچيدن كالاهاى فروخته شده در روزنامه در صورتى كه بى احترامى به اسم «الله تعالى» و آيات قرآنى و نامهاى ائمه معصومين عليم السلام كه در آن نوشته شده است، محسوب نشود، اشكال ندارد. ولى جايز نيست شخص بى وضو در صورت علم به وجودشان آنها را مسّ كند.

س 172 : چاپ اسماء انبياء و آيات قرآنى در روزنامه‏ها با اين احتمال كه ممكن است روزنامه‏ها سوزانده شوند و يا زيردست و پا بيفتند، چه حكمى دارد؟
ج: نوشتن آيات قرآنى و اسامى معصومين عليهم السلام در روزنامه‏ها و مجلات از نظر شرعى مانعى ندارد، ولى پرهيز از بىاحترامى و نجس كردن يا مسّ بدون طهارت آنها واجب است.

س 173 : انداختن چيزى كه مشتمل بر نامهاى خداوند است در نهرها و جوى‏ها چه حكمى دارد؟ آيا اين عمل اهانت محسوب مى‏شود؟
ج: اگر انداختن آنها در نهرها و جويبارها از نظر عرف اهانت محسوب نشود، اشكال ندارد.

س 174 : آيا بايد هنگام انداختن اوراق امتحانى تصحيح شده در زباله يا آتش زدن آنها، اطمينان حاصل شود كه نامهاى خداوند و اسامى معصومين عليهم السلام در آنها نباشد؟ آيا دور انداختن اوراقى كه در يكى از دو طرف آن چيزى نوشته نشده است، اسراف محسوب مى‏شود يا خير؟
ج: فحص و بررسى لازم نيست، و هنگامى كه وجود اسماء جلاله در ورقه احراز نشود، انداختن آن در زباله اشكال ندارد. اما اوراقى كه امكان استفاده از آن در صنعت كارتن سازى و مانند آن وجود دارد، و يا بر يك طرف آن نوشته شده است و طرف ديگر آن قابل استفاده براى نوشتن است، سوزاندن و دور انداختن آنها به علت وجود شبهه اسراف، خالى از اشكال نيست.

س 175 : اسامى مباركى كه احترام آنها واجب و مسّ بدون وضوى آنها حرام است، كدامند؟
ج: مسّ اسماء ذات بارى تعالى و نامهاى صفات مخصوص خداوند منان، بدون وضو حرام است، و احوط الحاق نامهاى انبياء عظام و ائمه معصومين عليهم السلام به نامهاى خداوند متعال در حكم مذكور است.

س 176 : مقدار زيادى نشريات گوناگون كه از طرف مؤسسات داخلى به سفارت از زمان تأسيس آن ارسال مى‏شده، نزد ما جمع شده است، و چون بيشتر صفحات آن در بردارنده نامهاى خداوند تعالى و مانند آن هستند، لطفا ً ما را در حل مشكل نگهدارى آنها راهنما يى فرمائيد.
ج: دفن آنها در زمين و يا ريختن آنها در صحرا اگر بى‏احترامى محسوب نشود، و يا خمير كردن آنها اشكال ندارد.

س 177 : راههاى شرعى محو كردن اسماء مبارك و آيات قرآنى هنگام نياز كدامند؟ سوزندان اوراقى كه در آن اسم جلاله و آيات قرآنى نوشته شده است، هنگام ضرورت براى حفظ اسرار چه حكمى دارد؟
ج: دفن آنها در خاك و يا تبديل آنها به خمير بوسيله آب اشكال ندارد. ولى جواز سوزاندن آنها مشكل است، و اگر بى احترامى محسوب شود جايز نيست، مگر در صورتى كه اضطرار اقتضا كند و جدا كردن آيات قرآنى و نامهاى مبارك امكان نداشته باشد.

س 178 : قطعه قطعه كردن اسماء مبارك ه و آيات قرآنى به مقدار زياد به طورى كه حتى دو حرف آنها به هم متصل نمانده، و غير قابل خواندن شوند، چه حكمى دارد؟ آيا در محو كردن اسماء مباركه و آيات قرآنى و ساقط شدن حكم آنها، تغيير صورت خطى آنها با حذف و اضافه كردن حروف، كافى است؟
ج: تقطيع اگر موجب محو نوشته لفظ جلاله و آيات قرآنى نشود كافى نيست، همچنان كه تغيير صورت خطى كلمات با اضافه كردن بعض حروف هم باعث زوال حكم شرعى حروفى كه به قصد نوشتن لفظ جلاله به كار رفته‏اند، نمى‏شود. بلى، زوال حكم بر اثر تغيير حروف به نحوى كه ملحق به محو حروف گردد، بعيد نيست، هر چند احتياط اجتناب از مسّ آن بدون وضو است.

 

احكام غسل جنابت‏

س 179 : آيا شخص جنب مى‏تواند در صورت تنگى وقت با تيمم و نجاست بدن و لباس نماز بخواند يا اين كه بايد بعد از تطهير و غسل، نماز را قضا نمايد؟
ج: اگر وقت به مقدارى نيست كه بدن و لباسش را تطهير كند و يا لباس خود را عوض نمايد و به علت سردى هوا و مانند آن، نماز خود را برهنه هم نمى‏تواند بخواند، بايد نماز را با تيمم بدل از غسل جنابت با همان لباس نجس بخواند. اين نماز مجزى است و بر او قضاى آن واجب نيست.

س 180 : آيا رسيدن منى به داخل رحم بدون دخول سبب جنابت زن مى‏شود؟
ج: در اين صورت جنابت محقق نمى‏شود.

س 181 : آيا بر زنان پس از انجام معاينات داخلى با وسايل طبى غسل واجب مى‏گردد؟
ج: با معاينات داخلى و با وسائل طبى تا زمانى كه منى خارج نشود، غسل واجب نيست.

س 182 : اگر دخول به مقدار حشفه صورت بگيرد ولى منى خارج نشود و زن نيز به مرحله اوج لذت نرسد، آيا غسل فقط بر زن واجب است يا فقط بر مرد يا بر هر دو؟
ج: با تحقق دخول ولو به مقدار حشفه غسل بر هر دو واجب است.

س 183 : در مورد احتلام زنان، در چه صورتى غسل جنابت بر آنان واجب مى‏شود؟ و آيا رطوبتى كه هنگام ملاعبه و شوخى با مردان از آنان خارج مى‏شود، حكم منى را دارد؟ و آيا بدون سست شدن بدن و رسيدن به اوج لذت، غسل بر آنها واجب مى‏شود؟ بطور كلى در زنان بدون نزديكى، جنابت چگونه تحقق مى‏يابد؟
ج: اگر منى از زن خارج شود خواه در اثر احتلام باشد يا ملاعبه و شوخى با مردان، بر او غسل جنابت واجب مى‏شود، ولى رطوبتى كه بعد از ملاعبه و شوخى از او خارج مى‏شود حكم منى را ندارد مگر اين كه هنگام خروج آن بدن زن سست شود و به اوج لذت جنسى برسد.

س 184 : اگر از دختران بطور غير ارادى رطوبتى خارج شود، آيا حكم منى را دارد و بر آنان غسل جنابت واجب مى‏شود؟ يا اين كه زمانى موجب غسل مى‏گردد كه همراه شهوت باشد؟
ج: اگر خروج رطوبت بر اثر شهوت و توأم با آن باشد، حكم به منى بودن آن مى‏شود و باعث وجوب غسل مى‏گردد حتى اگر شهوت بدون اختيار و اراده باشد.

س 185 : اگر شهوت دختران بر اثر خواندن كتاب عاشقانه و مانند آن تحريك شود، آيا غسل بر آنان واجب مى‏شود؟ و در صورت واجب شدن، چه غسلى را بايد انجام دهند؟
ج: خواندن كتابهايى كه موجب تحريك شهوت مى‏شوند جايز نيست، و بهرحال غسل جنابت وقتى واجب مى‏شود كه منى خارج شود.

س 186 : اگر زن در حال ملاعبه احساس نمايد آبى همراه با شهوت از او خارج شده است، آيا غسل جنابت بر او واجب مى‏شود؟
ج: اگر براى زن يقين به خروج منى از وى حاصل شود، غسل بر او واجب مى‏گردد. و همچنين اگر رطوبتى همراه با شهوت و اوج لذت از او خارج شود و شك داشته باشد كه منى است يا خير، شرعا در حكم منى است و غسل بر او واجب مى‏گردد.

س 187 : اگر زن بعد از نزديكى همسرش با وى در حالى كه منى در رحم او باقى مانده است بلافاصله غسل نمايد و بعد از غسل منى از رحم خارج شود، آيا غسل او صحيح است؟ و آيا منى خارج شده بعد از غسل، پاك است يا نجس و موجب جنابت مجدد مى‏شود يا خير؟
ج: غسل او صحيح است و رطوبتى كه بعد از غسل از او خارج مى‏شود اگر منى باشد در هر حالى نجس است، ولى اگر منى مرد باشد باعث جنابت مجدد نمى‏شود.

س 188 : مدتى است كه مبتلا به شك در غسل جنابت شده‏ام به طورى كه با همسرم نزديكى نمى‏كنم. با اين حال حالتى غيرارادى به من دست مى‏دهد كه گمان مى‏كنم غسل جنابت بر من واجب شده است و حتى هر روز دو يا سه بار غسل مى‏كنم، و اين شك مرا آزار مى‏دهد، تكليف من چيست؟
ج: با شك در جنابت حكم جنابت مترتب نمى‏شود، مگر اين كه رطوبتى از شما خارج شود كه همراه با علامت‏هاى شرعى خروج منى باشد يا يقين به خروج منى داشته باشيد.

س 189 : آيا غسل جنابت در حال حيض صحيح است، به طورى كه مسقط تكليف زن جنب باشد؟
ج: صحت غسل در فرض مذكور محل اشكال است.

س 190 : اگر زن در حال حيض، جنب يا در حال جنابت حايض شود، آيا بعد از پاك شدن از حيض هر دو غسل بر او واجب است؟ يا اين كه با حدوث جنابت در حال حيض، غسل جنابت بر او واجب نيست زيرا در موقع جنابت پاك نبوده است؟
ج: بر او علاوه بر غسل حيض، غسل جنابت هم واجب است، ولى جايز است در مقام عمل به غسل جنابت اكتفا كند، ليكن احوط اين است كه نيت هر دو غسل را بنمايد.

س 191 : در چه صورتى حكم مى‏شود كه رطوبت خارج شده از انسان منى است؟
ج: اگر همراه با شهوت، جستن و سست شدن بدن باشد حكم منى را دارد.

س 192 : گاهى اثر گچ يا صابون بعد از غسل كردن در اطراف ناخن‏هاى دست و پا مشاهده مى‏شود كه در حمام هنگام غسل ديده نمى‏شد ولى بعد از خروج از حمام و دقت، سفيدى صابون يا گچ آشكار مى‏شود. در اين حال تكليف چيست؟ در حالى كه بعضى از افراد هنگام غسل و وضو به اين مسئله جاهل هستند و يا توجهى به آن ندارند و با فرض وجود اثر گچ يا صابون يقين به رسيدن آب به زير آن حاصل نمى‏شود.
ج: مجرد وجود اثر گچ يا صابون كه بعد از خشك شدن اعضاء ظاهر مى‏شود، ضررى به وضو يا غسل نمى‏رساند مگر اين كه داراى جرمى باشد كه مانع از رسيدن آب به پوست است.

س 193 : رطوبتى كه هنگام بوسيدن و بازى مرد با همسرش خارج مى‏شود چه حكمى دارد؟
ج: اگر خروج آن به صورت جستن و همراه با شهوت و سستى بدن باشد حكم منى را دارد.

س 194 : يكى از برادران مى‏گويد صحت غسل مشروط به تطهير بدن از نجاست، قبل از غسل است و اگر تطهير آن از منى يا غير آن در اثناى غسل باشد موجب بطلان غسل مى‏شود. بر فرض صحت گفته او و با توجه به اين كه من جاهل به اين مسأله بوده‏ام، آيا نمازهاى گذشته من باطل بوده و قضاى آنها واجب است؟
ج: واجب است شستن براى پاك شدن بدن جداى از شستن به قصد غسل جنابت باشد، ولى تطهير تمامى بدن قبل از غسل واجب نيست بلكه پاك بودن هر عضوى هنگام غسل آن كافى است، بنابراين اگر عضو قبل از غسل تطهير شده باشد، غسل و نمازى كه با آن خوانده شده، صحيح است. ولى اگر عضو نجس قبل از غسل تطهير نشود، و با يك شستن بخواهد هم آن را پاك كند و هم غسل نمايد، غسل باطل است و نمازى كه با چنين غسلى خوانده باطل و قضاى آن واجب است.

س 195 : آيا رطوبتى كه از انسان در حال خواب خارج مى‏شود حكم منى را دارد؟ با آنكه مى‏دانيم هيچيك از علامتهاى سه گانه (ج ُستن، شهوت و سستى بدن) را ندارد و شخص هم متوجه آن نمى‏شود مگر وقتى كه بعد از بيدارى لباسهاى زير خود را مرطوب ببيند.
ج: علايم شرعى ياد شده راجع به خروج رطوبت مشتبه به منى در حال بيدارى است، و رطوبتى كه در حال خواب بر اثر احتلام خارج شود و يا انسان يقين به منى بودن آن پيدا كند، حكم منى را دارد و موجب جنابت مى‏شود، هر چند همراه با علايم ياد شده نباشد.

س 196 : جوانى هستم كه در خانواده فقيرى زندگى مى‏كنم و از من زياد منى به دفعات خارج مى‏شود و خجالت مى‏كشم از پدرم تقاضاى پول حمام بكنم، در خانه هم حمام نداريم. تقاضا مى‏كنم مرا راهنما يى فرما ييد.
ج: در انجام تكليف شرعى حيا معنى ندارد. حيا عذر شرعى ترك واجب نيست. به هر حال اگر غسل جنابت براى شما امكان ندارد، وظيفه شما براى نماز و روزه تيمم بدل از غسل است.

س 197 : حمام يكى از روستاهاى مناطق محروم مدتى است به علت خرابى تعطيل است، و اهالى روستا براى نظافت و تطهير با مشكل روبرو هستند، و ما بر اثر فشار اهالى درخواست كتبى به استاندارى نوشتيم كه در آن اينگونه آمده است: «حمام روستاى ما بر اثر ريزش برف و باران خراب شده است و قابل ترميم نيست و نياز به ساختن حمام جديدى داريم».
استاندارى در نتيجه اين درخواست مبلغ معينى از بودجه اختصاصى مقابله با حوادث غير مترقبه را براى ساخت حمام اختصاص داده و آن را در اختيار جهاد سازندگى گذاشت و حمام ساخته شد. سؤال اين است كه با توجه به مطالب مذكور، استفاده از اين حمام براى تطهير و غسل اشكال شرعى دارد يا خير؟
ج: هر چند اعلام و اخبار بر خلاف واقع جايز نيست ولى استفاده اهالى از حمام در فرض مذكور اشكال ندارد.

س 198 : اينجانب با مشكلى مواجه هستم، مشكل من اين است كه شستن بدنم هر چند با يك قطره آب براى بدنم ضرر دارد حتى مسح هم همين طور است. هنگام شسستن بدنم ولو به مقدار كم، علاوه بر عوارض ديگر، تپش قلبم هم زياد مى‏شود، آيا با اين وضعيت براى من جايز است با همسرم مقاربت نموده و براى چندين ماه تيمم بدل از غسل نمايم و با آن نماز خوانده و داخل مسجد شوم؟
ج: ترك مقاربت و جماع بر شما واجب نيست، و در صورت جنابت و معذور بودن از انجام غسل، وظيفه شرعى شما براى اعمال مشروط به طهارت، تيمم بدل از غسل جنابت است. و با آن تيمم داخل مسجد شدن و خواندن نماز و مسّ نوشته قرآن كريم و بقيه اعمالى كه انجام آنها مشروط به طهارت از جنابت است، اشكال ندارد.

س 199 : استقبال قبله هنگام غسلِ واجب يا مستحب، واجب است يا خير؟
ج: استقبال قبله در وقت غسل واجب نيست.

س 200 : آيا غسل كردن با غُساله حدث اكبر با توجه به قليل بودن آب و طهارت بدن قبل از غسل، صحيح است؟ آيا استفاده از غُساله غسل از حدث اكبر هر يك از زن و شوهر براى ديگرى جايز است؟
ج: اگر غساله حدث اكبر پاك باشد، غسل كردن با آن مانعى ندارد، و همچنين غسل كردن هر يك از زن و شوهر با غساله غسل ديگرى بدون اشكال است.

س 201 : اگر از كسى كه مشغول غسل جنابت است، حدث اصغر سر بزند، آيا بايد دوباره غسل نمايد يا آنكه غسل را تمام كند و وضو بگيرد؟
ج: حدث اصغر در اثناى غسل به صحت غسل ضرر نمى‏رساند و لازم نيست غسل را از نو شروع كند، ولى چنين غسلى كفايت از وضو براى نماز و ساير اعمال مشروط به طهارت از حدث اصغر نمى‏كند.

س 202 : رطوبت غليظى كه شبيه منى است و انسان آن را بعد از بول مشاهده مى‏كند، آيا با اينكه بدون شهوت و اراده خارج مى‏شود، حكم منى را دارد؟
ج: حكم منى بر آن مترتب نيست مگر اين كه يقين به منى بودن آن حاصل شود يا اين كه هنگام خروج، علامت‏هاى شرعى منى را داشته باشد.

س 203 : كسى كه غسلهاى متعددى اعم از واجب يا مستحب بر ذمّه او باشد، آيا يك غسل، كفايت از غسل‏هاى ديگر مى‏كند؟
ج: اگر به نيت همه آنها يك غسل بجا آورد، كفايت مى‏كند، و اگر در بين آنها غسل جنابت باشد و به نيت آن غسل كند از بقيه غسلها هم كفايت مى‏كند.

س 204 : آيا غسل غير از جنابت كفايت از وضو مى‏كند؟
ج: كفايت نمى‏كند.

س 205 : به نظر شريف جنابعالى آيا در غسل جنابت جريان آب بر بدن شرط است؟
ج: ملاك صدق شستن بدن به قصد غسل است و جريان آب بر بدن شرط نيست.

س 206 : كسى كه مى‏داند اگر با نزديكى با همسرش خود را جنب كند، آبى براى غسل كردن نمى‏يابد و يا وقت براى غسل و نماز ندارد، آيا مى‏تواند با همسرش نزديكى نمايد؟
ج: اگر در صورت عجز از غسل، قدرت بر تيمم داشته باشد، مى‏تواند با همسرش نزديكى كند.

س 207 : جوانى بيست و دوساله هستم، مدتى است كه موهايم شروع به ريزش كرده است و از اين موضوع بسيار رنج مى‏برم و تصميم به كاشتن مو بر سرم در مؤسسه كشت مو گرفته‏ام. سؤال اين است كه اگر كشت مو مانع رسيدن آب به بعضى از قسمت‏هاى پوست سر گردد، غسل چه حكمى دارد؟
ج: اگر موهاى كاشته شده قابل ازاله نباشد و يا ازاله آن مستلزم ضرر يا مشقت باشد و با وجود آنها قادر به رساندن آب به پوست هم نباشيد، غسل با آنها محكوم به صحت است.

س 208 : آيا در غسل جنابت مراعات ترتيب بين سر و ساير اعضاى بدن كافى است يا اين كه بايد بين طرف راست و چپ بدن هم ترتيب رعايت شود؟
ج: احتياط واجب آن است كه ترتيب بين دو طرف بدن نيز با مقدم داشتن طرف راست بر چپ مراعات شود.

س 209 : آيا هنگام غسل ترتيبى مانعى دارد ابتدا پشت خود را شسته و بعد نيت غسل ترتيبى نموده و آن را بجا آورم؟
ج: شستن پشت و يا هر عضوى از اعضاى بدن قبل از نيت غسل و شروع آن، اشكال ندارد. كيفيت غسل ترتيبى به اين صورت است كه بعد از تطهير تمام بدن بايد نيت غسل نمود و اول سر و گردن را شست، و سپس بنا بر احتياط واجب طرف راست بدن از شانه تا پائين پا، و در مرحله سوم طرف چپ بدن به همان ترتيب بايد شسته شود. با رعايت اين ترتيب، غسل به طور صحيح انجام مى‏شود.

س 210 : آيا بر زن واجب است هنگام غسل، اطراف موهايش را هم بشويد؟ و آيا با توجه به اين كه آب به تمام پوست سر رسيده است، نرسيدن آب هنگام غسل به تمام مو، باعث بطلان غسل مى‏شود؟
ج: بنا بر احتياط واجب بايد تمام مو شسته شود.

 

احكام غسل باطل‏

س 211 : كسى كه به سن تكليف رسيده ولى جاهل به وجوب غسل و كيفيت آن بوده و بعد از گذشت مدتى در حدود ده سال متوجه مسئله تقليد و وجوب غسل بر او شده است، چه حكمى دارد؟ وظيفه او نسبت به قضاى نمازها و روزه‏هاى گذشته‏اش چيست؟
ج: قضاى نمازهائى كه در حال جنابت خوانده بر او واجب‏است، و همچنين قضاى روزه هم در صورتى كه مى‏دانسته كه جنب است ولى جاهل به وجوب غسل بر جنب براى روزه گرفتن بوده، بر او واجب است. بلكه اقوى اين است كه اگر جهل او به حكم، ناشى از تقصير باشد، كفاره هم بر او واجب است. ولى اگر جاهل به اصل جنابت خود باشد و هنگام طلوع فجر روزى كه بايد روزه بگيرد، متوجه جنب بودن خود نباشد، روزه او صحيح است و چيزى از قضا يا كفاره بر او نيست.

س 212 : جوانى بر اثر نادانى قبل از سن چهارده سالگى و بعد از آن، اقدام به استمناء مى‏كرده كه بر اثر آن از او منى خارج مى‏شده ولى نمى‏دانسته كه خروج منى باعث جنابت مى‏شود و بايد براى نماز و روزه غسل كند، تكليف او چيست؟ آيا براى مدتى كه استمناء مى‏كرده و منى از او خارج مى‏شده، غسل بر او واجب است؟ آيا نماز و روزه‏هاى او از گذشته تا حال كه در حال جنابت انجام گرفته باطل بوده و قضاى آنها واجب است؟
ج: براى هر چند بار خروج منى اگر تا به حال غسل نكرده است يك غسل جنابت كافى است، و بايد همه نمازها يى را كه يقين دارد در حال جنابت خوانده است، قضا نمايد. و اگر در شبهاى ماه رمضان جاهل به اصل جنابت بوده روزه‏هاى او قضا ندارد و محكوم به صحت است. ولى اگر عالم به خروج منى و جنابت بوده ولى نمى‏دانسته كه براى صحت روزه، غسل بر او واجب است، بايد روزه همه روزها يى را كه در حال جنابت گرفته است قضا نمايد، و اگر جهل او بر اثر تقصير و كوتاهى بوده، كفاره هر روز را هم بايد بدهد.

س 213 : متأسفانه در طول چند سال هيچگونه اطلاعى از مسأله جنابت و احكام غسل جنابت نداشتم. با توجه به اين كه در آن مدت نماز خوانده و روزه گرفته‏ام، حكم شرعى آن چيست؟
ج: اگر در آن مدت در ايام روزه جهل به اصل حدوث جنابت داشته‏ايد، روزه هايتان صحيح است. ولى قضاى نمازها بعد از علم به اين كه آنها را در حال جنابت خوانده‏ايد، واجب است.

س 214 : شخصى كه بعد از جنابت، غسل خود را به طور باطل و اشتباه انجام مى‏دهد، با توجه به جهل او به اين مس أله، نمازها يى را كه با اين غسل مى‏خواند چه حكمى دارند؟
ج: نمازِ با غسل باطل و در حال جنابت باطل است و بايد اعاده يا قضا شود.

س 215 : به قصد انجام يكى از غسل‏هاى واجب غسل كردم. پس از خروج از حمام متوجه شدم ترتيب را رعايت نكرده‏ام، و چون احتمال مى‏دادم كه نيّت ترتيب كافى است، دوباره غسل نكردم. اكنون در كارم متحيّر هستم، آيا قضاى همه نمازهايى كه خوانده‏ام، واجب است؟
ج: اگر احتمال صحت غسل را مى‏دهيد و در وقت غسل متوجه انجام آنچه در صحت غسل معتبر است بوده‏ايد، چيزى بر عهده شما نيست. بله، اگر يقين به بطلان غسل پيدا كنيد، قضاى همه نمازها بر شما واجب است.

س 216 : من غسل جنابت را به اين ترتيب انجام مى‏داده‏ام كه ابتدا سمت راست بدن بعد سر و سپس قسمت چپ بدن را مى‏شستم. در سؤال و تحقيق در اين زمينه هم كوتاهى كرده‏ام، نماز و روزه‏ام چه حكمى دارند؟
ج: غسل به كيفيت مذكور باطل است و موجب رفع حدث نمى‏شود، لذا نمازها يى كه با چنين غسلى خوانده شده، باطل و قضاى آنها واجب است. ولى روزه‏ها با فرض اينكه معتقد به صحت غسل به صورت مذكور بوده‏ايد و بقاى شما بر جنابت، عمدى نبوده است، محكوم به صحت است.

س 217 : آيا خواندن سوره‏هايى كه سجده واجب دارند بر جنب حرام است؟
ج: از جمله كارهايى كه بر جنب حرام است خواندن خصوص آيات سجده است، ولى خواندن ساير آيات از اين سوره‏ ها اشكال ندارد.




 

 


Copyright © 2003-2008 - AVINY.COM - All Rights Reserved