|
احتمال شکست محورهای دیگر هم زیاد بود، آن هم
با کلی شهید. پاک در مانده شدم. ناامیدی در تمام وجودم ریشه
دوانده بود. با خودم گفتم چه کار کنم؟ سرم را بلند کردم روبه آسمان
و توی دلم نالیدم که: خدایا خودت کمک کن. از بچهها فاصله گرفتم؟
اسم حضرت صدیقه طاهره (س) را از ته دل صدا زدم و متوسل شدم به وجود
شریفش. زمزمه کردم: خانم خودتون کمک کنین. منو راهنمایی کنین تا
بتونم این بچهها رو حرکت بدم. وضع ما رو خودتون بهتر میدونین.... |